سرمایۀ مهربانی و مهماننوازی در افغانستان
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در قسمت دوم اپیزود بیستوششم پادکست «نیکآوا»، نخستین پادکست در حوزه نیکوکاری، سفری صوتی به افغانستان خواهید داشت؛ سفری به همسایه همزبانی که حق فارسی را با لهجه خوش دری ادا میکند و برای ایرانیان سرشار از یادگارهای مکتوب بلخ و هرات است. در این اپیزود، از یکسو از رنجهای مردم این دیار، بهویژه محدودیتهای اجتماعی زنان، میشنوید و از سوی دیگر، سفری مجازی به جاذبههای فرهنگی، زبانی و گردشگری این سرزمین خواهید داشت.
بر زنان افغانستان چه میگذرد؟
برخلاف دورههای تاریخی پیشین، امروز نزدیک به چهارده میلیون زن در این کشور از حق آزادی بیان، آموزش و کار بیرون از خانه محروم شدهاند. زنان حتی برای حضور در بوستانها یا سفر درونشهری، به شرط همراهی محارم نیاز دارند. به همین سبب، زندگی روزمره برای آنان دشوارتر از همیشه میگذرد. دکتر مجتبی نوروزی، رایزن فرهنگی پیشین ایران، معتقد است ریشه این وضعیت را باید در غلبه فرهنگ محلی، روستایی و قبیلهای، بهویژه در میان پشتونها، دانست.
نشانههای مقدس و حافظهٔ تاریخی مزارشریف
در این اپیزود، در کنار محدودیتها، از نشانههای فرهنگی و حافظه تاریخی افغانستان خواهید شنید؛ از آرامگاه منسوب به امام علی (ع) در مزار شریف، که گاه آن را آرامگاه زرتشت میدانند، و غار فاریاب منسوب به اصحاب کهف، تا جایگاههای مقدسی که افغانها برای خرقه و جامه پیامبر اسلام (ص) قائلاند. در کنار اینها، بناهای تیموریان در هرات، آیین نوروز و بازیهایی چون بزکشی، تصویری از افغانستان را پیش چشمانتان نقش میزند که با شنیدهها متفاوت است؛ هرچند شوربختانه بیثباتی سیاسی و ناامنی، امکان جذب گردشگران را به این کشور محدود کرده است.
بخش دیگری از این روایت به هویت زبانی مردم پارسیگوی افغانستان و تأثیرات زبان و ادب فارسی اختصاص دارد. سخن از ادبیاتی است که تمدنساز و هویتساز است و به مقاومت زبانی در برابر سیاستهای مخرب حاکم بر این کشور کمک کرده است.
قصه دلدادگی عایشه و ملامحمدجان
در کنار تاریخ، مذهب و زبان، قصهها و ترانههای عامیانه نیز بخشی از حافظه فرهنگی این سرزمیناند. برای مثال، در مزار شریف و هرات، داستان عاشقانه «ملا محمدجان» و عایشه از روزگار تیموریان همچنان زنده است. این داستان با چشمه قلمفور و دلدادگی ملا محمد، طلبه، و عایشه آغاز میشود و با میانجیگری امیرعلیشیر نوایی به وصال دلدادگان میانجامد. این قصه امروز یکی از مشهورترین سرودهای افغانستان، سرزمین آوازهای محزون عاشقانه، است: «بیا بریم به مزار، ملاممدجان / سیل گل لالهزار، وا وا دلبر جان...»
مهماننوازی؛ برجستهترین ویژگی فرهنگی افغانستان
در بخش دیگری از این روایت، از «عمارت نمکدان» در روزگار امیرعلیشیر نوایی و مردم نیکوکار میشنوید. همچنین با منش مردمی آشنا میشوید که از سر میل، به قدر توان و چهبسا بیش از آن، برای کمک به همنوعان خود پیشقدم میشوند.
مهماننوازی شاید برجستهترین ویژگی فرهنگی این کشور باشد؛ از چای سبزی که در مغازهها تعارف میشود تا سفرهای که میزبان با دست خود از مهمان پذیرایی میکند و در ظرف او غذا میریزد. همین روحیه در آیینهای نوروزی، جشن میله گل سرخ و سمنک نیز جاری است.
در نهایت، افغانستان با همه بیثباتیها و دشواریهای سیاسی، سرمایهای از جنس مهربانی، حرمت نان و نمک و پیوندهای عاطفی دارد. این سرمایه در تنگناها خود را بیش از پیش نشان میدهد؛ چنانکه در زلزله اخیر شرق افغانستان، مردم بدون منت به یاری یکدیگر شتافتند. این ویژگیها هویت فرهنگی این سرزمین را میسازد و نویدبخش آیندهای است که در آن همدلی بر دشمنی پیروز خواهد شد.
علاقهمندان میتوانند قسمت دوم از بیستوششمین اپیزود پادکست نیکآوا را اینجا بشنوند.
گزارش از نیلوفر بختیاری