الگوی «دوشنبهبازدید» یزد؛ چگونه فرهنگ به خیر جمعی تبدیل میشود
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، سینا رحیمپور؛ روزنامهنگار در یادداشتی خواندنی درباره چگونگی تبدیل فرهنگ به خیر جمعی نوشت:
دو روز گذشته را برای شرکت در چند جلسه در یزد گذراندم. یزد برای من بعد از کرمان، خانه دوم است. مردمانش درِ دلشان باز است و گرمای خورشید کویر در رفتار و منششان نشسته است. شاید سالی چهار یا پنج بار به یزد سفر کنم و هر بار این شهر نکتهای تازه برای دیدن و آموختن دارد. این سفر هم از همان جنس بود.
در حیاط هتل نشسته بودیم. کنار کانتر، روزنامهای با یک گیره فلزی آویزان بود. نیمتای بالای آن، پر از نام ایران بود و یک جمله از زرتشت: «ایران بهترین بومی است که مزدا آفریده.»
همین چند کلمه کافی بود تا روزنامه را بردارم و ورق بزنم. آنقدر این نیمتای ساده هفتهنامه «دوشنبهها» به دلم نشست که تبدیل شد به بخشی از گفتوگوهایمان در طول روز. بعد از پایان جلسه اول، از یکی از دوستان خواستم بچههای «دوشنبهها» را پیدا کند تا از نزدیک ببینیمشان. محمدآقای صدوقی، آقا شهاب طباطبایی و محسن حاجی سعید هم مشتاق بودند این گروه را ببینند و بابت این ذوق، این ایراندوستی و این استمرار به آنها خستهنباشیدی بگویند.
دوستی (محمد حسینی) زحمت کشید و قراری در دفتر آقای صدوقی هماهنگ شد. آقایان حی و امیری از اعضای «دوشنبهها» به دیدارمان آمدند. خوشوبشی کردیم و درباره کارشان حرف زدیم. تصور میکردیم با چند جوان علاقهمند به تاریخ و میراث فرهنگی روبهرو خواهیم شد، اما هرچه گفتوگو جلوتر رفت، فهمیدیم با چیزی فراتر از یک نشریه یا یک گروه گردشگری مواجهیم؛ با یک الگو.
نشریه «دوشنبهها» تنها یک قطعه از پازل کارشان بود. آنچه دیدیم، در واقع الگویی برای تبدیل فرهنگ به خیر جمعی است. جمعی از یزدیهای خوشذوق چندسالیاست دور هم جمع شدهاند و حلقهای به نام «دوشنبه بازدید» را شکل دادهاند. هدفشان معرفی تاریخ یزد بهعنوان بخشی از تاریخ ایران، کشف داستانهای پنهانشده در دل خشتهای شهر و آشنا کردن نسلهای جدید با گذشته و هویت شهرشان است.
در این مسیر، آنها با اعلام عمومی برنامههایشان در شبکههای اجتماعی، هر هفته در نقطهای از شهر یا استان یزد جمع میشوند؛ درباره تاریخ، فرهنگ، ایران و یزد گفتوگو میکنند و قصههای شهر را روایت میکنند. کمکم این حلقه بزرگتر شده است. از دوشنبه بازدید به برنامههای دیگری در روزهای مختلف هفته رسیدهاند؛ از جمله «جمعهپسین» که در آن در گوشهای از شهر جمع میشوند و شرکتکنندگان با بازیهای بومی، خوراکیهای محلی، و آداب و رسوم یزد آشنا میشوند. این گروه مردمی تا امروز ۱۲۵ دوشنبه دور هم جمع شدهاند و به شناسایی پلاکها و بناهای تاریخی پرداختهاند و در مرمت و حفظ بخشی از میراث شهر نقش داشتهاند.
دوشنبه بازدید در واقع کارخانه تولید سرمایه اجتماعی است. آدمهایی که ابتدا برای شنیدن یک روایت تاریخی کنار هم میایستند، کمکم یکدیگر را میشناسند، به هم اعتماد میکنند، شبکهای از روابط انسانی میسازند و همین شبکه بعدها میتواند به حل مسائل اجتماعی منجر شود.
بچههای دوشنبه بازدید توانستهاند این اعتماد و استمرار را به کاری بزرگتر تبدیل کنند. آنها با گلریزانهای کوچک، جمعآوری کمکهای مردمی و همراهی ستاد دیه استان یزد، قطرهقطره منابعی فراهم کردهاند که نتیجهاش آزادی بیش از ۱۵۰ زندانی جرایم غیرعمد و مالی بوده است. این اتفاق همهچیزش به دل مینشیند؛ هم ریشه در تاریخ دارد، هم فرهنگ میسازد و هم دستش به خیر است.
اما چرا دوشنبه بازدید و نشریه دوشنبهها را میتوان یک الگو برای تبدیل فرهنگ به خیر جمعی دانست؟
نخست آنکه بر پایه استمرار بنا شده است. مخاطبانشان میدانند هر دوشنبه، در ساعت و مکانی مشخص، قرار است جمعی از مردم کنار هم باشند. بسیاری از ایدههای خوب در ایران به دلیل فقدان استمرار از بین میروند. دوشنبه بازدید نشان داده است که تکرار منظم یک کار کوچک، میتواند به خلق یک نهاد اجتماعی ماندگار منجر شود.
دوم آنکه بنیان این تجربه کاملاً مردمی است. نه دولت آن را ساخته و نه به نهادی وابسته است. همین استقلال باعث شده با تغییر دولتها، مدیران یا سیاستها متوقف نشود. مهمتر از آن، حس مالکیت اجتماعی نسبت به این ایده شکل گرفته است؛ شرکتکنندگان خود را بخشی از آن میدانند و همین موضوع اعتماد عمومی را افزایش میدهد.
سوم آنکه اجزای این تجربه به شکلی طبیعی و هوشمندانه به یکدیگر متصل شدهاند. آنها تاریخ را روایت میکنند، فرهنگ میسازند، رسانه دارند، شبکه اجتماعی شکل میدهند و در نهایت به اقدام اجتماعی و خیر عمومی میرسند. روایت، اجتماع، رسانه و عمل اجتماعی در این تجربه یک زنجیره بههمپیوستهاند.
چهارم آنکه این ایده قابلیت تکثیر دارد. برای ساختن یک «دوشنبه بازدید» نه به بودجههای میلیاردی نیاز است و نه به سازوکارهای پیچیده اداری. کافی است چند نفر دغدغهمند، یک موضوع مشترک، یک زمان ثابت و اندکی استمرار وجود داشته باشد. به همین دلیل این تجربه میتواند در شهرهای دیگر ایران نیز تکرار شود؛ چه با محور تاریخ، چه میراث فرهنگی، چه محیط زیست و چه هر موضوعی که بتواند مردم را دور یک دغدغه مشترک جمع کند.
نکته آخر اینکه دوشنبهها و دوشنبه بازدید داستانش از یک قصه شروع میشود. از چند نفر که تصمیم میگیرند هر هفته در ساعتی مشخص کنار هم بایستند و درباره شهرشان حرف بزنند.
ما در سالهای اخیر بارها درباره کاهش اعتماد و فرسایش سرمایه اجتماعی در ایران شنیدهایم، اما کمتر به این پرسش فکر کردهایم که سرمایه اجتماعی چگونه ساخته میشود. پاسخ دوشنبه بازدید ساده است: با استمرار، اعتماد و ساختن حلقههای کوچک انسانی.
فکر میکنم ایرانِ پساجنگ، بیش از هر چیز به تکثیر همین الگوهای کوچک اما ماندگار نیاز دارد. ایران روزهای دشوار جنگ را پشت سر گذاشته و یکی از مهمترین دستاوردهای آن، بازگشت دوباره توجه به «ایران» بهعنوان یک امر مشترک بوده است. جامعه ایران هنوز ظرفیت بالایی برای همدلی، تعلق و کنش جمعی دارد؛ اما این سرمایه عاطفی اگر به نهادها، حلقهها و تجربههای ماندگار تبدیل نشود، بهتدریج فرسوده خواهد شد. تجربههایی مانند دوشنبهبازدید دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا میکنند. دوشنبهها توانستهاند ایراندوستی را از یک احساس قلبی به یک عمل اجتماعی پایدار تبدیل کنند. ایران فردا به تکثیر همین ایدهها و حلقههای کوچک مردمی نیاز دارد؛ حلقههایی که مردم را دور ایران، شهر، محله، میراث و آینده مشترکشان جمع میکنند و سرمایه اجتماعی لازم برای عبور از مسئلههای بزرگتر را میسازند.