خانوادهها پای میز تصمیمگیری مراکز توانبخشی میآیند
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، محمدرضا اسدی، مشاور رئیس سازمان بهزیستی در امور فرابخشی و ارتباطات، از طراحی طرح «انجمن خانواده و کارکنان مراکز توانبخشی» خبر داده است؛ طرحی که قرار است خانوادههای افراد دارای معلولیت را در کنار کارکنان مراکز توانبخشی، در شناسایی مشکلات، ارائه راهکار و پیگیری مطالبات مشارکت دهد.
اهمیت این طرح در تغییر نگاه به جایگاه خانوادههاست. تاکنون در الگوی سنتی ارائه خدمات توانبخشی، خانوادهها عمدتاً در جایگاه دریافتکننده خدمات قرار داشتهاند و نقش مستقیمی در تصمیمگیریهای مراکز نداشتهاند. این در حالی است که خانوادهها به دلیل ارتباط مستمر با افراد دارای معلولیت و آگاهی از نیازهای روزمره آنان، میتوانند مشکلاتی را شناسایی کنند که ممکن است از نگاه مدیران و کارشناسان دور مانده باشد.
حذف خانوادهها از فرآیند تصمیمگیری، میتواند به شکلگیری فاصله میان خدمات ارائهشده و نیازهای واقعی افراد دارای معلولیت منجر شود. همچنین، نبود سازوکاری مشخص برای شنیدن و پیگیری مطالبات خانوادهها، این خطر را به همراه دارد که مشکلات به گلایههای فردی و پراکنده محدود شوند و بدون رسیدن به یک راهکار مؤثر، بارها تکرار شوند.
از سوی دیگر، مشارکت خانوادهها میتواند ظرفیتهای تازهای برای حل مسائل مراکز توانبخشی ایجاد کند. خانوادهها علاوه بر تجربه زیسته، ممکن است از تخصصهای پزشکی، روانشناسی، حقوقی، مدیریتی و ظرفیتهای نیکوکارانه برخوردار باشند که استفاده از آنها میتواند به بهبود خدمات و رفع برخی مشکلات مراکز، حتی بدون تحمیل هزینههای قابل توجه، کمک کند.
بر اساس توضیحات اسدی، انجمن خانواده و کارکنان مراکز توانبخشی در چهار سطح مرکز، شهرستان، استان و ملی فعالیت خواهد کرد. در این ساختار، مسائل روزمره خانوادهها در سطح مراکز شناسایی میشود و مشکلاتی که در این سطح قابل حل نباشند، برای بررسی و پیگیری به سطوح بالاتر انتقال مییابند. همچنین، پیشبینی شده است که نمایندگان سازمان بهزیستی و تشکلهای مراکز بتوانند در جلسات انجمن حضور داشته باشند، اما حق رأی نداشته باشند تا استقلال آن حفظ شود.
با این حال، موفقیت این طرح به حضور واقعی و اثرگذار خانوادهها در تصمیمگیریها بستگی دارد، نه صرفاً تشکیل جلسات و شنیدن نظرات آنان. اگر مطالبات خانوادهها ثبت و بررسی شود، اما در تصمیمات مدیریتی و اصلاح خدمات تأثیری نگذارد، خطر تبدیل شدن انجمن به ساختاری تشریفاتی وجود خواهد داشت.
در مقابل، مشارکت مؤثر خانوادهها در کنار تجربه تخصصی کارکنان میتواند به تصمیمهایی منجر شود که با نیازهای واقعی افراد دارای معلولیت تناسب بیشتری دارند. در چنین الگویی، خانواده دیگر صرفاً دریافتکننده خدمات نیست، بلکه به عنوان یکی از شرکای اصلی نظام توانبخشی، در بهبود کیفیت خدمات و پیگیری حقوق و نیازهای عزیزان خود نقشآفرینی میکند.