کد خبر:۳۶۷۵

آموزه‌هایی از قرآن و اهل بیت (ع) برای مواجهۀ مردم با بحران

قرآن کریم و سیرۀ اهل بیت (ع) آموزه‌های فراوانی برای مواجهۀ صحیح مردم با بحران‌ها دارد؛ یاد مستمر خداوند، مدیریت اخبار، پرهیز از اسراف و احتکار، هم‌یاری و نیکوکاری برخی از کلیدی‌ترین آموز‌ه‌ها هستند.
آموزه‌هایی از قرآن و اهل بیت (ع) برای مواجهۀ مردم با بحران

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در روزهای اخیر دشمن آمریکایی و صهیونی برای دومین بار در سال جاری به کشورمان حمله کردند. در این حملات تاکنون رهبر انقلاب اسلامی، بسیاری از فرماندهان نظامی و صدها نفر از مردم غیر نظامی و بی‌دفاع، به شهادت رسیده‌اند. آنچه در این میان تا حدودی مغفول واقع شده، پرداختن به این موضوع است که مردم در چنین رخداد‌هایی باید چگونه اقدام کنند و به بیان دیگر مواجهه مردم با پدیده جنگ چگونه باید باشد؟

 گرچه بخشی از مردم تجربه دوران دفاع مقدس را دارند، اما بسیاری از مردم و به خصوص نسل‌های جوان، درکی از شرایط آن روز ندارند. به همین دلیل پرداختن به این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. برای این منظور می‌توان از دانش‌های مختلفی کمک گرفت، اما افزون بر اینها، مسلمانان میراث گرانبهایی به نام قرآن و روایات معصومین (ع) را در اختیار دارند که از این میراث هم به خوبی می‌توان برای روز‌های بحرانی نظیر جنگ بهره‌برداری‌هایی را انجام داد.

 هرچند در قرآن سخنی از کم‌وکیف ساخت موشک و مسائل اینچنینی نیامده است و اصلاً قرار هم نیست بیاید، اما توصیه‌هایی در قرآن و حتی روایات معصومین (ع) وجود دارد که به دلیل فراعصری بودن این توصیه‌ها و مخاطب قرار دادن همه انسان‌ها، در شرایط بحرانی کاربرد دارند؛ چراکه مخاطب آنها انسان بما هو انسان، در عصر و مکانی است. بر این اساس، در این نوشتار کوشش می‌شود تا با بهره‌گیری از آیات قرآن و روایات به این پرسش پاسخ داده شود که مردم در هنگام جنگ چه باید بکنند و چه وظایفی بر عهدۀ آنها خواهد بود؟ در همین راستا از چهار موضوع اساسی سخن به میان خواهد آمد: لزوم حفظ آرامش با یاد خدا، پرهیز از اسراف و احتکار و مدیریت مصرف، مدیریت پیگیری اخبار و کمک به هم‌نوعان.

آرام باشیم و نهراسیم

 شاید تا پیش از رخ دادن جنگ ۱۲ روزه و جنگ اخیر، جمله «خونسردی خود را حفظ کنید» برای بسیاری از مردم کلیشه‌ای به نظر می‌رسید، اما حالا مشخص می‌شود که حفظ آرامش و خونسردی، سنگ بنای تمام اقدامات بعدی است؛ زیرا تا انسان نتواند به خودش تسلط پیدا کند، نه توان مدیریت خودش را دارد و نه می‌تواند باری از دوش خانواده و جامعه‌اش بردارد.

 در همین راستا، یکی از موضوعاتی که در قرآن و روایات بسیار از آن سخن رفته است، آرامش دل‌ها است که به دست خدا صورت می‌گیرد. شاید معروف‌ترین آیۀ قرآن در این زمینه آیۀ ۲۸ سورۀ رعد باشد: «الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب؛ همان کسانی که ایمان آورده‌اند و دلهایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد. آگاه باش که با یاد خدا دل‌ها آرامش می‌یابد». بنابراین، آنچه در بحران‌ها، بینش انسان را اصلاح می‌کند و به او قوت قلب می‌دهد تا بر خودش تسلط پیدا کند، برقراری رابطۀ قلبی و وجودی با خداوند و یادکرد او است.

 در این زمینه آیات دیگری هم در قرآن وجود دارد. برای نمونه در آیات ۳۰ و ۳۱ سورۀ فصلت آمده است: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ * نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَة ...؛ در حقیقت، کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداست»؛ سپس ایستادگی کردند، فرشتگان بر آنان فرود می‌آیند [و می‌گویند:]«هان، بیم مدارید و غمین مباشید و به بهشتی که وعده یافته بودید شاد باشید * در زندگی دنیا و در آخرت دوستانتان ماییم ...».

 چه‌بسا این آیه را بتوان تفسیری برای آیۀ ۲۸ سورۀ رعد تلقی کرد؛ زیرا خداوند در سورۀ رعد به نحو کلی فرمود با یاد خدا دل‌ها آرامش می‌یابد و در سورۀ فصلت می‌فرماید اگر کسی به ربوبیت خدا اعتراف کرد و بر این عقیده توحیدی استقامت ورزید، آنگاه فرشتگان بر او نازل می‌شوند و به او می‌گویند: نه بترس و نه ناراحت باش. کار همین‌جا تمام نمی‌شود بلکه در ادامه، فرشتگان به او دلگرمی می‌دهند که ما دوستان تو در دنیا و آخرت هستیم؛ بنابراین چه‌بسا دلیل آرامش یافتن انسان موحد پس از یاد خدا، همین نزول فرشتگان بر قلبش باشد.

 بر این اساس نخستین وظیفه انسان در هنگام بروز بحران، آرام کردن قلب با یاد خدا است. از آنجا که راستگوتر از خداوند وجود ندارد که: «وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِیثًا؛ و راستگوتر از خدا در سخن کیست؟» (نساء/ ۸۷)، پس باید به این وعده الهی باور داشت تا در نهایت نتیجه هم حاصل شود.

 البته این مباحث به منزلۀ قرار دادن جان در خطر نیست. هر عقل سلیمی حکم می‌کند که در مواقع بحرانی، انسان نکات ایمنی را رعایت کند، اما از آنجا که صرفاً رعایت این نکات، آرامش‌بخش نیست، اهمیت توجه به خداوند، خودنمایی می‌کند. چه‌بسا در این زمینه بتوان به فرمایشی از امام علی (ع) نیز اشاره کرد. در توحید صدوق آمده است: «وَ قِیلَ لِأَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ لَمَّا أَرَادَ قِتَالَ اَلْخَوَارِجِ لَوِ اِحْتَرَزْتَ یَا أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: أَیَّ یَوْمَیَّ مِنَ اَلْمَوْتِ أَفِرُّ، أَ یَوْمَ لَمْ یُقْدَرْ أَمْ یَوْمَ قُدِرَ/ یَوْمَ مَا قُدِّرَ لاَ أَخْشَى اَلرَّدَى، وَ إِذَا قُدِّرَ لَمْ یُغْنِ اَلْحَذَرُ» (توحید صدوق، ج ۱، ص ۳۷۴). ترجمه روایت چنین است: به امیرالمؤمنین (ع) هنگامى که تصمیم گرفت به جنگ خوارج نهروان حرکت کند گفته شد: اى امیرالمؤمنین، کاش پرهیز مى‌کردى. آن حضرت (ع) فرمود: در کدام یک از دو روز خویش از مرگ بگریزم؟ آیا روزى که مقدر نشده، یا روزى که مقدر شده است؟ روزى که مقدر نشده، از مرگ نمى‌ترسم و چون مقدر شده پرهیز فایده ندارد.

 از آنجا که در بحران‌ها بیشترین ترس، ترس از مرگ است، این فرمایش امام علی (ع) به انسان کمک می‌کند تا سایۀ این ترس را کمرنگ کند. چراکه امام (ع) معتقد است انسان دو روز نباید از مرگ نگرانی داشته باشد؛ نخست روزی که حتماً قرار است بمیرد. در اینصورت هر کوششی از جانب انسان بی‌نتیجه خواهد بود. دوم، روزی که قرار نیست بمیرد که در اینصورت نیز هیچ خطری او را تهدید نخواهد کرد. بنابراین، در وهلۀ نخست مواجهه با بحران، باید دل‌ها را با یاد خدا آرام کرد و آنگاه هر کسی باید به وظایفش عمل کند.

پیگیری اخبار را مدیریت کنیم

 امروزه برخلاف سابق، رسانه‌ها توسعه پیدا کرده‌اند و با توسعه شبکه‌های اجتماعی دسترسی به آنها نیز آسان شده است. همین موضوع سبب می‌شود تا مردم در آماج اخبار مختلف قرار بگیرند. در شرایط عادی مشکلی وجود ندارد، اما در شرایط جنگی که بسیاری از رسانه‌ها به دنبال ماهی گرفتن از آب گل‌آلودند و می‌خواهند بر مخاطبانشان بیفزایند، شرایط متفاوت می‌شود. در این برهه آنچه که از هم گسیختکی اجتماعی را مانع می‌شود، پرهیز از اخبار غیرمستند و دامن زدن به شایعات و اصطلاحاً فیک‌نیوز‌ها است.

 یکی از توصیه‌های مهم قرآن در این زمینه چنین است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ؛‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر فاسقی برایتان خبری آورد، نیک وارسی کنید، مبادا به نادانی گروهی را آسیب برسانید و [بعد]از آنچه کرده‌اید پشیمان شوید» (حجرات/ ۶). این آیه به وضوح دستور به بررسی صحت و سقم هر خبری می‌دهد؛ بنابراین مدیریت پیگیری اخبار از رسانه‌ها، گام دوم در شرایط جنگی است. هرچقدر به شایعات دامن زده شود و اخبار غیرواقعی دنبال و ترویج شود، به همان میزان انسان‌ها تسلط بر خود را از دست می‌دهند و جو خانواده و در نهایت جامعه را نیز متشنج می‌کنند.

از اسراف و احتکار پرهیز کنیم

 یکی دیگر از اقدامات مهم در شرایط جنگی، مدیریت مصرف است. در این زمینه نیاز است تا مردم به اندازه نیازشان خرید کنند و از احتکار بپرهیزند. این کار می‌تواند نمادی از وحدت و همدلی در پشت سر گذاشتن روز‌های بحرانی باشد. هنگامی که مردم ببینند فروشگاه‌های شهر با رفتار‌های هیجانی خالی نشده است و همه در حال مدیریت مصرف هستند، هیجانات کاذب هم فروکش می‌کند و موجب قوت قلب می‌شود. 

 دربارۀ پرهیز از اسراف می‌توان به آیات مختلفی از قرآن اشاره کرد. برای نمونه در آیات ۲۶ و ۲۶ سورۀ اسراء آمده است: «وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ وَالْمِسْکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا ‎*‏ إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ ۖ وَکَانَ الشَّیْطَانُ لِرَبِّهِ کَفُورًا؛ و حق خویشاوند را به او بده و مستمند و در راه‌مانده را [دستگیری کن]و ولخرجی و اسراف مکن * چراکه اسرافکاران برادران شیطان‌هایند و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است». به وضوح در این آیه اسراف‌کاران برادران شیطان معرفی شده‌اند و این موضوع تا این حد تقبیح شده است.

یکدیگر را دریابیم

 اقدام دیگری که در مواقع بحرانی نظیر جنگ باید انجام داد، کمک به هم‌نوعان و ایفا کردن مسئولیت اجتماعی است. این موضوعی که چه‌بسا بتوان از آن به نقش مردم در بحران‌هایی نظیر جنگ تعبیر کرد؛ نقشی که ایفا کردنش به مقدمات ابتدایی این نوشتار نیازمند است. دربارۀ این موضوع نیز به مانند موضوعات پیشین، آیات و روایات مختلفی وجود دارد. برای نمونه در آیۀ ۱۶ سورۀ تغابن آمده است: «وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ و کسانی که خود را از بخل و حرص بازدارند آنان رستگارند». یا در آیۀ ۹۲ سورۀ آل عمران آمده است: «لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ مَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ؛ هرگز به نیکوکارى نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید و از هرچه انفاق کنید قطعاً خدا بدان دانا است». التفات به این آیات و آیات مشابه در شرایط جنگی، بازتاب‌دهندۀ چنین درکی است علاج در فرارکردن نیست، بلکه در ماندن و کمک کردن به هم‌نوعان است. البته این کمک کردن نیز مصادیق مختلفی دارد و هرکس به اندازه توان و تخصصش می‌تواند نقش‌آفرینی داشته باشد. این موضوع در جنگ‌هایی که پیامبر اکرم (ص) داشتند نیز به وضوح به چشم می‌خورد که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌شود.

 یکی از مصادیق کمک‌های مردمی در هنگام جنگ، مربوط به معالجه بیماران است. در این زمینه زنان نقش‌آفرینی مؤثری داشته‌اند و در منابع تاریخی به نقل از‌ «ام‌عطیه» آمده است: من در هفت غزوه به همراه پیامبر (ص) شرکت کردم و علاوه بر انبارداری، معالجه مجروحین جنگی را نیز عهده دار بودم (طبقات الکبری، ج ۸، ص ۴۴۵). افزون بر این، در منابع تاریخی آمده است که برخی زنان در هنگام جنگ به پیامبر اکرم (ص) مراجعه می‌کردند و از ایشان می‌خواستند تا به معالجه رزمندگان بپردازند. برای نمونه از نقش‌آفرینی حضرت زهرا (س) در جنگ احد و مداوای زخم صورت پیامبر (ص) سخن رفته است (مغازی واقدی، ج ۱، ص ۲۵۰).

 یکی دیگر از اقدامات مردمی در جنگ‌های مسلمانان، پرستاری از بیماران بوده است. همچنین تدارکات و پشتیبانی جبهه را نیز باید به عنوان یکی دیگر از مصادیق مورد توجه قرار داد. برای نمونه گفته شده که زنان نقش مؤثری در فراهم کردن آب و غذا برای رزمندگان در جنگ احد داشته‌اند (همان، ج ۱، ص ۲۴۹).

 از جمله دیگر اقدامات مردمی در هنگام جنگ، آشپزی بوده است. برای نمونه به نقل از‌ «ام‌عطیه» آمده است: با پیامبر اکرم (ص) در هفت جنگ شرکت کردم و یکی از وظایف مهم من، تهیه غذا برای رزمندگان بود (الطبقات الکبری، ج ۸، ص ۴۵۵). افزون بر این موارد باید از اقداماتی نظیر تهیه دارو، رساندن مهمات به رزمندگان، تعمیر تجهیزات آسیب‌دیده و انتقال مجروحان و شهدا به پشت جبهه نیز سخن به میان آورد (برای نمونه نک: کنزالعمال، ج ۴، ص ۳۴۵؛ اسدالغابة، ج ۵، ص ۵۸۴؛ اعلام‌النساء، ج ۲، ص ۲۶۳؛ اسدالغابة، ج ۵، ص ۴۵۱).

 بنابراین، حضور مردم در صحنه نبرد از صدر اسلام وجود داشته است و از آنجا که معمولاً مردان به جبهه اعزام می‌شدند، نوعاً وظایفی نظیر تأمین آب و غذا و رسیدگی به امورات پشت جبهه بر عهده زنان می‌افتاده است. امروزه البته نوع جنگ‌ها تغییر کرده است و چه‌بسا در بسیاری از جنگ‌ها هم نیاز نباشد که همه مردان بسیج شوند و به جبهه بروند. از طرفی نوع خدمات هم متفاوت شده است. برای نمونه شاید امروزه ضرورتی برای نان پختن در منازل شخصی وجود نداشته باشد. از این رو، بیان این مصادیق بازتاب‌دهندۀ یک مبنای کلی است و آن هم عبارت از اهمیت حضور مؤثر مردم در صحنه نبرد است. حال این حضور می‌تواند براساس شرایط روز، مصادیق مختلفی داشته باشد. برای نمونه یک نفر که کار با کودکان را بلد است، می‌تواند کودکانی که با آنها همسایه است را جمع کند و به سرگرم کردنشان بپردازد.

نتیجه‌گیری

بی‌شک یکی از عوامل تعیین‌کننده در سرنوشت هر جنگی، مردم هستند. نقش‌آفرینی مردم اعم از متحد شدن در مقابل دشمن و کمک به یکدیگر می‌تواند برگ برنده‌ای برای پیروزی نهایی باشد. اما حضور میدانی مردم آنگاه مؤثر خواهد بود که در ابتدا بینش‌ها اصلاح شود. یعنی مردم تا در هنگامۀ جنگ به خودشان تسلط نداشته باشند و نتوانند آرامششان را حفظ کنند، عملاً کاری هم از آنها ساخته نخواهد بود؛ بنابراین نخستین گام عبارت از حفظ خونسردی و آرامش با استمداد از یاد خداوند است، سپس نوبت به مدیریت‌های جانبی می‌رسد و سپس نقش مردم در جنگ وارد فاز عملیاتی می‌شود. در اینجا مردمی که توانسته‌اند خودشان را کنترل کنند و از ترس کاذب رهایی یافته‌اند، می‌توانند ابتکار عمل را در دست بگیرند و هر کس به اندازه توانش به دیگران کمک کند.

نباید فراموش کرد که توصیه خداوند به مؤمنان برای جهاد نیز همین سیر را دارد، چنانکه فرمود: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا؛‌ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چون با گروهی برخورد می‌کنید پایداری ورزید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید» (انفال، ۴۵). یعنی در این آیه هم از یکسو سخن از استقامت در برابر دشمن و از سوی دیگر سخن از یادکرد فراوان خداوند است. در اینصورت می‌توان انتظار داشت که پیروزی هم به دست آید و نقش‌آفرینی میدانی مردم مؤثر افتد.

 

یادداشت از مرتضی اوحدی

 


ارسال دیدگاه
captcha