به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، پروژههای کشاورزی تحت هدایت سازمانهای مردمنهاد در آسیا و آفریقا، بر روی شیوههای پایدار، ظرفیتسازی و مشارکت اجتماعی، توانمندسازی کشاورزان محلی، افزایش تولید و ترویج حاکمیت غذایی[1] تمرکز دارند. در بسیاری از مناطق آسیا، کشاورزان خُرد، با موانع متعددی از جمله دسترسی محدود به منابع، تکنیکهای کشاورزی قدیمی و آسیبپذیری در برابر تغییرات آب و هوایی، مواجهاند.
ازاینرو، سازمانهای مردمنهاد با اتکا به تخصص و منابع خود، برنامههایی را اجرا میکنند که به حل این مسائل میپردازند. با ایجاد شراکت با جوامع محلی، دولتها و سایر ذینفعان، این سازمانها اقدامات را انجام میدهند که نهتنها تولید کشاورزی را بهبود میبخشد، بلکه معیشت کشاورزان را نیز افزایش میدهد. درباره اهمیت این ابتکارات نمیتوان مبالغه کرد، اما آنها به شکل قابل توجهی به کاهش فقر و توسعه کلی اقتصادهای روستایی کمک میکنند.
تأثیر پروژههای کشاورزی تحت هدایت سازمانهای مردمنهاد بر جوامع محلی
تأثیر پروژههای کشاورزی تحت هدایت این سازمانها بر جوامع محلی عمیق و چندوجهی است. یکی از مهمترین مزایا، افزایش امنیت غذایی است. با معرفی شیوههای کشاورزی بهبودیافته مانند تناوب کشت، کشاورزی ارگانیک و مدیریت یکپارچه آفات، سازمانهای غیردولتی به کشاورزان کمک میکنند تا تولیدات خود را افزایش داده و کشتهای متنوعتری داشته باشند. این موضوع نهتنها تأمین پایدار مواد غذایی را برای خانوادهها تضمین میکند، بلکه وابستگی به کشتهای واحد که ممکن است تحت تأثیر نوسانات بازار یا بلایای طبیعی قرار گیرند را نیز کاهش میدهد. افزونبراین، این پروژهها معمولاً شامل برنامههای آموزشی هستند که کشاورزان را با مهارتهای ضروری در مدیریت کسبوکار، بازاریابی و تکنیکهای کشاورزی پایدار آشنا میسازند.
به عنوان مثال، سازمانهای مردمنهاد با برگزاری کارگاه، به کشاورزان آموزش ایجاد تعاونیهایی برای تجمیع و فروش محصولات را ارائه میدهند یا مذاکره به منظور تعیین قیمتهای بهتر محصولات را در میان آنان ترویج میکنند. این توانمندسازی حس همبستگی و همکاری را در میان کشاورزان تقویت میکند و منجر به ایجاد شبکههای اجتماعی قویتر و افزایش تابآوری در برابر شوکهای اقتصادی میشود. در نتیجه، جوامع محلی از معیشت بهتر، ثبات اقتصادی بیشتر و همبستگی اجتماعی قویتر برخوردار میشوند.
نمونهای از پروژههای موفق کشاورزی تحت هدایت سازمانهای مردمنهاد در آفریقا
یکی از نمونههای موفق پروژههای کشاورزی تحت هدایت سازمانهای مردمنهاد در آفریقا، «صندوق یک هکتاری»[2] است که در کشورهایی مانند کنیا، رواندا و بوروندی فعالیت میکند. این صندوق به کشاورزان خُرد، دسترسی به تأمین مالی، آموزش و بذرهای با کیفیت را فراهم میآورد. با این نظام حمایتی، بسیاری از کشاورزان توانستهاند تولیدات خود را بهطور چشمگیری افزایش دهند.
در کنیا، کشاورزان به عنوان مشارکتکنندگان اینگونه طرحها، گزارش دادهاند که درآمدشان بیش از 50 درصد در طول سالهای فعالیت برنامه، افزایش یافته است. این مسئله نشاندهنده اهمیت رویکردهای جامع در حل نیازهای مالی و آموزشی است. ابتکار دیگری که تأثیرگذار بوده است اینکه کار «بنیاد توسعه آفریقا»[3] (ADF) در غنا با ارائه گونههای بهبودیافته[4] و آموزش بهترین شیوههای کشت و فرآوری به جوامع محلی برای افزایش تولید، امنیت غذایی و ایجاد فرصتهای جدید بازار کمک کرده است که نشان میدهد چگونه مداخلات هدفمند میتواند به توسعه پایدار کشاورزی منجر شود و در عین حال اقتصادهای محلی را تقویت کند.
پروژههای موفق کشاورزی تحت هدایت سازمانهای مردمنهاد در آسیا
یکی از پروژههای موفق کشاورزی تحت هدایت سازمانهای مردمنهاد در آسیا، «انجمن زنان خوداشتغال»[5] (SEWA) در هند است. این انجمن تمرکز خود را بر توانمندسازی کشاورزان زن گذاشته و با ارائه آموزش در شیوههای کشاورزی پایدار و دسترسی به تسهیلات خرد، به این زنان کمک میکند. این ابتکار زندگی بسیاری از زنانی را که پیشتر با موانع زیادی در ورود به بخش کشاورزی روبهرو بودند، متحول کرده است.
با تجهیز این زنان به دانش و منابع، انجمن زنان خوداشتغال نهتنها به آنان اجازه بهبود تکنیکهای کشاورزی را داده است، بلکه استقلال مالی را نیز فراهم کرده است. موفقیت این پروژه بر اهمیت فراگیری جنسیتی در توسعه کشاورزی تأکید دارد. همچنین، مؤسسه تحقیقات «برنج بینالمللی»[6] (IRRI) در ترویج شیوههای کشاورزی پایدار برنج در چندین کشور آسیایی نقش کلیدی ایفا کرده و با معرفی فناوریهای نوآورانه، باعث افزایش محصولی تا 50 درصد و بهبود معیشت کشاورزان شده است.
چالشهای کشاورزی سازمانهای مردمنهاد در آسیا و آفریقا
با وجود موفقیتهای پروژههای کشاورزی تحت هدایت سازمانهای غیردولتی، چالشهای زیادی وجود دارد که میتواند بر توانایی آنها برای دستیابی به اهدافشان تأثیر بگذارد. یکی از مشکلات اصلی، کمبود زیرساختها در مناطق روستایی است که دسترسی به بازارها، منابع و اطلاعات را مختل میکند. شبکههای حمل و نقل ضعیف، کار کشاورزان را برای فروش محصولات و تأمین منابعی مانند بذر و کود دشوار میسازند.
همچنین، نبود تأسیسات ذخیرهسازی کافی میتواند منجر به اتلاف محصول پس از برداشت شود و این امر مزایای شیوههای کشاورزی بهبودیافته را کاهش میدهد. چالش دیگر، تغییرات آب و هوایی و شرایط نامساعد اقلیمی است که بهویژه بر کشاورزان خرد در آفریقا و آسیا تأثیر میگذارد و باعث بروز الگوهای غیرقابل پیشبینی در زمان کاشت و برداشت میشود.
سازمانهای مردمنهاد باید در توسعه استراتژیهایی برای تقویت تابآوری جوامع کشاورزی، با این پیچیدگیها نیز مقابله کنند. این پیچیدگیها شامل ادغام شیوههای کشاورزی هوشمند در برابر تغییرات آب و هوایی در برنامههای آنها یا حمایت از سیاستهایی است که مدیریت پایدار زمین را ترویج میکنند.
درسهای آموختهشده و فرصتهای آینده برای پروژههای کشاورزی در آفریقا و آسیا
تجربیات حاصل از پروژههای کشاورزی تحت هدایت سازمانهای مردمنهاد در آفریقا و آسیا، درسهای ارزشمندی برای ابتکارات آینده فراهم کرده است. یکی از نکات اساسی، اهمیت مشارکت جامعه در طراحی و اجرای پروژهها است. همکاری با ذینفعان محلی اطمینان میدهد که این اقدامات از نظر فرهنگی، مرتبط و با نیازهای خاص جامعه هماهنگ هستند. این رویکرد مشارکتی حس مالکیت را در کشاورزان تقویت کرده است و احتمال تحقق تأثیرات پایدار پس از اتمام پروژه را افزایش میدهد.
با نگاه به آینده، فرصتهای بسیاری برای سازمانهای مردمنهاد وجود دارد تا دامنه دسترسی و اثربخشی خود را در توسعه کشاورزی گسترش دهند. پذیرش فناوری میتواند تحولآفرین باشد؛ به عنوان مثال، برنامههای تلفن همراه میتوانند اطلاعاتی بهروز درباره پیشبینیهای آب و هوایی، قیمتهای بازار و بهترین شیوههای کشت در اختیار کشاورزان قرار دهند.
تقویت شراکت با بازیگران بخش خصوصی نیز میتواند منجر به بهبود بسیج منابع و ایجاد همافزاییهای سودمند برای تمامی ذینفعان شود. پروژههای کشاورزی نشان دادهاند که ظرفیت بالایی برای تحول زندگی کشاورزان در آفریقا و آسیا دارند و میتوانند امنیت غذایی، معیشت و شیوههای پایدار را بهبود بخشند. درحالیکه چالشها ادامه دارد، درسهای آموختهشده از ابتکارات موفق به عنوان نقشه راهی برای تقویت سیستمهای کشاورزی تابآور و توانمندسازی جوامع محلی در آینده عمل میکند. با نوآوری و سازگاری مداوم، این سازمانها نقش مهمی در شکلدهی به آینده کشاورزی در این مناطق ایفا خواهند کرد.
گزارش از شورانگیز داداشی
پینوشتها:
[1]. حاکمیت غذایی (Food Sovereignty) به معنای حق جوامع و کشورها برای تعیین سیستمهای غذایی خود و تولید غذا به شیوهای پایدار و متناسب با فرهنگی خاص است. این مفهوم به کشاورزان، مصرفکنندگان و جوامع محلی این قدرت را میدهد که تصمیمات مرتبط با تولید، توزیع و مصرف غذا را به دست گیرند و از تأثیرات جهانیسازی و صنایع غذایی بزرگ که ممکن است منجر به بیتوجهی به نیازهای محلی یا آسیب به محیطزیست شوند، جلوگیری کنند.
[4]. کاساوا یا مانیوک یک سبزی ریشهای استوایی است که میتواند همراه با سیبزمینی، هویج، تربچه و ... استفاده شود.
[2]. One Acre Fund
[3]. African Development Foundation’s
[5]. Self-Employed Women’s Association
[6]. International Rice Research Institute
منبع:
دیدگاه خود را بنویسید