مرکز «مِتُد»؛ در تلاش برای ارتقای تعلیم و تربیت در مدارس
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، مرکز «مِتُد» (تحت حمایت بنیاد خیریه راهبری آلاء) از سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را با هدف ارتقای کیفیت مدرسهداری و تربیت نسل آینده آغاز کرده است. این مجموعه با تکیه بر تجربه دههها فعالیت آموزشی و بهرهگیری از مدل «راهبر مدرسهداری»، میکوشد تجربه مدارس موفق را مستندسازی و متناسب با شرایط بومی در مدارس دیگر پیادهسازی کند. در گفتوگوی پیشرو با دکتر محسن دارابی؛ مدیر مؤسسه متد، ابعاد فعالیتها، اهداف و چالشهای این مؤسسه در مسیر توسعه مدارس تربیتمحور بررسی شده است.
-لطفاً درباره مؤسسه «متد» و اهداف و کارکردهای آن توضیح بفرمایید.
متد از سال ۱۴۰۱ فعالیت خود را آغاز کرد. البته برای تبیین شکلگیری آن، لازم است به انگیزه تأسیس این مجموعه اشاره کنم. بنده حدود ۳۴ سال است که در مدارس مختلف در حوزه تعلیم و تربیت مشغول به فعالیت هستم و مسئولیتها و پستهای گوناگونی را تجربه کردهام. در طول این سالها، بارها پیش میآمد که افرادی به مدارس مراجعه میکردند و اعلام میکردند که پدرشان وصیت کرده است مدرسهای ساخته شود تا از محل ارث و میراث ایشان، امر تعلیم و تربیت محقق گردد و باقیاتالصالحاتی برایشان باقی بماند.
اما از آنجا که رسالت هر مدرسه، تعلیم و تربیت دانشآموزان خود و نگهداشت کادر آموزشی و اجرایی خویش است، طبیعتاً کارگروه و فضای مستقلی برای آموزش و هدایت مدارس دیگر در اختیار نداشتند. از همین رو، حدود ۱۸ سال پیش، جمعی از مدیران چند مدرسه با سابقه تصمیم گرفتند مؤسسهای تأسیس کنند تا مدارس تربیتمحور را مستندسازی و تجربهنگاری کنند.
حاصل این تلاشها تاکنون تألیف حدود ۴۵ تا ۴۶ جلد کتاب بوده است که بر اساس نظام ساختار، شرح وظایف، تجارب و شرایط لازم برای یک مدرسه استاندارد تدوین شدهاند. با این حال، طی این ۱۸ سال مشاهده کردیم که بسیاری از مدارس این کتابها را دریافت میکردند و تصورشان این بود که به درک درستی از روح تعلیم و تربیت رسیدهاند؛ اما هنگام بازدید میدانی مشخص میشد که برداشتها دقیق و عمیق نبوده است.
نسخه و شرح وظایف مدارس تربیتمحور باسابقه، الزاماً در سایر مناطق عیناً قابل اجرا نیست و باید متناسب با شرایط محلی تطبیق یابد. متد را با این رویکرد تأسیس کردیم که حلقه ارتباطی میان مدارس با تجربه و موسسات دارای مستندات قوی از یک سو و مدارسی که خواهان تحول و ارتقا هستند از سوی دیگر باشد. دلگرمی و منبع اصلی ما در این مسیر، همان مدارس باسابقه و نفرات برتر و مستندات معتبر است.
در همین نقطه بود که ایده متد شکل گرفت. به این نتیجه رسیدیم که صرفِ ارائه شناخت و آگاهی کافی نیست و گاه نیازمند یک زیست مشترک هستیم. بر همین اساس، مفهوم «راهبر مدرسهداری» را مطرح کردیم؛ یعنی فردی که این آموزهها، تجارب و مستندات را در قالب حضور میدانی و همزیستی حرفهای با مدرسه مقصد به اشتراک بگذارد و متناسب با واقعیتهای همان بوم، آنها را ترجمه و بومیسازی کند.
به تعبیر دیگر، نسخه و شرح وظایف مدارس تربیتمحور باسابقه، الزاماً در سایر مناطق عیناً قابل اجرا نیست و باید متناسب با شرایط محلی تطبیق یابد. از همین رو، متد را با این رویکرد تأسیس کردیم که حلقه ارتباطی میان مدارس با تجربه و موسسات دارای مستندات قوی از یک سو و مدارسی که خواهان تحول و ارتقا هستند از سوی دیگر باشد. دلگرمی و منبع اصلی ما در این مسیر، همان مدارس باسابقه و نفرات برتر و مستندات معتبر است.
در مقابل، مدارسی قرار دارند که با صرف هزینه و عمر خود تأسیس شدهاند و هدفشان تربیت هرچه بهتر نسل آینده است؛ مدارسی که میخواهند فارغالتحصیلانی متدین، متخصص و متعهد تحویل جامعه دهند. برای هر یک از این سطوح، هدفگذاری، برنامه، دوره آموزشی و جلسات مستمر طراحی کردهایم.
در این راستا، سطوح مختلفی از خدمات تعریف شده است که متناسب با شرایط هر مدرسه ارائه میشود. در برخی موارد، ممکن است یک سمینار آموزشی برگزار و سپس بهصورت مجازی پیگیری شود. با ورود فناوریهای نوین و هوش مصنوعی نیز مدلهای جدیدی از خدمات، از طریق سایت و بهصورت آفلاین و آنلاین، طراحی شده است. بالاترین سطح خدمات ما «پشتیبانی مستمر» است؛ به این معنا که یک راهبر بهصورت منظم-مثلاً یک هفته در میان-در مدرسه حضور مییابد، شوراها را تشکیل میدهد و برنامههای اجرایی، آموزشی، توانمندسازی کادر، آموزش خانواده و سایر برنامههای تکمیلی را پیش میبرد.
اگر بخواهم در یک جمله هدف متد را بیان کنم، باید بگویم: هدف ما تربیت نسل آینده کشور است تا انشاءالله شاهد ایرانی آباد، پویا و پیشرفته باشیم. این مأموریت را بزرگترین کار و خدمت میدانیم و امیدواریم بتوانیم در این مسیر اثرگذار باشیم.
-بنابراین در مسیری که طی میکنید، صرفاً ارتقای آموزشی و تحصیلی را مدنظر ندارید و بر حوزههای دیگر نیز تمرکز دارید؟
بله، دقیقاً همینطور است. برای ما صرفاً ارتقای آموزشی و تحصیلی مدنظر نبوده و جنبههای دیگری نیز اهمیت دارد. نگاه ما این بوده که به جای اینکه صرفاً ماهی بدهیم، «ماهیگیری» را آموزش دهیم. یعنی بتوانیم مخاطب خود را به درونزایی برسانیم؛ مدارس باید به نقطهای برسند که پس از مدتی بتوانند روی پای خود بایستند و مسیر را مستقل ادامه دهند.
هدفگذاری متد این بوده که در مرکز هر استان، یک مجموعه یا مجتمع را بهصورت پایلوت داشته باشیم و مدارس همجوار آن استان را به آن ارجاع دهیم. یعنی هر استان بتواند بر ظرفیتهای خود تکیه کند و مدرسهای داشته باشد که امکان حمایت و پشتیبانی بیشتری داشته باشد و قابلیت پایلوتشدن را پیدا کند.
طبیعی است که متد نمیتواند تا ابد رسالت پیگیری مستقیم را بر عهده داشته باشد؛ این مهارت باید در خود مجموعهها نهادینه شود. از همین رو، هدفگذاری ما این بوده که در مرکز هر استان، یک مجموعه یا مجتمع را بهصورت پایلوت داشته باشیم و مدارس همجوار آن استان را به آن ارجاع دهیم. یعنی هر استان بتواند بر ظرفیتهای خود تکیه کند و مدرسهای داشته باشد که به دلیل شرایط مرکز استان بودن-از جمله دسترسی به بازار، دانشگاه، حوزه علمیه و افراد صاحبنفوذ-امکان حمایت و پشتیبانی بیشتری داشته باشد و قابلیت پایلوت شدن را پیدا کند. با چنین رویکردی پیش رفتهایم.
-آیا در این مسیر پشتیبانی مالی از مدارس هم دارید؟
در متد تا این مرحله، رویکرد ما این بوده که در سال نخست، به دلیل آنکه معمولاً مخاطبان شناخت دقیقی از خدمات و محصولات ما ندارند و نمیدانند این مسیر دقیقاً چه فایدهای برایشان دارد، بخش عمده هزینهها را خودمان تقبل کنیم. در این مرحله، سمینارها و بازدیدهایی برایشان برگزار میکنیم تا از نزدیک مدارس الگو را ببینند و عملاً با فضا و نتایج کار آشنا شوند.
پس از آن، بهتدریج و طی دو تا سه سال، هزینهها با مشارکت خود مدارس تأمین میشود و مجموعهها روی پای خود میایستند. به تعبیر سادهتر، ابتدا باید ارزش و کارآمدی این محصول را درک کنند؛ مشابه نمونهای که برای معرفی یک محصول ارائه میشود تا مخاطب آن را تجربه کند و پس از اطمینان، به استفاده مستمر از آن روی بیاورد.
با این حال، تلاش ما بر این است که تا حد امکان امور را برونسپاری کنیم و ظرفیتها را در خود استانها و مجموعهها فعال سازیم؛ چراکه واقعیت این است که توان و گستره نیروی انسانی متد به اندازهای نیست که بتواند همه مدارس کشور را بهطور مستقیم تحت پوشش قرار دهد. هدف ما توانمندسازی و ایجاد شبکهای پایدار است که بتواند مستقل و ماندگار به فعالیت خود ادامه دهد.
-در حال حاضر در کدام استانها فعالیت داشتهاید و موفق به اجرای برنامهها شدهاید؟
تا این مرحله، در حدود هفت استان فعالیت داشتهایم یا در حال فعالیت هستیم. از جمله در استانهای اصفهان، سیستانوبلوچستان، خوزستان، خراسان رضوی (شهر مشهد)، هرمزگان و قم برنامههایی اجرا شده یا در دست اجراست. برای نمونه، در استان خوزستان و شهر خرمشهر، از سوی آموزشوپرورش درخواست همکاری دریافت کردهایم. همچنین در استان سیستانوبلوچستان نیز رئیس آموزشوپرورش آن منطقه درخواست داشتهاند که برای مدیران بیش از ۲۰۰ مدرسه، برنامههای آموزشی برگزار کنیم.
علاوه بر این، در برخی استانهای دیگر نیز در حال مذاکره و طی مراحل اولیه همکاری هستیم؛ از جمله آذربایجان شرقی (تبریز)، فارس (شیراز) و یزد. گفتوگوها در این مناطق ادامه دارد و مراحل بررسی و هماهنگی در حال انجام است.
همانطور که اشاره کردم، گسترش فعالیتها بهشدت وابسته به نیروی انسانی متعهد و باتجربه است. تا زمانی که نیروی کارآمد و متخصص در اختیار نداشته باشیم، عملاً امکان آغاز فعالیت در شهر یا استان جدید فراهم نخواهد شد و این موضوع برای ما اهمیت اساسی دارد.
-میتوانید از چند مؤسسهای که در حال حاضر با آنها همکاری دارید و در مسیری مشابه شما فعالیت میکنند نام ببرید؟
بله، ما با چند مجموعه در تعامل و گفتوگو بودهایم. از جمله با مؤسسه برهان و نیز طرح رویش که با مدیریت آقای دکتر آذین فعالیت میکند. در ۲۸ رجب، برنامه «جایزه معلم» را برگزار کردند. همچنین جلساتی را با مؤسسه مهر گیتی داشتیم.
همچنین با خانم جمالی عالم؛ مدیرعامل موسسه الف یک جلساتی برگزار کردیم و با آقای نقیزاده از مؤسسه یادگیرنده نیز جلسات مفصلی داشتهایم. همچنان با همه این مجموعهها در ارتباط هستیم و تعاملات ادامه دارد. با این حال، هر مجموعهای الگو، سبک و مدل خاص خود را دنبال میکند. برخی صرفاً بر تولید محتوا تمرکز دارند؛ برخی دیگر بهصورت عام بر ارتقای دهکهای پایین و فراهمکردن امکانات حداقلی آموزشی برای محرومان تمرکز میکنند؛ برخی نیز صرفاً بر آموزش کادر مدرسه متمرکز هستند. برای مثال، مؤسسه مهرگیتی پلتفرم «بوکلایو» را راهاندازی کرده و تلاش کرده است طرح درسهای مقطع دبستان را به زبان ساده و بهصورت آفلاین ارائه دهد تا معلمان بتوانند بهصورت رایگان از آن استفاده کنند و دستکم با یک بودجهبندی و طرح درس ساده وارد کلاس شوند.
به طور کلی، نگاهها و رویکردها متفاوت است و هر مجموعه از زاویهای به موضوع ورود کرده است. در متد، تمرکز ویژهای بر جامعه نخبگانی و ایجاد مدارس پایلوت داریم. همانطور که عرض کردم، برای ما مهم است که در مرکز هر استان یک مجتمع آموزشی توانمند وجود داشته باشد که خروجیهای آن قابل ارزیابی باشد، ظرفیت الگوسازی داشته باشد و مدارس دیگر بتوانند برای کسب تجربه به آن مراجعه کنند. همچنین این مجتمع بتواند به محلی برای برگزاری سمینارها، جلسات و برنامههای ما تبدیل شود؛ به نوعی پاتوق و مرکز تجمع فعالیتهای آموزشی و تربیتی متد در آن استان. این موضوع برای ما اهمیت اساسی دارد.
من یک نکته را هم در تکمیل بحث وجه تمایزها عرض کنم. ما صرفاً برای مدارس طرف قرارداد خود مستندات ارائه نمیکنیم-مانند نمونه تقویم اجرایی برنامهها، شرح وظایف و چارچوبهایی که باید در مدرسه اجرا شود-بلکه در مقام عمل نیز کنار مجموعه میایستیم. یکی از تفاوتهای جدی ما، تأکید بر نظام شورامحور است. صرف تشکیل شورا برای رفع تکلیف یا ثبت در دفاتر و ارائه به بازرس، مدنظر ما نیست. متأسفانه در بیش از ۲۰۰ مدرسهای که شخصاً بازدید داشتهام، در بسیاری موارد شوراها جنبه صوری داشتهاند؛ صورتجلسهای نوشته میشود، اما همفکری واقعی، مشارکت مؤثر و حل مسئله مشخص مدرسه کمتر دیده میشود.
در حالیکه ما معتقدیم سبک مدیریت مقتدرانهای که بر مشارکت استوار باشد و ارکان مدرسه خود را صاحبنفوذ و اثرگذار بدانند، میتواند مدرسه را متحول کند. در مدارسی که مدتی با آنها همکاری مستمر داشتهایم، شوراها بهتدریج رویکردی واقعبینانه پیدا کردهاند و اعضا خود را مسئول و صاحب کار میدانند. این تغییر نگاه، یکی از مهمترین دستاوردهاست.
وجه تمایز دیگر ما «نظام معلم راهنما» ست. باور ما این است که دانشآموز باید از همه ابعاد مورد ارزیابی و توجه قرار گیرد. در مدارس سنتی معمولاً معاون آموزشی، معاون پرورشی و معاون اجرایی حضور دارند، اما گاهی شرح وظایف این افراد دچار تداخل میشود و هرکس صرفاً از زاویه محدود خود به دانشآموز نگاه میکند؛ یکی فقط آموزش را میبیند، دیگری صرفاً انضباط یا امور مذهبی و سومی تأخیر و غیبت و مسائل اجرایی را پیگیری میکند.
در حالیکه ما جایگاهی فراتر با عنوان «معلم راهنما» تعریف کردهایم که بهنوعی گرانیگاه (مرکز) تربیت در مدرسه است. تمامی اطلاعات مرتبط با دانشآموز به این معلم منتقل میشود تا بتواند نگاه جامع داشته باشد. برای مثال، اگر دانشآموزی چند بار تأخیر داشته، ممکن است ریشه آن در مشکلات خانوادگی باشد. در چنین شرایطی، نگاه حمایتی و فهم زمینهها اهمیت دارد، نه صرفاً ثبت تخلف.
معلم راهنما همزمان آموزش، تربیت، انضباط و وضعیت خانوادگی دانشآموز را بهصورت یکپارچه میبیند تا همه ابعاد وجودی او رشد کند. در بسیاری از مدارسی که حدود یک سال این الگو را اجرا کردهاند، این ساختار نهادینه شده و حتی با وجود هزینهبر بودن و لزوم جذب نیروی جدید، خودشان با استقبال آن را پیادهسازی کردهاند. خوشبختانه اکنون تمامی مدارسی که با ما همکاری دارند، به نظام معلم راهنما روی آوردهاند و نتایج بسیار مثبتی در پیگیری تربیتی حاصل شده است.
البته توضیح تفاوت «معلم راهنما» با منتور، کوچ یا مشاور، خود نیازمند نشست جداگانهای است. آن نقشها غالباً مراجعهمحور هستند؛ یعنی دانشآموزِ دارای مشکل به آنها مراجعه میکند. اما معلم راهنما پیشدستانه عمل میکند؛ با هر دانشآموز زمان مشخصی میگذارد، احوالپرسی میکند، همچون برادری دلسوز یا پدری همراه در کنار اوست، مسائل تحصیلی و تربیتیاش را رصد میکند و در برنامهریزی درسی و رشد فردی یاریاش میدهد. دانشآموز نیز او را محرم و سنگ صبور خود میداند و با اطمینان به او مراجعه میکند. این پیگیری مستمر و جامع، از نگاه ما یکی از مهمترین شاخصههای تمایز متد در حوزه مدرسهداری تربیتمحور است.
متأسفانه بسیاری از خیرین عمدتاً به مدرسهسازی توجه دارند و کمتر به «مدرسهیاری» و «مدرسهداری» که شامل آموزش، تربیت و پرورش نیروی انسانی است، اهمیت میدهند. تجربه نشان داده است که برخی مدارس ساخته شده در مناطق محروم به دلیل نبود معلم کافی یا جمعیت مناسب، به کاربری دیگری تغییر یافتهاند و سرمایههای صرف شده به هدف اصلی خود نرسیدهاند. در حالیکه آموزش یک دانشآموز، رشد و توانمندسازی او، اثر طولانیمدت و پایدار بر جامعه دارد و میتواند آینده کشور را متحول کند.
مهمترین چالشهایی که متد در حال حاضر با آنها مواجه است، چند محور اصلی دارند. ما در فایل برنامهها و وجه تمایز متد، نمونههایی از برنامههای اصلی مثل اردوهای دروناستانی و بروناستانی، برنامههای زیست مشترک خانوادگی و فرزندی و همچنین برنامههای آموزشی معلمان و خانوادهها را مستندسازی کردهایم. این برنامهها نقش قابل توجهی در تربیت و همسوسازی خانواده با مدرسه دارند، اما چالشهای خاص خود را نیز دارند که بهصورت خلاصه به چند مورد اشاره میکنم:
اولین چالش: طبیعت زمانبر تربیت. همانطور که گفته میشود، «بذر تربیت» بیش از هر بذر دیگری نیازمند زمان برای رشد و ثمرهدادن است. برخلاف صنعت که خروجی سریع مورد انتظار است، تربیت نیازمند صبر، استمرار و مراقبت طولانیمدت است. تغییر نگاه انسانها مهمترین و دشوارترین کار است و همانگونه که قرآن کریم میفرماید «و مَن أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا»، هدایت یک نفر ارزش هدایت همه انسانها را دارد. بنابراین، تربیت، کاری زمانبر، مستلزم تحقیق، پژوهش و بهروزرسانی مداوم است و نیازمند صبر و حوصله بسیار بالا میباشد.
دومین چالش: کمبود نیروهای متخصص. انجام این کار نیازمند افرادی است که آموزش دیده و توانمند باشند. تجربه نشان داده است که اگر کار به افراد غیرمتخصص سپرده شود، نتیجه نه تنها مطلوب نیست، بلکه میتواند آسیبزا باشد. اصطلاحاً گفته میشود «کار را باید به دست کاردون سپرد»؛ هر کس غیرمتخصص وارد شود، ممکن است بهجای اصلاح، مشکل ایجاد کند.
سومین چالش: جهل مرکب یا توهم دانش. همانطور که هاوکینگ اشاره کرده است، بزرگترین دشمن دانش، جهل نیست بلکه توهم دانش است. بسیاری از مدیران مدارس دورههای ضمن خدمت را گذراندهاند و تصور میکنند با تجربه کافی میتوانند همهچیز را اداره کنند، اما در عمل حتی بدیهیترین اصول را نمیدانند. این امر، آموزش و همراهی دقیق و مستمر را ضروری میسازد. خوشبختانه متد فقط در ایران فعالیت ندارد و ما در عراق و افغانستان نیز سمینارها و برنامههای آموزشی برای مدیران و کادر مدارس داشتهایم و همچنان در ارتباط و پیگیری هستیم.
چهارمین چالش: عدم مشارکت کافی خیرین در حوزه تعلیم و تربیت. متأسفانه بسیاری از خیرین عمدتاً به مدرسهسازی توجه دارند و کمتر به «مدرسهیاری» و «مدرسهداری» که شامل آموزش، تربیت و پرورش نیروی انسانی است، اهمیت میدهند. تجربه نشان داده است که برخی مدارس ساخته شده در مناطق محروم به دلیل نبود معلم کافی یا جمعیت مناسب، به کاربری دیگری تغییر یافتهاند و سرمایههای صرف شده به هدف اصلی خود نرسیدهاند. در حالیکه آموزش یک دانشآموز، رشد و توانمندسازی او، اثر طولانیمدت و پایدار بر جامعه دارد و میتواند آینده کشور را متحول کند.
بنابراین، جمعبندی ما این است که برای مقابله با این چالشها، تنها راهکار موثر، آگاهیبخشی، آموزش و ارتقای شناخت افراد است. به جای «نفرین کردن تاریکی»، باید شمعی روشن کنیم و مسیر آموزش و رشد انسانی را پیگیری کنیم. نگاه ما این است که سرمایهگذاری روی انسانها، نسل آینده و تربیت صحیح آنها، بالاترین و ماندگارترین خیر و خدمت به کشور است.
حس کلی ما این است که بسیاری از چالشها و اختلافها ریشه در عدم شناخت و آگاهی دارد. تنها راه رفع این مشکلات، آگاهیبخشی و آموزش است؛ همانطور که گفته میشود، به جای نفرین کردن تاریکی، یک شمع روشن کنیم و مسیر درست را به افراد نشان دهیم. اگر خیرین به جای تمرکز صرف بر بیماریها و ساخت مدرسه، روی «نذر فرهنگی» و «آموزش و پرورش انسان» سرمایهگذاری کنند، میتوانند یک کودک بازمانده از تحصیل را حمایت کنند، مسیر رشد او را هموار کنند و فردا او تبدیل به یک مهندس یا پزشک توانمند شود. این کار، علاوه بر اثر مستقیم، به توانمندسازی نسل آینده و حل بسیاری از مشکلات اجتماعی نیز منجر میشود.
رویکرد ما این است که از خیرین خواهش کنیم تمرکز خود را بر «انسانسازی» بگذارند و در کنار مدرسهسازی، مدرسهیاری و مدرسهداری را نیز مدنظر قرار دهند. ساختمانی که ساخته میشود، یا بیماری که درمان میشود، اثر محدود زمانی دارد، اما تربیت یک انسان، اثر دائمی و نسلساز دارد. همانطور که یکی از بزرگان فرموده است: وقتی در یک مدرسه باز میشود، در چندین زندان بسته میشود.
ما هر هفته حداقل یک تا دو بار به استانهای مختلف سفر میکنیم و دو تا چهار روز در هر استان حضور داریم تا فرآیند مدرسهیاری و مدرسهداری را از نگاه تربیت نیروی انسانی پیش ببریم. متأسفانه، بسیاری از مدارس، مدرسهیاری را به معنای تجهیز فیزیکی مدرسه برداشت کردهاند؛ به عنوان مثال، کتابخانه یا لوازم آزمایشگاهی فراهم میکنند، اما توجه کافی به «انسانسازی» نمیکنند. ما معتقدیم معلم، آموزش کادر مدرسهدار و پیگیری تربیت دانشآموز، محور اصلی است.
با توجه به تغییرات سریع جهانی، فناوریهای نوین، روشهای جدید آموزش و استفاده از هوش مصنوعی، ضروری است که همواره بهروز باشیم. بهعنوان نمونه، یک ماه پیش چهار روز سمینار تجهیزات فناورانه و آموزش روز دنیا در کره جنوبی برگزار شد تا آخرین متدهای مدارس اروپایی و تجربیات آنها را یاد بگیریم و با بومیسازی متناسب با ارزشهای کشورمان، در مدارس پیاده کنیم.
انتظار ما از سایر خیرین این است که علاوه بر مدرسهسازی، به مدرسهیاری توجه بیشتری کنند. حتی در ساختمانهای استیجاری نیز میتوان مدرسه راهاندازی کرد؛ اما آنچه اهمیت دارد «مدرسهداری» و مدیریت درست مدرسه است. راس هرم، یعنی مدیر، باید نگرش خود را تغییر دهد و همه اعضای مدرسه، از معلم و کادر اجرایی تا راننده سرویس، در تربیت و رشد دانشآموز اثرگذار باشند. تجربه نشان داده است که رفتار و اخلاق هر یک از اعضا، حتی راننده سرویس، میتواند اثرات مثبت یا منفی قابل توجهی بر دانشآموزان داشته باشد.
بسیار خوشحالم که این فرصت را داشتم تا صحبت کنم و امیدوارم همه ما در این مسیر ثابتقدم و اثرگذار باشیم. به یاری دوستان و جامعه خیرینی که در این راه گام برمیدارند، میتوانیم آیندهای روشن، جوانانی توانمند و جامعهای آباد برای کشور عزیزمان بسازیم. مسیر مدرسه و خانواده، بستر اصلی انتقال این ارزشها و ارتقای نسل آینده است.