وقتی جنگ ادامه دارد، سالمندان بیش از همیشه به حمایت نیاز دارند

در حالی که جنگ همچنان در جنوب کشور ادامه دارد، مؤسسه خیریه «مهرورزان مها هرمزگان» در شهرستان میناب تلاش کرده است خدمات خود به سالمندان و دیگر مددجویان را متوقف نکند. یوسف جلالی، مدیرعامل این مؤسسه، در گفت‌وگو با «خیر ایران» از افزایش نیازهای سالمندان، ارائه خدمات مشاوره و توانبخشی و چالش‌های تأمین امکانات ضروری برای خانواده‌های تحت پوشش سخن می‌گوید.
سالمندان و جنگ

 پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران در ادامه پرونده «خیریه‌های جنوب در غبار جنگ»، این بار به شهرستان میناب در استان هرمزگان رفته است؛ جایی که جنگ همچنان ادامه دارد. در این میان، مؤسسه خیریه «مهرورزان مها هرمزگان» نیز با وجود شرایط جنگی، خدمات خود به سالمندان و دیگر مددجویان را متوقف نکرده است. یوسف جلالی، مدیرعامل این مؤسسه، در گفت‌وگو با «خیر ایران» از اقدامات مجموعه برای حمایت از سالمندان، چالش‌های روزهای جنگ و نیازهای خانواده‌های تحت پوشش می‌گوید.

-لطفاً ابتدا مؤسسه «مهرورزان مها هرمزگان» را معرفی کنید. این خیریه از چه سالی فعالیت خود را آغاز کرده و در چه حوزه‌هایی فعالیت می‌کند؟

  خیریه ما به نام مهرورزان مها هرمزگان در بندر میناب، از سال ۱۳۹۶ تأسیس شده است. هم‌زمان با آن، خیریه دیگری هم داشتیم که خودم عضو هیئت‌مدیره آن بودم؛ به نام جهش در بندرعباس. در واقع، آن خیریه برای ما جرقه‌ای ایجاد کرد تا بتوانیم در یک منطقه محروم، جایی که احساس کردیم می‌توانیم به مردم آن کمک کنیم، این خیریه را تأسیس کنیم. البته آنجا زادگاه من بود، ولی خودم ساکن بندرعباس بودم.

 منظورم از میناب، منطقه بندزرک است که سیزده کیلومتری میناب قرار دارد. احساس کردم مردم آن منطقه نیاز دارند تا ما بتوانیم در حوزه‌های پیشگیری، توانبخشی و امور اجتماعی فعالیت خود را آغاز کنیم.

 بیشتر فعالیت‌های ما در زمینه توانمندسازی، مشاوره، توانبخشی، ارائه بسته‌های معیشتی و حمایت از سالمندان است. در کنار این خیریه، یک مرکز روزانه سالمندان نیز تأسیس کردیم و همچنین مجوز یک مرکز خدمات بهزیستی را گرفتیم که اکنون بالغ بر ۵۵۰ نفر تحت پوشش مرکز ما هستند. علاوه بر این، برای حدود ۱۷ نفر نیز اشتغال ایجاد کرده‌ایم. و این مشاغل بیشتر در حوزه فعالیت‌های خود مرکز است خدمات مشاوره، توانبخشی و مددکاری.

-چه شد که تصمیم گرفتید وارد عرصه نیکوکاری شوید و فعالیت در این حوزه را آغاز کنید؟

 من معلم بودم و الان بازنشسته شده‌ام. یکی از همکارانم که در دبیرستان با هم فعالیت می‌کردیم، به من پیشنهاد داد. یکی از دوستانش که هم‌محله‌ای ما بود، خیریه‌ای را ثبت کرده بود و از من هم خواست در فعالیت‌های آن خیریه همکاری کنم. از سال ۱۳۸۷ وارد خیریه جهش بندرعباس شدم و به عنوان عضو هیئت‌مدیره، در واقع به‌عنوان یک بازوی کمکی، کنار مجموعه بودم. در همان خیریه توانستیم ساختمانی احداث کنیم، زمینی بگیریم و برنامه‌ریزی‌های مختلفی انجام دهیم.

 از همان زمان احساس کردم منطقه‌ای که زادگاه خودم هم هست، به چنین فعالیت‌هایی نیاز دارد. همان موقع این جرقه در ذهنم ایجاد شد و تصمیم گرفتم خیریه‌ای را که امروز با نام مهرورزان مها هرمزگان در آن فعالیت می‌کنم، راه‌اندازی کنم.

از سال ۱۳۹۶ فعالیت این مجموعه را آغاز کردیم. اکنون ساختمانی که در اختیار داریم، متعلق به خود مجموعه است. فضایی حدود پنج هزار مترمربع زمین داریم که در همان محل ساختمان مرکز را احداث کرده‌ایم. مرکز سالمندان، بخش مددکاری و ساختمان‌های مجزا برای خدمات مختلف ایجاد شده و از تمام ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های اجتماعی منطقه استفاده می‌کنیم تا بتوانیم خدمات بهتری به افراد تحت پوشش ارائه دهیم.ما یک کلینیک کامل فیزیوتراپی در مجموعه راه‌اندازی کرده‌ایم. علاوه بر سالمندان و مددجویان تحت پوشش خودمان، افرادی که در آن منطقه زندگی می‌کنند و توان پرداخت هزینه فیزیوتراپی را ندارند نیز می‌توانند با معرفی، از خدمات این مرکز استفاده کنند و هزینه‌ای پرداخت نکنند.

-مرکز روزانه سالمندان شما چه خدماتی ارائه می‌دهد و این خدمات چگونه در اختیار سالمندان قرار می‌گیرد؟

ما مرکزی برای سالمندان ایجاد کرده‌ایم که تقریباً شبیه یک مهدکودک، البته ویژه سالمندان، است. یک فضای امن، شاداب و دارای فضای سبز مناسب فراهم کرده‌ایم تا سالمندان بتوانند اوقات فراغت خود را در آن سپری کنند. برای پیشگیری از آلزایمر و فراموشی، کلاس‌های آموزشی و جلسات مشاوره برگزار می‌کنیم. همچنین برنامه‌های مختلفی برای آن‌ها در نظر گرفته‌ایم.

پزشک و پرستار در مرکز حضور دارند؛ قند خون و فشار خون سالمندان را بررسی می‌کنند، خدمات فیزیوتراپی ارائه می‌شود و تمام این خدمات به‌صورت رایگان در اختیار افراد قرار می‌گیرد.

 یک خاطره شیرین که مربوط به اوایل فعالیت مجموعه سالمندان و در خاطر دارم مربوط به یک سالمند است که با عصا به مرکز ما مراجعه کرد. در آن مقطع، ما نیروی فیزیوتراپی نداشتیم. تنها کاری که انجام داده بودیم، صحبت کردن با ایشان و جلسات مشاوره‌ای بود که روان‌شناس مجموعه با او داشت. علاوه بر آن، حضور ایشان در جمع همسالانشان هم تأثیر زیادی گذاشته بود.

بعد از حدود یک هفته که دوباره ایشان را دیدم، متوجه شدم دیگر بدون عصا راه می‌رود. برای خودم خیلی جالب بود. از همکاران پرسیدم که مگر برای ایشان کار توانبخشی انجام داده بودیم؟ گفتند خیر؛ فقط حضور در همان جمع باعث شده بود روحیه ایشان به قدری بهتر شود که دیگر نیازی به عصا نداشته باشد. این موضوع برای من خیلی جالب بود و هنوز هم در ذهنم مانده است؛ اینکه حضور سالمندان در جمع همسالانشان تا چه اندازه می‌تواند در بهبود روحیه و شرایط آن‌ها مؤثر باشد.

-در حال حاضر شرایط جنگی در منطقه‌ای که شما حضور دارید به چه شکل است؟ 
ما درگیر مستقیم جنگ هستیم. بالاخره میناب، همین امروز هم مراسم تشییع پیکر عزیزان را داشت. در واقع خود میناب به‌صورت مستقیم با این شرایط درگیر است. از طرف دیگر، مناطق مجاور و همسایه ما مرتب در حال بمباران هستند.
-از زمان آغاز جنگ، مؤسسه شما چه اقداماتی برای حمایت از مددجویان و خانواده‌های آسیب‌دیده انجام داده است؟

ما احساس کردیم در این شرایط جنگی باید ببینیم به عنوان یک خیریه چه کارهایی می‌توانیم انجام دهیم. به همین دلیل، بخش روان‌شناسی و مشاوره مجموعه را فعال کردیم. کارگاه‌های آموزشی و جلسات مشاوره برگزار کردیم و حتی شماره تلفن‌هایی را در اختیار مردم قرار دادیم تا اگر کسی نیاز به کمک داشت، بتواند با ما ارتباط بگیرد.

تاکنون دو یا سه کارگاه در حوزه آسیب‌های اجتماعی برگزار کرده‌ایم. اخیراً نیز کارگاهی در خود خیریه با موضوع بررسی چالش‌ها و نیازهای مردم برگزار کردیم.

یکی دیگر از موضوعاتی که این روزها به‌طور جدی روی آن کار کرده‌ایم، توزیع بسته‌های معیشتی برای خانواده‌های نیازمند و آسیب‌دیده است. بیشتر تمرکز ما روی اقشار آسیب‌پذیر، به‌ویژه معلولان و زنان سرپرست خانوار بوده است. در دو مرحله، بسته‌های معیشتی را میان این عزیزان توزیع کردیم.

 همچنین طرحی را اجرا کردیم که در این طرح، تلاش کردیم آرزوهای برخی از مددجویان را که به‌صورت صوتی، دست‌نوشته یا پیام برای ما فرستاده بودند، در روز آرزوها برآورده کنیم. مثلاً یکی آرزو داشت به سفر مشهد برود، دیگری آرزوی اشتغال داشت. ما سعی کردیم تا جایی که امکان دارد، این آرزوها را محقق کنیم.

-فرمودید که شرایط منطقه به گونه‌ای است که مستقیماً با وضعیت جنگی درگیر هستید. یکی از موضوعاتی که به آن اشاره کردید، سالمندان بودند. می‌خواهم بدانم برای سالمندانی که تحت پوشش شما هستند، با توجه به اینکه شرایط ویژه‌ای دارند و نیازمند مراقبت بیشتری هستند، چه اقداماتی انجام داده‌اید؟

 مرکز سالمندان ما به‌صورت روزانه فعالیت می‌کند و شبانه‌روزی نیست. از همان روزی که جنگ آغاز شد، احساس کردیم سالمندان یکی از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها هستند. به همین دلیل، علاوه بر اینکه به خود سالمندان مشاوره و راهنمایی ارائه کردیم و تلاش کردیم فضای آرام‌تری برای آن‌ها ایجاد کنیم، خانواده‌هایشان را نیز بیشتر درگیر کردیم تا بتوانند محیط خانه را برای سالمندان امن‌تر کنند و ارتباط بیشتری با آن‌ها داشته باشند.

برای خانواده‌ها بسته‌های آموزشی تهیه و ارسال کردیم. همچنین سالمندانی که به دلیل شرایط موجود امکان حضور در مرکز را نداشتند، از طریق فضای مجازی با آن‌ها در ارتباط بودیم. در مقطعی نیز، به دستور بهزیستی، فعالیت‌های حضوری محدود شد. در آن زمان، مددکاران و مشاوران ما به منازل سالمندان مراجعه می‌کردند، با آن‌ها گفت‌وگو می‌کردند، مشاوره می‌دادند، بسته‌های آموزشی در اختیارشان قرار می‌دادند و در صورت نیاز، بسته‌های معیشتی نیز برای آن‌ها ارسال می‌شد.

- بیشترین آسیبی که مددجویان شما از شرایط جنگ دیده‌اند، چه بوده است و بیشتر با چه مشکلاتی درگیر هستند؟

 ما به‌صورت روزانه آمار و وضعیت مددجویان را بررسی می‌کنیم. اگر بخواهم درباره خسارت‌های فیزیکی صحبت کنم، خوشبختانه هیچ‌کدام از مددجویان ما با تخریب کامل منزل مواجه نشده‌اند، اما برخی از آن‌ها واقعاً آسیب روحی و روانی دیده‌اند. چه سالمندانی که تحت پوشش مرکز روزانه هستند و چه مددجویان حوزه توانبخشی که حدود ۴۵۰ نفر را شامل می‌شوند، باعث شده‌اند ما بازدیدهایمان را افزایش دهیم. اگر قبلاً بازدیدهای دوره‌ای هر شش ماه یک‌بار انجام می‌شد، اکنون فاصله زمانی آن را کمتر کرده‌ایم. حتی تعداد افرادی را که برای بازدید اعزام می‌کنیم بیشتر کرده‌ایم و تلاش کرده‌ایم ارتباط نزدیک‌تری با خانواده‌ها داشته باشیم تا بتوانیم آرامش بیشتری به آن‌ها منتقل کنیم. به نظر من این اقدام تأثیر مثبتی داشته است؛ هم برای خانواده‌ها و هم برای سالمندان.  همان گفت‌وگوهایی که با آن‌ها داشتیم، همان زمانی که کنارشان می‌نشستیم و احساس می‌کردند کسی با آن‌ها همدرد است و تنها نیستند، برایشان اثرگذار بوده است. این بازخورد را از خودشان دریافت کرده‌ایم و به ما منتقل کرده‌اند که این همراهی برایشان مؤثر بوده است.

-شیوه تأمین هزینه‌ها و همراهی خیرین با مجموعه چگونه است؟

ما این مؤسسه را در بندزرک راه‌اندازی کرده‌ایم، اما واقعیت این است که خیرین خارج از خانواده خودمان نداریم. همه کارها را اعضای خانواده خودمان انجام داده‌اند. ما خانواده بزرگی هستیم و تا امروز هم خودمان از خیرین بیرون کمک مالی نگرفته ایم؛ مگر اینکه کسی خودش مراجعه کند و بگوید مایل است در کاری مشارکت داشته باشد.

-با وجود شرایط جنگی، آیا مرکز همچنان فعال است و مددجویان و مراجعان می‌توانند از خدمات استفاده کنند؟

 بله. حتی در زمانی که اعلام شد بسیاری از مراکز باید فعالیت‌های خود را به‌صورت غیرحضوری انجام دهند، ما برای افرادی که نیاز به خدمات داشتند، مرکز را باز نگه داشتیم و از همکاران خواستیم در محل حضور داشته باشند.الان هم با وجود اینکه گفته‌اند مراکز با ظرفیت محدود فعالیت کنند، همکاران ما با تمام توان در محل کار حاضر هستند و خدمات‌رسانی ادامه دارد.

-در پایان، اگر نکته‌ای باقی مانده که دوست دارید مخاطبان پایگاه خبری «خیر ایران» از شرایط مردم جنوب و فعالیت‌های مؤسسه بدانند، بفرمایید.

 شرایط جنوب و منطقه ما واقعاً سخت است. زندگی کردن، به‌خودی‌خود، با این گرمای شدیدی که اینجا وجود دارد دشوار است. حالا اگر شرایط جنگی، ترس و استرس هم به آن اضافه شود، طبیعتاً مشکلات چند برابر می‌شود. خانواده‌هایی که تحت پوشش ما هستند، نیازهایی دارند که شاید در مناطق دیگر کمتر احساس شود. به عنوان مثال، همین وسایل سرمایشی. قیمت کولر گازی به‌شدت افزایش پیدا کرده و امروز تهیه یک کولر گازی برای بسیاری از خانواده‌ها امکان‌پذیر نیست.

 گاهی واقعاً شرمنده می‌شویم؛ چون می‌دانیم مددجویان به این وسایل نیاز دارند، اما توان تأمین آن را برای همه نداریم. اگر بتوانیم نیاز دو یا سه خانواده را برطرف کنیم، برای پانصد یا ششصد خانواده تحت پوشش مرکز، واقعاً کافی نیست. وقتی هم‌زمان چندین درخواست به مرکز می‌رسد، پاسخ دادن به همه آن‌ها بسیار سخت است. زندگی در این گرما، بدون وسایل سرمایشی، واقعاً دشوار است.

 

ارسال دیدگاه
captcha