قصه ایستادگی و ایثار در «طلوع بینشانها» به روایت اکبر رجبی
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در هنگامه بحران و سختی، زمانی که سایه جنگ بر سر ملتها سنگینی میکند و آرامش و امنیت دستخوش تلاطم میشود، چهره واقعی انسانیت و همدلی در قالب فعالیتهای خیرخواهانه و نیکوکارانه، بیش از پیش نمایان میگردد. در چنین شرایطی، نهادها و سازمانهایی که دل در گرو یاریرساندن به همنوعان دارند، نقشی حیاتی در حفظ روحیه جامعه، تداوم خدمات ضروری و ایجاد امید ایفا میکنند.
در این شرایط با اکبر رجبی؛ مدیرعامل جمعیت طلوع بینشانها به گفتوگو پرداختیم و وضعیت مؤسسه را جویا شدیم:
-با توجه به شرایط جنگی، آیا طلوع بینشانها همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد؟ چه تمهیدات خاصتری نسبت به پیش از جنگ در نظر گرفتهاید؟
مرکز ما یک مرکز نگهداری شبانهروزی است. فعالیتها ادامه دارد، اما طبیعی است که بچهها دچار ترس و نگرانی میشوند. پیش از این شاید میتوانستیم هفتهای یکبار به آنها سر بزنیم، اما اکنون لازم است هر روز به همه آنها سر بزنیم و در کنارشان باشیم.
مربیانی که در اینجا فعالیت میکنند واقعاً ایثارگرانه کار میکنند. امروز هفده روز از آغاز جنگ گذشته و یکی از مربیان ما از آغاز جنگ تاکنون به خانه نرفته است. من بیش از هر چیز شرمنده همین افراد هستم.
واقعیت این است که این افراد ایستادهاند و از بچهها مراقبت میکنند؛ با آنها بازی میکنند، با آنها صحبت میکنند، برایشان برنامه و جشن برگزار میکنند و تلاش میکنند فضای شادی برایشان ایجاد کنند. واقعاً باید از این مربیان و مددکاران قدردانی کرد.
-درباره تأمین منابع مالی و مدیریت منابع انسانی در این مدت چگونه عمل کردهاید؟
در این مدت مردم با ما تماس میگیرند و اعلام میکنند که حاضرند شبها در کنار این بچهها بمانند و کمک کنند. در واقع، حمایت مردم نسبت به گذشته حتی بیشتر هم شده است.
تمام اینها لطف خدا و محبت مردم است؛ در غیر این صورت، در چنین شرایطی طبیعی بود که بسیاری از مجموعهها فعالیت خود را متوقف کنند.
در حال حاضر ما ناچار شدهایم سه مرکز خود، دختربچهها و پسربچهها را جابهجا کنیم و خارج از تهران پشتیبانی آنها را انجام دهیم. امروز نیز قرار است گروهی از بچهها جابهجا شوند، زیرا وضعیت اینجا ناامن است.
-در حال حاضر چند مرکز نگهداری دارید؟
ما در مجموع ۲۰ مرکز نگهداری داریم که از این میان، ۱۲ مرکز بهصورت شبانهروزی فعالیت میکنند.
-با توجه به اینکه بسیاری از خیریهها و سازمانهای مردمنهاد در این شرایط با مشکلاتی مواجه هستند، پیشنهاد شما برای آنها چیست؟
اجازه بدهید نکتهای را بگویم. کارکنان ما ماه گذشته حقوق خود را دریافت نکردهاند. از میان حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ نفری که در مجموعه طلوع حقوق دریافت میکنند، هیچکدام ماه گذشته حقوق نگرفتهاند و اکنون نیز ماه در حال پایان است؛ یعنی دو ماه است که حقوق نگرفتهاند، اما با این حال هیچکس کار را ترک نکرده است.
این صبوری و همراهی خود آنهاست، زیرا میدانند کجا کار میکنند. آنها برای من کار نمیکنند؛ برای انسانیت کار میکنند. حتی میتوان گفت برای خدا هم کار نمیکنند، بلکه برای انسانیت کار میکنند؛ همان چیزی که خدا از انسان میخواهد؛ کاری که در آن احترام، مسئولیت و آبروی مردم معنا دارد.
آن هم در شرایطی که بسیاری از مردم در این روزهای جنگ به دنبال خدا میگردند و میپرسند خدا کجاست...
-اگر بخواهید پیامی از صمیم قلب خطاب به مردم داشته باشید، چه میگویید؟
ببینید من همین الان در یکی از مراکز بودم. بچههای کارتنخواب خانم جشنی برگزار کرده بودند. آنها معمولا در یکشنبههای آخر سال جشنی به نام جشن شکرگزاری برگزار میکنند.
در همان جشن حضور داشتم. یکی از کارتنخوابها میگفت که شما جنگ را به جشن تبدیل کردهاید. واقعیت این است که آنها هوای یکدیگر را دارند تا نترسند، از هم مراقبت میکنند، به یکدیگر احترام میگذارند و به هم آبرو میدهند؛ قطعا خدا به آنها نگاه میکند...