یادی از شیرین تعاونی، بانویی که برای استانداردسازی کتابخانه گویا برای نابینایان تلاش بسیاری کرد
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، شیرین تعاونی از نسل اول کتابداران، در کتابداری مدرن ایران بود. یکی از فعالان حوزه کتابخوانی نابینایان. او در سال ۱۳۲۲ به دنیا آمد و در اردیبهشت ۱۴۰۵ درگذشت. درگذشت او در روزهای تلخ پس از جنگ ۴۰ روزه، در سکوت خبری اتفاق افتاد و فرصت گفتگو درباره این بانوی بافضیلت را از اهل دانش گرفت. در ادامه گزارش کوتاهی درباره فعالیت های او در حوزه نابینایان می خوانید؛ مشتی نمونه خروار.
شیرین تعاونی که بود؟
شیرین تعاونی از نسل اول کتابداران، در کتابداری مدرن ایران بود. یکی از فعالان حوزه کتابخوانی نابینایان. او در سال ۱۳۲۲ به دنیا آمد. تحصیلات خود را در رشته ادبیات انگلیسی آغاز و کارشناسی ارشد ادبیات انگلیسی را در دانشگاه امریکایی بیروت AUB به پایان رساند و به ایران بازگشت. او به ادبیات، هنر و کتابداری علاقه داشت و این سه را همواره با هم و در کنار هم پیش میبرد.
شیرین تعاونی از جمله مشاوران طراحی و ساخت ساختمان جدید کتابخانه ملی منطبق با استانداردهای جهانی بود. در کنار این، یکی از علاقمندیهای او کار در حوزه «کتابخانه گویا برای نابینایان» و تهیه و تنظیم و استانداردسازی منابع گویای مورد نیاز توانخواهان بینایی مبتنی بر پیشبینیهای ایفلا بود.
تعاونی در کنار نویسندگی و مترجمی آثار مشهوری مثل «بالا بلندتر از هر بلند بالایی» اثر جی. دی. سلینجر، «زرد کرومی» اثر آلدوس هاکسلی، «آقای کبوتر و بانو» اثر کاترین منسفیلد، مدتها تهیهکننده خبرنامه کتاب و کتابخوانی نابینایان بود که در مرکز رودکی یا حسینیه ارشاد توزیع میشد.
مدتی بعد از برپایی اولین کتابخانه نابینایان ایران، رودکی، تعاونی شروع به جمعآوری دادهها و بررسی کیفیت منابع گویا و بریل کرد و ضمن تهیه فهرستگان از آن منابع، شیوهنامه استانداردسازی تولید کتاب گویا را نیز منطبق با نیازها و استانداردهای بینالمللی منتشر و همچنین ایده تجهیز بخشهای خدمت ویژه کتابخانهای برای معلولین را دنبال کرد.
با حسن روابط، تسلط و نفوذی که در مجموعههای وابسته به ایفلا داشت، نرمافزارهای مرتبط با OCR فارسی و سختافزار و نرمافزار دِیزی (Dasy)، نوت تیکر و بریل لاک را مطرح کرد و بهاصطلاح اهل فن، میتوان او را میس دیزی (Ms Dasy) فارسیزبانان دانست. شیرین تعاونی به دنبال انتقال تجربه استفاده از book charge machine در کتابخانههای عمومی و تخصصی نیز بود.
وقتی مادر نابینا برای کودک بینا کتاب میخواند
شیرین تعاونی در مقالهای به نام «کتابخانه گویا برای نابینایان» که در سال ۱۳۵۴ نوشته است، ضمن بیان تجربه خود از حضور در یکی از نشستهای فدراسیون بینالمللی انجمنها و مؤسسات کتابداری (ایفلا) که یکی از موضوعات مورد بحث در آن تسهیلات ویژه نابینایان بود، به توصیف اقدامات کشورهای مختلف در حوزه کتابخوانی نابینایان میپردازد و رنج خود را از نبود این امکانات و توجهات به نابینایان و حتی به بینایان کشورمان در آن زمان بیان میکند.

تصویری از صفحه اول مقاله شیرین تعاونی درباره کتابخانه گویا برای نابینایان
زمان نوشتن این مقاله دو سال بعد از افتتاح کتابخانه رودکی برای نابینایان در سال ۱۳۵۲ است و زمانی که ایران هنوز در ابتدای راه تولید کتاب ویژه نابینایان قرار دارد. شیرین تعاونی در این مقاله به موارد جالبی اشاره میکند که حتی امروز هم برخی از آنها در بسیاری از کشورها فراهم نیست:
-از جمله تسهیلاتی که در کشورهای اسکاندیناوی برای نابینایان فراهم آمده، چراغهای راهنمایی جدید است. این چراغها (لااقل در سوئد و فنلاند) به وسیله صدای مخصوص، رنگ را به نابینایان اطلاع میدهد.
-در کتابخانههای عمومی هانتیگتون آمریکا لابلای کتابهای کودکان ورقههای ترانسپرنسی با خط بریل قرار دادهاند تا مادر نابینا و کودک بینا، یا بالعکس، بتوانند با یکدیگر کتاب بخوانند.
-علاوه بر مدارس حرفهای ویژه نابینایان، دورههای مخصوصی برای دوباره آموزی امور روزمره زندگی به کسانی که در سنین بالا چشم خود را از دست دادهاند وجود دارد.
و...
او در این مقاله به توصیف علمی فرد نابینا و شیوههای مواجهه او با کتابخوانی میپردازد و از جمله توضیح میدهد که برای جایگزین کردن حس بینایی در نابینایان دو راه وجود دارد: استفاده بیشتر از سایر حواس و تربیت حافظه و تغییر محیط و شرایط. تعاونی معتقد است کتابداران، تلفیقی از این دو راه حل را به کار گرفتهاند؛ به این معنا که محیط کتابخانه را به شکلی درآوردهاند که نابینایان بتوانند به یاری حواس لامسه و شنوایی به آن دست یابند.
با خط بریل، نابینایان باهم ارتباط برقرار کردند
او در ادامه به مرور روشهای نوشته شدن کتاب نابینایان میپردازد و از دو خط مشهورتر و کاربردیتر در این حوزه نام میبرد. اولی خط «مون» است که در اوایل قرن ۱۹ توسط دکتر مون انگلیسی اخترع شده و تا سال ۱۳۵۴ هنوز توسط نابینایان استفاده میشد. در خط مون کلام را به خط معمولی لاتین، اما برجسته مینوشتند.
خط دوم که آشناتر است، خط بریل است که لویی بریل که خود نابینا بود، آن را اختراع کرد. ویژگی مهم این خط این است که فرد نابینا با آن میتواند خود نیز بنویسد و با دیگر نابینایان از طریق نامه ارتباط برقرار کند. اما به عقیده تعاونی از هر دو اینها مهمتر تولید کتاب گویا برای نابینایان بود. زیرا به این روش حتی نابینایانی که سواد نداشتند اما از حس شنوایی برخوردار بودند، میتوانستند از کتابها استفاده کنند.
اولین کتاب گویا متولد شد
در سال ۱۸۷۸ توماس ادیسون پیشنهاد کرد کتابهای نابینایان بر روی صفحه ضبط شود. این ایده یا پیش بینی حدود ۶۰ سال بعد رنگ تحقق گرفت. در حدود سال ۱۹۳۴ اولین کتابهای گویا به صورت صفحه تولید شد و در اختیار نابینایان قرار گرفت.

به نوشته تعاونی کار ایجاد کتابخانه نابینایان، کتابرسانی به آنها و ضبط کتاب برای آنها در آمریکا و برخی کشورهای اروپایی از راه خدمات داوطلبانه آغاز شد. داوطلبان خود افراد کتابخوانی بودند که یا به نحوی از بینایی محروم بودند و یا به کارهای اجتماعی علاقه داشتند. بسیاری از کتابخانههای بزرگ و ملی در آغاز، مجموعه شخصی افراد علاقمند بود و در خانه ایشان نگهداری میشد. کتابرسانی به نابینایان نیز معمولا از راه پست یا کتابخانه سیار انجام میشد و نابینایان کتاب را با استفاده از خدمات پستی مجانی عودت میدادند.
خوانش کتاب برای نابینایان، فرصتی برای یک کار داوطلبانه
به گفته تعاونی کتابخانههای نابینایان در اکثر کشورهای پیشرفته دارای بودجه مستقل و وابسته به سازمان رفاه نابینایان آن کشورهاست. اما کار خوانش کتابها گاهی به صورت داوطلبانه انجام میشود. کتابخانههای نابینایان معمولا از داوطلبان ضبط کتاب جهت خدمت به دانشجویان استفاده میکنند. دانشجوی نابینا میتواند برای دریافت اطلاعات اختصاصی که به صورت کتاب گویا یا بریل موجود نباشد به کتابخانه رجوع کند. کتابخانه با توجه به فهرست داوطلبان، کار ضبط مقاله یا کتاب مورد تقاضا را به شخص مناسبی واگذار میکند و به دانشجو تحویل میدهد.
تعاونی در آخر این مقاله آرزویی کرده است که امروز، یعنی ۵۰ سال بعد از نوشتن این مقاله به نوعی رنگ واقعیت گرفته. او نوشته است: به امید آنکه روزی وسیلهای اختراع شود که، چون بر روی خط نوشته قرار دهند، علی رغم مشکلات زبانی خطوط را به صدای خوش و لحن دلپذیری برگرداند. اقدامی که این روزها و با وجود انواع و اقسام هوش مصنوعی، امکان عکاسی با موبایل و یا اسکرین شات و با استفاده از ابزارها و اپهای متفاوت عملی شده است. با امید به آنکه در دنیای امروز، نابینایان مشکلات کمتری در حوزه کتابخوانی داشته باشند.
منابع: لیزنا، شرق، مقاله کتابخانه گویا برای نابینایان به قلم شیرین تعاونی
یادداشت از: زهرا صالحیزاده