تغییرات اقلیمی به یک بحران مزمن سلامت تبدیل شده است/ جامعه مدنی چگونه میتواند از سلامت جوامع محافظت کند؟
به گزارش پایگاه تحلیلی خبری خیر ایران، گزارش سال ۲۰۲۶ پروژه بینالمللی «لنست کانتداون درباره سلامت و تغییرات اقلیمی» تصویری نگرانکننده از رابطه میان گرمایش زمین و سلامت انسان ترسیم میکند. این دهمین گزارش سالانه پروژه است که با مشارکت ۱۴۶ متخصص از ۷۱ مؤسسه تهیه شده و روند تغییرات را در ۵۴ شاخص، از پیامدهای مستقیم اقلیمی تا آمادگی نظامهای سلامت، سرمایهگذاری و مشارکت عمومی، بررسی میکند. یافته اصلی گزارش این است که آسیبهای اقلیمی با سرعتی بیشتر از اقدامات انجامشده برای مقابله با آنها در حال افزایشاند؛ بهگونهای که دستاوردهای حاصل از سیاستهای اقلیمی هنوز برای مهار تهدیدهای موجود کافی نیستند.
این ارزیابی در شرایطی منتشر شده که از زمان لازمالاجرا شدن توافق پاریس در سال ۲۰۱۶، تعهدات اقلیمی و برخی اقدامات حفاظتی گسترش یافتهاند، اما انتشار گازهای گلخانهای همچنان رکوردهای تازهای ثبت کرده است. از دید نویسندگان گزارش، تغییرات اقلیمی دیگر صرفاً مسئلهای زیستمحیطی با پیامدهایی در آینده نیست؛ بلکه سلامت و بقای انسانها را در زمان حاضر تحت تأثیر قرار میدهد. به همین دلیل، آنان خواستار آن شدهاند که سازمان جهانی بهداشت و نهادهای بینالمللی، ضمن استفاده از سازوکارهای موجود، ابزار مشخصتری برای شناسایی و مدیریت تغییرات اقلیمی بهعنوان یک وضعیت اضطراری جهانی در حوزه سلامت ایجاد کنند.
موسسه «شمارش معکوس لانست»( Lancet Countdown) یک همکاری بینالمللی و چندرشتهای در حوزه پژوهش است که در سال ۲۰۱۶ و همزمان با لازمالاجرا شدن توافق پاریس تأسیس شد. هدف اصلی این نهاد، که مقر آن در دانشگاه کالج لندن (UCL) است و توسط بنیاد ولکام تأمین مالی میشود، این است که اطمینان حاصل کند سلامت انسان در مرکز درک و واکنش تصمیمگیرندگان به تغییرات اقلیمی قرار میگیرد. این موسسه هر ساله با انتشار گزارشهای شاخصمحور، مستقل و مبتنی بر دادههای علمی، پیشرفت جهانی در زمینه سلامت و تغییر اقلیم را ارزیابی میکند.
یافتههای کلیدی گزارش ۲۰۲۶: یک وضعیت اضطراری بهداشتی جهانی
دهمین گزارش سالانه Lancet Countdown (۲۰۲۶) که حاصل کار ۱۴۶ متخصص از ۷۱ نهاد بینالمللی است، هشدار میدهد که اثرات تغییر اقلیم بر سلامت سریعتر از اقدامات جهانی در حال افزایش است و از رهبران جهان میخواهد تا تغییر اقلیم را به عنوان یک وضعیت اضطراری بهداشتی جهانی به رسمیت بشناسند. این گزارش با بررسی ۵۴ شاخص مختلف، تصویری نگرانکننده از آسیبپذیری سلامت جوامع ارائه میدهد:
گرما، خشکسالی و گسترش خطرهای سلامت
گزارش لنست کانتداون نشان میدهد که تغییرات اقلیمی مستقیماً سلامت و جان انسانها را تهدید میکند. در سال ۲۰۲۳، گرما با حدود ۷۱۰ هزار مرگ در جهان مرتبط بوده و بیش از ۷۰ درصد این موارد به تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی نسبت داده شده است. خشکسالی نیز در سال ۲۰۲۵، دستکم برای یک ماه، ۵۱٫۸ درصد از خشکیهای جهان را تحت تأثیر قرار داده است. پیامدهای این وضعیت تنها به کمبود آب محدود نمیشود و دسترسی به آب آشامیدنی سالم، بهداشت، تولید غذا و درآمد خانوارها را نیز تحت فشار قرار میدهد. همچنین افزایش دما و تغییر الگوی بارندگی در برخی مناطق، شرایط را برای انتقال بیماریهایی مانند تب دنگی مساعدتر کرده است. این روندها نشان میدهند که خطرهای اقلیمی، از مرگومیر ناشی از گرما تا بیماریهای عفونی و ناامنی غذایی، به یکدیگر پیوند خوردهاند.
هزینه بحران برای معیشت و گروههای آسیبپذیر
پیامدهای گرما فراتر از سلامت جسمی است. گزارش نشان میدهد که مواجهه با گرما در سال ۲۰۲۵ به از دست رفتن ۵۷۳ میلیارد ساعت بالقوه کار در جهان و حدود ۱٫۰۷ تریلیون دلار زیان درآمدی منجر شده است. این خسارتها بهویژه برای افرادی سنگین است که به مشاغل فضای باز و فعالیتهای بدنی وابستهاند و امکان توقف یا جابهجایی ساعات کار خود را ندارند. میزان آسیبپذیری نیز تنها به شدت مواجهه با گرما بستگی ندارد؛ دسترسی به مسکن مناسب، سرمایش، آب سالم و خدمات درمانی در توان افراد برای مقابله با این شرایط تعیینکننده است. ازاینرو، حمایت از گروههای کمدرآمد، سالمندان، کودکان و شاغلان فضای باز باید بخشی از برنامههای سازگاری اقلیمی باشد.
اقدامهای مؤثر، اما ناکافی
گزارش از برخی پیشرفتها در مقابله با پیامدهای اقلیمی خبر میدهد. شمار کشورهایی که برای سازگار کردن خدمات سلامت با تغییرات اقلیمی برنامه ملی تدوین کردهاند، از ۱۴ کشور در سال ۲۰۱۵ به ۵۶ کشور از میان ۱۹۴ کشور عضو سازمان جهانی بهداشت رسیده است. همچنین کاهش آلودگی هوای ناشی از سوختهای فسیلی در ۷۰ کشور، سالانه از حدود ۳۲۳ هزار مرگ جلوگیری میکند. بااینحال، تأمین مالی برنامههای سازگاری همچنان با کمبود جدی روبهروست. از میان ۷۹ کشور در حال توسعه، ۴۸ کشور نیاز مالی خود را برای حفاظت از سلامت در برابر تغییرات اقلیمی برآورد کردهاند که مجموع آن سالانه ۳٫۳ میلیارد دلار است؛ اما در سال ۲۰۲۴ تنها حدود ۱٫۱ میلیارد دلار، معادل یکسوم این نیاز، تأمین شده است. این فاصله، اجرای برنامههای پیشگیرانه و تقویت آمادگی نظامهای سلامت را محدود میکند.
جامعه مدنی؛ پیوند میان شواهد، سیاست و زندگی روزمره
گزارش لنست کانتداون بر هماهنگی دولتها، نظامهای سلامت و نهادهای بینالمللی تأکید دارد. در چنین شرایطی، جامعه مدنی میتواند در شناسایی و مستندسازی این آسیبها، بازتاب دادن تجربه گروههای کمتر شنیدهشده و انتقال آنها به فرایندهای تصمیمگیری نقش داشته باشند. انجمنهای سلامت و محیطزیستی نیز میتوانند با ثبت تجربه جوامع از کمبود آب، آلودگی و اختلال در دسترسی به خدمات، نیازهایی را آشکار کنند که در آمارهای کلان کمتر دیده میشوند. افزون بر این، تبدیل شواهد علمی به آگاهی و مطالبه عمومی و پیگیری پاسخگویی نهادهای مسئول، از دیگر ظرفیتهای جامعه مدنی است؛ برای مثال، طرح ارتباط میان سوختهای فسیلی، آلودگی هوا و بیماریها یا میان گرما، شرایط کار و کاهش درآمد میتواند به مطالبه سیاستهای مشخصتر برای حفاظت از سلامت منجر شود.
البته این نقشها زمانی اثربخشاند که مشارکت عمومی به گردآوری تجربهها و مشورتهای تشریفاتی محدود نماند و همکاری واقعی بین جامعه مدنی و نهادهای مسئول از شناسایی مسئله و برنامهریزی تا نظارت بر اجرا و ارزیابی نتایج ادامه پیدا کند. فعالیت نهادهای مردمی میتواند سیاستها را به نیازهای واقعی جوامع نزدیکتر کند، اما جایگزین مسئولیت دولتها در تأمین مالی، زیرساخت و تضمین دسترسی همگانی به خدمات عمومی نیست.
سلامت باید در مرکز سیاستهای اقلیمی قرار گیرد
لنست کانتداون در جمعبندی خود شش اولویت جهانی را مطرح میکند: بهرسمیتشناختن وضعیت اضطراری سلامت ناشی از تغییرات اقلیمی، تقویت هماهنگی بینالمللی، کاهش فوری و عادلانه انتشار گازهای گلخانهای، قرار دادن سلامت و رفاه در مرکز اقدامات اقلیمی، توسعه زیرساختهای مشترک داده و افزایش تأمین مالی سازگاری و سلامت. این اولویتها نشان میدهند که مقابله با بحران اقلیمی نیازمند پیوند دادن سیاستهای محیطزیستی با برنامهریزی سلامت، حمایت اجتماعی و تصمیمگیری اقتصادی است. اقدامهای اقلیمی باید سریعتر و عادلانهتر شوند و تحقق این هدف زمانی امکانپذیرتر خواهد بود که سلامت انسان نه پیامدی فرعی، بلکه یکی از معیارهای اصلی سیاستگذاری اقلیمی باشد و تجربه و مشارکت جوامعی که بیش از دیگران در معرض خطر قرار دارند، در شکل دادن به این سیاستها جایگاهی واقعی پیدا کند.
منابع: