«هنر سبز»؛ وقتی پسماند به خلاقیت و کسبوکار تبدیل میشود
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در تاریخ جمعه ۳۰ مردادماه ۱۴۰۵، در خانهای سه طبقه واقع در محله زعفرانیه تهران، رویدادی برگزار شد که بازدیدکنندگان خود را به آیندهای جدید دعوت میکرد. این رویداد که به همت تیم مربعخانه و با همراهی «آیه حمداوی»؛ کنشگر عرصه محیطزیست، دایر شده بود؛ برای ایجاد تصوری سبزتر و همگام با طبیعت ایران، از کسبوکارهای فعال در این حوزه برای فروش و ارائه محصولاتشان دعوت کرده بود.

آیه حمداوی در گفتوگو با پایگاه خبری خیر ایران از هدف و رویکردهای مختلف این رویداد برای محیطزیست گفت: «این رویداد در دو بخش تشکیل شده است. یک بخش توجه به هنرها و یک بخش، کارگاههای تجربه است. در بخش هنر، چهار رویکرد را دنبال میکنیم: بِهیافت، بازآفرینی، تنوع زیستی و پسماند صفر. در واقع در این رویداد، ابزار سبک زندگی پسماند صفر فراهم است. به علاوه، با ارائه خوراک سلامتمحور در این رویداد، شرکتکنندگان خرید بدون پسماند را تجربه میکنند. همه دوستانی که اینجا هستند به یک نحوی به کاهش دفع یا تولید پسماند کمک میکنند.»
در ادامه به معرفی چند هنرمند حاضر در این رویداد میپردازیم.
بهاره گشتی؛ مراقب پارچههای دورریز
در بدو ورود به فضای مربعخانه، یک نقشه ایران که با هنر چهل تکهدوزی ساخته شده است، توجه هرکسی را به خودش جلب میکند. این نقشه ویژگیهای خاصی دارد که توسط یک هنرمند خوش ذوق، بهاره گشتی، به تولید و نمایش رسیده است.

بهاره گشتی درباره این اثر میگوید: «من به شخصه در زمینه بهیافت پارچه و نجات آنها کار میکنم. در پی یک فراخوانی که داخل صفحه خودم داده بودم، اعلام کردم که هرکسی میتواند کار هنری خود با تکه پارچههایش را ارسال کند. به علاوه گفتم که این اثر باید در اندازه ۲۰ در ۲۰ باشد و حتما باید از پارچههای خرده و دورریز در آن استفاده شود. هرکسی از هر نقطه ایران، این آثار را برایم فرستاد و من همه آنها را به هم متصل کرده و نقشه ایران را بر رویش ترسیم کردم و دوختم. هرکدام از این آثار، معنا و مفهومی برای هنرمندانش دارد. مثلا یک کار، قدمت پنجاه ساله دارد. هرکسی از یک تکنیک و نوع هنر پارچهسازی در اثرش استفاده کرده است.»
او راجع به مفهوم این اثر گفت: «این کار میتواند الگویی برای هرکسی باشد تا بفهمیم که حتی با کوچکترین چیزها و از طریق همدلی و دست به دست بکدیگر دادن، میشود خروجی خوبی تولید کرد.»
مهدی شمسی؛ هنرمند سبزاندیش
مهدی شمسی؛ مدیر مربعخانه، سالها به عنوان گرافیست در عرصههای هنری فعال بوده است. او از یک جایی به بعد تصمیم میگیرد برای طبیعت ایران کاری بکند و از هنر خود در این مسیر بهره بگیرد. او مبدع عبارتی است که تمام سالهای فعالیتش برای محیط زیست را نمایان میکند: «گرافیکِ ارگانیک»
او در توضیح این لغت و انگیزهاش برای طی این مسیر، گفت: «چیزی که برای من دغدغه شد، این بود که چه کودکان چه بزرگسالان در طی این سالها به مرور از طبیعت فاصله گرفتهاند. از خودم پرسیدم که من باتوجه به رشتهام چه کاری میتوانم برای بیشتر کردن این ارتباط بکنم. اینجا بود که گرافیک ارگانیک متولد شد. در گرافیک ارگانیک، سفارش دهنده اصلی ما به جای کارفرما در هنرهای طراحی، طبیعت است. یعنی من طراح سعی کردم با کنارهم قرار دادن این دو کلمه بگویم که هنر بدون فیلتری به دست مخاطب میرسد.
وی همچنین درباره هدف این هنر گفت: «در انواع هنرها، هنرمند ممکن است که طبیعت را دوست بدارد، اما نشان دادن زیبایی برایش مهمتر باشد و این ممکن است به اکوسیستم یک منطقه لطمه وارد کند. اما در گرافیک ارگانیک، هنر بعد از طبیعت اولویت دارد و ما اگر به جایی صدمه میزنیم، سعی بر بررسی همه چیز داریم تا کمترین آسیب به طبیعت برسد.»
شمسی درباره رویداد "هنر سبز، هنرمند سبز" توضیحاتی داد: «هدف ما در این نوع رویدادها این است که خانوادهها با حوزه گرافیک ارگانیکی درگیر و آشنا بشوند. در کارگاههای ما از هیچ مواد و مصالح مصنوعی استفاده نمیشود. مثلا ما با پودر پوست پرتقال، خمیر میسازیم و کودکان با آن بازی میکنند.»
نسرین ایمانیپور، نجاتدهنده شیشهها
نسرین ایمانیپور با سابقه ۲۰ سال فعالیت در حوزه هنر شیشهگری، نگرانی خود از بازیافت نابهسامان شیشههای مصرفی در میان زبالهها را، به یک هنر و کسبوکار تبدیل کرده است.
او در مورد هنر خود گفت: «هنر من این است که شیشههای بلااستفاده مثل شیشه عطر و ادکلن را با خرده شیشههایی که از در و پنجره ساختمان بوده، ترکیب کرده و با توجه به آن چیزی که در ذهنم داشتم، برای معماری داخلی یک ساختمان دیگر استفاده کردم. به علاوه سعی کردم یک سری کارهای کاربردی هم انجام بدهم تا این شیشهها در روزمره استفاده شود. امروز هم خانم حمداوی اعلام کرده بودند هر کسی که به رویداد میآید، شیشههای خالی عطرهایش را بیاورد تا من برای پروژه بعدیام استفاده کنم.»

وی از دغدغه خود برای ادامه این راه گفت: «مثلا برخی به من میگفتند که شیشه عطرشان، هدیه از طرف شخص خاصی بوده و میخواهد آن را به شکل یادگاری و با تغییری در ظاهر، همچنان نگه دارد. چون خودم خیلی محیط زیست را دوست دارم، علاقه داشتم که یک کاری انجام بدهم که حداقل این شیشهها به جای اینکه به زباله تبدیل شود، یک کاربرد و داستان جدیدی داشته باشد.»
سمیرا موحدی و پرنیان منکچیان، جانبخش لباسهای کهنه
به محض ورود به فضای فروش مربعخانه، دو دوست را مشاهده میکردیم که با یک علاقه مشترک، یک کسبوکار خلاق در حوزه محیط زیست را ایجاد کردهاند.
سمیرا موحدی در توضیح کسبکار خود میگوید: «در واقع ما از پارچه لباسهایی که استفاده نمیشدند و یک قصه مهمی دارند؛ مثلا یادگاری بودند و یا کسی آن را جای خاصی میپوشیده، محصولات جدید درست میکنیم. ما بر اساس سرگذشتی که آن لباس داشته، قصه درست میکنیم و کارت قصهای را همراه محصول الصاق میکنیم.»
وی از دغدغه خود برای انجام این کار گفت: «من بعد از مدتی که خیاطی میکردم، فهمیدم یک سری پارچه همیشه دور ریخته میشود. برایم سؤال بود که با اینها چهکار میشود کرد. باتوجه به اینکه خودم مهندسی نساجی خوندم، همیشه میدیدم در صنعت نساجی یک سری پسماند به علت داشتن اجزای مختلف در آن، به سختی قابل بازیافت است؛ بنابراین سعی کردم این لباسها را به چرخه مصرف بازگردانم. البته، چون خیلی علاقه به روایتگری داشتم، معتقد بودم قصه و خاطره این پارچهها هم باید حفظ بشود.»
موحدی اضافه کرد: «آدمها باید برای سپردن لباسی که برایشان معنای خاصی دارد یا به طور مثال یادگاری از طرف مادرشان است، احساس اطمینان کنند. فرد باید بداند از لباس درست استفاده میشود. خیلی وقتها حتی شده با کسانی که لباس را به ما میسپرند، جلسه گذاشتیم. این یک فرایند کاملا انسانی است که با آدمها نشستیم و حرفهایشان را شنیدیم تا اعتمادشان جلب شده است. آنها متوجه شدهاند که ما به آن لباس توجه میکنیم و هوایش را داریم.»
او همچنین از مشکلاتی که باید برطرف بشود، گفت: «من حس میکنم باید در رابطه با استفاده از پارچههای دست دوم، فرهنگسازی بهتری انجام بشود.»
پرنیان، دوست و همکار سمیرا از تأثیری که کارشان بر دیگران گذاشته است، گفت: «اتفاقا من همین الان با یک خانمی داشتم صحبت میکردم که برای قصه لباسها کنجکاو بود و تا فهمید یکی از محصولات، از پارچه یک کولهپشتی بوده که با من به سفر میآمده، به آن جذب شد و گفت "حس میکنم من اگر این نشان کتاب را بخرم، خیلی به مسافرت میروم. " یعنی بعضی وقتها حسی که آدمها از یک پارچه میگیرند، فقط این نیست که آن پارچه مثلا طرحش چطوره یا چه شکلی هست، بلکه حالت روایتمدار کردن بعضی چیزها میتواند هویت آن شی را برای ما عوض بکند.»
فرزانه فروتنی، معلمی برای تربیت نسل سبز
در این رویداد علاوه بر حضور کسبوکارها، کارگاههایی رایگان برای سنین مختلف با رویکرد گرافیک یا هنر ارگانیک برگزار شد. مربی یکی از این کارگاهها، معلمی باسابقه در درس جغرافیا و محیط زیست بود. فرزانه فروتنی که سالها در مدارس، دروس مرتبط با محیط زیست را آموزش داده است، از آموزش پایدار همراستا با طبیعت گفت: «من همیشه به این فکر میکردم که آیا کار ما این است که آنچه تولید میکنیم، باز به چرخه حیوانی برگردانیم یا میتوانیم معنایی را در آن پیدا کنیم. کمکم که با آقای شمسی آشنا شدم و وقتی کمپین خاکهای هرمز را دیدم که از خاک آنجا گردن آویز درست میشود، از خودم پرسیدم که ما چرا خاک جایی را برمیداریم و از اکوسیسمتش جدا میکنیم و در خانههامان میگذاریم و نگاهش میکنیم. به جای این کار ما میتوانیم پوست میوههایی که میخوریم را دور نریزیم و خشک کنیم و داخل شیشهای نگه داریم. اینگونه به جای اینکه این زباله را بفرستیم به سمت سطل آشغال و گندابه از آن به وجود بیاید، هنری درست کردیم که کل دعای کهکشان در زندگی ما تأثیرگذار است. کمکم در این فرایند به ساخت خمیرهای ارگانیکی رسیدم و آنها را با پوستهای معطر میوهها درست کردم که کودکان در کارگاهها با آن فعالیت انجام میدهند.»

او از مشکلاتی که آموزش فعلی ما در مدارس برای آموزش محیط زیست دارد، گفت: «من، چون در هنرستان کار میکردم، بچههای هنرستان دروس عمومی را دوست نداشتند. اما من هدفهای درسی را با دروس تخصصی ترکیب میکردم. مثلا اگر بچهها پوستر کار میکردند، پوسترها باید با محتوای محیط زیستی به همکار تخصصی ارائه میشد. ما به دانشآموز یاد دادیم که هنر هنرمند فقط این نیست که نمره بگیرد و در کنکور شرکت بکند. او باید در راستای تغییرات جامعه فعال باشد. من اعتقاد دارم باید تمام حواس یک کودک و نوجوان درگیر شود و این فقط با آموزش کتاب درسی ممکن نیست. به علاوه تمام دروس، باید توسط نیروی متخصص خودش تدریس شود. یعنی معلم ورزش نباید برای تدریس محیط زیست بیاید.»
فروتنی از تأثیر این نوع آموزش گفت: «فکر میکنم که ما بذر را میپاشیم و آن بستر زمین به موقعش بذر را شکوفا میکند. در واقع اگر آموزش پایدار باشد و تمام حواس فرد درگیر شود، اتفاقات خوب میافتد.»
فرشته توحیدینژاد، در آرزوی خانواده بیپسماند ایرانی
فرشته توحیدینژاد، در پی یک دغدغه و انگیزه شخصی و با راهنماییهای آیه حمداوی سعی کرده است خود و خانوادهاش را پسماند صفر کند. او علاوه بر این، باتوجه به رشته خود که مدیریت کسبوکار بوده است، تلاش کرده تا کسبوکاری محیطزیستی را شروع کند.
وی درباره انگیزهاش گفت: «از بچگی در خانواده ما رسم بوده که پلاستیک کمتر مصرف کنیم و اسرافی نکنیم. تااینکه خودم ازدواج کردم و بعد از آشنایی با خانم حمداوی و کار خشکاله کردن، با همسرم پسماند صفر شدیم. یعنی حتی ما برای دریافت گوشت و مرغ مصرفیمان هم با ظرف از مغازه خرید میکردیم و از پلاستیک استفاده نمیکردیم. از طرفی، زمانیکه من دانشجوی ارشد مدیریت کسبوکار شدم، تصمیم گرفتم برای محصولات محیط زیستی طرح کسبوکاری بنویسم. این طرح را که نوشتم، به همسرم گفتم تا به شکل ابتدایی شروع کنیم. محصولات از طرف دوستانم با استقبال مواجه شد. بعد از آن در صفحهام شروع به فروش محصولات کردیم.»
توحیدینژاد در مورد تأثیر این کار بر زندگی شخصی و خانوادگی خود گفته است: «این اثرگذاری را در خانوادههای خودمان و دوستان هم داشتیم. چون خیلی اهل مهمانی دادن هستیم و البته که برای رعایت کردن به دیگران سخت نمیگرفتیم، بقیه وقتی ما را میدیدند، رعایت میکردند. مثلا سفره، لیوان و ظرف یک بار مصرف استفاده نمیکردند.»
وی در مورد ماهیت و نوع کالای محیط زیستی گفت: «فکر میکنم که استفاده نکردن از پلاستیک و کلا استفاده از کالای محیط زیستی، باید هم از سمت فرد و هم از طرف حکومت باشد. به طور مثال وقتی در جنگ و در پی تخریب پتروشیمیها، استفاده از پلاستیک هزینهدار شد، همهچیز داشت خوب پیشمیرفت تااینکه دوباره آبها از آسیاب افتاد و استقبال از محصولات بدون پسماند کم شد. باید دانست که کالای مربوط به محیطزیست، کالایی فرهنگی است.»
علی یزدی، هنرمندی دغدغهمند برای کوسهها
در ادامه با هنرمندی روبهرو میشویم که برای سفر و رکابزنی در سواحل جنوبی ایران، به دنبال یک آگاهیرسانی بوده است. دغدغهای که روشنگر بسیاری باشد تا ارزش کار او را چندین برابر کند. علی یزدی در مشورت با دوستش، به این نتیجه میرسد که برای کوسههای در حال انقراض خلیج فارس و دریای عمان رکاب بزند.

علی یزدی درباره انگیزه خود گفت: «دغدغه اصلی ما در مورد محیط زیست بود. پس در رابطه با حیواناتی که در دریا در حال انقراض هستند علیالخصوص کوسهها، یک برند درست کردیم. ما گردنبندهایی از آناتومی بدن یک کوسه میسازیم تا هرکسی با انداختن این گونهها روی گردن خودش، آگاهی را به صورت سینه به سینه انتقال بدهد. گونههای انتخابی ما از میان گونههایی هستند که در خلیج فارس و دریای عمان هم حضور دارند. زمانیکه من خواستم این کار را بکنم، دوستم از فواید کوسهها برایم گفت. مثلا اینکه اگر کوسهها نباشند، اکسیژن کره زمین مختل میشود و ما ممکن است اکسیژن کمی داشته باشیم. چهارصد میلیون سال است که این گونهها دارند این کار رو انجام میدهند. در نهایت من متوجه شدم که باید برای آدمهای معمولی در شهر خودمان، این دغدغه رو اطلاع رسانی کنم.»
رویا مردادجو، تبدیلگر زباله به کالا
رویا مرادجو، زنی تلاشگر و صبور است که سعی کرده به اندازه خود در کاهش تولید زبالههای اطرافش نقش داشته باشد. او در توضیح کار خود گفت: «من کار بهیافت انجام میدهم. یعنی هر چیزی را که ممکن است دور ریخته بشود، نجات میدهم. از انواع قوطیهای کنسرو یا جعبههای دورریختنی یا درهای بطری، اشیای دارای ارزش تولید میکنم. من حدودا چهارساله این کار را میکنم. درواقع بعد از اینکه از یک بیماری خیلی سخت یعنی سرطان نجات پیدا کردم، احساس کردم فرصت دیگری به من داده شده و سعی کردم دین خودم را به مادر زمین که همه جوره در خدمت ماست، ادا کنم.»

فؤاد همایونی، سازنده دفتر سبز
شاید به گوش شما هم عنوان "دفتر سبز" نخورده باشد، اما یک هنرمند با خلق یک کسبوکار خلاقانه به تولید این نوع محصول میپردازد.
فؤاد همایونی درباره کسبوکار خود گفت: «از سال ۹۲ بود که من به ساختن دفتر سبز روی آوردم. قبل از آن دفتر طراحی و مشق میساختم ولی دفتر سبز نبودند. دفترهای سبز از یک سری کاغذ تشکیل شدند که به سمت بازیافت یا بدتر از آن، به سوی سطل زباله میروند. این کاغذها معمولا از تمام قابلیتشان استفاده نشده است. حالا من آنها را با تبدیل به دفتری دیگر در قالبهای مختلف، اصلاح میکنم و به چرخه مصرف باز میگردانم.»
او در مورد انگیزه اولیه خود برای شروع این کار گفت: «در کودکی که با پدر مادر سفر میرفتیم، میدیدم که چطور جنگل را تیغ انداخته و میبُرند. قلب من میشکست که چرا چنین کاری میکنند. بعد پدرم برایم توضیح میداد که در ایران تنها سه درصد خاک کشور جنگل است و همین را هم دارند خراب میکنند. خلاصه، از اونجا من پیگیر این بودم که اگر میشود کاری کنم که درختها کمتر قطع بشوند.»
همچنین کسبوکارهای دیگری با اهداف محیط زیستی در این رویداد حضور داشتند که با انگیزههای مختلف برای طبیعت ایران ارزشی آفریده بودند و در این راه چراغی روشن کرده بودند. در پایان باید گفت که این رویداد، با هدف آشنایی جامعه با مفاهیم مختلف محیطزیستی مثل بهیافت، بازیافت و بازآفرینی و... سعی کرده بود از کسبوکارها و فعالان این حوزه دعوت به عمل بیاورد تا ارزش محاظت از طبیعت نسل به نسل و کوچه به کوچه، ماندگار شود.
گزارش از زینب شفیعی
پژوهشگر محیط زیست