«سیارک سپهر» فقط کتابخانه نیست؛ خانهٔ مهارتآموزی است
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، «سیارک سپهر» کتابخانهای سیار است که از سال ۱۴۰۰ بهعنوان یکی از پروژههای «بنیاد توسعهٔ فرهنگی و توانمندسازی سپهر قاین» فعالیت میکند. این طرح با سفر به روستاهای شهرستان قاین خراسان جنوبی، برنامههای ترویج کتابخوانی و مهارتآموزی را در رأس کار خود قرار داده است. در سفرهای سیارک، بچهها کتاب میخوانند، دربارهٔ داستانها و تصاویر گفتوگو میکنند و در کنار طبیعت، تجربهای متفاوت را رقم میزنند.
ناصر نوربخش؛ مدیرعامل بنیاد توسعه فرهنگی و توانمندسازی سپهر قاین و کارشناس ارشد جامعهشناسی از دانشگاه علامه طباطبائی ۱۵ سال است که تجربهٔ همکاری با سازمانهای مردمنهاد را دارد. او در سالهای فعالیت «سیارک سپهر»، از نزدیک شاهد مواجههٔ تدریجی اهالی روستاها با فرهنگ کتابخوانی و تلاش بیدریغ مروجان کتاب بوده است. به همین بهانه، با او دربارهٔ سفرهای سیارک سپهر و دستاوردهای آن گفتوگو کردهایم.

-ایده «سیارک» از چه زمانی و چگونه در دل برنامه «با من بخوان» شکل گرفت؟
ما در «بنیاد توسعهٔ فرهنگی و توانمندسازی سپهر» در شهرستانی فعالیت میکنیم که حدود ۱۵۰ روستا دارد و وسعت آن از شرق تا غرب حدود ۱۵۰ کیلومتر است. به همین دلیل، احساس میکردیم وجود یک کتابخانهٔ سیار میتواند در این منطقه خدمات مؤثرتری ارائه دهد. در سال ۱۳۹۹ ایدهٔ راهاندازی سیارک را دنبال کردیم تا کتابخانه بتواند به روستاها سفر کند. ازآنجاکه حوزهٔ اصلی فعالیت بنیاد توانمندسازی است، میخواستیم کتابهایی در حوزهٔ توسعه فردی در اختیار مخاطبان قرار دهیم. درنهایت، این مسیر را بهتدریج و با همراهی مجموعهٔ «با من بخوان» طی کردیم.
در «سیارک» قرار نیست بچهها فقط از کتابخانه کتابی بگیرند و هفتهٔ بعد آن را برگردانند. اینجا بهشکل گروهی کتاب میخوانند و بعد از خواندن، فعالیتهای عملی انجام میدهند. یکی از کارکردهای این روش، افزایش اعتمادبهنفس بچههاست؛ اینگونه میتوانند در جمع صحبت کنند یا در اجرای یک کتاب نقش فعال داشته باشند.
-این طرح فقط در روستاهای خراسان جنوبی اجرا میشود یا روستاهای دیگر را هم دربرمیگیرد؟
ما سازمانی مردمنهاد هستیم که در سال ۱۳۸۹ در شهرستان قاین تأسیس شده است؛ بنابراین این پروژه مربوط به شهرستان قاین در خراسان جنوبی است و محدوده فعالیت مشخصی دارد. البته در راهاندازی چهار کتابخانهٔ سیار دیگر نیز نقش داشتهایم.
-این کتابخانهها در چه قالبی فعالیت میکنند؟
همهٔ این فعالیتها در شهرستان قاین انجام شده است. نخستین فعالیت ما مربوط به نهاد کتابخانههای عمومی بود. حدود سال ۱۳۹۲ یا ۱۳۹۳، یک مینیبوس را با کمک انجمن حامی برای نهاد کتابخانههای عمومی تجهیز کردیم که همچنان فعالیتش ادامه دارد. پروژه دوم، یک خودروی مزدا بود که برای کانون پرورش فکری شهرستان قاین خریداری کردیم. پروژه سوم، نیز همین کتابخانه سیارک سپهر است که بنیاد سپهر آن را اداره میکند. تأمین نیروی انسانی و ادارهٔ پروژههای دیگر را نیز نهاد کتابخانههای عمومی و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بر عهده گرفتهاند. کتابخانه سیار چهارم نیز خودرویی بود که سال گذشته به کانون پرورش فکری شهرستان زیرکوه _که شهرستانی مرزی است_ تحویل دادیم.

-سیارک تا امروز به چه روستاهایی سفر کرده و در هر روستا چه فعالیتهایی انجام شده است؟ آیا این ایده پیش از سیارک نیز اجرا شده است؟
تا جایی که میدانم، ما نخستین کتابخانه سیار مستقل کشور هستیم که با این شکل فعالیت میکند. هر سال تلاش میکنیم ۱۰ روستا را بهصورت ثابت پوشش دهیم. فعالیت امسال ما شامل روستاهای زول، روم، خشک، مهموئی و محمدآباد است. علاوهبراین، کتابخانه به سه مرکز مربوط به کودکان بیسرپرست و مؤسسات تحت پوشش بهزیستی، از جمله مؤسسهٔ غدیر و مؤسسه احسان آسمانی نیز خدمات ارائه میدهد.
-چه کتابهایی را بهعنوان بستهٔ مطالعاتی کودکان و نوجوانان انتخاب کردهاید و معیار انتخاب این آثار چه بوده است؟
در حوزهٔ کودک و نوجوان تلاش کردهایم بر موضوعاتی چون توسعهٔ فردی، رشد مهارتهای کودکان و خانوادهها، خلاقیت، کنترل احساسات و مهارتهای نرم تمرکز کنیم. یکی از مؤسساتی که امسال نقش محوری در تجهیز سیارک سپهر دارد، مؤسسهٔ پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان است که پروژه «با من بخوان» را اجرا میکند. با همکاری این دوستان، منابع مرتبط را از ناشران معتبر تهیه کردیم و کتابهای باکیفیت را به کتابخانه افزودیم. کتابداران اصلی ما آقای اسماعیل شوشتری، مریم فلاحت و راضیه مطهری هستند و داوطلبانی، چون جواد خسروی، کوثر ملایی، محبوبه پارسایی، فخری دلاوری، فاطمه قاسمی و فایزه مهدوی نیز با ما همراهاند. مروجان دیگری مانند فرزانه اخوت و دوستان دیگر نیز در تجهیز کتابخانه همکاری داشتهاند.
همکار دیگر ما دیجیکالا مهر است که سالهاست در زمینه کتاب و تجهیزات مورد نیاز از ما حمایت میکند. در مؤسسهٔ پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان و پروژه «با من بخوان» نیز آقای غلامپور، خانم اخگری و خانم زهره قایینی بهعنوان مشاوران پروژه حضور داشتهاند و تلاش کردهایم از رهنمودهای آنها استفاده کنیم. در مجموع، در سال جدید تصمیم گرفتیم بهجای آنکه یک نفر کتابدار باشد، افراد علاقهمند داوطلب را گرد هم بیاوریم؛ وجه مشترک همهٔ این عزیزان عشق به کتاب و ترویج کتابخوانی در حوزهٔ کودک و نوجوان است.

-مشارکت مروجان چگونه شکل میگیرد؟ آیا این همکاریها داوطلبانه است؟
بله. بنیاد سپهر یک سازمان مردمنهاد است و شبکهای از داوطلبان دارد. حدود ۲۰۰ نفر عضو داوطلب داریم و در سال ۱۴۰۴ حدود ۶۰۰۰ ساعت کار داوطلبانه در مؤسسه انجام شد. اکنون حدود ۱۵ نفر با کتابخانه در ارتباط هستند و بیشتر آنها داوطلبانه کار میکنند. معمولاً یک نفر نیز بهصورت نیمهداوطلبانه مسئول اصلی پروژه است؛ بنابراین پایهٔ اصلی کار، داوطلبی است. برای افرادی که به ما پیوستند، مؤسسهٔ پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان کارگاهی با موضوع کتابداری کودک و نوجوان در چارچوب طرح «با من بخوان» برگزار کرد. ما نیز یک کارگاه آموزشی و توجیهی برگزار کردیم تا دوستان با اصول کار آشنا شوند.
کتابخانه ما یک خودروی سیار مزدای دوکابین است که معمولاً ظرفیت پنج نفر دارد و میتواند افراد را نیز به روستاها ببرد؛ چون صرفاً بردن کتاب به روستا کافی نیست. باید در کنار امانتدادن کتاب، افرادی را همراه خود کنیم تا برای کودکان و نوجوانان کتاب بخوانند و کمک کنند فعالیتهای گروهی در روستاها جا بیفتد. برای مثال، آقای جواد خسروی؛ از داوطلبان فعال ما معلمی است که سه سال سابقه فعالیت در روستاها دارد. او سه سال پیش در روستای چلونک معلم بوده و همین هفته گذشته کتابخانه را به آنجا برده است. قرار است ماهی دو بار این مسیر را طی کنند.
آقای اسماعیل شوشتری نیز کتابدار اصلی کتابخانه ماست. ایشان معلمی با ۳۰ سال سابقه کار است و اکنون به همراه همسرش نقش محوری در این پروژه دارد. جالب اینکه ایشان معلم فنی بوده و در دانشگاه شهید رجایی مکانیک خوانده، اما به ادبیات علاقهمند است و حدود ۱۵ سال است که در آموزشوپرورش ادبیات تدریس میکند؛ به واسطهٔ همین علاقه جذب این پروژه شده است.
-تاکنون مواجههٔ کودکان و نوجوانان با کتابخانههای سیارک چگونه بوده و چه تغییراتی در رفتار کتابخوانی آنها احساس میکنید؟
ما معمولاً هر سال فعالیتها را از نظر اثربخشی ارزیابی میکنیم. یکی از دستاوردهای فعالیت کتابخانه و کتابخوانی، همین تغییر رفتار و آداب معاشرت بچههاست. یادگیری مهارتهایی مانند شاهنامهخوانی نیز از دیگر دستاوردهای این پروژه است. تأثیر دیگر به شیوهٔ فعالیت کتابخانه برمیگردد. کتابخانهٔ ما فعال و تعاملی است. قرار نیست بچهها کتابی بگیرند و بروند و هفته بعد آن را برگردانند. آنها کتاب میخوانند و بعد از خواندن، فعالیتهای عملی انجام میدهند. یکی از کارکردهای این روش، افزایش اعتمادبهنفس بچههاست؛ اینگونه میتوانند در جمع صحبت کنند یا در اجرای یک کتاب نقش فعال داشته باشند.

در کنار سیارک سپهر و تجربیات بلندخوانی، تیمی شکل دادیم که اعضای آن امسال خودشان یک کتابخانهٔ سیار مستقل به نام «کتابخانه سیار چولی قزک» راهاندازی کردند. «چولی قزک» یک نام محلی است و همکاران قبلی ما، اکبر کارگر و مجید قائمپناه مؤسسان این کتابخانهاند. در مورد کتابخانهٔ خودمان نیز باید بگویم که این پروژه یک کار مشترک است. ادارهٔ سیارک سپهر را بنیاد سپهر با کمک داوطلبان و حامیانش انجام میدهد. کتابها از پروژه «با من بخوان» و مؤسسهٔ پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان به ما رسیده و خودرو نیز از محل مسئولیت اجتماعی «شرکت فراسیستم افق» و آقای مهندس صدرقاینی تأمین شده است. مجوز کتابخانه را نیز از نهاد کتابخانههای عمومی گرفتیم.
-از خاطرات ماندگار سیارک در این سالها برایمان بگویید.
ما سالهاست در روستای زول فعالیت میکنیم. یک بار خانمی برای گرفتن کتاب مراجعه کرد و بعداً متوجه شدیم با دقت و علاقه زیادی کتاب را خوانده و پسندیده است. نام خانوادگی این خانم «نابینا» بود. چون فرد علاقهمندی بود، ارتباطمان را با او حفظ کردیم. بعدها یکی از نیکوکاران محلی خانهای خرید و آن را به شورای روستا اهدا کرد. با خرید این خانه دو نیت فرد خیّر از خرید خانه _که تأسیس مهدکودک و کتابخانه برای روستا بود_ محقق شد. سپس با همکاری انجمن حامی _که در زمینهٔ کتابخانهسازی فعالیت میکند_ یک کتابخانهٔ ثابت روستایی ایجاد کردیم. اکنون خانم نابینا سه سال است که کتابدار آن کتابخانه است که نام آن را «ایران» گذاشتهایم.
شاید این یکی از بهترین خاطرات من از مسیری باشد که با کتابخانه طی کردهایم. ما قرار بود فقط با کتابخانه به روستا برویم و کتاب بدهیم، اما در این مسیر آدمهای محلی را شناسایی کردیم و با کمک آنها توانستیم یک نهاد فرهنگی در روستا راهاندازی کنیم. این اتفاق همچنین نمونهای از مشارکت دو سازمان مردمنهاد _یعنی بنیاد سپهر و انجمن حامی_ است که اکنون سه سال از فعالیت آن میگذرد.
کتابخانهٔ دیگر ما در شهرستان زیرکوه نیز داستان مشابهی داشت. کتابدار آن پروژه به شهرستان زیرکوه؛ شهرستانی کمبرخوردار و مرزی در نزدیکی افغانستان رفت. آنها با خودرویی بسیار فرسوده مواجه شدند که حدود ۴۰ سال کار کرده بود و هم رفتوآمد با آن خطر داشت و هم دیگر نمیتوانست به مناطق دوردست برود. همزمان یکی از حامیان ما به پروژهٔ سیارک چهارم و تأمین یک خودرو برای آن کمک کرد و ما خودرو را به کانون پرورش فکری شهرستان زیرکوه تحویل دادیم.

در ادامه خاطرهای را هم از آقای اسماعیل شوشتری نقل میکنم. در روستای مهموئی، در یکی از جلسات بلندخوانی، آقای شوشتری به یکی از بچهها میگوید: «تو دوست نداری کتاب بگیری؟» کودک پاسخ میدهد: «نه، مگر من بیکارم کتاب بخوانم؟» آقای شوشتری میگوید: «حالا بیا یک کتاب به تو بدهم، برو ببین، شاید خوشت آمد.» کتابی به او میدهد و کودک مثل بقیه گوشهای مینشیند و شروع به خواندن میکند. حالا همان بچه جزو کسانی است که هر هفته کتاب به امانت میگیرد.
-به غیر از خانم نابینا، افراد دیگری هم در روستاها با شما همراهی میکنند؟
بله. در هر روستا یک رابط داریم. رابطان معمولاً خانمها یا آقایانی هستند که به بچهها علاقه دارند و با حضور فعالشان آنها را دور هم جمع میکنند. این افراد محل فعالیت را در اختیار ما میگذارند؛ گاهی حسینیه روستا، گاهی مدرسه و حتی گاهی کوچه. هر جا امکان داشته باشد، فعالیت میکنیم.
برای مثال، روستای مهموئی سه درخت سرو کهنسال دارد که در فهرست آثار تاریخی و میراث طبیعی کشور ثبت شدهاند. ما در تابستان کتابخانه را زیر همان سه درخت مستقر میکنیم و بچهها آنجا کتاب میخوانند. از این کار دو هدف داریم؛ هم اینکه بچهها بدانند این سروهای کهنسال و بومی منطقه باید حفظ شوند و هم بتوانند از فضای سبز برای کتابخوانی استفاده کنند. به باور من، انرژی درخت میتواند به آدمها منتقل شود و انرژی آدمها هم به درخت؛ چون همه موجودات زندهاند.
یکی دیگر از موضوعات مهم برای ما مسئولیتپذیری بچههاست؛ اینکه منظم باشند و رأس ساعت در کتابخانه حاضر شوند. همچنین بچهها در جمعکردن و پهنکردن وسایل و آوردن کتابها نیز کمک میکنند. همیشه به کتابداران میگوییم وقتی به روستا میروید، فکر نکنید فقط قرار است به بچهها آموزش بدهید؛ در کتابخانههای تعاملی ما یک بدهبستان وجود دارد؛ بچهها چیزی از ما یاد میگیرند و ما نیز چیزی از آنها میآموزیم.
-بزرگترین چالش سیارک از نظر شما چیست؟
یکی از مهمترین چالشهای کارهای فرهنگی و اجتماعی ما کمبود نیروی انسانی توانمند است؛ چالشی که روزبهروز بیشتر میشود. ما همیشه به حامیان و دوستانمان میگوییم ماشین، کتاب و تجهیزات هزینهبر هستند و تأمین آنها دشوار است، اما در نهایت قابل تأمیناند. چیزی که همراهی آن دشوارتر و زمانبرتر است، وجود افراد متخصص است. شاید گمان کنیم این کار ساده است، اما واقعاً ساده نیست. کار با کودک و نوجوان، کاری تخصصی است و دشواریهای خودش را دارد. به نظرم این مهمترین چالشی است که با آن مواجه هستیم.
-در پایان بفرمایید افق پیش روی سیارک را چگونه میبینید و برای ادامهٔ این مسیر چه برنامهای دارید؟
از نظر کمّی، تمایل داریم به واسطهٔ این کتابخانه، کتابخانههای دیگری هم ایجاد شوند؛ حتی کتابخانههای سیاری که بتوانند به روستاها، مراکز بهزیستی و محلات حاشیه شهر بروند و برای بچهها کتاب و خدمات فرهنگی ارائه کنند. این یکی از برنامههایی است که هر سال تلاش کردهایم به آن نزدیک شویم و همانطور که گفتم، تاکنون در ایجاد چهار کتابخانه نقش داشتهایم. دوم اینکه میخواهیم تعامل ما با این بچهها ادامه داشته باشد تا آنها بتوانند زندگی معنادارتری برای خودشان داشته باشند، تعامل بهتری با یکدیگر برقرار کنند و وقتی از این کتابخانهها بیرون میروند، قدر کشور و منابع طبیعی آن را بدانند.

گفتوگو از نیلوفر بختیاری