پاسداری از آفرینش؛ محیط زیست در تعالیم ادیان جهان
در جهانی که با بحرانهای زیستمحیطی روبهرو است، از گرمایش زمین تا نابودی جنگلها و آلودگی آبها، جستوجو برای راهحل، فراتر از سیاست و علم میرود. ادیان بزرگ جهان که میلیاردها پیرو دارند، میتوانند منبع الهامبخش موثری در حفاظت از محیط زیست باشند؛ چراکه برخوردار از آموزههایی هستند که نه تنها ریشه در متون مقدس دارد بلکه پیوسته جوامع را به رفتارهایی پایدار هدایت کرده است. در این یادداشت، به بررسی مفهوم محیط زیست در ادیان ابراهیمی، چون یهودیت، مسیحیت و اسلام، کیش زرتشت و ادیان شرقی، چون هندوئیسم و بودیسم پرداخته میشود. این بررسی واقعگرایانه نشان میدهد که چگونه باورهای دینی میتوانند به اقدامات عملی برای نجات سیاره بیانجامند، بدون گرویدن به سمت و سوی ایدئولوژیهای افراطی.
ادیان ابراهیمی که بیش از نیمی از جمعیت جهان را تشکیل میدهند، مفهوم "نگهبانی"را پایه رابطه انسان با طبیعت میدانند. کتاب مقدس یهود، تورات، تأکید میورزد که زمین متعلق به خداوند است و انسان تنها، امانتدار آن. در سفر پیدایش، خداوند به انسان میگوید: "زمین را پر کنید و بر آن فرمانروایی کنید"، اما فرمانروایی نه به معنای استثمار، بلکه به معنای مراقبت است. مفسران یهودی مفهوم دینی "تیکون اولام" یا تعمیر جهان را شامل حفاظت از محیط زیست میدانند. قوانین شرعی یهودیت مانند "بال تاشچیت" که ممنوعیت هدر دادن منابع را اعلام میکند، مستقیماً به مسائل زیستمحیطی امروز، چون مصرفگرایی مربوط میشود. در اسرائیل، سازمانهایی مانند "شومری آداما" (نگهبانان زمین) بر اساس همین آموزهها، برنامههای حفاظت از آب و جنگل را اجرا میکنند. این رویکرد واقعی است و نشان میدهد که یهودیت نه تنها طبیعت را مقدس میشمارد، بلکه انسان را مسئول حفظ آن برای نسلهای آینده میداند.
مسیحیت، با بیش از دو میلیارد باورمند، دیدگاه مشابهی دارد. در انجیل، عیسی مسیح طبیعت را نشانهای از لطف الهی توصیف میکند. پاپ فقید پیشین، فرانسیس، در طی آخرین اقداماتش نام تأکید داشت انسانها باید نگهبانان خواهر مقدس خود "زمین" باشند و بحرانهای زیستمحیطی را با فقر و نابرابری اجتماعی مرتبط میدانست و از مسیحیان میخواست تا سبک زندگی سادهتری اتخاذ کنند. در ایالات متحده، کلیساهای پروتستان و کاتولیک برنامههای "ایمان سبز" را راهاندازی کردهاند که شامل نصب پنلهای خورشیدی در کلیساها و کمپینهایی علیه آلودگی است. توماس بری، از الهیدانان برجسته مسیحی، طبیعت را با تکیه بر عهد جدید"آیینه خدا" مینامد و میگوید که نابودی آن، گناهی علیه خالق است. این دیدگاهها در عمل، به جنبشهای زیستمحیطی مانند "مسیحیان برای زمین" منجر شده که هزاران عضو دارد و بر سیاستهای دولتی تأثیر میگذارد.
اسلام نیز به نوبه خود آموزههای صریحی درباره محیط زیست دارد. قرآن کریم بیش از ۲۰۰ آیه با اشاره به طبیعت و مظاهر آن را شامل میشود. طبیعت در ابتدا مجموعهای از آیات الهی است که نگریستن به آن شگفتی و بصیرت در آن خرد آدمی را برمیانگیزد. آیه "وَلاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا" فساد در زمین را ممنوع میکند که مفهوم آسیب و آلودگی در طبیعت را نیز در برمیگیرد. مفهوم "خلیفه الله" یا جانشین خدا نیز انسان را مسئول حفاظت از طبیعت میسازد. پیامبر اسلام، محمد (ص)، درختان را مقدس میدانست و کاشت درخت را صدقهای جاریه توصیف میکرد. در کشورهای اسلامی مانند ترکیه و اندونزی، سازمانهای اسلامی مانند "گرین اسلام" برنامههای جنگلکاری و حفاظت از آب را بر اساس همین آموزهها اجرا میکنند. فیلسوفان مسلمان، چون سید حسین نصر، محیط زیست را بخشی از توحید میدانند و باور دارند که نابودی طبیعت به مثابه جدایی از خدا است. این رویکرد واقعگرایانه، در کنفرانسهای بینالمللی مانند "ایمان برای زمین" سازمان ملل، برجسته شده و نشان میدهد که آموزههای اسلام میتواند به حل بحرانهای جهانی کمک برساند. درجهان مدرن که انسان در تمامی ابعاد به طبیعت آسیب زده، تصویر تقابل انسان خودخواه و سیریناپذیر برابر طبیعتی شکسته و مغموم، رایج و پذیرفته است، در این موقعیت انسانمحوری ادیان ابراهیمی، آنجا که آدمی را اشرف مخلوقات میخوانند و طبیعت را مسخر و تحت فرمانروایی او میدانند، آموزههای این ادیان را در معرض اتهام اضرار و آسیب به طبیعت و بیدرایتی در برنامهریزی برای زیست انسانی قرار میدهد؛ اما نکته آن است که تمام گزارههای این ادیان باید با محوریت توحید و نه امیال انسان تفسیر شوند، لذا بهایی که به انسان داده میشود ابدا با موجودیت سایر مخلوقات در تعارض نبوده و بر انسان موحد است که برابر خالق خویش امانتداری و بندگی کند.
کیش زرتشتی نیز به عنوان یکی از قدیمیترین ادیان توحیدی جهان که بیش از سه هزار سال پیش توسط زرتشت در ایران باستان بنیان گذاشته شد، طبیعت را نه تنها بخشی از جهان مادی، بلکه نمادی از خلقت الهی میداند. این دین، که امروز دارای حدود ۲۰۰ هزار پیرو در سراسر جهان می¬باشد، آموزههایی مهمی دارد که حفاظت از محیط زیست را به عنوان یک وظیفه اخلاقی و دینی برجسته می¬سازد. زرتشتی گری اغلب به عنوان "اولین جنبش سبز" یا "اولین دین اکولوژیکی" جهان توصیف میشود، زیرا تأکید آن بر حفظ عناصر طبیعی، هزاران سال پیش از شکل گیری جنبشهای مدرن زیستمحیطی وجود داشته است.
در قلب آموزههای زرتشتی، مفهوم "اهورامزدا" یا خداوند دانا قرار دارد که خالق هفت جنبه یا گوهر نیک ازلی (اَمِشاسپندان) است: آسمان، آب، زمین، گیاهان، حیوانات، انسان و آتش. این عناصر نه تنها مقدس هستند، بلکه نمادهای الوهیت اهورا مزدا محسوب میشوند و انسان به عنوان تنها مخلوق آگاه جهان، مسئولیت مراقبت از آنها را بر عهده دارد. زرتشت در گاتاها، قدیمیترین بخش اوستا، طبیعت را به عنوان مظهر خوبی توصیف میکند و تأکید میکند که انسان باید در هماهنگی با آن زندگی کند. برای مثال، آلوده کردن آب یا زمین، گناهی بزرگ است، زیرا مخالف "اَشَه" یا نظم کیهانی و حقیقت جهان است. محققانی مانند بندیکت پَشِل توضیح میدهند که طبیعت در دین زرتشت "خوبی محض" است و عناصر آن شایسته پرستش هستند، زیرا بخشی از دایره عظمت اهورامزدا به شمار می¬روند. این دیدگاه دوگانهگرا، که جهان را صحنه مبارزه خیر و شر میبیند، انسان را تشویق میکند تا با حفاظت از طبیعت، به پیروزی راستی بر کژی کمک کند.
همچنین به طور خاص از نظر تاریخی، زرتشتیت تأثیر عمیقی بر حفاظت از منابع طبیعی ایران باستان گذاشته است. زرتشت آموزههایی داشت که به طور ویژه بر مراقبت از درختان، جنگلها، حیوانات و زمین تمرکز داشت. در دوران هخامنشیان، پادشاهان تحت تأثیر این دین، قوانینی برای حفاظت از منابع طبیعی وضع کردند. برای نمونه، کاشت درختان و حفاظت از جنگلها بخشی از فرهنگ پارسی بود، و زرتشتیان حیوانات مفید مانند گاو را مقدس میدانستند و شکار بیرویه وحوش را ممنوع میکردند. همچنین شرق شناسان بزرگ باور دارند زرتشتیت نقش کلیدی در حفاظت از طبیعت دوران باستان ایفا کرده و پادشاهان را به سمت سیاست گذاریهای پایدار تعامل گرا با طبیعت سوق داده است. همچنین، در باقی منابع زرتشتی مانند یسناها، انسان موظف است تا جهان را به حالت اولیهاش، یعنی پاکی و کاملیت، بازگرداند.
در زرتشتیت، طبیعت زنده و دارای روح است. مفهوم "فرهوشی" یا روحِ الهی، در همه موجودات زنده، از جمله گیاهان و حیوانات، حاضر است. این باور منجر به ممنوعیت آلودگی و هدررفت طبیعت میشود. برای مثال، زرتشتیان سنتی از آلوده کردن رودخانهها یا سوزاندن زباله خودداری میکنند، زیرا آب و آتش مقدس هستند. سازمان جهانی زرتشتیان (WZO) تأکید میکند که طبیعت، عنصر مرکزی این دین است و درک وابستگی متقابل انسان با عناصر، کلید حفظ تعادل جهان است. در مراسم مانند "آفرینگان"، زرتشتیان برای خیر همه موجودات زنده دعا میکنند، که این شامل دعا برای حفاظت از کره زمین نیز میشود.
در دوران مدرن نیز، زرتشتیان به عنوان اقلیتی کوچک، اما تأثیرگذار، در جنبشهای زیستمحیطی شرکت دارند. برای ذکر نمونهای در هند، جایی که بسیاری از زرتشتیان (پارسیان) زندگی میکنند، سازمانهایی مانند انجمن پارسیان هند، برنامههای جنگلکاری و حفاظت از آبها را به انجام میرسانند.
انسانی که در آغوش طبیعت آرمیده، مبدا، مخاطب و هدف ادیان شرقی است. پایههای این ادیان در جایی بنا شده است که طبیعت نه تنها به عنوان بخشی از جهان مادی، بلکه بخشی از چرخه وجودی آدمی شناخته میشود. هندوئیسم، با بیش از یک میلیارد پیرو، در آموزههایش طبیعت را مقدس میشمارد. در وداها، قدیمیترین متون مقدس دین هندو، رودخانههایی مانند گنگ، رشته کوهها مانند هیمالیا و حیواناتی نظیر گاو، نمادهای الهی تلقی می¬شوند. مفهوم "اهیمسا" یا منع خشونت، نه تنها به حوزه روابط انسانها، بلکه به تمام گستره موجودات زنده تسّری مییابد. ماهاتما گاندی، که از این آموزه الهامهای فراوانی گرفته بود، شکلی از سادهزیستی پایدار، دوری از کشتار و خشونت و دوستی با طبیعت را ترویج کرد و خود نیز بدان عمل نمود. در هند امروز، سازمانهایی مانند "پروژه بومی" بر اساس هندوئیسم، کمپینهای حفاظت از جنگلهای مقدس را راهاندازی کردهاند. دیوید هابرمن، محقق هندوئیسم، توصیف میکند که چگونه رودخانه یامونا به عنوان الهه پرستش میشود و آلودگی آن، گناهی دینی است. این باورها به اقدامات عملی مانند ممنوعیت شکار در برخی مناطق مقدس منجر شده و نشان میدهد که هندوئیسم میتواند مدل پایداری برای جوامع درهم تنیده با طبیعت ارائه نماید.
بودیسم، که از هندوئیسم نشأت گرفته، تأکید بیشتری بر وابستگی متقابل دارد. بودا در آموزههای خود، "پاتیچا-ساموپادا" یا وابستگی شرطی را توصیف کرد، که همه موجودات را در یک شبکه متصل میبیند. دالایی لاما، رهبر بوداییان تبت، آسیب به طبیعت را آسیب به خود میخواند. در تایلند، راهبان بودایی جنگلها را "ذهن مقدس" و مکان¬هایی برای مراقبه عمیق و یکی شدن با طبیعت مینامند و درختان را با روبانهای نارنجی میبندند تا از قطع آنها جلوگیری شود. سازمانهایی مانند "اِکودارما" در اروپا و آسیا، دورههای آموزشی بر پایه بودیسم را برای حفاظت از محیط زیست برگزار میکنند. کاشت درخت، بخشی از اخلاق زیستمحیطی در این دین است؛ و در کشورهای بودایی، چون سریلانکا، به سیاستهای ملی حفاظت از حیات وحش منجر شده و اثرگذاری بودیسم در جنبشهای زیست محیطی را نشان میدهد.
البته این پرسش در جای خود باقی است که آیا ادیان و آموزهاشان واقعا اثرگذارند یا صرفا جریانهای مدرن را با انگیزههای گوناگون همراهی میکنند؟ تحقیقات حاکی از تاثیر واقعی است و باورمندانی که آموزههای زیستمحیطی را جدی میگیرند، بیشتر به رفتارهای پایدار مانند بازیافت و کاهش مصرف تمایل دارند. انسان هیچگاه تا این حد برابر طبیعت قدرتمند و اثرگذار نبوده است، انسانی که به آسانی تصور میکند شهابسنگهای مزاحم را پیش از رسیدن به خانهاش، زمین منهدم کند و بدون انقراض و نابودی، کنجی از کهکشان شیری به جاودانگی گونهاش برسد. انسان همیشه در واقعیت و خیالش مطیع جهان بوده و اکنون که سرکش است میبینیم ادیان بزرگ از پیشترها، تعالیمی برای او به تحفه گذاشتهاند تا تواضع و مسئولیتپذیری خود را از دست ندهد و این تاثیر واقعی است. تاثیر ادیان در جشنواره "کومب ملا" با کمپینهای پاکسازی رودخانهها میشود در پروژههای انرژی تجدیدپذیر کلیسا در فتاوای اسلامی علیه شکار غیرقانونی به شکل عملی و تئوری، نمایان شده است.
سازمان ملل متحد در ابتکار "ایمان برای زمین"، رهبران دینی را برای همکاری دعوت کرده و گزارش میدهد که بیش از ۸۰ درصد جمعیت جهان ذیل پیروان ادیان قرار دارند که خبر از پتانسیلی عظیم برای تغییر میدهد؛ لذا پرسش اساسی نه امکان و وجود تاثیر ادیان در حل بحرانها، بلکه یافتن راههایی برای برخورداری بیشتر و عمیقتر از این تعالیم است.
در نهایت میتوان گفت که مفهوم محیط زیست در ادیان بزرگ، فراتر از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی است. همه آنها طبیعت را هدیه الهی یا بخشی از وجود میدانند و انسان را مسئول حفظ آن. در جهانی که با تغییرات آب و هوایی جدی روبهرو است، این آموزهها میتوانند پلی بین علم و ایمان باشند. اگر پیروان ادیان به این باورها عمل کنند، میتوانیم به سمت یک سیاره پایدار حرکت کنیم. این نه یک آرمان، بلکه یک واقعیت ممکن است، مبتنی بر تاریخ تجربه بشری و آموزههای هزاران ساله.
یادداشت از مصطفی کلاهدوز
کارشناسی ارشد دین شناسی تطبیقی