پیوند سنتهای مذهبی با نیکوکاری؛ رمز ماندگاری حسینیهٔ اعظم زنجان
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، برای درک عظمت برخی بناها، باید به نقوش کهن دیوارها و کتیبههای خاموش آن سفر کرد؛ چراکه هویت هر بنای تاریخی را خاطرات و خطرات روزگار میسازد. تصور کنید اگر در و دیوار هر بنا زبان به سخن باز میکرد، یادبودهایش مثنوی هفتادمن میشد. انگار شناسنامهٔ اینگونه مکانها به خط مردم، بر پیشانی فرهنگ عامه نوشته شده است. «حسینیهٔ اعظم زنجان» یکی از همین بناهای خاطرهساز است که دو آیین عزاداری و نیکوکاری را در هم آمیخته است. در سیامین قسمت از پادکست نیکآوا، با تاریخچهٔ شکلگیری این حسینیه آشنا میشوید. این سفر صوتی از روزگار بالندگی این مکان تا زخمهای عمیق آن در جنگ تحمیلی سوم، امتداد دارد. شما میهمان اپیزود سیام نیکآوا به مقصد زنجان، پایتخت شور و شعور حسینی، هستید.

تاریخچهٔ حسینیهٔ زنجان
واژهٔ «حسینیه» نیز نخستینبار در کتاب «عالمآرای عباسی» ثبت شده است. پیش از دوران صفویه، در تاریخ ایران مکانی مستقل با عنوان «حسینیه» وجود نداشت؛ تنها مساجد و برخی تکیههای دولتی فعال بودند، اما با رسمیشدن مذهب تشیع در عصر صفوی و گسترش فرهنگ زیارت، مردم علاوه بر مساجد، به فضاهایی برای استراحت و برگزاری مراسم عزاداری نیاز پیدا کردند. حسینیهٔ اعظم زنجان برآمده از همین نگرش تازه بود. در این اپیزود، از قدمت حسینیهٔ اعظم زنجان به عنوان یکی از اصیلترین نشانههای فرهنگ عزادار این شهر میشنوید. براساس اسناد موجود، قدمت این بنا بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ سال تخمین زده شده و هدف از ساخت آن، ایجاد فضایی مشابه حرم کربلا و مکانی برای تجمع شیعیان و عزاداران حسینی بوده است.
اگر امروز از زنجان با نام «پایتخت شور و شعور حسینی» یاد میشود، این عنوان فقط بهدلیل توانایی مردم زنجان در تبدیل آیین سوگواری به نیکوکاری، برای کاستن از رنجهای آدمی است.
هفت سند تاریخی حسینیه
قدمت حسینیهٔ اعظم تنها یک ادعای محلی یا شفاهی نیست. در حقیقت، پژوهشگران این مجموعه برای اثبات ریشهداربودن آن به هفت سند تاریخی استناد کردهاند که هر یک از آنها، بخشی از پازل قدمت حسینیه را کامل میکند:
کتاب «تاریخ دارالعرفان خمسه» کهنترین سند این حسینیه است که از پناهآوردن مردم زنجان به تکیهٔ حسینیه در دورهٔ افشاریه حکایت دارد و نشان میدهد این مکان در آن روزگار، پناهگاهی امن برای مردم بوده است. در گنجینهٔ حسینیه نیز عَلَمی برنزی با تاریخ حکشدهٔ ۱۲۲۱ هجری قمری نگهداری میشود که بخشی از این سابقه را تأیید میکند. کتیبهٔ سنگی سردر ورودی هم تاریخ ۱۲۶۱ هجری قمری را نشان میدهد. البته ریشسفیدان زنجانی معتقدند این بنا در آن سال برای سومینبار مرمت اساسی شده است و قدمتش خیلی بیشتر از اینهاست. در کتاب «دارالسرور زنجان» نیز _که در واقع سرشماری دورهٔ قاجار است_ نام حسینیهٔ اعظم به ثبت رسیده است.
وقفنامهٔ مغازههای بازار و اسناد شرعی هم نشان میدهد عواید چندین مغازه، قرنهاست به نیت امور حسینیه وقف شده و این از پیوند اقتصادی مردم با این مکان حکایت دارد. سند تاریخی دیگر، سفرنامهٔ مهندس عبدالله است. در این سفرنامه _که نویسندهاش کارگزار دربار قاجار بوده_ از «حسینیه» و «زینبیه» بهعنوان دو قطب مذهبی زنجان یاد شده است. در نهایت، وقفنامهٔ «ده جلال» سند دیگری است که نشان میدهد درآمد یک قریهٔ کامل صرف ادارهٔ مدارس، مساجد و طلاب زنجان میشده. این اطلاعات فعالیتهای حول محور حسینیه اعظم را بهروشنی نمایان میکند.
زخم جنگ بر پیکر حسینیهٔ اعظم
متأسفانه در یازدهمین روز فروردینماه ۱۴٠۵، کتابخانه، صندوق قرضالحسنه، سالن اجتماعات و بخشهای اداری حسینیه، همچون بسیاری از بناهای تاریخی کشور در جنگ تحمیلی سوم آسیب دید و تخریب شد. در این حادثه، چهار تن از خادمان بیادعای حسینیه شهید شدند و گنجینهای نفیس از نسخههای خطی و اسناد _که حاصل قرنها گردآوری بود_ در شعلهٔ آتش دشمن سوخت. بااینحال واکنش مردم زنجان پس از این اتفاق غافلگیرکننده بود. بهمحض فروکشکردن غبار جنگ، گنبد و گلدستههای حسینیه با هزینهٔ شخصی یک خیّر و با بهکارگیری طلا بازسازی شدند. این واکنش مردم زنجان جلوهٔ همت بلندی بود که ققنوسوار از دل آتش سر برآورد تا داشتههایش را از نو بسازد.

یومالعباس؛ تجلی عواطف شیعیان
شهرت جهانی حسینیهٔ اعظم زنجان، مرهون آیین منحصربهفرد «یومالعباس» در هشتم محرم است. جالب است بدانید حسینیهٔ زنجان پس از منا، دومین قربانگاه بزرگ جهان اسلام به شمار میرود و آیین یومالعباس سالهاست در فهرست میراثهای معنوی کشور ثبت شده است. وجه جالب این مراسم، توزیع هدفمند نذری در میان مردم است. هر سال در حسینیهٔ زنجان حدود ۵۰ هزار بستهٔ گوشت به منزل شهروندان زنجانی ارسال میشود تا برکت نذر، بیواسطه به سفرههای مردم برسد. شاید همین پیوند زیبا میان شعور حسینی و اقدام عملی، رمز ماندگاری آیین یومالعباس در طول دههها باشد.
در حسینیهٔ زنجان، نذورات در حسابهای بانکی راکد نمیمانند و در چرخههای درمانی، پژوهشهای کتابخانهای، اسکان مهمانان و خدمات دندانپزشکی بهکار گرفته میشوند تا گرهی از زندگی روزمرهٔ مردم باز کنند.
از سنت عزاداری تا آئینهای نیکوکاری
گذر زمان هرگز سبب نشد حسینیهٔ زنجان نیز مثل دهها اثر تاریخی تنها در حد موزهای برای تماشای بازدیدکنندگان باشد. شگفتانگیز است که بنای اولیهٔ آن با ۲۰۰ مترمربع مساحت، امروز به مجموعهای بیش از ۲۰ هزار مترمربع گسترش یافته است. البته این گستردگی فقط در کمیت فیزیکی حسینیه خلاصه نمیشود؛ چراکه امروز حسینیهٔ اعظم زنجان یک نهاد مردمی است که با اتکا به چند صد خادم داوطلب و چندین واحد خدماتی فعال، به فعالیتهای خیرخواهانه و انساندوستانه مشغول است. شاید باورنکردنی به نظر برسد، اما در حسینیهٔ زنجان، نذورات در حسابهای بانکی راکد نمیمانند و در چرخههای درمانی، پژوهشهای کتابخانهای، اسکان مهمانان و خدمات دندانپزشکی بهکار گرفته میشوند تا گرهی از زندگی روزمرهٔ مردم باز کنند. این تحول، بیانگر انعطافپذیری این حسینیه در مواجهه با نیازهای روز جامعه است.

پناهگاه روانی و میراثی برای فردا
تاریخ حسینیهٔ اعظم زنجان، شاهد فرازونشیبهای سیاسی و اجتماعی ایران بوده است؛ بااینحال، این بنا تنها دو بار تعطیلی مطلق را به خود دیده؛ اولی در دورهٔ پهلوی اول که مراسم مذهبی با اجبار پلیسی ممنوع شد، و بار دوم در اوج همهگیری کرونا. در هر دو برهه، مردم زنجان بهخوبی نشان دادند که حسینیه برایشان فراتر از مکانی برای عزاداری است؛ در دوران کرونا، بسیاری از شهروندان از نبود فضایی برای ابراز سوگ و همدلی، دچار رخوتی جمعی شدند و سکوت خیابانهای زنجان گواه دلبستگی آنان به فضای حسینیه بود.
حسینیهٔ اعظم زنجان امروز دیگر سرمایهٔ معنوی همهٔ ایران است. برپایی و دوام ۴٠٠سالهٔ آن، مدیون نسلی از خادمان است که با عشق، پرچم را از گذشتگان گرفتهاند تا به آیندگان بسپارند؛ اما رمز ماندگاری این حسینیه در چیست؟ شاید در گرهخوردن آیین عزاداری با «خیرخواهی». اگر امروز از زنجان با نام «پایتخت شور و شعور حسینی» یاد میشود، این عنوان فقط بهدلیل توانایی مردم زنجان در تبدیل آیین سوگواری به نیکوکاری، برای کاستن از رنجهای آدمی است.
حسینیهٔ اعظم زنجان نشان داد اگر منابع مالی با نیت خالصانه همراه شود، میتوانند نیازهای مادی و درمانی یک شهر را پوشش دهد؛ به بیان دیگر، این مکان پرخاطره توانست با فاصلهگرفتن از قالب موزه در زندگی روزمرهٔ مردم زنجان جریان پیدا کند. در نهایت، امروز این یادبود کهن رو به راه آینده میدرخشد و روشناییاش را مدیون نذرهای بیچشمداشت، اشکهای صادقانه و دستهای بخشندهٔ مردمی است که هرگز نگذاشتهاند چراغ حسینیه خاموش شود.

گزارش از نیلوفر بختیاری