همای کتاب بر شانههای «هماشهر» نشست
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، بر اساس گزارشی که خبرگزاری ایرنا منتشر کرده «هماشهر» که در سال ۱۳۸۹ شکل گرفته، تا هفتهٔ گذشته در شمار شهرهای فاقد کتابخانه عمومی فارس قرار داشت، کتابخانه عمومی «شهدای همایجان« با زیربنای ۲۶۰ مترمربع، مخزن، بخش کودک و نوجوان، سالن مطالعه و کلاسهای آموزشی، قرار است چهارشنبه افتتاح شود.
ایرنا در این گزارش با استناد به اظهارات مسئولان استانی نوشته است که ۸۳ درصد شهرهای فارس از زیرساخت کتابخانه عمومی برخوردارند و ۲۲ شهر، معادل ۱۷ درصد شهرهای استان، همچنان فاقد کتابخانهاند. به گفته مدیرکل کتابخانههای عمومی فارس، هفت شهر دارای پروژه کتابخانهسازی هستند و طی دو سال فعالیت دولت چهاردهم نیز ۱۶ کتابخانه عمومی در نقاط مختلف استان افتتاح شده است.
استاندار فارس نیز با اشاره به ممنوعیت آغاز پروژههای عمرانی جدید، استفاده از ساختمانهای بلااستفاده و اماکن موجود را برای تأمین فضای کتابخانهای پیشنهاد کرده است. این پیشنهاد، در شرایط محدودیت منابع، اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چراکه توسعه دسترسی فرهنگی الزاماً به معنای ساخت ساختمان جدید نیست. در ادامه به چندوچون این اتفاق اشاره و آن را بررسی میکنیم.

هماشهر چه چیزی را نشان میدهد؟
کتابخانهٔ هماشهر در سال ۱۳۹۷، با تأمین زمین از سوی خیّران محلی و پیگیری بخشدار وقت همایجان، وارد مرحلهٔ اجرا شد؛ اما تکمیل آن نزدیک پنج سال زمان برد. این تجربه نشان میدهد گلوگاه توسعهٔ زیرساخت فرهنگی فقط تأمین زمین یا منابع اولیه نیست؛ هماهنگی نهادی، تأمین مالی، اجرا و آمادهسازی برای بهرهبرداری نیز میتواند زمان پروژه را طولانی کند.
برای ۲۲ شهر فاقد کتابخانه، تکرار الگوی ساختوساز مستقل برای هر شهر الزاماً کارآمدترین گزینه نیست. استفاده از ساختمانهای موجود، در صورت امکان، میتواند هزینه و زمان ایجاد خدمت را کاهش دهد و منابع را به حوزههایی اختصاص دهد که مستقیماً کیفیت استفاده از کتابخانه را تعیین میکنند.
مسئله بعد از افتتاح شروع میشود
طبق اطلاعات منتشرشده عضو شورای اسلامی شهر گفته است جمعیت هماشهر از حدود پنج هزار نفر در سرشماری ۱۳۹۵ به برآوردی بین هشت تا ۱۰ هزار نفر رسیده و این شهر مهاجرپذیر است. او همچنین تأکید کرده که یک کتابخانه ممکن است در سالهای آینده پاسخگوی نیاز جمعیت نباشد.
این نکته، معیار ارزیابی پروژه را تغییر میدهد. خروج یک شهر از فهرست «فاقد کتابخانه» نباید پایان ارزیابی باشد. پرسش مهمتر این است که چه تعداد از ساکنان از این امکان استفاده میکنند، خدمات کتابخانه تا چه اندازه با نیاز کودکان و نوجوانان هماهنگ است و ظرفیت آن با رشد جمعیت تناسب دارد.
نقش خیّرین میتواند از ساختوساز فراتر برود
تأمین زمین کتابخانهٔ هماشهر با مشارکت خیّرین محلی، یک ظرفیت مشخص برای مدلهای مشارکتی فراهم کرده است. اما اگر مشارکت خیرخواهانه صرفاً به تأمین ساختمان محدود شود، بخش مهمی از چرخهٔ خدمت بدون پشتوانه میماند.
در یک الگوی پایدارتر، میتوان میان مسئولیت دولت در تأمین زیرساخت و حکمرانی عمومی، نقش خیّران در تجهیز و توسعه، و ظرفیت جامعهٔ محلی در ترویج استفاده از کتابخانه تفکیک وظایف ایجاد کرد. در این صورت، خیرخواهی از «تأمین یک دارایی» به «سرمایهگذاری بر یک خدمت عمومی» نزدیک میشود؛ تغییری که میتواند ماندگاری اثر اجتماعی کمکهای خیرخواهانه را افزایش دهد.

پنجرهای برای یک مدل قابل تکرار
وجود ۲۲ شهر فاقد کتابخانه، امکان طراحی یک مدل استاندارد برای رفع محرومیت فرهنگی را فراهم میکند. مسیر میتواند از شناسایی ساختمان مناسب و نیاز جمعیتی آغاز شود و تا تجهیز، بهرهبرداری و ارزیابی اثرگذاری ادامه پیدا کند.
مقیاسپذیری نیز الزاماً به معنای ساخت کتابخانههای بیشتر نیست. در برخی شهرها ممکن است استفاده از ساختمانهای موجود منطقیتر باشد و در برخی مناطق، توسعهٔ خدمات سیار یا پیوند کتابخانه با مدارس و مراکز محلی کارآمدتر عمل کند. انتخاب مدل باید متناسب با اندازهٔ جمعیت، پراکندگی سکونت و ظرفیتهای هر منطقه باشد.
فرهنگسازی نیز باید از ابتدا در طراحی این مدل دیده شود. بخش کودک و نوجوان کتابخانه هماشهر، در صورت پیوند با مدارس، خانوادهها و گروههای داوطلب محلی، میتواند کتابخانه را از یک فضای امانت کتاب به یک مرکز فعال یادگیری و تعامل اجتماعی تبدیل کند. اینجا همان نقطهای است که سرمایهگذاری عمرانی میتواند به سرمایه اجتماعی تبدیل شود.
از افتتاح یک ساختمان تا ساختن سرمایه اجتماعی
در نهایت، تجربهٔ هماشهر یک معیار مهم برای سیاستگذاری فرهنگی فارس پیش میگذارد: تعداد کتابخانههای افتتاحشده، بهتنهایی شاخص کافی برای کاهش محرومیت فرهنگی نیست. میزان استفاده، کیفیت خدمات، تناسب ظرفیت با جمعیت و مشارکت جامعه محلی، شاخصهایی هستند که باید در مرحله بعد مورد توجه قرار گیرند.
هماشهر اکنون از فهرست شهرهای فاقد کتابخانه خارج میشود؛ اما ارزش واقعی این اتفاق زمانی آشکار خواهد شد که تجربهٔ آن برای شهرهای دیگر قابل استفاده باشد. اگر بتوان از ترکیب منابع عمومی، مشارکت خیّرین و ظرفیت جامعهٔ محلی، مدلی کمهزینه و قابل تکرار برای توسعه دسترسی فرهنگی ساخت، یک پروژه محلی میتواند به الگویی برای کاهش شکاف فرهنگی در دیگر شهرهای محروم فارس تبدیل شود.