وطندوستی تجزیه نمیشود
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، این روزها در سایت دیوار، دیوارها کوتاه و درها بازاند، غریبهها در هر جای ایران _بهویژه در استانهای مرزی_ از پنجرهای کوچک در اتاقشان برای همدیگر _و خاصه تهرانیها_ دست تکان میدهند و آن دیگریِ عزیز و جنگدیده را به مهمانی در منزل خود فرامیخوانند.
عرب، ترک، کرد، لر، بلوچ، گیلک، فارس، ترکمن و مازنی درِ خانههای خویش را بهروی همدیگر باز کردهاند؛ فرقی نمیکند آن خانه استجارهای باشد یا در مالکیت آگهیدهنده یا منزلی مازاد بر نیاز دارندگان و حتی واحدی دانشجویی که ساکن جوانش برای الحاق به خانوادهاش برگشته باشد ولایت. عده بسیاری از آگهیدهندهها نوشتهاند: تا پایان جنگ به شما اسکان میدهیم.
خبرها و قرائن حاکی از این بود که بیگانگان میخواستند ایران را تکهتکه کنند، قسمتهای آبادترش را خودشان بردارند و تتمهاش را برای مردم بگذارند. ساکنان این جغرافیا اما به ایران و ایرانی فکر میکنند و همهجای وطن برایشان آباد و یگانه است، به ویژه بخشهایی که زیر
میزبان به باورهای سیاسی مهمانها کاری ندارد و آنچه برای او مهم است ایرانیبودن و وجوه انساندوستانه است.
ضربه موشکها زخمی شده است. حالا ایرانیها _خاصه مرزنشینان_ برای وطن مادری میکنند و برای مادر رسیدگی به فرزندی که آسیبدیده و زخمی است در اولویت است.
مرزنشینان به تهرانیها، تهرانیها به آنان که خانه و محلهشان امن نیست و مرکزنشینان به همخویشی با غریبهها فکر میکنند؛ چون تمام ایران خانه است و هموطن یعنی خواهر و برادری عزیزکرده که از راه دور میآید و با میزبان، خویش میشود.
سعدی وقتی در گلستان از حبالوطن دم میزند یا بنیآدم را عضو یکپیکر و برابر با هم میداند، بر دوش او بار مسئولیت مینهد و میگوید: «برادر که دربند خویش است، نه بیگانه نه خویش است.»
در شرایط بحران، آدمها بیشتر هوای همدیگر را دارند، دکتر آذرخش مکری بر پایه پژوهشی علمی گفته است که تابآوری بیش از آنکه فردی باشد، جمعی است، در یک آزمایش علمی که محیطِزیست میمونها _در حوالی جزیرهای_ از تکوتا افتاده بود، میمونها پس از بحران بیشتر از پیش از هم مراقبت میکردند؛ با این برآیند علمی، بهنظر میرسد که جنگ فقط سیمای ویرانگر ندارد. آزمونی است برای همدلی و حمایت اجتماعی از یکدیگر.
در آگهیهای داوطلبانه دیوار، برخی از میزبانان، حملونقل و گشتوگذار مهمانان را در شهر مقصد برعهده میگیرند و برخی نوشتهاند: هر چه خود میخوریم برای مهمانها هم تهیه میکنیم. بعضی از داوطلبها گفتهاند چند خانواده را اسکان میدهند. تعدادی از صاحبان مشاغل، تالارهای جشن، خانهباغها و اقامتگاههای بومگردی آستین همت برای مردم بالا زده تا از فضای آن اماکن چیزی چون خانه برای پناهندگان آماده کنند.
عکسها و نوشتهها در سایت دیوار، گاهی رنگوبوی خصلتهای برجسته آن دیار را میدهند؛ مثلا خوزستانیها، کردستانیها، مردم ارومیه و چهارمحالوبختیاری بعضاً گفتهاند خوردوخوراکتان با ما و مردم اصفهان و تبریز بیشتر در حملونقل رایگان و خدمات ضروری و روزمره مسافرها اعلام آمادگی کردهاند. برخی از داوطلبها به وصف
بعضی از استانهای مرزی زیر بمباران شدید دشمن قرار گرفتهاند، اما کماکان مردم را به نقاط امن و دنج شهرها و روستاهای خود فرامیخوانند و قوت قلبشان میدهند که بیایید به خانههای ما، اینجا امن است.
جنگزدهبودن مهمانها اشاره نکرده و گفتهاند اسکانتان میدهیم و شما را رایگان در شهر میگردانیم تا حالوهوایتان عوض شود. چند کاربر (میزبان) نیشابوری از بهرهمندی از طبیعت و بهبود روحیه مهمانان نوشتهاند و یک خوزستانی به نمایندگی از هماستانیهایش نوشته است خوزستان میزبان همه مردم است.
از بررسی دعوتنامهها این گمان میرود که عدهای از آگهیدهندگان تحصیلات دانشگاهی یا همگانی ندارند؛ در توضیحات دعوتشان به اسکان یا ارائه خدمات دیگر به مردم غلط املایی وجود دارد، شاید اندکیشان با خود بیندیشند مترادف جنگزده میشود فراری، برخی نیز از چنان ادبیات فروتنانهای استفاده کردهاند که گویی از هموطنان جنگدیده شرمگیناند و با بیتی از سعدی، خود را برای آرامشی که در شرایط جنگی تجربه میکنند، ملامت میکنند:
«به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
که شبی نخفته باشی به درازنای سالی»
مردمی که فراخوان حمایت همدلانه را در دیوار منتشر کردهاند، هر چه در توان داشتهاند _از سقفی ۸ متری در دماوند تا سالنی بزرگ در پاکدشت برای چادرزدن مردم_ در اختیار مردم قرار دادهاند. گوشهوکنار این مرزوبوم و حتی شهرهایی که بعضا زیر موشکباران رفتهاند، پذیرای مردماند. در بسیاری از آگهیها اولویتِ میزبانان مرزنشین، تهرانیها هستند، تقریباً در همه آگهیها، میزبان به باورهای سیاسی مهمانها کاری ندارد و آنچه برای او مهم است ایرانیبودن و رعایت انسانیت است.
گروهی از مهمانپذیران فقط یک شب میتوانند پذیرای مردم باشند و بیشترشان پذیرای مهمانان تا پایان بحراناند. دستهای از آنها اولویتشان ساکنان شهرهای دوراند و عدهای دیگر تا پایان جنگ با مهمانها در یک خانه زندگی میکنند، آنچنانکه ایران تکهای یگانه است که میماند و چون تجزیهناپذیر است، یگانهتر میشود.
همخانگی، همسفری، همسفرگی، پناهدادنوپناهگرفتن و اسکان رایگان هممیهنان در خانههای بیساکن علاوهبر سند همدلی ایرانی با ایرانی یک سند فولکلور و روانشناختانه هم
هموطن یعنی خواهر و برادری عزیزکرده که از راه دور میآید و با میزبان، خویش میشود. سعدی وقتی در گلستان از حبالوطن دم میزند یا بنیآدم را عضو یکپیکر و برابر با هم میداند، بر دوش او بار مسئولیت مینهد و میگوید: برادر که دربند خویش است، نه بیگانه نه خویش است.
هست. در این نوشتار چند آگهی را که در ساعات مختلف شبانهروز رصد شدهاند میبینیم. خواندن و تماشای این آگهیها وصف زندگی در روزگار جنگ و نسیمی برای بهرهمندی از بهزیستی است؛ چراکه گفتهاند وصفالعیش، نصفالعیش.
این تصاویر گوشه بسیار کوچکی از آمادگی مردم در سراسر استانهای ایران _ولو استانهای موشکبارانشده_ برای پذیرایی از هممیهنان در خانههای روستایی و شهریشان است.
میزبانانی که نان و اسکان میدهند
عدهای از هموطنان در کنار خانه و کاشانه عهدهدار تامین غذای مهمانان شدهاند. بعضی از آنها گفتهاند مثل مهمان عزیزکرده به پیشواز جنگدیدگان خواهند رفت و اگر بتوانند کسی از خانواده را هم پیشان برای استقبال در جاده میفرستند. بعضی از این استان مرزیاند و زیر بمباران شدید دشمن قرار گرفتهاند، اما کماکان مردم را به نقاط امن و دنج شهرها و روستاهای خود فرامیخوانند و قوت قلبشان میدهند که بیایید به خانههای ما، اینجا امن است.


شرفالمکان بالمکین؛ وقتی محل کار مردم خانه جنگدیدگان میشود
خانهشدن و خانهکردن در جایی که خانه نیست، دشوار است، اما ایرانیهای داوطلب، هر یک بهقدر بضاعت فضایی از کسبوکار یا تمام آن را به جنگدیدگان اختصاص دادهاند تا به اندازه میل به زندگی از چاردیواریها طرحی از خانه و زندگی به چشم بیاید. در تصاویر زیر، سالنی بزرگ، آرایشگاه، اقامتگاه بومگردی، تالار جشن، غذاخوری، اتاقکی چون اتاقک نگهبانی و... برای اختصاص به مردم تعبیه شدهاند.



سخاوتهای بیمرز در استانهای مرزی
گزاف نیست اگر گفته شود براساس آگهیهای دیوار، استانهای مرزی و چند استان و شهر دیگر با حافظه نیک تاریخی و تابآوری بالا همچون چهارمحالوبختیاری، مشهد و نیشابور طلایهداران مهماننوازی و غریبنوازی در جنگ تحمیلی سوم علیه ایراناند. در این روایت، ایران هیچ شباهتی به کشوری که قرار است تجزیه شود، ندارد.





از گلبهار مشهد تا اهواز؛ مردمی که یک اتاق از خانه را برای اقامت مهمان خالی میکنند
خوزستان، خراسان، مرکزی یا گیلان فرقی نمیکند، میزبان یا متاهل است و با خانوادهاش زندگی میکند یا مجرد شاغل است که از صبح تا شب سرکار است. ملک، شخصی باشد یا اجارهای اهمیتی ندارد، آنها میخواهند بخشی از خانه خود را برای امنیت مهمان هممیهن خالی کنند، بخشیدن آرامش، _ولو از نوع عاریهای_ تنهاکاری است که از دستشان ساخته است.


نیکوکاریهایی ظریف با ادبیات فروتنانه
در این دسته از آگهیهای نیکوکارانه مردم با ادبیاتی چون چشمانمان جای شما، از دیدارتان خوشحال میشویم، نگران نباشید ما هستیم، فرزند ایران و جان فدای میهن، وطنم ایران و هموطنم برادرم، به رسم ادب و قدرشناسی و نمکشناسی و هر کس زیر این پرچم است، عضوی از خانواده ماست، جنگدیدگان را نوازش کلامی کرده و آنها را به خانه خود در نیشابور، بم، همدان، شهرکرد، خرمشهر، اهواز، ارومیه، بیرجند و... دعوت کردهاند.


خانه و خودروی ما تا پایان بحران برای شما
عدهای از ایرانیها هم ماشین میدهند، هم خانه. نمیخواهند آب از دل مردمی تکان بخورد که دستشان از زندگی روزمره در سکونتگاهشان خالی شده است. آنها لزوماً ثروتمند یا متمول نیستند، شاید فقط یک ماشین داشته باشند و خانهای روستایی و ساده در حوالی محل زندگی خودشان. بعضی از میزبانان حاضراند خودشان راننده مهمانان شوند و تا پایان جنگ به مهمانان خدمات برسانند.

نمیگذاریم در جاده بمانید
در راهبندان گسترده، کمبود وسیله نقلیه برای جابهجایی و سودجویی برخی از رانندگان در شرایط جنگی، عدهای از مردم آماده خدمترسانی رایگان در سفرهای درونشهری و برونشهری شدهاند.


با همین روزمرگیها یاور مردم میشویم
عدهای هم که شاید جوانتراند از زمان و تخصص خود خرج میکنند، نمونهای از مصادیق یاوریکردن برای جنگدیدگان از خانهتکانی تا تعلیم رانندگی، از تدریس برای کودکان با نیازهای خاص تا جوشکاری و امداد خودروست. یک داوطلب هم از استان یزد نوشته است کار اداری مردم را در شهر میبد انجام خواهد داد.


بهصرف چای و رفعخستگی
کاربری از مهدیشهر _با انتشاز تصویری از دختران شهید میناب_ نوشته است: متاسفانه خانه دیگری نداریم، برای استراحت بینراهی، شستوشو، استحمام و رفع خستگی به خانه ما بیایید.

آمادگی برای اسکان چند خانواده
از آذربایجان غربی تا چهارمحالوبختیاری و از فارس تا زنجان آنان که زمین و باغ گستردهای دارند برای پذیرایی از چند خانواده آمادهاند.

خانهدادن به خانهازدستدادگان
بسیاری از خانوادهها خانههای خود را تا پایان بحران دراختیار مهمانانی قرار میدهند که محلهشان امن نیست، اما برای عده کوچکی از میزبانان مهم است که فقط به افراد آسیبدیده در جنگ اسکان دهند؛ آنهایی که کاشانهشان در جنگ تحمیلی علیه ایران و مردمش از دست رفته است. اینگونه میزبانان تا پایان اضطرار به مهمانان خدمت میکنند.

این تصاویر و نمایش آمادگی مردم برای خدمت به هممیهنان گوشه بسیار کوچکی از آگهیهای روزهای اخیر است که برای صرفهجویی در وقت خوانندگان فقط چند نمونه از آن در این نوشتار منتشر شده است.
یادداشت از مهدیه رشیدی