«زندهشور» بخشش را روایت میکند
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران به نقل از ایکنا، کاظم دانشی با ساخت فیلم «علفزار» نشان داد که بهطور جدی دغدغه مسائل اجتماعی را دارد و با شناختی عمیق از آسیبهای پنهان جامعه، به سراغ روایت آنها میرود. او در نخستین فیلم خود توانست تصویری بیاغراق و در عین حال تکاندهنده از یک بحران اجتماعی ارائه دهد. «علفزار» اثری بود که نهتنها دیده شد، بلکه درباره آن بحث شد. همین مسئله، انتظارها از فیلم دوم او را بالا برد. «زندهشور» بهعنوان دومین فیلم بلند سینمایی دانشی، در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر و در شب ۱۵ بهمن در پردیس ملت به نمایش درآمد. فیلم از همان ابتدا نشان میدهد که کارگردان همچنان به مسیر قبلی خود وفادار مانده است. دغدغه اجتماعی، نگاه انسانی و پرهیز از شعار، عناصر ثابت جهان سینمایی دانشی هستند. «زندهشور» ادامه منطقی همان نگاه است. فیلم، داستان پنج محکوم به اعدام را روایت میکند که در انتظار اجرای حکم قصاص به سر میبرند. این موقعیت بحرانی، بستر اصلی روایت را شکل میدهد. دانشی از این فضا برای نمایش تنشهای انسانی استفاده میکند. مرگ در فیلم حضوری سنگین دارد، اما همهچیز به آن ختم نمیشود.
همدلی، ایثار و فداکاری در «زندهشور» بهصورت تدریجی و طبیعی شکل میگیرد. هیچکدام از این مفاهیم بهصورت مستقیم و شعاری بیان نمیشوند. همهچیز از دل موقعیتها بیرون میآید.
در مرکز روایت، شخصیت معاون دادستان قرار دارد که بهرام افشاری آن را ایفا میکند. او در تلاش است رضایت اولیای دم را برای نجات جان محکومان بگیرد. این تلاش صرفاً اداری یا قانونی نیست، بلکه از یک باور عمیق انسانی سرچشمه میگیرد. شخصیت او در مرز میان قانون، وجدان و اخلاق حرکت میکند. فیلم نشان میدهد که انسانها در موقعیتهای بحرانی چگونه میتوانند به یاری یکدیگر بشتابند. همدلی، ایثار و فداکاری در «زندهشور» بهصورت تدریجی و طبیعی شکل میگیرد. هیچکدام از این مفاهیم بهصورت مستقیم و شعاری بیان نمیشوند. همهچیز از دل موقعیتها بیرون میآید.
یکی از نقاط قوت فیلم، روایت انسانی آن است که بدون قضاوت، مخاطب را درگیر میکند. دانشی تلاش نمیکند نسخه اخلاقی صادر کند. او موقعیت را میسازد و تماشاگر را در برابر انتخابها قرار میدهد. همین رویکرد، تأثیرگذاری فیلم را دوچندان میکند. فیلمنامه «زندهشور» پر از گرههای روایی است که بهدرستی در دل داستان تنیده شدهاند. روایت به شکلی پیش میرود که پیشبینی پایان آن برای مخاطب ممکن نیست. هر بار که تماشاگر تصور میکند به نتیجه نزدیک شده، مسیر تازهای گشوده میشود. این تعلیق تا پایان حفظ میشود.
کارگردانی حسابشده و دقیق
کارگردانی کاظم دانشی همچون فیلم «علفزار»، دقیق و حسابشده است. میزانسنها بهدرستی طراحی شدهاند و دکوپاژ در خدمت روایت قرار دارد. دوربین نه شتابزده است و نه منفعل. این کنترل، به انسجام کلی اثر کمک کرده است. بازیهای فیلم از دیگر نقاط درخشان «زندهشور» محسوب میشود. بهرام افشاری که اغلب با نقشهای طنز شناخته میشود، در این فیلم تصویری متفاوت ارائه میدهد. او توانسته پیچیدگیهای درونی شخصیت معاون دادستان را بهخوبی منتقل کند. بازی او باورپذیر و بهدور از اغراق است. دیگر بازیگران فیلم نیز عملکرد قابل قبولی دارند. حتی نقشهای فرعی، بهویژه سربازان، حضوری مؤثر و دقیق دارند. هیچ کاراکتری صرفاً برای پرکردن قاب حضور ندارد. این هماهنگی در بازیها، حاصل هدایت درست کارگردان است.
«زندهشور» نه نقد حکم الهی قصاص است و نه تلاش برای زیرسؤالبردن آن. فیلم، اثری در ستایش بخشش و گذشت است. دانشی بر بعد انسانی ماجرا تمرکز میکند. به همین دلیل، برچسب سیاهنمایی به این اثر نمیچسبد. فیلم مهربانی را بدون اغراق و شعار به تصویر میکشد. مخاطب در طول روایت، با مفهوم بخشش مواجه میشود، نه از طریق دیالوگهای مستقیم، بلکه از طریق کنش شخصیتها. همین ویژگی باعث شده فیلم واکنش مثبتی از سوی منتقدان دریافت کند. بسیاری از منتقدان، نگاه انسانی فیلم را نقطه قوت آن دانستند. در این میان، فیلمنامه «زندهشور» که توسط کاظم دانشی و محمد داوودی نوشته شده، نقش مهمی در موفقیت اثر دارد. فیلمنامهای منسجم که میتواند الگویی برای سینمای اجتماعی باشد. روایتی که هم جسارت دارد و هم مخاطب را با خود همراه میکند.
شخصیت معاون دادستان در نهایت به قهرمانی واقعی تبدیل میشود. قهرمانی که نه با اسلحه، بلکه با اصرار، فریاد و پافشاری برای نجات جان انسانها میجنگد. چنین قهرمانی، در ذهن مخاطب ماندگار میشود. قهرمانی که از دل واقعیت بیرون آمده است. در نهایت میتوان گفت «زندهشور» یکی از آثار قابلاعتنای جشنواره چهلوچهارم فیلم فجر است. فیلمی که هم جسارت دارد و هم صداقت. اثری که میتواند در میان فیلمهای اجتماعی سالهای اخیر جایگاه ویژهای پیدا کند. «زندهشور» بیتردید یکی از سه فیلم برتر این دوره جشنواره است.