نقش تابآوری اجتماعی و روانی در احساس خوشبختی
دستیابی به خوشبختی و شاد زیستن، همواره به عنوان یکی از آرمانهای اصلی بشر بوده است. این آرمان در دوران اخیر فراتر از یک حس لحظهای یا یک حالت روانی موقت شناخته میشود و بازتابی از رفاه جامع، شامل سلامت جسمی، روانی و تعادل در زندگی اجتماعی است. در دنیای امروز که با چالشهای پیچیده اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی روبروست، توجه به «خوشبختی و رفاه» به عنوان شاخصی برای پیشرفت جوامع، اهمیتی دوچندان یافته است. روز ۲۰ مارس، مصادف با بیست و نهم اسفند ماه به عنوان «روز جهانی خوشبختی»، از سوی سازمان ملل متحد انتخاب شده است تا شاید بتواند فرصتی برای پاسخ به این پرسش بنیادین داشته باشند که چگونه خوشبختی و رفاه انسانی میتواند در کانون سیاستگذاریهای جهانی قرار گیرد.
تاریخچه روز جهانی خوشبختی
در سال ۲۰۱۱، «جییونگ کیم»، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد، در «اجلاس سران رفاه» به سلطان عمان، پیشنهاد کرد که یک روز جهانی به موضوع خوشبختی اختصاص یابد. این پیشنهاد با استقبال گسترده کشورها مواجه شد و نهایتاً در ۱۹ ژوئیه ۲۰۱۱، مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه ۶۶/۲۸۱، روز ۲۰ مارس را به عنوان «روز بینالمللی خوشبختی» اعلام کرد. این اقدام تاریخی به رسمیت شناختن این واقعیت بود که رشد اقتصادی لزوماً به معنای پیشرفت اجتماعی و خوشبختی نیست.
سازمان ملل در این قطعنامه از تمام کشورها، سازمانهای بینالمللی و مردمان جهان دعوت کرد تا در این روز با آگاهی از اهمیت خوشبختی در زندگیها، اقدامات عملی انجام دهند. انتخاب تاریخ ۲۰ مارس (معمولاً مصادف با اعتدال بهاری در نیمکره شمالی) نیز نمادین است؛ زمانی که طبیعت دوباره زنده میشود و امید در دلها جان میگیرد. این روز یادآوری میکند که هدف نهایی توسعه پایدار، ایجاد زندگیای شاد، سالم و مملو از عشق برای تمام انسانها است.
موضوع سال ۲۰۲۶: خوشبختی برای آینده پایدار
هر ساله، سازمان ملل متحد برای این روز یک شعار خاص انتخاب میکند تا توجه جهانی را به یک جنبه خاص از خوشبختی معطوف کند. برای سال ۲۰۲۶، با توجه به بحرانهای زیستمحیطی و تغییرات اقلیمی که تهدیدی جدی برای آینده نسلهای آینده است، موضوع «خوشبختی برای آینده پایدار: هماهنگی انسان و طبیعت» (Happiness for a Sustainable Future: Harmonizing People and Planet) در دستور کار قرار گرفته است. این موضوع یک هدف دیگر را نیز دنبال مینماید و آن تقویت تابآوری اجتماعی، روانی، برای افزایش حس خوشبختی در میان انسانهاست.
این موضوع بر این باور استوار است که خوشبختی واقعی در گرو حفظ سیاره زمین و منابع طبیعی آن است. نمیتوان در حالی که محیط زیست در حال نابودی است، از رفاه پایدار سخن گفت. شعار سال ۲۰۲۶ بر لزوم تغییر سبک زندگی، کاهش مصرفگرایی، احیای فرهنگ استفاده از منابع تجدیدپذیر و تقویت پیوند انسان با طبیعت تاکید دارد. در این رویکرد، خوشبختی نه در انباشت کالاها، بلکه در لذت بردن از زیباییهای طبیعی، زندگی در محیطی سالم و گذاشتن میراثی درست برای فرزندانمان تعریف میشود. دولتها و ملتها تشویق میشوند تا سیاستهای خود را بر اساس توسعه پایدار بازنگری کنند تا رفاه نسل حاضر، قربانی منافع کوتاهمدت نشود.
تقویت تابآوری اجتماعی، روانی، برای افزایش حس خوشبختی
تابآوری اجتماعی به معنای توانایی یک جامعه برای مقابله موثر با بحرانها، جذب ضربات و بازگشت به شرایط تعادل و پیشرفت است و این ویژگی ریشه مستقیمی در ارتقای حس خوشبختی عمومی دارد. جامعهای که از تابآوری بالایی برخوردار است، میتواند با اتکا به سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و شبکههای حمایتی قوی، چالشها و ناملایمات را به فرصتی برای رشد تبدیل کند. در چنین فضایی، افراد به جای اینکه در برابر مشکلات احساس درماندگی و ناامنی کنند، با اطمینان به پشتوانه جمعی و ساختارهای پایدار اجتماعی، آرامش خاطر و ثبات بیشتری را تجربه میکنند که همان زیربنای حس خوشبختی پایدار است.
علاوه بر این، تابآوری اجتماعی با تقویت پیوندهای میان فردی و حس همبستگی ملی، مانع از انزوا و ضعیف شدن پیوندهای بین مردم و روابط انسانی در دوران سختی میشود. وقتی مردم میبینند که در مواجهه با حوادث مختلف، نظام اجتماعی و همنوعان آنها آماده کمک و یاریگری هستند، حس تعلق و امید به آینده در دلها زنده میشود. این حس امنیت روانی و اطمینان به آینده، که حاصل تابآوری ساختارهای اجتماعی است، مستقیماً به افزایش رضایت منجر میشود؛ زیرا خوشبختی واقعی تنها در آرامش فردی، بلکه در زیست در محیطی که توانایی عبور از طوفانها را دارد و برای آیندهای روشن تلاش میکند، معنا مییابد.
سازمانهای غیردولتی فعال در زمینه ترویج فرهنگ خوشبختی و کمک به افزایش رفاه روانی
علاوه بر تلاشهای دولتی و بینالمللی، سازمانهای غیردولتی (NGO) متعددی در سراسر جهان نقش کلیدی در ترویج فرهنگ شادی و کمک به افزایش رفاه روانی ایفا میکنند. برخی از مهمترین این سازمانها عبارتند از:
۱. شبکه جهانی خوشبختی (Global Happiness Organization): این سازمان با تمرکز بر پژوهشهای علمی در زمینه روانشناسی مثبتگرا، تلاش میکند تا ابزارها و روشهای عملی برای افزایش خوشبختی افراد و جوامع ارائه دهد. آنها با برگزاری کارگاههای آموزشی و انتشار مطالب علمی، به مردم کمک میکنند تا مهارتهای شادی را بیاموزند.
۲. اقدام برای خوشبختی (Action for Happiness): یک جنبش مردمی با میلیونها عضو در سراسر جهان که متعهد به ساخت جامعهای شادتر و مهربانتر است. این سازمان منابعی رایگان مانند «تقویم خوشبختی» را در اختیار عموم قرار میدهد تا افراد بتوانند با انجام کارهای کوچک، اما معنادار روزانه، میزان شادی خود و اطرافیانشان را افزایش دهند.
۳. بنیاد رفاه جهانی (Wellbeing Global Alliance): این سازمان بر روی اندازهگیری و بهبود رفاه در محیطهای کار و تحصیل تمرکز دارد. آنها معتقدند که بخش قابل توجهی از زندگی انسانها در این محیطها سپری میشود و بهبود کیفیت روابط در آنها تأثیر مستقیمی بر خوشبختی عمومی دارد.
۴. سازمان «شاد زندگی کردن» (Live Happy): این سازمان با استفاده از رسانههای جمعی و رویدادهای اجتماعی، فرهنگ قدردانی و مثبتاندیشی را ترویج میکند و داستانهای الهامبخش از افرادی را که بر سختیها غلبه کردهاند، به اشتراک میگذارد.
اهمیت حفظ شادی و روحیه خوشبختی در دوران جنگ
یکی از حساسترین و حیاتیترین بخشهای بحث پیرامون خوشبختی، بررسی وضعیت آن در شرایط بحرانی و به ویژه دوران جنگ است. جنگ، به عنوان پدیدهای ویرانگر، نه تنها جان انسانها و زیرساختهای فیزیکی را هدف قرار میدهد، بلکه حملات مستقیمی به روان و روحیه جوامع دارد. در چنین شرایطی، حفظ روحیه خوشبختی و امید، نه یک انتخاب لوکس، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای مقاومت و پیروزی است.
در دوران جنگ، جامعه با طیف وسیعی از فشارهای روانی از جمله ترس، اضطراب، سوگ و ناامنی مواجه میشود. در این میان، «تابآوری اجتماعی، روانی» کلید اصلی است. خوشبختی در این شرایط به معنای بیخیالی یا نادیده گرفتن واقعیتهای تلخ نیست؛ بلکه به معنای توانایی حفظ تعادل، امید به آینده و یافتن معنا در رنجهاست. تحقیقات نشان دادهاند که جوامعی که دارای روحیه بالا و انسجام اجتماعی قویتری هستند، آسیبپذیری کمتری در برابر فشارهای دشمن دارند و سریعتر به حالت عادی بازمیگردند.
ترویج فرهنگ شادی و کمک به افزایش رفاه روانی در دوران جنگ چندین بُعد مهم دارد:
- مقاومت ملی: وقتی مردم با روحیه بالا و با امید به آیندهای روشن پشتیبانی خود از نظام و نیروهای مسلح را ادامه دهند، پشت جبهه تقویت میشود. دشمن تلاش میکند با جنگ روانی و ایجاد یأس، اراده ملت را بشکند. شادی و نشاط اجتماعی، سپر دفاعی در برابر این توطئههاست.
- سلامت روان: جنگ باعث افزایش بیماریهای روانی میشود. تمرکز بر جنبههای مثبت زندگی، اهمیت به خانواده و کمک به یکدیگر، از بروز فروپاشیهای روانی جلوگیری میکند.
- همبستگی اجتماعی: بحرانها میتوانند مردم را به هم نزدیکتر کنند. اشتراکگذاری احساسات، کمک به آسیبدیدگان و ایستادگی کنار هم، نوعی از خوشبختی جمعی ایجاد میکند که ناشی از حس هدفمندی و تعهد است.
تابآوری به عنوان سازوکار تنظیم هیجانی و سرمایه اجتماعی در شرایط بحران
در فرهنگ ایرانی، اسلامی ما، مفاهیمی مانند «صبر»، «توکل» و «رضا» راهکارهای عمیقی برای حفظ آرامش در دل طوفانها هستند. تاریخ ایران پر است از نمونههایی که در سختترین شرایط، مردم با توکل بر خدا و روحیه ایمانی، شادی و معنویت را حتی در لحظات سخت تجربه کردهاند زیرا خوشبختی، یک حالت درونی است که میتواند حتی در تاریکترین شرایط نیز بدرخشد و راه را برای پیروزی و بازسازی هموار کند. در نهایت، آنچه در دوران اخیر و در سایه تهدیدات جنگی و فشارهای اقتصادی بیش از پیش برجسته میشود، این حقیقت انکارناپذیر است که خوشبختی، پدیدهای لوکس و جدا از واقعیتهای جامعه نیست، بلکه یک ضرورت کارکردی برای حیات اجتماعی ماست.
در این شرایط حساس، «تابآوری روانی و اجتماعی» به عنوان سازوکار اصلی تنظیم هیجانی و تضمینکننده انسجام ساختاریِ خوشبختی ملی عمل میکند. از منظر علمی، جامعهای که در اثر فشارهای محیطی دچار فروپاشی سرمایه اجتماعی و ناتوانی در تنظیم هیجانات جمعی شود، فاقد زیرساختهای لازم برای تجربه شادی و رفاه خواهد بود؛ اما جامعهای که با تکیه بر باورهای معنوی، فرهنگ ایثار و شبکههای حمایتی منسجم، تابآوری خود را ارتقا میدهد، قادر است با بازتعریف معنا و کارکرد در مواجهه با استرسها، تعادل پویا را حفظ کرده و به سطح مطلوبی از تندرستی روانی دست یابد.
شواهد تجربی نشان میدهد که خوشبختی پایدار، نه در انتظار شرایط آرمانی و فقدان تنش، بلکه در فرآیند «خودکارآمدی فردی» و «همبستگی اجتماعی در شرایط بحرانی» قابل تعریف است. حفظ تندرستی روانی و نشاط اجتماعی، به عنوان یک عامل بازدارنده در برابر جنگ روانی و تهدیدات شناختی دشمن، نقشی کلیدی در حفظ انسجام ملی و تضمین پیشرفت ایفا میکند. بنابراین، تقویت مولفههای تابآوری اجتماعی و اولویتبندی در سرمایهگذاری بر سلامت روان شهروندان، راهکاری اصولی برای مدیریت بحرانهای کنونی و ضامن تحقق توسعه پایدار و رفاه عمومی برای نسلهای آینده ایران، خواهد بود.
یادداشت از زهرا میرابیان