روایت خیرِ ایران از تاریخچه موقوفات «ملایر»، یکی از شهرهای برتر ایران در حوزه وقف
به گزارش خبرنگار خیر ایران، شهر ملایر به عنوان یکی از برترین شهرهای وقفی کشور شناخته میشود. شهری که نامش با موقوفات محمد عضدی قاجار، ملقب به سیفالدوله سر زبانها افتاد و با آنها رونق گرفت. سیفالدوله بیش از یک قرن پیش در روزگاری که قحطی ناشی از جنگ جهانی اول، فقر و بیماری، زندگی مردم ملایر را سخت کرده بود، در وصیتنامهاش نوشت: «من این کارها را کردم که انشالله رفع حاجت از این ولایت بیهمهچیز شود». اگرچه که سنت وقف در ملایر، به پیش از سیف الدوله میرسد. اما آنچه که ملایر را به جایگاه سوم یا چهارمین شهر در وقف رسانده، ثلث اموال سیف الدوله در ملایر است. در شرایطی که سیف الدوله، حتی ملایری هم نبود بلکه در گذر به این شهر، تحت تأثیر وضعیت شهر و مردمش قرار گرفته بود.
واقفی که رنج مردم را دید
مرحوم محمد میرزا سیفالدوله که صدارت امیر تومان کرمانشاه را عهده دار بوده است به هنگام سفر از کرمانشاه به تهران در ملایر برای استراحت یک روزه اقامت میکند که مردم شهر را در عسر و حرج در همه جنبههای زندگی از بهداشت گرفته تا علم و دانش میبیند. مردم به بیماری حاد مبتلا و با فقر شدید مواجه بودهاند. از طرفی املاک ملایر خالصه دولت بوده است. سیف الدوله میگوید: «در بین الصلاتین با خدای خود راز و نیاز کردم که پیشنهاد خرید املاک خالصه را نمایم و اگر موافق افتد آن را وقف بیمارستان و بهداشت و درمان و تعلیم و تعلم و کمک به فقرا نمایم» به محض رسیدن به تهران اقدام به پیشنهاد خرید املاک میکند که مورد موافقت دولت وقت قرار میگیرد. او پس از تملک قانونی اموال، وصیتنامهاش نامه اش را مینویسد.
این وقفنامه در ۲۴ فراز و در بیست و چهار لیله متبرکه از جمله لیالی قدر، نیمه شعبان، سیزده رجب، عید مبعث، عید غدیر، عاشورا و لیالی ولادت با سعادت امام حسین (ع)، حضرت ابوالفضل (ع)، و امام سجاد و ... تنظیم میشود.
اصل درآمد به این موارد اختصاص مییابد: احداث بیمارستان و کمک هزینه بیماران نیازمند، احداث مدرسه عالی و امر تعلیم و تدریس و دیگر مصارف مانند کمک به فقرا، کمک به زائرین عتبات عالیات و اطعام زائرینی که از مسیر ملایر عازم عتبات هستند حتی علوفه برای چهارپایان کاروانهای زوار و خرج سفر و تعمیرات و روشنایی حرم مطهر حضرت علی (ع) و سیدالشهداء (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) و کمک هزینه تحصیلی و جهیزیه افراد محتاج.
میراث سیفالدوله، زیر نگاه نسل سوم
امروز، سه نسل پس از سیفالدوله، یکی از نوادگان او همچنان بر موقوفاتی که پدربزرگِ پدربزرگش به یادگار گذاشته، نظارت میکند. هوشنگ عضدی، ۶۳ ساله، ناظر استصوابی موقوفات سیفالدوله است؛ تولیت موقوفه با اداره اوقاف است، اما بسیاری از تصمیمها، از امور مالی و تأیید اسناد گرفته تا مناقصه و مزایده، باید با تأیید ناظر انجام شود.
شاید برای کسی که از بیرون به ماجرا نگاه میکند، این سؤال پیش بیاید که چرا سیفالدوله بخشی از داراییاش را برای فرزندانش نگذاشت و همه را وقف کرد. اما هوشنگ عضدی به خیرِ ایران میگوید سیفالدوله ثلث اموالش را وقف کرده و سهمالارث فرزندانش را نیز به آنها داده بود؛ بنابراین وقف، به قیمت نادیده گرفتن حق خانوادهاش انجام نشده است.
برای عضدی اما، ارزش این میراث فقط در ماندگاری املاک و درآمدهای آن نیست؛ معنای وقف را باید در زندگی آدمهایی دید که از این درآمدها بهره میبرند. خودش میگوید وقتی با تأمین تجهیزات بیمارستان، درد بیماری درمان میشود، دانشجویی مورد حمایت قرار میگیرد یا گرهی از کار یک یتیم باز میشود، رضایت را در چشم و چهره آنها میبیند و همین برایش ارزشمند است.
او میگوید با وجود حجم زیاد موقوفات و درگیری روزانه با امور آنها، هیچوقت از این کار احساس خستگی نکرده است؛ چراکه به گفته خودش، کاری که سیفالدوله بیش از یک قرن پیش انجام داده، میراثی است که هنوز میتواند لبخند رضایت را به چهره آدمها برگرداند.
عضدی همچنین نظارت مستمر بر موقوفات را ضروری میداند. او میگوید هر روز در اداره اوقاف ملایر حضور دارد و پیش از اجرای امور، اسناد و تصمیمها برای تأیید به او ارائه میشود.
میراثی که به سیف الدوله ختم نمیشود
سیفالدوله، تنها یکی از روایتهای قدیمی فرهنگ وقف در ملایر است؛ شهری که امروز حدود ۵۳۰۰ هکتار از اراضی آن در زمره موقوفات قرار دارد و به گفته سید حسین حسینی، رئیس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان ملایر، از نظر وسعت، تعداد رقبات و درآمد موقوفات، در میان ۱۰ شهر نخست ایران قرار گرفته است.
اما قصه وقف در ملایر به سیفالدوله ختم نمیشود. به گفته مراد طاهرنیا، سردبیر نشریه «فرهنگ ملایر»، این شهر بیش از دو قرن سابقه وقف دارد و خیراندیشی در این شهر به مرور از یک اقدام فردی به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شده است. او میگوید مردم ملایر از دیرباز به خیراندیشی و وقف شهرت داشتهاند و وقتی بزرگان یک شهر اموال و امکاناتی را وقف میکنند، نسلهای بعد نیز از آنها الگو میگیرند. اما در کنار موضوع خیراندیشی میافزاید برخی از واقفان شهر، مال خود را وقف میکردند تا به نوعی، مالشان را جاودانه کنند. در این کار، منفعت مالی وجود نداشته است. بیشتر از این جنبه بوده که دیگرانی، بر اساس منفعت شخصی، به اموال این افراد، دست درازی نکنند. به نوعی مالشان را به دست خدا و عواید خیراندیشانه میسپردند تا اموال در گذر زمان حفظ شود. ولو به این قیمت که دیگر مالک مال نباشند.
آمارهایی که سید حسین حسینی، مدیر اداره اوقاف ملایر ارائه میکند، ابعاد این سابقه را روشنتر میکند: ملایر ۵۳۰۰ هکتار عرصه اوقافی دارد که حدود ۶۳ درصد مساحت شهر ملایر را شامل میشود و موقوفات آن ۳۲ پارچه روستا را نیز دربرمیگیرد که برخی از این روستاها ۶ دانگ، وقف شدهاند و برخی مشاعی. در این شهرستان همچنین ۱۹۸ واقف شناسایی شدهاند؛ واقفانی که هرکدام بخشی از دارایی خود را از مالکیت شخصی خارج کرده و برای نیتی عمومی یا مشخص اختصاص دادهاند.
در قانون مدنی نیز همین مفهوم با تعبیری حقوقی تعریف شده است؛ ماده ۵۵، وقف را «حبس» عین مال و اختصاص دادن منافع آن میداند. به بیان سادهتر، اصل مال باید حفظ شود و منفعت آن در مسیری که برایش تعیین شده، به مصرف برسد. قانون همچنین تأکید دارد که واقف باید مالک مالی باشد که وقف میکند و وقف با تحویل مال به موقوفه تحقق پیدا میکند.
همین «حبس مال» است که وقف را از یک کمک یا بخشش معمولی جدا میکند. فردی که پولی را به نیازمندی میبخشد، مالکیت آن را منتقل کرده و رابطهاش با مال تمام میشود؛ اما در وقف، بنا بر تعریف قانونی، اصل مال باقی میماند و منفعت آن برای هدفی که واقف تعیین کرده، جریان پیدا میکند.
چطور میتوان وقف کرد؟
وقف فقط با گفتن «وقف کردم» کامل نمیشود. برای اینکه یک مال بهطور قانونی وقف شود، باید چند مرحله طی شود: نخست، مالک اعلام کند که مالش را وقف کرده است؛ سپس در مواردی که قانون تعیین کرده، این وقف پذیرفته شود و در نهایت مال در اختیار موقوفه قرار گیرد؛ به این مرحله «قبض» گفته میشود. سید حسین حسینی، رئیس امور خیریه شهرستان ملایر، در توضیح این روند میگوید: «واقف میگوید وقف کردم، حاکم قبول میکند و وقتی واقف از مالش دست میکشد و مال را تحویل میدهد، وقف تمام میشود.» به گفته او، بعد از تحقق وقف، ملک دیگر در اختیار شخص واقف نیست و او نمیتواند مانند یک مال شخصی درباره آن تصمیم بگیرد.

اما واقف پیش از کامل شدن وقف، میتواند برای آینده موقوفه نیز تعیین تکلیف کند. یکی از مهمترین این موارد، تعیین متولی است؛ یعنی شخص یا اشخاصی که اداره موقوفه را برعهده خواهند داشت. قانون مدنی صراحتاً به واقف اجازه داده است تولیت موقوفه را برای خود یا فرد دیگری قرار دهد و حتی درباره نحوه اداره موقوفه و تعیین متولیان بعدی نیز شرط بگذارد.
در صورت نبودِ متولی، چه میشود؟
حسینی میگوید واقف میتواند در وقفنامه مشخص کند که پس از او، مثلاً فرزندانش متولی باشند یا فردی به عنوان ناظر بر موقوفه تعیین شود. به این ترتیب، ممکن است تولیت یک موقوفه نسل به نسل ادامه پیدا کند؛ اما همیشه این زنجیره ادامهدار نیست. ممکن است متولی فوت کند، از تولیت کنار برود، متولی تعیینشده وجود نداشته باشد یا شرایطی که در وقفنامه برای متولی تعیین شده، دیگر قابل انطباق با فرد مشخصی نباشد.
در چنین شرایطی، قانون برای موقوفه بدون متولی یا مجهولالتولیه نیز سازوکار مشخصی دارد. بر اساس قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف و امور خیریه، اداره موقوفات عامی که فاقد متولی یا مجهولالتولیه باشند، بر عهده سازمان اوقاف است. همچنین اگر شخصی که در وقفنامه به عنوان متولی تعیین شده وجود نداشته باشد یا ویژگیهای تعیینشده در وقفنامه با فرد مشخصی منطبق نباشد، موقوفه در حکم موقوفه مجهولالتولیه قرار میگیرد.
بنابراین، وقف اگرچه با تصمیم یک فرد آغاز میشود، اما بعد از تحقق، دیگر یک دارایی شخصی نیست که واقف بتواند هر زمان خواست درباره آن تصمیم بگیرد. مال وقفشده شخصیت حقوقی مستقل پیدا میکند و متولی یا سازمان اوقاف، حسب مورد، نماینده آن است.
وقف یعنی رفع نیاز از نیازمند
اهمیت کار سیفالدوله را شاید بتوان در شرایط تاریخی زمان او بهتر فهمید. حسینی میگوید وصیتنامه او در سالهای قحطی دوران جنگ جهانی اول نوشته شد و او در آن شرایط، بخشی از اموالش را صرف امور عامالمنفعه کرد. حتی برای زائران فقیر کربلا که در زمستان و با پای برهنه راهی سفر میشدند، از محل درآمد موقوفه تهیه کفش را در نظر گرفت.
این جزئیات نشان میدهد که وقف در ملایر از همان ابتدا فقط به ساخت مسجد و مدرسه محدود نبوده و متناسب با نیاز جامعه تعریف شده است؛ از درمان و آموزش گرفته تا آبرسانی، رسیدگی به فقرا و حمایت از زائران. همچنین اگر عواید وقف، از نیت واقف، رفع نیاز کرد، با مازاد درآمد چه باید کرد؟ در چنین شرایطی، مازاد درآمد هم در همان زمینه نیت واقف خرج خواهد شد. مثلا اگر از محل وقف و بنا به نیت واقف، بیمارستانی ساخته شده باشد و با وجود رسیدگی به امور بیمارستان، مازاد درآمدی باقی بماند، این پول هزینه بیماران نیازمند خواهد شد.
این موضوع در ملایر اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ شهری با این حجم از رقبات و موقوفات که اداره آنها طبیعتاً با مسائل متعددی روبهروست. طاهرنیا میگوید اداره اوقاف ملایر به دلیل گستردگی اموال وقفی، مسئولیت وسیعی دارد و در کنار آن، نمایندگانی از واقفان نیز بر نحوه اجرای نیت واقف نظارت میکنند.
قانون نیز در این زمینه اصل را بر حفظ موقوفه و اجرای نیت واقف گذاشته است. حتی هزینههای لازم برای تعمیر و اصلاح موقوفه و اموری که برای بهدست آمدن منفعت آن ضروری است، در اولویت قرار میگیرد.
از سوی دیگر، برای مواردی که مصرف تعیینشده در وقفنامه دیگر ممکن نباشد یا مصرف موقوفه مجهول باشد، قانون نیز راهکارهایی پیشبینی کرده و در این شرایط، منافع موقوفات عامه میتواند صرف امور عمومی شود.
وقف از ضرورتهای دیروز تا نیاز امروز
البته همینجا یکی از چالشهای مهم وقف خودش را نشان میدهد: فاصله میان نیت واقف در گذشته و نیازهای جامعه امروز.
مراد طاهرنیا معتقد است نیازهای جامعه تغییر کرده و وقف نیز باید این تغییر را ببیند. او با اشاره به جزئیاتی که سیفالدوله در وقفنامه خود درباره نوع لباس و کفش زائران تعیین کرده بود، میگوید ممکن است چنین جزئیاتی در شرایط امروز دیگر همان کارکرد را نداشته باشد. اینکه فلان کفش از فلان جنس تهیه شود. از نگاه او، امروز باید نیازسنجی کرد و واقفان را به سمت موضوعاتی مانند ازدواج جوانان، مسائل فرهنگی، اجتماعی، فرزندآوری، درمان و نیازهای جدید جامعه هدایت کرد.
این نگاه، در واقع تلاش برای زنده نگه داشتن همان فلسفهای است که بیش از صد سال پیش سیفالدوله را به وقف بخشی از داراییاش واداشت: پاسخ دادن به یک نیاز واقعی.
چالشهای پیش رویِ وقف
اگر در گذشته مشکل اصلی فقر، قحطی، نبود مدرسه یا امکانات درمانی بود، امروز اقتصاد و تورم میتواند خودِ نظام بهرهبرداری از موقوفات را با چالش مواجه کند.
سید حسین حسینی یکی از مهمترین نگرانیهای آینده وقف را همین موضوع میداند. به گفته او، رشد اجارهبها با نرخ تورم همخوانی ندارد و این مسئله میتواند در آینده بر میزان درآمد موقوفات اثر بگذارد. او تأکید میکند که قرار نیست اجرای نیت واقف به قیمت ایجاد فشار و عسر و حرج برای مردم تمام شود. به بیان ساده تر، ملکی اوقافی که در اختیار مردم قرار گرفته است، اجاره بهایی از آن دریافت میشود. این اجاره بها به عنوان عواید وقف، خرج امور خیریه میشود. اما وقتی تورم وجود داشته باشد، نمیتوان و نباید اجاره بهای ملک اوقافی را به اندازه تورم بالا برد. در نتیجه عواید ملک اوقافی کم میشود.
حسینی با اشاره به شرایط اقتصادی اخیر میگوید امسال مجوزی صادر شده که در برخی موارد، برای مستأجرانی که اسناد اجارهشان در سال ۱۴۰۵ منقضی میشود، به دلیل شرایط موجود افزایش اجارهبها اعمال نشود. از نگاه او، این تصمیم با روح وقف نیز سازگار است؛ چراکه واقف، مالش را برای خیر مردم کنار گذاشته، نه برای اینکه استفاده از آن به عاملی برای فشار بر مردم تبدیل شود.
این مسئله، البته با یک اصل حقوقی مهم دیگر نیز پیوند میخورد: مال وقفی در حالت عادی قابل خرید و فروش آزادانه نیست. قانون مدنی فروش وقف را تنها در شرایط استثنایی، مانند خرابی موقوفه یا بیم جدی از بین رفتن امکان انتفاع، و آن هم با شرایط مشخص مجاز دانسته و تأکید کرده که در چنین وضعی نیز مال باید تا حد امکان به چیزی نزدیک به هدف واقف تبدیل شود.
بنابراین، وقف را نمیتوان صرفاً مجموعهای از زمینها، خانهها، مغازهها، مدرسهها یا بیمارستانها دانست. پشت هرکدام از این اموال، یک نیت قرار دارد؛ نیتی که ممکن است دهها یا حتی صدها سال از زمان شکلگیری آن گذشته باشد، اما هنوز قرار است منفعتی از آن به جامعه برسد.
شاید راز ماندگاری وقف در ملایر نیز همین باشد؛ اینکه یک دارایی شخصی، پس از گذشت نسلها، همچنان قرار است بخشی از یک نیاز عمومی را پاسخ دهد. از مدرسه و بیمارستان گرفته تا پارک و درمان فقرا.
آیا وقف همچنان سنت محبوب در ملایر است؟
مراد طاهرنیا میگوید نگاه مردم ملایر به وقف همچنان مثبت است و این فرهنگ هنوز در شهر جریان دارد. او البته از گلایههایی هم درباره نحوه بهرهبرداری از زمینهای وقفی سخن میگوید، اما معتقد است اصل اعتماد مردم به وقف همچنان پابرجاست؛ و حالا چالش اصلی شاید این نباشد که آیا وقف در ملایر هنوز زنده است یا نه؛ آمار موقوفات و روایتهای تاریخی پاسخ این سؤال را دادهاند. مسئله این است که این میراث بزرگ چگونه میتواند خود را با نیازهای امروز هماهنگ کند؛ به گونهای که هم نیت واقف حفظ شود و هم درآمد موقوفه آنقدر کارآمد باشد که بتواند گرهی از زندگی مردم باز کند.
همان چیزی که سیفالدوله بیش از یک قرن پیش برایش نوشته بود: کمک کنیم، این ولایت بی نیاز شود.