وقتی گرما از جنگ هم سختتر میشود
در ادامه پرونده «خیریههای جنوب زیر آتش جنگ»، خیر ایران به سراغ یکی از مؤسسات خیریه فعال استان بوشهر رفته است؛ استانی که در کنار گرمای طاقتفرسای تابستان، همچنان با تبعات و تهدیدهای ناشی از جنگ دستوپنجه نرم میکند. مریم دهقانی، مدیرعامل مؤسسه خیریه مهر یزدان پارس، در این گفتوگو از مشکلات خانوادههای دارای معلولیت، کاهش توان حمایتی خیران، افزایش هزینههای درمان، قطعی برق و کمبود آب سخن میگوید؛ مشکلاتی که در سایه شرایط جنگی، زندگی مددجویان را بیش از گذشته تحت تأثیر قرار داده است.
-ابتدا لطفاً مؤسسه خیریهتان را معرفی کنید و بگویید در چه حوزههایی فعالیت میکنید؟
مؤسسه خیریه مهر را از سازمان بهزیستی مجوز گرفتهایم و زیر نظر این سازمان فعالیت میکنیم. محل فعالیت ما داخل شهر بوشهر نیست، بلکه در شهرهای اطراف استان بوشهر خدمات ارائه میدهیم. خدمات ما حوزههای مختلفی را شامل میشود؛ از پیشگیری و آسیبهای اجتماعی گرفته تا توانبخشی، حمایت از افراد دارای معلولیت، زنان سرپرست خانوار و خانوادههای درگیر اعتیاد و آسیبهای اجتماعی. تلاش میکنیم با همکاری خیران محلی و گروههای جهادی، در زمینه درمان، تأمین مسکن و سایر نیازهای مددجویان کمکرسانی کنیم، زیرا خدمات بهزیستی بهتنهایی پاسخگوی همه نیازها نیست.
در حال حاضر حدود ۷۵۰ پرونده فعال داریم و با این خانوادهها ارتباط مستقیم داریم. هر شش ماه یکبار از خانههایشان بازدید میکنیم و وضعیت آنها را از نزدیک بررسی میکنیم. البته در فاصله این بازدیدها نیز اگر مددجویی مشکلی داشته باشد، میتواند به مؤسسه مراجعه کند یا با ما در ارتباط باشد و موضوع را پیگیری میکنیم.
-خودتان از چه سالی فعالیت در حوزه نیکوکاری را آغاز کردید؟
فعالیت من از سال ۱۳۹۳ در یک مرکز توانبخشی روزانه ویژه کودکان دارای معلولیت ذهنی آغاز شد. سال ۱۳۹۴ مؤسسه خیریه را راهاندازی کردم و از آن زمان بهصورت مستقل فعالیت میکنیم.
-با توجه به شرایط جنگی، وضعیت منطقه محل فعالیت شما چگونه است؟ آیا این شرایط بر رفتوآمد و فعالیتهای شما تأثیر گذاشته است؟
در جنگ ۱۲ روزه، شهری که ما در آن فعالیت میکنیم نیز چند بار هدف حمله قرار گرفت. البته در درگیریهای اخیر، چون در یکی از شهرهای حوزه دشتستان فعالیت داریم، خوشبختانه حملات بهصورت مستقیم به منطقه ما نرسیده است؛ اما هنگام رفتوآمد به بوشهر، آثار و فضای جنگ را کاملاً احساس میکنیم.
-در این شرایط، خدماترسانی به مددجویان را چگونه ادامه میدهید؟
در دورهای که ارتباطات محدود شده بود، با مددجویانی که در مناطق درگیر جنگ زندگی میکردند تماس تلفنی برقرار میکردیم تا از وضعیتشان مطلع شویم. اگر احساس میکردیم خانوادهای دچار مشکل شده یا نیاز فوری دارد، حضوری به آنها مراجعه میکردیم.
- آیا شرایط جنگی باعث ایجاد مشکل برای رفتوآمد بیماران و مددجویان شده است؟
بله. همین دیشب یکی از مددجویان امکان رفتن به مرکز درمانی را نداشت و خودم با وسیله شخصی او را جابهجا کردم. بسیاری از مددجویان ما برای درمان باید به شیراز یا استانهای همجوار مراجعه کنند و با وجود شرایط موجود، نمیتوانند درمان خود را متوقف کنند. خوشبختانه در حملات اخیر مسیر شیراز مشکلی نداشت، اما نگرانی خانوادهها همچنان وجود دارد.
-مهمترین مشکلاتی که مددجویان شما در دوران جنگ و شرایط فعلی با آن روبهرو هستند چیست؟
یکی از مهمترین مشکلات، کاهش اعتبارات و کمکهای مالی است. البته گرمای شدید جنوب ارتباط مستقیمی با جنگ ندارد، اما وقتی شرایط اقتصادی و جنگی هم به آن اضافه میشود، مشکلات چند برابر میشود.
در حال حاضر تعداد زیادی از مددجویان ما حتی کولر مناسب ندارند. از میان حدود ۷۵۰ مددجو، نزدیک به ۱۰۰ خانواده یا کولرشان خراب است یا اصلاً کولر ندارند. فقط امروز حدود ۱۰ نفر با من تماس گرفتند و از شرایط بسیار سخت زندگی در دمای ۵۷ تا ۵۸ درجه گلایه داشتند.
ما همچنان بازدیدهای خانهبهخانه را انجام میدهیم. صبح زود که برای بازدید میرویم، دمای هوا حدود ۴۲ درجه است و تا ظهر به بیش از ۵۰ درجه میرسد. بسیاری از خانهها در مناطق روستایی و حیاطدار قرار دارند. گاهی باید ۱۰ تا ۱۵ دقیقه زیر آفتاب منتظر بمانیم تا صاحبخانه، که اغلب سالمند یا دارای معلولیت است، بتواند خود را به در برساند. واقعاً شرایط بسیار دشواری است.
-ارتباط شما با خیران چگونه برقرار میشود؟
بیشتر خیران از طریق معتمدان محلی به ما معرفی میشوند. از ظرفیت شهرداری، گروههای جهادی و افراد خیر نیز استفاده میکنیم. برای مثال، قبلاً شهرداری در تأمین مصالح ساختمانی برای تعمیر منازل مددجویان همکاری میکرد، اما در دو ماه اخیر اعلام کردهاند که دیگر امکان ارائه این کمکها را ندارند. قبلاً برخی شرکتها و صنایع منطقه نیز از برنامههای حمایتی ما پشتیبانی میکردند، اما امروز آنها هم با محدودیتهای مالی روبهرو شدهاند و میگویند دیگر مانند گذشته توان کمک ندارند. در واقع، شرایط اقتصادی روی همه تأثیر گذاشته است؛ هم بر خانوادههای نیازمند و هم بر خیرانی که پیش از این حامی آنها بودند.
-این شرایط چه تأثیری بر فعالیت مؤسسه گذاشته است؟
تلاش کردهایم خدماتمان را مانند گذشته ادامه دهیم، اما از نظر مالی شرایط بسیار سختتر شده است. بسیاری از خیرانی که قبلاً کمک میکردند، امروز خودشان با مشکلات اقتصادی روبهرو هستند.
برای مثال، کولری که دو ماه پیش حدود ۳۰ میلیون تومان قیمت داشت، اکنون به حدود ۱۰۰ میلیون تومان رسیده است. خیرانی که قبلاً میتوانستند هزینه خرید یک کولر را تأمین کنند، امروز دیگر توان مالی گذشته را ندارند. بنابراین هم قیمت تجهیزات بالا رفته و هم توان کمک خیران کمتر شده است.
- وضعیت خاموشیها در منطقه چگونه است؟
خاموشیها همچنان ادامه دارد و حذف نشده است. در روزهای گذشته تقریباً هر روز دو ساعت قطع برق داشتیم. شاید نسبت به چند روز قبل کمی کمتر شده باشد، اما همچنان وجود دارد.
این موضوع برای خانوادههای عادی هم مشکلساز است، اما برای مددجویانی که از دستگاههای پزشکی استفاده میکنند، بسیار خطرناکتر است.
-از نظر روحی و روانی وضعیت مددجویان چگونه است؟
متأسفانه وضعیت روحی آنها بسیار نامناسب شده است. امید به زندگی بهشدت کاهش پیدا کرده است. مشکلات اقتصادی، نگرانیهای ناشی از جنگ و فشارهای روزمره همه در کنار هم قرار گرفتهاند.
ما در مؤسسه مشاور داریم و بخشی از مددجویان را به خدمات مشاوره ارجاع میدهیم. در موارد ضروری نیز از ظرفیت اورژانس اجتماعی بهزیستی استفاده میکنیم. اما متأسفانه آمار خودکشی و آسیبهای روانی نسبت به گذشته بیشتر شده است.
در زمان جنگ قبلی، همه کشور درگیر شرایط بود و مردم احساس میکردند این نگرانی را با هم تجربه میکنند، اما اکنون که بیشتر از جنوب صحبت میشود، بسیاری از خانوادهها احساس تنهایی میکنند و تصورشان این است که آنطور که باید به مشکلاتشان توجه نمیشود.
این شرایط برای خانوادههایی که چند فرد دارای معلولیت دارند، حتماً سختتر است. تصور کنید خانوادهای سه فرزند دارای معلولیت داشته باشد، همه از پوشینه استفاده کنند و در عین حال کولر هم نداشته باشند. واقعاً شرایط بسیار دشواری است. نمونههایی داریم که یک پدر سالمند بهتنهایی از فرزند ضایعه نخاعی خود مراقبت میکند. این افراد از دستگاه ساکشن استفاده میکنند و با دو ساعت قطع برق، واقعاً در شرایط بحرانی قرار میگیرند.
به همین دلیل به مسئولان شهرستان و استان پیشنهاد دادهام برای خانوادههایی که وابسته به تجهیزات پزشکی هستند، پنلهای خورشیدی یا تجهیزات مشابه در نظر بگیرند تا هنگام قطع برق با مشکل مواجه نشوند.
-علاوه بر گرما و خاموشی، چه مشکلات دیگری زندگی مددجویان را تحت تأثیر قرار داده است؟
یکی دیگر از مشکلات، کمبود آب است. در بسیاری از مناطق، آب بهصورت جیرهبندی توزیع میشود. مثلاً ممکن است آب از ساعت پنج عصر تا شب وصل باشد و بعد از آن دوباره قطع شود. خانوادهها مجبورند آب مورد نیاز خود را ذخیره کنند.
از طرف دیگر، بیشتر خانهها با پمپ آب کار میکنند و زمانی که برق قطع میشود، عملاً امکان استفاده از آب هم وجود ندارد. بنابراین خانوادهها همزمان با مشکل گرما، قطع برق و کمبود آب مواجه هستند.
با وجود همه این مشکلات، مردم جنوب همچنان صبوری خود را حفظ کردهاند. مردم جنوب واقعاً مقاوم هستند و سالها با سختی زندگی کردهاند، اما این به معنای آسان بودن شرایط نیست. شاید این سختیها برایشان به بخشی از زندگی تبدیل شده باشد، اما فشارها همچنان وجود دارد.
من خانوادههایی را میبینم که سه فرزند دارای معلولیت دارند. وقتی وارد خانهشان میشوم، واقعاً از صبوری آنها تعجب میکنم. رسیدگی به چند فرد دارای معلولیت، تعویض پوشینه، غذا دادن و مراقبت شبانهروزی کار بسیار سختی است. با این حال، مشکلات اقتصادی باعث شده همین صبر هم روزبهروز کمتر شود.
هزینههای درمان بهشدت افزایش یافته است. بسیاری از مددجویان ما برای ادامه درمان باید به استانهای همجوار مراجعه کنند، بهویژه افراد دارای ضایعه نخاعی یا بیماران سرطانی. هزینه رفتوآمد، دارو و درمان برای این خانوادهها بسیار سنگین شده است.
متأسفانه بیشتر مددجویان ما بیمه تکمیلی ندارند. حدود ۹۰ درصد آنها تحت پوشش بیمه روستایی یا بیمه سلامت هستند که پوشش بسیار محدودی دارد. برای مثال، اگر دارویی ۳۰۰ هزار تومان قیمت داشته باشد، بخش زیادی از هزینه را خود خانواده باید پرداخت کند و عملاً بیمه کمک قابل توجهی نمیکند.
هزینههای جانبی افراد دارای معلولیت هم حتماً افزایش پیدا کرده است.معلولیت فقط به هزینه درمان محدود نمیشود. بسیاری از این افراد باید بهطور دائمی از پوشینه استفاده کنند و قیمت پوشینه بهشدت افزایش یافته است. برخی از مددجویان ما با وجود اینکه ۱۵ یا ۱۶ سال سن دارند، به دلیل شرایط جسمی همچنان باید از شیر خشک استفاده کنند، چون امکان تغذیه عادی برایشان وجود ندارد. بنابراین علاوه بر هزینه درمان، هزینه پوشینه، شیر خشک و سایر لوازم مصرفی نیز به خانوادهها تحمیل میشود.
نکته پایانی هم اگر هست که فرصت پرسش آن به وجود نیامد و شما دوست دارید که شنیده شود را هم بفرمایید.
قبل از هر چیز از شما تشکر میکنم. همین که با ما تماس گرفتید و احساس کردیم فراموش نشدهایم، برای ما ارزشمند است.
پیشنهاد من این است که خیریههای بزرگتر و فعال در کلانشهرها با خیریههای جنوب ارتباط منسجمتری برقرار کنند. اگر یک شبکه یا انجمن مشترک میان خیریهها شکل بگیرد، بسیاری از مشکلات مددجویان با کمکهای نهچندان بزرگ هم قابل حل خواهد بود.
اگر مستندات و نیازهای مددجویان را در اختیار این خیریهها قرار دهیم، شاید بتوانیم بخشی از مشکلات آنها را برطرف کنیم. حتی اگر پایگاه خبری خیر ایران بتواند ما را به خیران یا مؤسسات دیگری معرفی کند، کمک بزرگی خواهد بود.
امروز سه مددجو با من تماس گرفتند که هیچ وسیله سرمایشی ندارند. تمام فکر و دغدغه من این است که چگونه بتوانم برای آنها کولر تهیه کنم. در این گرمای شدید، زندگی بدون کولر واقعاً برای این خانوادهها طاقتفرساست.