نحوه مراقبت روانی و تعامل سازنده با سالمندان در شرایط بحران جنگی کشور
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، با شروع جنگ تحمیلی اخیر، بسیاری از خانوادههای ایرانی در مواجهه با این موقعیت اضطراری در نگهداری و حمایت از سالمندان با چالشهایی روبرو بودهاند. در خبرهای روزهای اخیر، داستانهای تلخ و شیرین از حمایت یا ترک سالمندان توسط اطرافیان به گوش میرسد. گروههای زیادی از خانوادهها در زیر بمباران در کنار سالمندان خود در شهر ماندهاند و علیرغم سختی شرایط، خانواده سالمند خود را با تمام توان حمایت و نگهداری میکنند. در مقابل، داستانهایی به گوش میرسد که برخی از خانوادهها سالمند خود را در بیمارستانها یا مراکز نگهداری رها کرده و خود به سفر رفتهاند.
در این میان، اگرچه ستون اصلی نگهداری و حمایت عاطفی، خانواده است، اما در چنین بحرانهایی، تواناییهای خانوادهها محدود شده و نیاز به یاریرسانیهای ساختاریافته بیش از پیش احساس میشود. اینجاست که نقش سازمانهای مردمنهاد (NGOها) و نهادهای حمایتی به عنوان پل ارتباطی میان دولت، جامعه و خانوادهها پررنگ میشود؛ نهادهایی که میتوانند با ارائه خدمات مشاورهای، روانشناختی و معیشتی، بار دوش خانوادهها را سبک کرده و از تنهایی سالمندان بکاهند.
برای درک بهتر ابعاد این موضوع و پاسخ به دغدغههای خانوادهها، با یک متخصص حوزه سالمندی گفتوگویی انجام دادهایم و در آن، به بررسی چگونگی تبدیل چالشهای موجود به فرصتهایی برای تعامل سازنده و پاسخ به پرسشهای کلیدی در این زمینه پرداختهایم. در گفتوگوی صمیمانهای که با جناب آقای «دکتر احمد دلبری»؛ پزشک و متخصص طب سالمندان از «دانشگاه کارولینسکای سوئد» و استادتمام دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی داشتیم در مورد «نحوه مراقبت روانی و تعامل سازنده با سالمندان در شرایط بحران جنگی کشور» پرسیدیم.
- با توجه به اینکه شرایط جنگ و بحرانهای اجتماعی ناشی از آن، خانوادهها را به سمت «همزیستی طولانیمدت» سوق داده است، این پدیده میتواند به بستر بروز تعارضات نسلی و فشار روانی بر «نسل میانی» (که مسئولیت مراقبت دوگانه از فرزندان و سالمندان را بر عهده دارند) تبدیل شود. از دیدگاه شما، خانوادهها چگونه و با اتخاذ چه راهبردهایی، میتوانند این چالشها را مدیریت کنند؟
در چنین شرایطی که به دلیل ناامنی یا محدودیتهای ناشی از بحران، چند نسل ناچار میشوند برای مدتی طولانی در کنار یکدیگر زندگی کنند، طبیعی است که فشار روانی و خستگی در میان اعضای خانواده افزایش پیدا کند. سالمندان معمولاً به استقلال، نظم روزمره و فضای شخصی خود عادت دارند و تغییر ناگهانی محیط زندگی میتواند برای آنها استرسزا باشد. از سوی دیگر، والدین جوان نیز همزمان مسئولیت مراقبت از کودکان و سالمندان را بر عهده دارند که این موضوع ممکن است تنشهایی در خانواده ایجاد کند.
برای اینکه این وضعیت به جای تبدیل شدن به منبع تنش، به فرصتی برای تعامل مثبت میان نسلها تبدیل شود، چند نکته مهم وجود دارد. نخست این که بهتر است در حد امکان فضای شخصی سالمند حفظ شود؛ حتی یک گوشه مشخص در خانه که سالمند احساس کند متعلق به اوست میتواند به حفظ حس استقلال و آرامش کمک کند. دوم، لازم است اعضای خانواده تلاش کنند برنامه روزانه نسبتاً ثابتی برای خواب، غذا و فعالیتهای سالمند حفظ شود، زیرا نظم روزمره نقش مهمی در آرامش روانی سالمندان دارد. نکته مهم دیگر استفاده از تجربه و نقش اجتماعی سالمندان در خانواده است. سالمندان میتوانند در حد توان در کارهای ساده خانه، گفتوگو با نوهها یا انتقال تجربههای زندگی مشارکت داشته باشند. این مشارکت نهتنها به حفظ احساس ارزشمندی در سالمند کمک میکند، بلکه میتواند ارتباط عاطفی میان نسلها را نیز تقویت کند.
-گفتوگو با سالمندان چه اندازه بر سلامت روانشان مؤثر است؟ در گفتوگو با آنها نکاتی باید رعایت شود؟
برای بسیاری از سالمندان، احساس دیدهشدن، شنیدهشدن و مفید بودن است؛ بنابراین موضوعاتی که به تجربههای زندگی، خاطرات و نقش اجتماعی آنها مرتبط است معمولاً بیشترین اثر مثبت را دارند. یکی از مهمترین موضوعات گفتوگو، خاطرات و تجربههای زندگی سالمندان است. بسیاری از سالمندان در طول عمر خود بحرانها و فراز و نشیبهای متعددی را تجربه کردهاند؛ صحبت درباره این تجربهها نه تنها برای آنها ارزشمند است، بلکه میتواند برای نسلهای جوانتر نیز آموزنده باشد و احساس پیوستگی میان نسلها را تقویت کند.
موضوع مهم دیگر نقش سالمندان در خانواده است. گفتوگو درباره خاطرات خانوادگی، تاریخچه خانواده یا حتی توصیههایی که از تجربه زندگی به دست آوردهاند، میتواند حس ارزشمندی و مشارکت را در سالمندان تقویت کند. برای بسیاری از آنها این احساس که هنوز میتوانند برای فرزندان و نوهها مفید باشند، بسیار آرامشبخش است. همچنین گفتوگو درباره موضوعات روزمره و ساده زندگی مانند برنامه روزانه، خاطرات کودکی، غذاهای مورد علاقه، یا برنامههای خانوادگی، میتواند به حفظ ارتباط عاطفی کمک کند. در مقابل، بهتر است از گفتوگوهای طولانی درباره اخبار نگرانکننده یا تحلیلهای استرسزا پرهیز شود، زیرا سالمندان معمولاً نسبت به اخبار منفی حساستر هستند.
- مهمترین فعالیتهای روزانهای که سالمندان برای حفظ سلامت روان و تقویت تابآوری باید داشته باشند، چه مواردی هستند؟
فعالیتهای ساده خانگی برای سالمندان نقش مهمی در حفظ تعادل روانی و تقویت تابآوری دارند، بهویژه در شرایط بحران که اضطراب و احساس بیثباتی بیشتر میشود. کارهایی مانند مرور خاطرات، دعا و نیایش، خواندن شعر، آشپزی سنتی، نرمشهای سبک یا حتی بازیهای ساده ذهنی، چند کارکرد مهم دارند: نخست اینکه ذهن را از تمرکز مداوم بر اخبار و نگرانیها دور میکنند؛ دوم اینکه به حفظ حس معنا، هویت و تداوم زندگی روزمره کمک میکنند؛ و سوم اینکه در صورت انجام در کنار خانواده، ارتباط عاطفی میان نسلها را تقویت میکنند.
- با توجه به تمایل سالمندان برای پیگیری مستمر اخبار بحران و تأثیر مستقیم «منابع استرسزا» بر سلامت روان آنها، چه راهبردهایی را برای مدیریت مصرف رسانهای آنها پیشنهاد میکنید؟
در شرایط بحران، آگاهی از اخبار برای سالمندان مهم است، اما قرار گرفتن طولانیمدت در معرض اخبار منفی میتواند اضطراب، اختلال خواب و حتی احساس ناامنی را افزایش دهد؛ بنابراین مهم است میان «اطلاع داشتن» و «غرق شدن در اخبار» تعادل برقرار شود. پیشنهاد میشود سالمندان اخبار را از منابع رسمی و در زمانهای محدود مشخص دنبال کنند؛ مثلاً یک یا دو بار در روز برای مدت کوتاه. پیگیری مداوم اخبار، بهویژه در ساعات پایانی شب، معمولاً به افزایش نگرانی و اختلال خواب منجر میشود.
نقش خانواده نیز در این زمینه مهم است. اعضای خانواده میتوانند اطلاعات مهم و ضروری را به شکل خلاصه و آرام برای سالمند توضیح دهند و در عین حال کمک کنند که گفتوگوهای خانوادگی فقط حول اخبار نگرانکننده نباشد. جایگزین کردن بخشی از زمان با فعالیتهای آرامبخش مانند گفتوگو، قدم زدن در خانه یا انجام کارهای ساده روزمره میتواند به حفظ آرامش سالمندان کمک کند. در واقع هدف این است که سالمند از واقعیتها آگاه باشد، اما احساس امنیت و آرامش روانی خود را نیز حفظ کند.
-در شرایط جنگ، بیشترین اضطرابهایی که سالمندان متحمل میشوند، چه مواردی هستند؟
در شرایط جنگ یا بحران، سالمندان معمولاً مجموعهای از واکنشهای روانی و عاطفی طبیعی را تجربه میکنند. شایعترین آنها افزایش اضطراب، نگرانی درباره امنیت خانواده، اختلال خواب، احساس ناامنی و گاهی احساس تنهایی یا درماندگی است. برخی سالمندان نیز ممکن است نسبت به گذشته حساستر شوند و خاطرات بحرانهای قبلی زندگی، مانند جنگها یا بیماریهای سخت، در ذهنشان زنده شود.
در عین حال باید توجه داشت که بسیاری از سالمندان به دلیل تجربههای متعدد زندگی، توانایی قابل توجهی در سازگاری با شرایط سخت دارند. تجربههای گذشته میتواند به شکلگیری نوعی تابآوری روانی در این گروه کمک کند. به همین دلیل، اگر سالمندان از حمایت عاطفی خانواده، ارتباط اجتماعی و یک برنامه روزانه نسبتاً منظم برخوردار باشند، معمولاً بهتر میتوانند با فشارهای روانی ناشی از بحران کنار بیایند.
- وضعیت «زیرساختهای نگهداری» و «شاخصهای حمایت اجتماعی» از سالمندان در کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟ مهمترین چالشهای سیستماتیک و موانع موجود در مسیر ارائه خدمات مستمر به این جمعیت در هفتههای اخیر چه بوده است؟
نگهداری از سالمندان در چنین شرایطی معمولاً با چند چالش مشخص همراه است: به طور خلاصه، سه روند مهم در این زمینه دیده میشود:
۱. افزایش وابستگی سالمندان به خانواده. سالمندان کمتر قادر به جابهجایی یا ترک محل زندگی هستند و معمولاً در کنار خانواده یا در محیط خانه باقی میمانند. درصد زیادی از سالمندان نتوانستهاند مانند سایر گروههای سنی جابهجا شوند و بنابراین وابستگی آنها به شبکه خانوادگی بیشتر شده است.
۲. فشار بر نظام مراقبت خانگی. وقتی خانوادهها مجبور میشوند همزمان از کودکان و سالمندان مراقبت کنند، فشار روانی و عملی بر مراقبان افزایش پیدا میکند. شلوغی محل سکونت، محدودیت دسترسی به خدمات بهداشتی و دشواری تهیه دارو از جمله چالشهای مهم در مراقبت از سالمندان در شرایط فعلی است
۳. افزایش نیاز به حمایت روانی و اجتماعی. سالمندان در شرایط جنگ یا بحران بیشتر در معرض اضطراب، افسردگی و احساس ناامنی قرار میگیرند؛ میزان علائم اضطراب و افسردگی در سالمندان بسیار بالا است. با این حال یک نکته مهم هم وجود دارد: حمایت خانوادگی و ارتباط اجتماعی مهمترین عامل محافظتکننده برای سالمندان در بحرانهاست. سالمندانی که در کنار خانواده و در محیطی نسبتاً پایدار زندگی میکنند، معمولاً سازگاری روانی بهتری با شرایط سخت پیدا میکنند.
- با توجه به تشدید رنج و ناتوانی در سالمندان مبتلا به بیماریهای مزمن در شرایط بحران، چه جایگاهی برای «مراقبت تسکینی» (Palliative Care) در ارتقای کیفیت زندگی آنها قائل هستید؟
بله، در بسیاری از سالمندانی که با بیماریهای مزمن پیشرفته زندگی میکنند - مانند نارسایی قلبی، بیماریهای ریوی، سرطان یا زوال عقل پیشرفته - مراقبت تسکینی میتواند نقش بسیار مهمی در کاهش رنج جسمی و روانی داشته باشد. هدف مراقبت تسکینی الزاماً درمان بیماری نیست، بلکه کاهش درد، کنترل علائم آزاردهنده، حفظ آرامش بیمار و حمایت از خانواده است. در شرایط بحران یا جنگ که دسترسی به خدمات درمانی ممکن است محدودتر شود، توجه به اصول ساده مراقبت تسکینی در خانه اهمیت بیشتری پیدا میکند.
توصیه اصلی به مراقبان این است که نخست تلاش کنند علائم آزاردهنده سالمند را بهخوبی بشناسند و مدیریت کنند؛ مانند درد، تنگی نفس، اضطراب، بیخوابی یا بیقراری. ادامه مصرف منظم داروهای تجویز شده، فراهم کردن محیطی آرام، تنظیم نور و صدا در اتاق و حضور عاطفی اعضای خانواده میتواند به کاهش رنج بیمار کمک کند. نکته مهم دیگر ارتباط آرام و حمایت عاطفی است. بسیاری از سالمندان در مراحل پیشرفته بیماری بیش از هر چیز به احساس امنیت، حضور خانواده و شنیده شدن نیازهایشان نیاز دارند. گفتوگوی آرام، لمس دست یا حضور کنار بیمار میتواند تأثیر زیادی در کاهش اضطراب داشته باشد. در مجموع، حتی اگر امکانات درمانی محدود باشد، مراقبت تسکینی مبتنی بر توجه، آرامش محیط، مدیریت علائم و حمایت عاطفی میتواند کیفیت زندگی سالمند بیمار را تا حد قابل توجهی بهبود دهد و فشار روانی خانواده را نیز کاهش دهد.
- و در نهایت، به عنوان جمعبندی این گفتوگو و با نگاهی به چشمانداز آینده؛ با توجه به پدیده رو به رشد «تنهایی سالمندان»، چه «راهبردهای مداخلهای کلانی» برای مقابله با معضل انزوای اجتماعی در این گروه قابل پیشنهاد است؟ همچنین، سازمانهای مردمنهاد (NGOها) باید برای ایفای نقش در بحرانهای آینده، چه «توانمندسازیهای ساختاری» و «شبکهسازیهایی» را در دستور کار خود قرار دهند؟
آیا الگوهای موفقی از عملکرد این نهادها در سطح داخلی یا بینالمللی وجود دارد که بتواند به عنوان «مدل مرجع» برای برنامهریزیهای آینده مورد استفاده قرار گیرد؟
پدیده سالمندان تنها یکی از مهمترین چالشهای سالمندی ایران است و در شرایط بحران یا جنگ این آسیبپذیری بیشتر میشود، زیرا این گروه معمولاً دسترسی کمتری به حمایت فوری خانواده، خدمات درمانی یا شبکههای اجتماعی دارند. سالمندانی که تنهایی زندگی میکنند یا از نظر اجتماعی منزوی هستند، در زمان بحران بیشتر در معرض خطرات جسمی و روانی قرار میگیرند. برای مواجهه با این پدیده، سه اقدام مهم باید در اولویت قرار گیرد:
- اول، شناسایی و ایجاد شبکههای محلی حمایت: سازمانهای مردمنهاد میتوانند با همکاری محلهها، فهرستی از سالمندان تنها تهیه کنند و برای آنها سیستم تماس و پیگیری منظم (مثلاً تماس هفتگی یا روزانه در بحران) ایجاد کنند.
- دوم، تقویت برنامههای سالمندی در خانه: در بسیاری از کشورها مدلهایی مانند شبکههای محلی سالمندی ایجاد شده است که به سالمندان کمک میکند در خانه خود بمانند، اما از خدماتی مانند رفتوآمد، خرید، یا کمکهای ساده خانگی بهرهمند شوند.
- سوم، ایجاد برنامههای اجتماعی برای کاهش تنهایی؛ بنابراین در آینده، سازمانهای مردمنهاد حوزه سالمندی بهتر است برای شرایط بحران چند آمادگی مهم داشته باشند: ایجاد بانک اطلاعاتی سالمندان تنها در محلهها، شبکه داوطلبان برای تماس و سرکشی، خدمات ساده حمایتی (دارو، غذا، رفتوآمد)، برنامههای حمایت روانی و اجتماعی در واقع تجربه جهانی نشان میدهد اگر جامعه بتواند شبکههای حمایتی محلی و داوطلبانه برای سالمندان ایجاد کند، حتی در شرایط بحران نیز میتوان از بسیاری از آسیبهای جسمی و روانی پیشگیری کرد.