ما و پلاستیک؛ زنجیرۀ مسئولیت از تولید تا مصرف و بازیافت
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، سال ۱۹۵۰ میلادی، آغاز فاجعه ورود ظرفهای یک بار مصرف به زندگی روزمره انسان ها بود؛ سالی که برای نخستین بار، ظروفی پلاستیکی برای نگهداری ساندویچ، مورد استفاده قرار گرفت. بیست سال بعد، یعنی در سال ۱۹۷۰ میلادی و بعد از آن، کیسههای کاغذی از فروشگاهها بهتدریج حذف شدند و به جای آن کیسههای نایلونی بازار را تسخیر کردند. آمار مصرف پلاستیکها امروز به میلیونها تن رسیده و از این مقدار، سهم بزرگی از آن آب اقیانوسها را آلوده میکند. درحال حاضر، ۹۰ کشور از کشورهای جهان، به قانون ممنوعیت استفاده از ظروف پلاستیکی (SUP) پایبند هستند و برای جلوگیری از استفاده از این وسایل، به هر شکل، تلاش میکنند.
جهان سالانه صدها میلیون تن پلاستیک تولید میکند
پیش از آنکه بررسی کنیم کارخانههای صنایع غذایی ایران تا چه اندازه هنگام انتخاب بستهبندی به قابلیت بازیافت و سرنوشت آن پس از مصرف توجه میکنند، بهتر است ابتدا ابعاد مسئله را در مقیاس جهانی ببینیم. بر اساس گزارش سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، در سال ۲۰۱۹ حدود ۴۶۰ میلیون تن پلاستیک در جهان مصرف شد. رقمیکه نسبت به سال ۲۰۰۰ تقریباً دو برابر شده است. در همین سال، حدود ۳۵۳ میلیون تن پسماند پلاستیکی تولید شد که حدود ۴۰ درصد از این پسماندها از بستهبندیها ناشی میشدند. یعنی بستهبندی یکی از مهمترین منابع تولید پسماند پلاستیکی در جهان است.
صرف تولید پلاستیک قابل بازیافت، به معنای بازیافت شدن آن نیست. نوع پلاستیک، نحوه طراحی و ترکیب بستهبندی، امکان جمع آوری و تفکیک و همچنین وجود زیرساخت و بازار مناسب برای بازیافت، همگی در سرنوشت نهایی آن نقش دارند.
اما از حجم بالای تولید و مصرف، نمیتوان به همان اندازه به بازیافت این مواد امید داشت. از ۳۵۳ میلیون تن پسماند پلاستیکی تولید شده در سال ۲۰۱۹، حدود ۵۵ میلیون تن برای بازیافت جمع آوری شد. اما پس از در نظر گرفتن مواد که در فرایند بازیافت از چرخه خارج شدند، در نهایت حدود ۹ درصد کل پسماند پلاستیکی واقعا بازیافت شد. نزدیک به ۵۰ درصد این پسماندها دفن شدند، حدود ۱۹ درصد سوزانده شدند و حدود ۲۲ درصد نیز به شکل نامناسب دفع شدند یا به محیط زیست راه یافتند.
این آمار این نکته مهم را روشن میکند: صرف تولید پلاستیک قابل بازیافت، به معنای بازیافت شدن آن نیست. نوع پلاستیک، نحوه طراحی و ترکیب بستهبندی، امکان جمع آوری و تفکیک و همچنین وجود زیرساخت و بازار مناسب برای بازیافت، همگی در سرنوشت نهایی آن نقش دارند. به همین دلیل، وقتی درباره بستهبندی محصولات غذایی صحبت میکنیم، سؤال فقط این نیست که «این ظرف قابل بازیافت هست یا نه؟» به جای آن باید پرسید آیا از ابتدا طوری طراحی شده که در دنیای واقعی، امکان جمع آوری و بازیافت آن وجود داشته باشد؟
در کشورهای توسعه یافته، بستهبندیها بازیافت میشوند؟
در اتحادیه اروپا، نگاه به بستهبندی در سالهای اخیر از صرفا جمع آوری و بازیافت زباله فراتر رفته و به نحوه طراحی بستهبندی از همان ابتدای تولید رسیده است. بر اساس «مقررات بستهبندی و پسماند بستهبندی» اتحادیه اروپا (PPWR)، که از ۱۲ اوت ۲۰۲۶ وارد مرحله اجرا شده، هدف این است که همه بستهبندیهای عرضه شده در بازار اتحادیه اروپا تا سال ۲۰۳۰ به شکلی قابل بازیافت باشند که بازیافت آنها از نظر اقتصادی امکان پذیر باشد. این مقررات همچنین کاهش استفاده از مواد اولیه نو، افزایش استفاده از پلاستیک بازیافتی و کاهش بسته بندهای غیرضروری را دنبال میکند.
در آمریکا، همه ایالتها یک قانون واحد ندارند. اما تعدادی از ایالتها به سمت اجرای برنامههای مسئولیت تولیدکننده حرکت کردهاند. جالب اینکه در این کشور نیز قابل بازیافت بودن بستهبندی الزاماً به معنی بازیافت شدن آن نیست. طبق دادههای سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا، در سال ۲۰۱۸، از ۷. ۳۵ میلیون تن پلاستیک موجود در جریان پسماند شهری آمریکا، حدود ۳ میلیون تن بازیافت شد. یعنی نرخ کلی بازیافت پلاستیک حدود ۸.۷ درصد بود. این آمار نشان میدهد که حتی در کشوری با زیرساخت گسترده بازیافت، میان «قابلیت بازیافت» و «بازیافت واقعی» فاصله وجود دارد.
وضعیت پلاستیک در ایران چگونه است؟
پیش از آنکه به عملکرد کارخانهها و مسئولیت آنها در قبال بستهبندی محصولاتشان برسیم، باید به سراغ این موضوع برویم که ایران چه سهمی از تولید پسماند پلاستیکی دارد. بر اساس گزارش اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران در اردیبهشت ۱۴۰۳، ایران سالانه حدود ۴ میلیون تن پسماند پلاستیکی تولید میکند که حدود ۵۰۰ هزار تن آن مربوط به کیسههای پلاستیکی است. بر اساس همین گزارش، تنها بخش کوچکی یعنی کمتر از ۱۰ درصد از پسماندهای پلاستیکی جداسازی و بازیافت میشود و بخش باقی مانده، دفن یا سوزانده میشود.
آمار دیگری هم در بهمن ۱۴۰۴ از زبان معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت اعلام شده که از تولید سالانه حدود ۴۰ میلیون تن پسماند شهری خبر میدهد که ۴ میلیون تن آن پسماند پلاستیکی است. در این اظهار نظر گفته شده که تنها ۱۰ تا ۱۷ درصد این پسماندها قابلیت بازیافت و ورود به چرخه اقتصادی را دارند. البته این عدد را نباید معادل «نرخ واقعی بازیافت» دانست. چرا که «قابلیت بازیافت» با میزان پسماندی که واقعا جمع آوری، تفکیک و فرآوری میشود متفاوت است.
از سوی دیگر، در گزارش ایرنا در خرداد ۱۴۰۴ نیز با اشاره به مطالعات مرکز پژوهشهای مجلس آمده است که حدود ۷۰ درصد پلاستیکهای تولیدی در ایران در قالب ظروف بستهبندی و یک بار مصرف ارائه میشود و کمتر از ۲۰ درصد آنها بازیافت میشوند. این یعنی بخش قابل توجهی از پلاستیک مصرفی کشور مستقیما با بستهبندی محصولات و کالاهای مصرفی ارتباط دارد؛ بنابراین پرسش درباره اینکه بستهبندی محصولات غذایی، تنها یک دغدغه زیست محیطی نیست. بلکه بخشی از مسئله بزرگ مدیریت پسماند پلاستیکی کشور است.
قوانین در ایران، تولیدکننده را در برابر پسماندِ محصول، مسئول میداند
در ایران، «قانون مدیریت پسماندها»، مصوب ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۳ مجلس شورای اسلامی، تولیدکنندگان را در قبال پسماند مسئول میداند. ماده ۴ این قانون، دستگاههای اجرایی را مکلف کرده است مقرراتی را برای کاهش تولید پسماند و تسهیل بازیافت تدوین کنند. در همین ماده تأکید شده که باید برای تولید و مصرف کالاهایی که بازیافت آنها آسانتر است، تسهیلات فراهم شود. همچنین تولید و واردات کالاهایی که دفع و بازیافتشان دشوارتر است، محدود شود. مهمتر از همه اینکه قانون تصریح میکند که مسئولیت تأمین و پرداخت بخشی از هزینههای بازیافت بر عهده تولیدکنندگان محصولات قرار میگیرد.
جزییات این مسئولیت در «آیین نامه اجرایی قانون مدیریت پسماندها» که در سال ۱۳۸۴ به تصویت هیئت وزیران رسید، مشخص شده است. ماده ۱۲ این آیین نامه، مواد پلیمری از قبیل پلاستیک، PET و لاستیک را در میان کالاهای مشول قرار داده و مقرر کرده است تولیدکنندگان و واردکنندگان این اقلام، پسماند حاصل از کالاهای خود را بازیافت کنند؛ و اگر امکان انجام این کار را نداشته باشند، باید معادل نیم در هزار ارزش کالا را همزمان با فروش یا ورود کالا به بازار، به صندوق مربوط پرداخت کنند. این منابع نیز باید متناسب با میزان بازیافت هر نوع پسماند، دراختیار واحدهای بازیافت کننده قرار گیرد. اما فقدان ضمانت اجرایی در قانون، باعث میشود این قوانین در عمل، پیاده نشوند.
وضعیت بازیافت پسماند در کارخانجات تولید مواد غذایی در ایران چگونه است؟
آمار رسمی و قابل اتکایی درباره تعداد یا درصد کارخانههایی که در ایران، واحد بازیافت دارند، منتشر نشده است. اما خیرِ ایران با چند نام تجاری مشهور در تولید مواد غذایی تماس گرفته است. برای مثال سه کارخانه کاله، هراز و نستله ایران، واحد بازیافت در کارخانه دارند. اما این واحدهای بازیافت، بر روی ضایعات خط تولید کارخانه متمرکز هستند، نه پسماند پلاستیکی که بعد از مصرف مواد غذایی توسط مشتری، باقی میماند. ضایعات خط تولید، در واحد بازیافت این کارخانهها در حالت نازلتری به نسبت حالت اولیه خود به گرانول تبدیل میشوند و امکان بازگشت به خط تولید کارخانه را ندارند. پس گرانول به کارخانجات دیگری که در زمینه تولید پلاستیک و مواد پلاستیکی مثل پلاستیک زباله یا کارخانجات ساخت مبلمان جاده، مثل سرعت گیر و... فعالیت دارند، فرستاده میشوند.
اما در اینجا یک تفاوت مهم وجود دارد. بازیافت ضایعات خط تولید، با بازیافت بستهبندی محصول پس از مصرف یکی نیست. سطل ماست، بطری شیر یا سایر بستهبندیهای پلاستیکی زمانی که از کارخانه خارج میشوند، دیگر در کنترل مستقیم تولیدکننده نیستند و سرنوشت آنها به نحوه جمع آوری، تفکیک و یا بازیافت پسماند در شهرها وابسته میشود؛ بنابراین داشتن یک واحد بازیافت در کارخانه، لزوماً به این معنا نیست که آن کارخانه مسئولیت بستهبندی محصول خود را پس از رسیدن به دست مصرف کننده نیز برعهده گرفته است.
بخش قابل توجهی از پلاستیکهای پرکاربرد در بستهبندی مواد غذایی در ایران، از جمله PP، PET و HDPE کاربرد گستردهای در تولید بطریها و ظروف و بستهبندیهای غذایی دارند که از نظر فنی قابلیت بازیافت دارند. اما همانطور که پیشتر نیز گفته شد، «قابل بازیافت بودن» و «بازیافت شدن» همچنان یکی از چالشهای اصلی مدیریت پسماند پلاستیکی در ایران است. به این معنا که هر شیء قابل بازیافتی، شانس بازیافت شدن ندارد.
بازیافت کافی نیست؛ باید مصرف پلاستیک را کاهش دهیم
دکتر محمدعلی اسکندری، مدیرعامل یک شرکت دانش بنیان فعال در تولید پلاستیکهای کمپوستپذیر در گفتوگو با «خیر ایران» با تاکید بر ضرورت بازنگری در شیوه تولید و مصرف پلاستیک، معتقد است حل معضل پسماند تنها از مسیر بازیافت نمیگذرد و باید کاهش مصرف پلاستیک و فرهنگ سازی در این زمینه را جدی گرفت. اسکندری با اشاره به اینکه همه پلاستیکها قابلیت بازیافت ندارند، گفت: «اگر به تولیدکننده ایرانی بگوییم از فردا محصولت را قابل بازیافت تولید کن و او را در شرایط بغرنج امروز ملزم کنیم، شاید انتظار زیادی باشد. این در حالی است که در کشورهای توسعهیافته برای این منظور، مشوقهای واقعی مثل معافیت مالیاتی و تسهیلات در نظر گرفته شده است.»
وی افزود: «حتی اگر تمام کارخانهها محصولات قابل بازیافت تولید کنند، باز هم این سوال مطرح است که آیا فرهنگ و زیرساخت تفکیک زباله از مبدا در کشور وجود دارد؟ بنابراین فقط تغییر سیاستها در انتخاب پلاستیک بستهبندی کافی نیست.»
دکتر اسکندری معتقد است کاهش مصرف پلاستیک یکی از راهکارهای اصلی در این زمینه است. «یک شرکت تولیدکننده شوینده در خارج از ایران، برای کاهش مصرف پلاستیک، تصمیم گرفته شویندهها را به شکل فله توزیع کند و مردم با بطریهایی که در خانه دارند، شوینده را تهیه کنند. هر چند که این راه حل بیشتر جنبه تبلیغاتی برای آن شرکت دارد، اما در نهایت به کاهش مصرف پلاستیک کمک میکند.»
هر پلاستیک تجزیه پذیری، دوستدار محیط زیست نیست
اسکندری ضمن تأکید بر نقش سیاستهای دولت در کاهش مصرف پلاستیک، ادامه داد بین پلاستیکهای تجزیهپذیر، زیستتجزیهپذیر و کمپوستپذیر تفاوت وجود داد. اینها یکسان نیستند. برخی پلاستیکهای تجزیهپذیر در واقع کمکی به محیط زیست نمیکنند. زیرا تولیدکننده پلاستیک به آنها ماده شیمیایی و سرطان زای «اوکسا» زده است. این ماده باعث میشود تا پلاستیک به قطعات کوچکتر تبدیل شود. ظاهرا پلی اتیلن از بین میرود ولی در واقع وارد آب و غذای انسان و جانداران میشود. کما اینکه هم اکنون به طور متوسط در بدن هر انسان، حدود ۱۳ گرم پلاستیک وجود دارد. اما در مقابل، پلاستیکهای زیست تجزیه پذیر و کمپوست پذیر با شرایط و فرایندهای مشخص و ایمنی میتوانند به چرخه طبیعی بازگردند.
جهان تا سال ۲۰۶۰ در تلاش است میزان بازیافت پلاستیک را از عدد ۹ درصد به ۱۸ درصد برساند. باز هم میزان قابل توجهی از پلاستیک در طبیعت باقی میماند. پس شاید راه حل تکمیلی، استفاده از محصولات کمپوست پذیر باشد.
او با اشاره به بستهبندیهای چند لایه مواد غذایی گفت: «بازیافت این محصولات دشوار است و به تجهیزات ویژهای نیاز دارد؛ بنابراین اگر محصولی قابلیت بازیافت ندارد، بهتر است به سمتی برویم که در صورت ورود محصول به طبیعت، قابلیت بازگشت به چرخه طبیعی را داشته باشد.»
اسکندری در پایان تأکید کرد: «جهان تا سال ۲۰۶۰ در تلاش است میزان بازیافت پلاستیک را از عدد ۹ درصد به ۱۸ درصد برساند. باز هم میزان قابل توجهی از پلاستیک در طبیعت باقی میماند. پس شاید راه حل تکمیلی، استفاده از محصولات کمپوست پذیر باشد.»
در نهایت مسئله پلاستیک را نمیتوان تنها با یک راهکار حل کرد. تولید بستهبندیهای سادهتر و قابل بازیافت، ایجاد زیرساخت مناسب برای تفکیک و جمع آوری، مسئولیت پذیری تولیدکنندگان و فرهنگسازی برای کاهش مصرف و حمایت همه جانبه سیاستهای دولت در این زمینه، حلقههای زنجیرهای هستند که باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند. شاید مهمترین پرسش این نباشد که «بعد از مصرف، این پلاستیک را چگونه بازیافت کنیم؟» بلکه این باشد که از ابتدا چه مقدار پلاستیک تولید و مصرف کنیم. چه نوع بستهبندیای انتخاب کنیم و اگر پلاستیک وارد طبیعت شد، آیا راهی برای بازگشت ایمن آن به چرخه طبیعت وجود دارد؟
پلاستیک های سازگار با محیط زیست
حدود صد سال پیش برای نخستین بار، پلیمر دستساز بشر از نفت، زمینهساز ساخت ظرفهای یک بار مصرف شد اما بهتدریج پیشرفت علم و مواد و قوانین حافظت از محیط زیست و زمین، باعث شد تا «پلاستیکهای سازگار با محیط زیست» تولید شوند. براساس تعریف، این پلاستیکها به گروهی از پلیمرهای مهندسی شده گفته میشود که برای تجزیه و بازیافت به صورت «چرخهای»، طراحی شدهاند. این گروه به سه دسته تقسیم میشوند: بیوپلاستیکها، پلاستیکهای زیستتخریبپذیر و پلاستیکهای بازیافتی.
بیوپلاستیکها، خانوادهای از پلیمرها هستند که با منابع تجدیدپذیر، ساخته شدهاند؛ بنابراین قابلیت تجزیۀ طبیعی دارند. اینها همان ظرفها یا نایلونهای پلاستیکی هستند که بهعنوان «گیاهی» شناخته شده و به آنها «پلاستیک زیستی» میگویند. مواد اولیۀ تهیۀ آنها «نشاسته» است؛ بنابراین از دانۀ ذرت، سیبزمینی، پُلیلاکتیک اسید (PLA)، پلیهیدروکسی آلکانوات (PHA) و مواد جدید و نوآورانه مانند «نوتپِلا» برای تهیۀ ظروف پلاستیکیزیستی، استفاده میشود.
پلاستیکهای زیستتخریبپذیر، انواعی از پلاستیکها هستند که بخشی یا تمام آنها، از نفت تجدیدناپذیر، حاوی افزودنیهای شیمیایی تهیه میشوند. این پلاستیکها تحت تأثیر نور، اکسیژن، رطوبت و یا گرما، به سرعت تجزیه میشوند. پُلیبوتیلِن آدیپایت تِرفِتالات (BPAT) و پُلیبوتیلِن سوکسینات (PBS)، موادی بر پایۀ نفت هستند که در بستهبندی محصولات، فیلمها و در مواردی برای روکش داخلی (آستر) لیوانهای یک بار مصرف کاغذی، استفاده میشوند. در مجموع این نوع پلاستیکها در مقایسه با پلاستیکهای سنتی شماره هفت، با محیط سازگارتر هستند.
پلاستیکهای بازیافتی، موادی هستند که با استفاده از درصدهای مختلف مواد نفتی بازیافتی، تولید میشوند. ظروف یا هر وسیلۀ ساخته شده از این مواد، قابل بازیافت است. از جملۀ این مواد میتوان به بطریهای تهیه شده از «پلیاِتیلِن ترفتالات» یا PET و کیسهها و بستهبندیهای مورد استفاده برای بستهبندی سبزیجات یعنی «پلیاتیلن با چگالی بالا» یا HDPE، اشاره کرد. این مواد پس از بازیافت برای ساخت تختههای مورد استفاده در ساخت عرشۀ کشتی و نیمکتهای پارک کاربرد دارند.
پلاستیکهای بازیافتی مانند سایر پلاستیکهای سنتی به عنوان زیست تخریبپذیر شناخته نمیشوند. اما با توجه به اشباع شدن استفاده از پلاستیکهای سنتی غیرقابل تجزیه (۲۷ میلیون تن در ایالات متحده) بسیاری از شرکتهایی که از مواد پلاستیکی برای بستهبندی یا ساخت محصولات مختلف از پلاستیک استفاده میکنند، این نوع پلاستیک را جایگزین انواع صنعتی کردهاند.
پیشگامان استفاده از پلاستیک سالم
اگرچه بخشی از تغییر دیدگاه در استفاده از مواد پلاستیکی سالم را میتوان به جنبۀ تبلیغاتی ماجرا نیز نسبت داد، باید دید هر تولیدکننده یا مصرفکننده تا چه حد به شکل واقعی از پلاستیکهای سالم استفاده میکند اما بسیاری از شرکتها بهویژه شرکتهای صنایع غذایی در استفاده از پلاستیکهای سالم اقدام کرده و پیشگام شدهاند.
صنایع غذایی Kraft Heinz: یکی از معروفترین تولیدات این گروه صنعتی، سسهای Heinz است که آن را روی میز کافهها و رستورانها یا داخل قفسۀ سوپرمارکتها دیدهاند. نوآروی این شرکت، بازطراحی «درپوش بطریهای کچاپ» است. جنس درپوش طوری طراحی شده که در روند بازیافت، نیازی به جداسازی و بازیافت جداگانۀ آن نیست. این طرح به ظاهر ساده باعث شده تا صدها تُن پلاستیک از جریان زباله جدا شده و فرایند بازیافت، مؤثرتر شود.
همکاری Tesco و Loop: خردهفروشی تِسکو در بریتانیا با همکاری پلتفرم لوپ، بستهبندیهایی ارایه کردهاند که این بستهبندیها قابل شستشو و استفادۀ مجدد است. این بستهها توسط مشتریهای بازگردانده شده و پس از شستشو، دوباره با موادی مانند شویندهه، مواد خشک و نوشیدنی، پُر میشوند. یاد ماجرای شیشههای شیر با عکسِ سر گاو! و جعبههای نوشابۀ خودمان در دهۀ شصت نیفتادید؟!
نقش سازمانهای مردمنهاد و مؤسسات خیریه در کاهش پلاستیک
مهمترین نقش سازمانهای مردمنهاد در این حوزه، تبدیل مسئلۀ پسماند پلاستیکی از یک توصیه اخلاقی به یک مطالبه عمومی و مشخص است. این سازمانها میتوانند از دولت و نهادهای مسئول بخواهند قانون مدیریت پسماندها را بهطور کامل اجرا کنند، سهم هر تولیدکننده در تأمین هزینههای جمعآوری و بازیافت را شفاف سازند و درباره نحوۀ هزینهکرد منابع مربوط به بازیافت گزارش عمومی ارائه دهند. مطالبهگری مؤثر به بیان کلیِ ضرورت حفاظت از محیط زیست محدود نمیشود؛ بلکه باید پرسشهای روشنی را مطرح کند: هر شرکت سالانه چه میزان بستهبندی وارد بازار میکند؟ چه مقدار از آن جمعآوری و واقعاً بازیافت میشود؟ شرکت برای کاهش مصرف پلاستیک و بازپسگیری بستهبندی محصولاتش چه برنامهای دارد و چه نهادی بر اجرای این تعهدات نظارت میکند؟
سمنها همچنین میتوانند با انتشار گزارشهای مستقل، گفتوگو با رسانهها، راهاندازی کارزارهای عمومی و پیگیری از دستگاههای اجرایی، مانع از آن شوند که مسئولیت پسماند تنها بر دوش مصرفکننده گذاشته شود. شهروند آخرین حلقۀ مصرف است، اما نوع، حجم و قابلیت بازیافت بستهبندی را تولیدکننده تعیین میکند؛ بنابراین مطالبۀ اصلی باید متوجه شرکتهایی باشد که از فروش محصولات بستهبندیشده سود میبرند. سازمانهای مردمنهاد میتوانند از این شرکتها بخواهند اهداف زمانبندیشده و قابل سنجشی برای کاهش پلاستیک، اصلاح طراحی بستهبندی و تأمین هزینههای جمعآوری و بازیافت اعلام کنند و هر سال دربارۀ میزان تحقق این اهداف پاسخگو باشند. چنین مطالبهگریای، مسئولیت اجتماعی شرکتها را از شعارها و برنامههای تبلیغاتی به تعهداتی شفاف، سنجشپذیر و قابل پیگیری تبدیل میکند.
مؤسسات خیریه نیز میتوانند مدیریت پسماند را از فعالیتهای روزمرۀ خود آغاز کنند؛ برای مثال، در توزیع غذا، بستههای معیشتی و برگزاری رویدادها، مصرف ظروف یکبارمصرف و بستهبندیهای غیرضروری را کاهش دهند و استفاده از ظروف چندبارمصرف یا بستهبندیهای ساده و قابل بازیافت را در اولویت قرار دهند. این مؤسسات همچنین میتوانند با آموزش داوطلبان و مددجویان و همکاری مسئولانه با جمعآورندگان و بازیافتکنندگان پسماند، حفاظت از محیط زیست را با ایجاد فرصتهای درآمدی ایمن و حفظ کرامت افراد پیوند دهند.
گزارش از مهتاب خسروشاهی و حکیمه صنیعفر
منابع بخش خارجی:
https://www.roadrunnerwm.com/blog/what-are-eco-friendly-plastics
https://ukhi.com/countries-banning-single-use-plastics-and-plastic-bags/
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S۲۹۵۰۳۰۵۱۲۴۰۰۰۲۱۴