کد خبر:۵۸۱۸
از عیدی سادات تا آزادی زندانیان؛ روایتی از یک سنت که قرن‌هاست مردم را گرد یک سفره می‌نشاند

غدیر؛ روزی که بخشش از خانه‌ها بیرون می‌آید

هنوز آفتاب کاملاً بالا نیامده که در حیاط مسجد پیرچراغ، بخار از دهانه دیگ‌های بزرگ بالا می‌رود. چند جوان از سحرگاه مشغول آماده کردن غذا هستند. یکی برنج را هم می‌زند، دیگری ظرف‌ها را مرتب می‌کند و چند نفر هم سرگرم جابه‌جا کردن وسایل‌اند. حاج عباس که از نیمه‌شب در مسجد است، استکانی چای در دست گرفته و مراقب جزئیات است. تا ظهر صد‌ها پرس غذا باید آماده شود... عید غدیر است.
غدیر؛ روزی که بخشش از خانه‌ها بیرون می‌آید

 هنوز آفتاب کاملاً بالا نیامده که در حیاط مسجد پیرچراغ، بخار از دهانه دیگ‌های بزرگ بالا می‌رود. چند جوان از سحرگاه مشغول آماده کردن غذا هستند. یکی برنج را هم می‌زند، دیگری ظرف‌ها را مرتب می‌کند و چند نفر هم سرگرم جابه‌جا کردن وسایل‌اند. حاج عباس که از نیمه‌شب در مسجد است، استکانی چای در دست گرفته و مراقب جزئیات است. تا ظهر صد‌ها پرس غذا باید آماده شود.

 چند کوچه دورتر، در خانه‌ای دیگر، زنی اسکناسی را که ساعتی قبل از منزل سادات خانم عیدی گرفته با دقت تا می‌کند و در گوشه کیفش می‌گذارد. می‌گوید سال‌هاست عیدی غدیر را خرج نمی‌کند. هر سال اسکناس تازه‌ای جای قبلی می‌آید و قبلی را لای قرآنی که از مادرش به یادگار دارد نگه می‌دارد. برای او ارزش این هدیه در مبلغ آن نیست؛ در معنا و برکتی است که پشت آن قرار دارد.

 در نقطه‌ای دیگر از شهر، خانواده ارسلان چشم‌انتظار یک تماس تلفنی هستند. یک خیر وعده داده است پیش از پایان روز، بخشی از بدهی سرپرست خانواده را بپردازد تا مقدمات آزادی او از زندان فراهم شود. آنها امید دارند این خبر در روز عید به خانه‌شان برسد.

 این تصویر‌ها شاید در نگاه اول ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند، اما هر سه بخشی از روایت بزرگ‌تری هستند که هر سال در عید غدیر در شهر‌ها و روستا‌های ایران تکرار می‌شود؛ روایتی که تنها به برگزاری یک مناسبت مذهبی محدود نیست و در آن مفاهیمی مانند مهمان‌نوازی، بخشش، دستگیری از نیازمندان و همدلی اجتماعی جایگاه ویژه‌ای دارد.

 در حافظه جمعی ایرانیان، غدیر فقط یادآور یک واقعه تاریخی نیست. این عید در طول نسل‌ها با مجموعه‌ای از آیین‌ها و رفتار‌های اجتماعی پیوند خورده که باعث شده حضور آن فراتر از مسجد‌ها و محافل مذهبی در زندگی روزمره مردم نیز دیده شود. برای بسیاری از خانواده‌ها، غدیر روزی است که در آن باید شادی را با دیگران تقسیم کرد؛ خواه با یک دیدار خانوادگی، خواه با یک سفره نذری یا حتی با گشودن گره‌ای از زندگی فردی دیگر.

عیدی که از خانه‌ها آغاز می‌شود

 در بسیاری از شهر‌های ایران، حال‌وهوای غدیر از چند روز قبل آغاز می‌شود. خرید شیرینی، آماده کردن میوه، برنامه‌ریزی برای دید و بازدید و تدارک پذیرایی از مهمانان، بخشی از کار‌هایی است که خانواده‌ها انجام می‌دهند. این آمادگی‌ها شباهت‌هایی با دیگر اعیاد مذهبی و ملی دارد اما آنچه غدیر را متمایز می‌کند تأکید پررنگ بر مشارکت دادن دیگران در شادی این روز است.

 یکی از شناخته‌شده‌ترین سنت‌های غدیر، دیدار با سادات است؛ رسمی که هنوز در بسیاری از شهر‌ها و مناطق ایران زنده مانده است. در کاشان، یزد، اصفهان و برخی دیگر از شهر‌های مرکزی کشور، خانواده‌ها به دیدار سادات می‌روند، عید را تبریک می‌گویند و عیدی دریافت می‌کنند. گاهی این عیدی یک اسکناس نو است، گاهی نقل و شیرینی و گاهی تنها دعایی خیرخواهانه.

 شاید از بیرون این رسم ساده به نظر برسد، اما از منظر اجتماعی این کار در عمل بخشی از شبکه ارتباطات اجتماعی را فعال می‌کند. خانواده‌هایی که شاید ماه‌ها یکدیگر را ندیده‌اند در این روز دور هم جمع می‌شوند. کودکان با آیین‌هایی آشنا می‌شوند که سال‌ها پیش پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایشان نیز تجربه کرده بودند و نسل‌های مختلف فرصتی برای گفت‌و‌گو پیدا می‌کنند.

 در برخی خانواده‌ها، عیدی غدیر جایگاه ویژه‌ای دارد. بسیاری از افراد آن را در میان صفحات قرآن، داخل کیف پول یا در صندوقچه‌ای کوچک نگهداری می‌کنند. دلیل این کار ارزش مادی هدیه نیست؛ بیشتر به باوری برمی‌گردد که این عیدی را نشانه‌ای از برکت و خیر می‌داند.

سفره‌هایی که مرز نمی‌شناسند

 اگر از مردم درباره نخستین تصویری که با شنیدن نام عید غدیر به ذهنشان می‌رسد سؤال شود، احتمالاً بخش قابل توجهی از آنها از اطعام و سفره‌های نذری یاد خواهند کرد.

 این سنت در مناطق مختلف ایران شکل‌های متنوعی دارد. در خوزستان، مضیف‌های عربی در روز غدیر پذیرای مهمانان هستند. در‌های این مکان‌ها به روی مردم باز است و مهمانان بدون توجه به وابستگی‌های قومی، خانوادگی یا اجتماعی بر سر یک سفره می‌نشینند.

 در بوشهر و هرمزگان، توزیع غذا و نذورات در محله‌ها رونق ویژه‌ای دارد. در یزد و کاشان، حسینیه‌ها و خانه‌های قدیمی به محل پذیرایی از مردم تبدیل می‌شوند. در آذربایجان نیز جشن‌های محلی، مدیحه‌سرایی‌های ترکی و توزیع شیرینی و شربت بخشی از فضای عمومی شهر‌ها را شکل می‌دهد. در سال‌های اخیر کلانشهر تهران هم پای کار آمده و برنامه‌ای عمومی و خیابانی با مشارکت هیات‌های مردمی برگزار می‌کند تا شادی و احسان، چهره شهر را روشن کند.

غدیر؛ روزی که بخشش از خانه‌ها بیرون می‌آید

 اهمیت این سفره‌ها تنها در تعداد غذا‌ها یا حجم پذیرایی نیست. آنچه آنها را متمایز می‌کند، معنایی است که پشت این سنت قرار دارد. اطعام در فرهنگ غدیر بیش از آنکه یک عمل تشریفاتی باشد، نوعی مشارکت اجتماعی محسوب می‌شود؛ تلاشی برای آنکه دیگران نیز در شادی این روز سهمی داشته باشند.

 هر سال هزاران نفر بخشی از درآمد، زمان و توان خود را صرف برگزاری این مراسم می‌کنند؛ افرادی که نام بسیاری از آنها هرگز جایی ثبت نمی‌شود، اما حضورشان در استمرار این سنت نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.

احسانی که شکل‌های تازه پیدا کرده است

 اگرچه اطعام همچنان مهم‌ترین نماد احسان در غدیر به شمار می‌رود، اما در سال‌های اخیر جلوه‌های تازه‌ای از این فرهنگ نیز دیده می‌شود. مرور اخبار نشان می‌دهد که همزمان با فرارسیدن عید غدیر، پویش‌های متعددی برای آزادی زندانیان جرائم غیرعمد در شهر‌های مختلف شکل می‌گیرد. خیران، گروه‌های مردمی و نهاد‌های خیریه تلاش می‌کنند بدهی افرادی را تأمین کنند که به دلیل مشکلات مالی در زندان به سر می‌برند.

 برای بسیاری از مردم، غدیر با چراغانی خیابان‌ها و جشن‌های عمومی شناخته می‌شود، اما برای خانواده‌ای که پس از ماه‌ها یا سال‌ها انتظار، یکی از عزیزانش به خانه بازمی‌گردد، این عید معنای متفاوتی پیدا می‌کند. در چنین لحظاتی، مفهوم بخشش از یک آیین مذهبی فراتر می‌رود و به تجربه‌ای کاملاً ملموس و انسانی تبدیل می‌شود.

 نمونه دیگر این رویکرد را می‌توان در طرح‌های حمایتی از ازدواج جوانان دید. در سال‌های اخیر، بسیاری از گروه‌های مردمی و خیریه‌ها همزمان با عید غدیر برنامه‌هایی برای تأمین جهیزیه زوج‌های کم‌برخوردار اجرا می‌کنند.

 برای زوجی که به دلیل مشکلات اقتصادی امکان آغاز زندگی مشترک را نداشته‌اند، هدیه گرفتن یخچال و اجاق گاز و یا چند وسیله ضروری خانه تنها یک کمک مالی نیست؛ فرصتی است برای شروع مسیری که مدت‌ها در انتظار آن بوده‌اند، پلی بین آرزو و اقعیت.

 این نگاه در حوزه درمان و سلامت هم دیده می‌شود. تأمین هزینه جراحی بیماران نیازمند، تهیه دارو برای بیماران خاص یا حمایت از خانواده‌هایی که توان پرداخت هزینه‌های درمان را ندارند، از جمله کار‌های خیری است که در سال‌های اخیر در قالب پویش‌های غدیری انجام می‌شود.

 تو گویی همان روحیه‌ای که در گذشته در قالب مهمان‌نوازی و اطعام جلوه پیدا می‌کرد، امروز علاوه بر آن، در پاسخ به نیاز‌های جدید جامعه هم خود را نشان می‌دهد.

سرمایه‌ای که از دل آیین‌ها شکل می‌گیرد

 جامعه‌شناسان سال‌هاست بر نقش آیین‌های جمعی در تقویت سرمایه اجتماعی تأکید می‌کنند. سرمایه اجتماعی مفهومی است که به شبکه اعتماد، همکاری و ارتباط میان افراد جامعه اشاره دارد؛ همان عاملی که باعث می‌شود افراد در کنار یکدیگر احساس مسئولیت و تعلق داشته باشند.

 عید غدیر نمونه‌ای قابل توجه از این کارکرد اجتماعی است. بخش مهمی از برنامه‌های این روز به دست خود مردم اجرا می‌شود. یک نفر برنج تهیه می‌کند، دیگری دیگ در اختیار برگزارکنندگان می‌گذارد، فردی هزینه خرید مواد اولیه را می‌پردازد و گروهی دیگر مسئولیت توزیع غذا را بر عهده می‌گیرند.

 همین همکاری‌ها باعث می‌شود افراد نه فقط تماشاگر یک مراسم، بلکه بخشی از آن باشند. نتیجه چنین مشارکتی، شکل‌گیری احساس همدلی و تعلقی است که آثار آن فراتر از یک روز یا یک جشن باقی می‌ماند.

 در برخی مناطق عشایری، این نقش اجتماعی حتی پررنگ‌تر دیده می‌شود. بزرگان طوایف از فرصت گردهمایی‌های غدیر برای حل اختلافات و ایجاد آشتی میان افراد استفاده می‌کنند و مفهوم احسان به امری بیش از کمک مالی و بخشش، به گذشت، مصالحه و رفع کدورت‌ها هم وسعت می‌یابد.

عیدی برای همه

 شاید یکی از دلایل ماندگاری غدیر در جامعه ایرانی همین انعطاف‌پذیری آن باشد. این عید در هر منطقه با رنگ و بوی محلی خاصی برگزار می‌شود، اما در همه آنها یک مفهوم مشترک وجود دارد: بخشیدن.

 در خوزستان این مفهوم در قالب مضیف و مهمان‌نوازی عربی دیده می‌شود. در آذربایجان با مدیحه‌سرایی‌ها و جشن‌های محلی همراه است. در یزد و کاشان با سنت‌های محله‌محور گره خورده و در برخی مناطق عشایری با آیین‌های آشتی و همدلی پیوند خورده است.

 با وجود این تفاوت‌ها، وقتی از مردم درباره خاطرات غدیر سؤال می‌شود، پاسخ‌ها معمولاً شباهت زیادی به یکدیگر دارند. بسیاری از آنها از آدم‌ها یاد می‌کنند؛ از همسایه‌ای که غذایی برایشان آورد، از عیدی کوچکی که از یک سید گرفتند، از مهمانی بزرگی که در خانه بزرگ‌تر‌های خانواده برگزار شد یا از خیری که در روز‌های دشوار زندگی دستشان را گرفت.

 شاید به همین دلیل است که با فرارسیدن نیمه ذی‌الحجه، در نقاط مختلف کشور اتفاقی بزرگ رخ می‌دهد. هزاران سفره گسترده می‌شود، هزاران نفر در فعالیت‌های داوطلبانه و خیریه مشارکت می‌کنند و افراد زیادی تلاش می‌کنند به سهم خود دل یکدیگر را شاد کنند. خدا را شکر که ما هم غدیری هستیم.

یادداشت از فاطمه عباسی

ارسال دیدگاه
captcha