سمنهای ایرانی با عضویت و همکاری در شبکههای جهانی، ظرفیت خود را برای تأثیرگذاری افزایش میدهند. سازمانهایی مانند مرکز توسعه پایدار و محیطزیست (CENESTA) به عنوان یک سازمان غیردولتی غیرانتفاعی، با نهادهایی مانند برنامه توسعه ملل متحد (UNDP)، سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، صندوق کودکان ملل متحد (UNICEF) و کنوانسیون مبارزه با بیابانزایی (UNCCD) همکاری مستمر دارند. همچنین برقراری ارتباط با فعالان محیطزیستی منطقهای و همکاری از طریق بسترهای آنلاین و توانمندسازی، از جمله راهکارهایی است که برای تحقق حق بر محیطزیست سالم دنبال میشود. همکاری با اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت (IUCN) نیز به سمنهای ایرانی امکان میدهد تا گزارشهای خود را با پشتوانه علمی معتبر به مجامع جهانی ارائه کنند.
فاجعه خاموش در سایه جنگ؛ فعالان محیطزیست ایران چگونه از جامعه جهانی مطالبه کنند؟
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، حملات نظامی در ماههای اخیر نهتنها بر امنیت انسانی سایه انداخته، بلکه اضطرابهای موجود درباره تخریب زیستگاهها و شکنندگی طبیعت ایران را دوچندان کرده و هر روز بر پیکره نحیف محیطزیست و حیاتوحش کشور آسیبهای تازهای وارد میسازد. بر اساس گزارشهای دریافتی، بمبارانهای چهار ماه گذشته جمعیتهای قابلتوجهی از جانوران حیاتوحش ایران از جمله آهوها، یوزپلنگها، پرندگان شکاری و گونههای متعدد دیگر را به اجبار از زیستگاههای طبیعیشان گریزانده است.
سایت یورونیوز فارسی در گزارشی که ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵ منتشر کرد، نسبت به وخامت اوضاع شاهینها و یوزپلنگهای ایرانی بر اثر انفجارهای پیدرپی هشدار داده است. در این گزارش، رضا کیامرزی، دامپزشک و پژوهشگر پرندگان شکاری، چند روز پس از شروع درگیریهای نظامی در اواخر اردیبهشتماه، برای بررسی آشیانههای شاهین عازم کوههای اطراف اصفهان شد تا دریابد آیا امواج انفجار و لرزشهای ناشی از حملات، فرایند تخمگذاری و پرورش جوجهها را مختل کرده است یا خیر. وی موفق شد پرندگان را ردیابی کند، اما سنجش میزان تأثیر انفجارها بر زیستفرایند آنها همچنان در دست پیگیری است. کیامرزی یادآور شد که پیش از آغاز جنگ، مناطق نظامی به دلیل محدودیت تردد، امنترین پناهگاهها برای زادوولد این پرندگان به شمار میرفتند، چرا که شکارچیان و قاچاقچیان به این نواحی دسترسی نداشتند.
حملههای هوایی به تأسیسات نظامی در مناطق کویری و کوهستانی، اکوسیستمهای حساس یوزپلنگ آسیایی و سایر گوشتخواران بزرگ را به شدت تخریب کرده است. این خسارتها در حالی رخ میدهند که بر اساس تازهترین ارزیابی سازمان حفاظت محیطزیست ایران که در اسفندماه ۱۴۰۳ منتشر شد، دستکم ۸۶ گونه جانوری از جمله یوزپلنگ آسیایی، گوزن زرد ایرانی، خرس قهوهای، پلنگ، خرس سیاه، الاغ وحشی ایرانی، هوبره و شماری از پرندگان شکاری، در آستانه انقراض قرار دارند و هر گونه فشار اضافی، آنها را به لبه پرتگاه جمعیتی نزدیکتر میسازد.
زیستگاهها در آتش و فاجعه در خلیج فارس
جمشید پارچیزاده، کارشناس حیاتوحش، هشدار میدهد که حملههای هوایی به تاسیسات نظامی در مناطق کویری و کوهستانی، زیستگاههای حساس جانورانی مانند یوزپلنگ آسیایی و دیگر شکارچیان را تخریب کرده است. او میگوید این حملات باعث آلودگی آب و خاک، از بین رفتن پوشش گیاهی و فرار همیشگی حیوانات از زیستگاههای خود میشود.
حمله به یک پالایشگاه نفت در جزیره لاوان، لکههای نفتی گستردهای را به سواحل جزیره شیدور (مارو) رسانده است. این جزیرهی بکر، بر اساس گزارش سازمان حفاظت محیطزیست، یکی از مهمترین پناهگاههای حیاتوحش در خلیج فارس و محل تخمگذاری بیش از ۸۰ هزار پرنده و لاکپشتهای دریایی در معرض خطر انقراض است. تصاویر ویدئویی منتشرشده، پرندگان، لاکپشتها و خرچنگهایی را نشان میدهد که درون تودههای قیر گرفتار شدهاند.
وضعیت آبوهوایی ایران که با کمبود شدید منابع آبی مواجه است، بسیار شکننده ارزیابی میشود. رشد جمعیت و مدیریت نادرست منابع آبی در دهههای گذشته، پیش از وقوع جنگ نیز فشار زیادی بر محیطزیست ایران وارد کرده بود. اکنون با شرایط جنگی، دسترسی به سایتهای مهم حیاتوحش، بهویژه در جزایر خلیج فارس که محل زیست لاکپشتها و پرندگان مهاجر است، تقریبا غیرممکن شده و گزارشهایی از نشت نفت و آلودگی در این مناطق نیز به گوش میرسد. فعالان محیطزیست میگویند فشار اقتصادی و تحریمهای بینالمللی که دسترسی نهادهای غیردولتی به منابع مالی خارجی را مسدود کرده، اولویتهای زیستمحیطی را در حاشیه قرار داده است.
مطالبات از مجامع بینالمللی
در واکنش به این فجایع روزافزون، جامعهی مدنی محیطزیستی ایران دست به کار شده و طی ماههای گذشته، اقدامات گستردهای را برای جلب توجه جامعهی جهانی به این بحران سامان داده است. شبکهای از بیش از ۱۲۰۰ سازمان مردمنهاد و تشکلهای جامعهمحور ایرانی تحت عنوان «شورای هماهنگی شبکه تشکلهای مردمنهاد محیطزیست، منابع طبیعی و توسعه پایدار ایران»، با صدور بیانیههایی خطاب به نهادهای بینالمللی و ارسال نامههای سرگشاده به دبیرکل سازمان ملل، خواستار مداخله و پاسخگویی شدهاند.
شش مطالبهی کلیدی مطرحشده از سوی این تشکلها عبارتند از: شناسایی و محکومیت «جنگافروزی زیستمحیطی» (Ecocide) به عنوان جنایت بینالمللی؛ تقویت مکانیسمهای نظارت و مستندسازی خسارتهای زیستمحیطی؛ ایجاد سازوکار پاسخگویی و جبران خسارت؛ حمایت از دانشمندان و فعالان محیطزیست در شرایط جنگی؛ هشدار نسبت به فاجعهای منطقهای و جهانی؛ و توقف حملات به زیرساختهای زیستمحیطی بر اساس پروتکل اول الحاقی ۱۹۷۷ ژنو (ماده ۵۵).
همچنین «معصومه ابتکار»، رئیس اسبق سازمان حفاظت محیطزیست، در نامهای سرگشاده به دبیرکل سازمان ملل خواستار محکومیت تجاوزات و تشکیل تیم مستقل برای بررسی پیامدهای زیستمحیطی شد. همچنین رئیس سازمان حفاظت محیطزیست در نشستی آنلاین با دبیر اجرایی برنامه محیطزیست ملل متحد (UNEP)، از این نهاد برای حضور در ایران و ارزیابی دقیق خسارتها دعوت رسمی به عمل آورد. شهادت مظلومانه خانواده محیطبان «جواد حسنزاده» در هرمزگان نیز به عنوان مصداق عینی نقض مصونیت محیطبانان در قوانین بینالمللی، توسط مدیرکل محیطزیست استان «جنایت جنگی» خوانده شد و در مکاتبات بعدی سازمانهای مردمنهاد مورد استناد قرار گرفت.
با این حال، با گذشت چهار ماه از آغاز جنگ و ادامهی حملات، فعالان محیطزیست به این نتیجه رسیدهاند که رویکرد صرفاً اعتراضی و بیانیهای کافی نبوده و نیاز به سازوکاری پویا، مستمر و عملگرا برای روزهای پیشرو دارند.
برنامه عملیاتی برای پیگیری بینالمللی
یک سازمان مردمنهاد (سمن) محیطزیستی در ایران، برای انتقال دغدغههای خود به مجامع بینالمللی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی جهانی، از مجموعهای از سازوکارهای رسمی، حقوقی، رسانهای و شبکهسازی بهره میبرد. در ادامه، این سازوکارها به صورت ساختاریافته بررسی میشوند:
۱. تعامل مستقیم با نهادهای تخصصی سازمان ملل متحد
مهمترین مسیر رسمی برای طرح دغدغههای زیستمحیطی، ارتباط با نهادهای تخصصی سازمان ملل است. برنامه محیطزیست ملل متحد (UNEP) یکی از اصلیترین این نهادهاست. سمنها میتوانند با ارسال گزارشهای مستند از خسارتهای زیستمحیطی، خواستار واکنش این نهاد شوند. یونسکو (UNESCO) نیز در مواردی که میراث طبیعی یا فرهنگی در معرض خطر قرار میگیرد، بستر مناسبی برای طرح مطالبات است. برای نمونه، بیش از ۵۰ سازمان مردمنهاد میراث فرهنگی ایران از یونسکو خواستند تا اقدامات الزامآوری برای جلوگیری از آسیب بیشتر به محوطههای تاریخی، از جمله بیستون، انجام دهد. همچنین فعالان برای حفاظت از جنگلهای هیرکانی به عنوان یکی از قدیمیترین اکوسیستمهای جهان، خواستار اقدام فوری یونسکو شدهاند. سمنها همچنین میتوانند از ظرفیت کنوانسیون تنوع زیستی (CBD) و کنوانسیون رامسر (حفاظت از تالابها) برای طرح شکایت و جلب توجه بینالمللی نسبت به تخریب زیستگاهها استفاده کنند.
۲. پیگیری حقوقی و قضایی بینالمللی
سمنها و فعالان محیطزیست میتوانند از مسیرهای حقوقی برای پاسخخواهی از عاملان تخریب محیطزیست استفاده کنند. دولت ایران به نمایندگی از منافع ملی، شکایت از آمریکا و رژیم صهیونیستی را به دلیل تخریب محیطزیست در جریان جنگ، در دستور کار قرار داده است و سمنها میتوانند با تهیه مستندات و گزارشهای کارشناسی، این پروندهها را تقویت کنند. از سوی دیگر، فعالان محیطزیست حملات به زیرساختهای حیاتی مانند پالایشگاههای نفت و تاسیسات آبشیرینکن را مصداق «جنگافروزی زیستمحیطی» (Ecocide) میدانند و با استناد به پروتکل اول الحاقی ۱۹۷۷ ژنو (ماده ۵۵) که حفاظت از محیطزیست طبیعی را در خلال درگیریهای مسلحانه الزامی میداند، و همچنین کنوانسیون منع تأثیرات زیستمحیطی (ENMOD)، خواستار شناسایی آن به عنوان یک جنایت بینالمللی هستند. سمنها همچنین با ارائه گزارش به شورای حقوق بشر سازمان ملل یا دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر، میتوانند نقض حق بر محیطزیست سالم را پیگیری کنند.
۳. دیپلماسی عمومی و جلب افکار عمومی جهانی
یکی از مؤثرترین ابزارهای سمنها، تأثیرگذاری بر افکار عمومی از طریق رسانهها و کارزارهای بینالمللی است. سمنها با تهیه گزارشهای تصویری و مکتوب به زبانهای انگلیسی، فرانسوی و عربی، ابعاد فاجعه را به رسانههای بینالمللی و خبرنگاران خارجی منتقل میکنند. فعالان محیطزیست همچنین از ظرفیت چهرههای بینالمللی برای جلب توجه استفاده میکنند.
۴. شبکهسازی با سازمانهای بینالمللی غیردولتی
۵. تعامل با نهادهای مالی و توسعهای بینالمللی
سمنها میتوانند از طریق پروژههای مشترک با نهادهای بینالمللی، ضمن جلب حمایت مالی، صدای خود را به گوش جهانیان برسانند. برای نمونه، برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) در ایران از پروژههایی حمایت میکند که به جوامع محلی، توسعه پایدار و حفاظت از منابع طبیعی کمک میکنند و این بستر مناسبی برای همکاری سمنهای ایرانی با جامعه جهانی فراهم میآورد. همچنین تسهیلات جهانی محیطزیست (GEF) که به عنوان مکانیزم مالی کنوانسیونهای سازمان ملل متحد فعالیت میکند، با سمنهای ایرانی برای اجرای پروژههای زیستمحیطی همکاری داشته و زمینهساز جلب توجه بینالمللی به اولویتهای حفاظتی ایران است. در کنار اینها، سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) با همراهی سازمان حفاظت محیطزیست ایران، نهادهای محلی و بینالمللی را برای تأمین مالی اقدامات اقلیمی گرد هم آورده و از این طریق، امکان حضور مؤثر سمنها در عرصههای بینالمللی و انتقال دغدغههای زیستمحیطی کشور را تسهیل میکند.
۶. بهرهگیری از ظرفیت فعالان و محیطبانان میدانی
نزدیکترین افراد به صحنه تخریب، محیطبانان و جوامع محلی هستند که گزارشهای دست اول آنها، مستندات معتبری برای پیگیریهای بینالمللی فراهم میکند. از این رو، مستندسازی میدانی به عنوان یکی از کلیدیترین ابزارهای سمنها برای انتقال واقعیتهای فاجعه به مجامع جهانی محسوب میشود. با وجود محدودیتهای شدیدی نظیر قطعی گسترده اینترنت در ایران از زمان آغاز جنگ، سمنهای محیطزیستی با بهرهگیری از ابزارهای آفلاین و بسترهای رمزنگاریشده، امکان دریافت گزارشهای تصویری، موقعیتیابی جغرافیایی و شرح دقیق خسارتها را از طریق محیطبانان و جوامع محلی فراهم آوردهاند.
در کنار این تلاشهای مستندسازی، مسئله حفاظت از خود محیطبانان نیز به یکی از محورهای اصلی مطالبات سمنها تبدیل شده است. فعالان محیطزیست میتوانند با طرح مطالبات خود در مجامع بینالمللی، خواستار رفع موانع مالی و تحریمی شوند که دسترسی به منابع و تجهیزات حفاظتی را مسدود کرده و ادامه فعالیتهای میدانی محیطبانان را با مخاطره مواجه ساخته است. شهادت خانواده محیطبان جواد حسنزاده در هرمزگان، مصداق عینی این خطر فزاینده است که نیازمند واکنش فوری جامعه جهانی است.
سخن آخر
ایران با تنوع اقلیمی و زیستی چشمگیر خود، یکی از مهمترین کانونهای تنوع زیستی در غرب آسیا محسوب میشود و در مسیر مهاجرت میلیونها پرنده میان اوراسیا و آفریقا قرار دارد. فعالان محیطزیست ایران با ارائه بیانیهها، پیگیری حقوقی، دیپلماسی عمومی و شبکهسازی بینالمللی، تلاش دارند تا صدای طبیعت زخمیخورده ایران را به گوش جهانیان برسانند. جامعهی جهانی دیگر نمیتواند سکوت کند. سازمانهای بینالمللی، نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی جهان باید با اقدام عملی – از صدور قطعنامههای الزامآور تا اعزام تیمهای ارزیاب مستقل – ایران را در حفاظت از میراث طبیعیاش یاری رسانند. اکنون زمان اقدام است؛ پیش از آنکه طبیعتی که میلیونها سال برای شکلگیری آن زمان صرف شده، در چند ماه جنگ نابود شود.
زهرا میرابیان