کد خبر:۵۱۰۱
۳ داستان با موضوع جنگ؛

ادبیات جنگ؛ یادآوری هویت و پیوندهای عمیق انسانی

نویسندگانی چون اگزوپری، مک‌کی و نوویچ با قلم خود به ما می‌آموزند چگونه تکه‌های ازهم‌گسسته‌ٔ هویتمان را در بستر جنگ کنار هم قرار دهیم و به‌مدد پیوند عمیق با انسان‌های دیگر بر زخم‌های روانمان مرهم بگذاریم. در این راستا به بررسی سه داستان با مضمون جنگ پرداخته‌ایم.
ادبیات جنگ؛ یادآوری هویت و پیوندهای عمیق انسانی

 جنگ می‌آید و برای جنگ‌زدگان سوغاتِ پریشانی، رنج و فقدان می‌آورد. جنگ از همان آغاز کلمات خود را می‌خواهد؛ کلماتی که بوی باروت می‌دهند و گردی از بیم و امید بر تک‌تکشان نشسته است.

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، مرور ادبیات جنگ کمک می‌کند آگاهانه‌‌تر با آن روبه‌رو شویم و اثراتش را بر زندگی خود بپذیریم. در حقیقت، این آثار پلی هستند میان زندگی پیش از جنگ، درک تجربهٔ جنگ و انتقال درست آن به جهان پیرامون. 

 به همین بهانه، بر آن شدیم تا سفری داشته باشیم به دنیای سه داستان معاصر با موضوع جنگ؛ آثاری که هر یک از جغرافیایی متفاوت و در برهه‌ای خاص از تاریخ، پرده از زوایای پنهان جنگ برمی‌دارند. در این چشم‌انداز، گوشه‌چشمی به دنیای هر کتاب خواهیم داشت، سپس برای آشنایی با جهانِ کلماتِ نویسنده، بریده‌ای از متن هر اثر را با هم مرور می‌کنیم. 

۱. مجموعه‌خاطرات «خلبان جنگ» 

 «خلبان جنگ» (pilote de guerre) اثر آنتوان دو سنت اگزوپری؛ نویسنده‌ٔ نامدار کتاب «شازده کوچولو» است. او در این مستندنگاری نگاهی عمیق به مفاهیم انسانی، چرایی جنگ، حس ازخودگذشتگی و آرمان‌خواهی دارد. اگزوپری _که خود خلبان جنگ بوده_ تجربه و نگاه ویژهٔ خود از مأموریت‌های پروازی در خلال جنگ جهانی دوم _به‌ویژه پرواز برفراز شهر آراس در فرانسه_ را با ما درمیان می‌گذارد. او معتقد است برای دفاع از حق زیستن باید جنگید؛ البته جنگی که در راه آزادی، تغییر و برابری باشد. 

 در این کتاب، اگزوپری از ترس‌ها و اضطراب‌های پیش از پروازهای خطرناک و احساسات پس از بازگشت از مأموریت‌های نفس‌گیر حرف می‌زند؛ جایی که از ۲۳ خلبانِ همراهِ او، تنها ۶ نفر جانِ سالم به‌در بردند. این کتاب با ترجمهٔ اقدس یغمایی از سوی انتشارات علمی فرهنگی منتشر شده است. 

ادبیات جنگ؛ مرهمی بر زخم‌های روان

 از متن کتاب «خلبان جنگ» 

 در اسپانیا مردی را دیدم که پس از کار از زیرزمین خانه ویران‌شده‌ای با گلولهٔ توپ، بیرون آمد. به نظرم آمد جمعیت ساکت ناگهان با کم‌رویی این کارگری را که بر اثر آوارها سرتاپا غبارآلود بود و انگار از دنیای دیگری برگشته باشد در میان گرفته بود. مرد _گیج و مبهوت_ براثرِ کمبود اکسیژن و حالت نیم‌خفگی و گرسنگی و تشنگی_ همچون غولی به‌خواب رفته بود. 

 موقعی که کسانی میان جمعیت جرأتی به‌خرج داده و پرسش‌هایی از او کردند و کارگر دفن‌شده با دقتی شک‌آلوده به پرسش‌هاشان جواب داد، کم‌رویی و خجالت جمعیت تبدیل به ناراحتی شد. پرسش‌هایی که از او می‌کردند، مانند کلیدهایی بود که به قفل او نمی‌خورد، چون هیچ‌کس به‌درستی بلد نبود به‌طور واقعی از او پرس‌وجو کند. به او می‌گفتند: «چه احساسی داشتید؟ چه فکری می‌کردید؟ در حال انجام چه کاری بودید؟» 

 به‌این‌ترتیب، مثل این بود که به‌طور‌ تصادفی پل‌هایی موقتی برایش روی پرتگاه می‌انداختند. انگار برای دست‌یافتن به او و نجاتش که کور و کر و لال در ظلمت آن مغاک گرفتار آمده بود، به وسایلی کاملاً ابتدایی متوسل شده باشند، اما موقعی که آن کارگر توانست به پرسش‌های ما پاسخ بدهد، گفت:

-آه! بله، صدای قرچ‌قرچی طولانی را می‌شنیدم...

و در پاسخ پرسش‌های دیگر...: 

-خیلی دلواپس بودم. انتظاری طولانی بود... آه! واقعاً طولانی...

 و دوباره گفت:

-کمرم درد می‌کرد، به‌شدت درد می‌کرد...

 و این آدم ساد‌ه‌دل _جز از زبان همان آدم ساده‌دل_ حرفی با ما نمی‌زد. به‌ویژه دربارهٔ ساعتش که گم شده بود، صحبت می‌کرد.

-دنبالش گشتم... خیلی به آن علاقه داشتم... اما توی تاریکی... 

طبعاً زندگی، احساس زمان را که می‌گذرد و یا عشق به اشیای آشنا را به او آموخته بود. 

۲. رمان «جنگ چکاوک‌ها» 

 رمان «جنگ چکاوک‌ها» (The Skylarks' War)، اثر هیلاری مک‌کی روایتی تأثیرگذار از خانواده‌ای است که در میانه‌ٔ جنگ جهانی اول گرفتار جنگ می‌شوند. این اثر در سال ۲٠۱۹ برنده‌ٔ جایزه‌ٔ «بهترین کتاب کودک کاستا» شده و نشان می‌دهد جنگ چطور می‌تواند زندگی انسان‌ها را زیر و رو کند. 

 داستان درباره‌ٔ کلاری و پیتر؛ خواهر و برادری است که هر تابستان در خانه‌ٔ پدربزرگ و مادربزرگشان روزهای شادِ خاطره‌انگیزی را می‌گذرانند، اما با آغاز جنگ_ زمانی که پسر عمویشان؛ روپرت به جبهه اعزام می‌شود_ دنیای شیرین کودکی آن‌ها در سایه‌ٔ تاریک جنگ فرومی‌رود.  

 مک‌کی در این داستان پیوند میان عشق، خانواده و امید را در روزهای جنگ به تصویر می‌کشد و از یافتن معناهای تازه‌ در اوج بی‌معنایی سخن می‌گوید. در واقع، کتاب «جنگ چکاوک‌ها» یادآور قدرت درونی انسان‌هایی است که حتی در میان ویرانی، رؤیای صلح و دوستی را زنده نگه داشته‌اند. این کتاب با ترجمهٔ زانیار ابراهیمی از انتشارات پرتقال منتشر شده و مخاطب اصلی آن نوجوانان هستند. 

 

ادبیات جنگ؛ مرهمی بر زخم‌های روان

 

از متن رمان «جنگ چکاوک‌ها» 

 فرانسه کمی شلوغ بود، کیلومترها دورتر از خطوطی که در آن‌ها زمین از تپش سلاح‌های جبهه به لرزه درمی‌آمد. دیدن اسب‌ها که تا زانو در گل فرورفته بودند و به‌زحمت گاری‌هایی را _که به این طرف و آن طرف سُرمی‌خوردند_ می‌کشیدند، وحشتناک بود. آن‌ها داشتند زخمی‌ها را با بیشترین سرعت ممکن به عقب بازمی‌گرداندند. پوست‌واستخوان هیچ‌وقت حتی یک لحظه فکر نکرد که چرا به فرانسه رفته است. البته آنجا بدتر از آنچه فکر می‌کرد، نبود.

 او فکر می‌کرد فرانسه کمابیش تحمل‌ناپذیر باشد، درواقع کمابیش همان‌طور بود. پاهایش به‌شدت درد می‌کرد. به‌نظر نمی‌رسید توانسته باشند چکمه‌هایی به‌اندازهٔ پای او بسازند. تا همان زمان هم چیزهایی دیده بود که می‌دانست هیچ‌وقت کلمه‌ای از آنها را به زبان نخواهد آورد؛ یک گاری پر از جنازه. اعضای بدن که جدا و سیاه شده بودند. او قبلاً نمی‌دانست که اتفاق‌هایی شبیه این هم رخ می‌دهند. یکی گفته بود: «همه‌شون استرالیایی‌ان» و به خیال خودش این حرف همه‌چیز را توضیح می‌داد.

۳. رمان «دختری در جنگ» 

 رمان «دختری در جنگ» (The Girl in the War) اثر سارا نوویچ، شما را به سفری در دل‌آشوب جنگ بالکان می‌برد. این رمان روایتگر زندگی آنا؛ دختری از زاگرب است که کودکی پرشورش با آغاز جنگ به تلخ‌ترین خاطرات تبدیل می‌شود. نوویچ در رمان خود قصه‌گوی نسلی است که حتی سال‌ها پس از پایان درگیری‌ها، زخم‌های جنگ همچنان روحشان را آزار می‌دهد.

 در این اثر، شاهد دگرگونی دنیای آنا از بازی‌های کودکانه در کوچه‌های زاگرب به زندگی در خشونت و ناامنی خواهید بود. جایی که همسایه به همسایه بی‌اعتماد می‌شود و امنیت جای خود را به ترس و درگیری می‌دهد. 

 در فصل دوم کتاب، آنا _که در آمریکا زندگی می‌کند_ تصمیم می‌گیرد با خاطرات تلخ و زخم‌های درونی‌اش مواجه شود تا شاید بتواند آرامش گمشده‌ٔ سرزمینش را بازیابد. این سفر درونی، داستانی از جست‌وجوی هویت و یافتن صلح در میان ویرانه‌های جنگ است. کتاب «دختری در جنگ» را هانیه رجبی ترجمه کرده است. این کتاب برندهٔ جایزهٔ ادبی الکس است و ازسوی انتشارات شمشاد در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. 

 

ادبیات جنگ؛ مرهمی بر زخم‌های روان

از متن رمان «دختری در جنگ» 

 وارد دورانی از آژیرهای خطر کاذب شده بودیم. اخطار حملهٔ هوایی و اخطار برای آمادگی دربرابر حمله هوایی. هرجا سایه‌ای از هواپیماهای صرب در آسمان شهر دیده می‌شد، بلافاصله نوار اخطار حملهٔ هوایی زیر تصویر تلویزیون نقش می‌بست. البته هیچ آژیری به‌صدا در نمی‌آمد، هیچ‌کس هم به پناهگاه فرار نمی‌کرد، اما کسانی که این نوار را می‌دیدند، سرشان را از در بیرون می‌آوردند و در راهروی ساختمان هوار می‌کشیدند «خاموش کنین! خاموش کنین!».

 این فریاد سرتاسر پله‌ها را می‌پیمود، از لای بندِرخت‌ها می‌گذشت، به خیابان‌ها می‌رسید و به همهمه‌ای جمعی مبدل می‌شد. پرده‌ها را می‌کشیدیم و با لباس‌هایی تیره بر روی زمین در سایه می‌نشستیم. من نمی‌ترسیدم. بیشتر شبیه لحظاتی بود که در تاریکی پنهان شدی و قایم‌باشک بازی می‌کنی. یک شب که زیر طاقچه پنجره چمباتمه زده بودیم، مادرم گفت: «این بچه یه مرگی‌اش هست» راحله قبل‌تر هم گریه می‌کرد. الان هم گریه می‌کرد. به نظر از چند روز پیش فقط گریه می‌کرده است.

گفتم: «شاید از تاریکی ترسیده» خودم هم می‌دانستم که این‌طور نیست.

-باید ببرمش دکتر. 

سخن پایانی

 در پایان این سفر کوتاه به ادبیات جنگ، درمی‌یابیم جنگ با همهٔ ویرانگری و رنج‌هایش، همواره بخشی از تجربه‌ٔ انسان معاصر بوده است. ادبیات جنگ توانایی شگرفی در بازتاب تجربیات انسانی و درک عمیق‌تر ما از پیچیدگی‌های جهان دارد. به‌بیان‌دیگر، نویسندگانی چون اگزوپری، مک‌کی و نوویچ با قلم خود به ما می‌آموزند چگونه تکه‌های ازهم‌گسسته‌ٔ هویتمان را در بستر جنگ کنار هم قرار دهیم و به‌مدد پیوند عمیق با انسان‌های دیگر بر زخم‌های روانمان مرهم بگذاریم. 

 

یادداشت از نیلوفر بختیاری

 


ارسال دیدگاه
captcha