کد خبر:۴۶۷۱
پژوهشگر دینی در گفت‌وگو با خیر ایران تبیین کرد؛

پیامبر (ص) برای اخلاق مبعوث شد و بالاترین درجۀ اخلاق، خیرخواهی است

پیامبر (ص) فرمودند من مبعوث شدم که مکارم و خوبی‌های اخلاق را به نهایت خودش برسانم. بالاترین درجه اخلاق، «خیرخواهی» است و وجود رسول‌الله برای جامعه و اطرافیانشان، عین خیرخواهی بود. رسول‌الله همچنین فرمودند: من بعد از خودم بر امتم از هیچ چیز بیشتر از رعایت «مواسات» نگران نیستم. مواسات یکی از جنبه‌های خیرخواهی است و به این معناست که مانند عموم مردم زندگی کنیم.
پیامبر (ص) برای اخلاق مبعوث شد و بالاترین درجۀ اخلاق، خیرخواهی است

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، حجت‌الاسلام والمسلمین حجت‌الله داودی؛ مدیر موسسه بین‌المللی المرتضی (ع) (تحت نظر بنیاد خیریه راهبری آلاء) یکی از مروجین مکتب اهل بیت (ع) است. او و همراهانش در این موسسه با فراهم کردن شرایط فراگیری زبان‌های خارجی توسط طلاب، در تلاشند تا نیکی‌های کلام اهل بیت (ع) را به زبان‌های گوناگون به گوش مردم جهان برسانند. با این پژوهشگر دینی درباره معنا و مفهوم اخلاق در سیره پیامبر و همچنین جایگاه عمل خیر و خیرخواهی در آیات و روایات گفت‌و‌گو کردیم که در ادامه از نظر می‌گذرد:

-آقای داوودی روایتی از رسول اکرم (ص) هست که می‌فرمایند: من برای تکمیل اخلاق مبعوث شدم. منظور از اخلاق در این روایت چیست؟

 بله. این حدیث پیامبر خیلی معروف است: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاق» یعنی من مبعوث شدم که مکارم و خوبی‌های اخلاق را به نهایت خودش برسانم. اما قبل از اینکه پاسخ شما را بدهم لازم می‌دانم اول درباره خود معنا و مفهوم اخلاق در فرهنگ عامه مختصری صحبت کنم و بعد درباره ویژگی‌های اخلاقی پیامبر نکاتی را بگویم تا به مفهوم اخلاق در این حدیث برسم. در فرهنگ ما صحبت از اخلاق خیلی رایج است. مثلا می‌گوییم فلانی خیلی خوش‌اخلاق است یا خطاب به کسی می‌گوییم اخلاقت را خوب کن! اما وقتی از اخلاق خوب حرف می‌زنیم منظور ما دقیقا چی است؟

 واقعیت این است که وقتی همه جوانب امر را روی هم می‌گذاریم به این نتیجه می‌رسیم که بالاترین درجه اخلاق، «خیرخواهی» است. اما بعضی‌ها این موضوع را طور دیگری تعبیر می‌کنند؛ مثلا می‌گویند خوش‌اخلاق‌بودن یعنی اینکه همیشه روی لب‌مان لبخند باشد. این خوب است، اما آیا معنی اخلاق اینست که همیشه لبخند بزنیم؟ اگر به عمق این موضوع برویم متوجه می‌شویم که مفهوم اخلاق خیلی بالاتر از این است. داشتن رفتار مهربانانه فقط یک بخشی از اخلاق است؛ و رفتار مهربانانه داشتن همیشه به معنی لبخند زدن نیست. مثلا یک مادر، خیرخواه فرزند خودش است. برای یک کودک هیچ‌کس خیرخواه‌تر از مادرش نیست، اما همین مادر وقتی می‌بیند که بچه‌اش به سمت آتش یا بخاری می‌رود، مجبور است فریاد بزند و او را نگه دارد. این داد زدن عین اخلاق است. چون مادر با این فریاد، خیرخواهی می‌کند. به نظر من اخلاق یعنی خیرخواه بودن برای کسی؛ چه برای جامعه چه برای اطرافیان؛ و وجود نازنین آقارسول‌الله برای جامعه و اطرافیانشان، عین خیرخواهی بود.

-اخلاق رسول‌الله (ص) چگونه بود؟ ایشان چطور برای امت‌شان خیرخواهی می‌کردند؟

 قرآن کریم می‌فرماید: «لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک». یعنی اگر تو بداخلاق و در اصطلاح امروزی‌ها زمخت بودی، مردم از دور تو پراکنده می‌شدند. آقا رسول‌الله خوش‌رو بودند و تحمل و بردباری‌شان هم خیلی زیاد بود. روایت داریم که وقتی پیامبر از کوچه رد می‌شدند عده‌ای بر پشت‌بام‌ها کمین می‌کردند تا به او جسارت کنند. بر سرش خاکستر و زباله بریزند و... با این‌حال ایشان هرگز از هدفشان که هدایت مردم بود، کوتاه نیامدند؛ چون خیرخواه جامعه بودند. می‌دانستند که خیر جامعه در این مسیر است پس صبر می‌کردند. این اخلاق اقا رسول‌الله را ما به خیرخواهی تعبیر می‌کنیم. 

-پس رسول اکرم (ص) در جایی روی خوش و اخلاق نیکو داشتند و در جایی ممکن بود شدید برخورد بکنند؛ و هدف ایشان در هر دو حالت خیر جامعه بود.

 بله. خداوند در آیه ۲۹ سوره فتح می‌فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ»؛ بنابراین این شدید برخوردکردن هم از روی خیرخواهی برای جامعه بود. ما ایرانی‌ها در این رابطه یک ضرب‌المثل هم داریم؛ «ترحم بر پلنگ تیزدندان جفاکاری بود بر گوسفندان». پس وقتی ما درباره بااخلاق بودن کسی حرف می‌زنیم، معنی‌اش این نیست که او باید در همه‌حال مهربان باشد و مثلا به کسی که به دیگران ظلم می‌کند هم مهربانی کند. ما باید با چنین کسی شدیدتر برخورد کنیم که به جامعه ضرر نزند. خیر جامعه در این است که این فرد اصلاح شود. حالا بعضی خودشان نمی‌خواهند اصلاح شوند

حضرت علی (ع) می‌فرماید «خیر» واقعی به داشتن مال زیاد نیست. این روایت در حکمت ۹۴ نهج البلاغه است. می‌فرماید: «وَ سُئِلَ عَنِ الْخَیْرِ مَا هُوَ؟» مردم از «خیر» سوال می‌کنند؛ می‌گویند «خیر» چیست؟ «فَقَالَ لَیْسَ الْخَیْرُ أَنْ یَکْثُرَ مَالُکَ وَ وَلَدُکَ» پس گفت اینکه مال و فرزندت را زیاد کنی این «خیر» نیست. «لَکِنَّ الْخَیْرَ أَنْ یَکْثُرَ عِلْمُکَ» شما اگر علم و دانشتان را تکثیر کنید این «خیر» است.

 که درباره این افراد هم رسول‌الله شیوه خودشان را داشتند. ایشان با مردمی که دوست داشتند اصلاح شوند، برخورد مهربانانه و لطیف داشتند ولی با آنها که نمی‌خواستند، رفتارشان سرسختانه بود؛ که البته این هم می‌تواند جزو اخلاق حمیده رسول‌الله باشد. از بس دلسوزی داشتند دلشان نمی‌خواست هیچ‌کس در جهالت باشد. می‌خواستند حرف حق به گوش همه برسد. علت جنگ‌های آقا رسول‌الله هم همین بود. البته آخرین راهکار جنگ بود. اما موضوع این بود که یک عده ایستاده بودند جلوی عده‌ای دیگر و نمی‌گذاشتند حرف حق به ایشان برسد. آقا رسول‌الله هرگز چاقو یا شمشیر کنار گردن کسی نگذاشتند که شما بگو «لا اله‌ الا‌ الله» تا من دست از سرت بردارم؛ نه ایشان می‌رفتند کنار ائمه کفر؛ آن کسانی که سردمدار بودند و اجازه نمی‌دادند حرف حق به گوش مردم برسد. آن موانع را رفع می‌کردند. یعنی جنگ‌ها و غزوات رسول الله هم برای رفع مانع بود.

-پیامبر به چه وجوهی از خیرخواهی و نیکوکاری بیشتر توجه نشان می‌دادند. در احادیث و روایات روی چه موضوعاتی تاکید می‌شود؟

 یک روایتی داریم که شخصی خدمت آقا رسول‌الله رفت و گفت این بهشت شما فقط برای افراد ثروتمند است و ما که مستمند هستیم اصلا اهل بهشت نیستیم. رسول خدا گفتند شما چطور این صحبت را می‌کنید؟ در جواب عرض شد که شما می‌فرمایید حج رفتن اینقدر ثواب دارد. صدقه دادن و کمک به مستمند این قدر ثواب دارد و...، اما ما نه پولی داریم که به حج برویم نه پولی که به مستمندان کمک بکنیم؛ بنابراین اهل بهشت نمی‌شویم. آقا رسول‌الله فرمودند نه. شما برای مردم خیرخواهی کنید. صدقه فقط به معنای پول دادن نیست. بعد مثال‌هایی زدند. برای نمونه گفتند وقتی در راهی می‌روید اگر سنگی در مسیر می‌بینید آن را بردارید و بگذارید کنار به نیت اینکه اگر شخص نابینا یا کم‌بینایی در شبی از اینجا عبور کرد پایش به این سنگ برخورد نکند و آسیبی نبیند. این کار شما همان ثواب صدقه را دارد. یعنی شما بدون پول هم می‌توانید صدقه بپردازید. چون آن کارتان خیرخواهانه است.

 یک روایتی هم از حضرت علی (ع) هست که حضرت همین‌طور جواب دادند. گفتند خیلی‌ها دنبال «خیر» می‌گردند و دوست دارند کار «خیر» بکنند و خیر باشند. حضرت می‌فرماید «خیر» واقعی به داشتن مال زیاد نیست. این روایت در حکمت ۹۴ نهج البلاغه هست. امیرالمومنین (ع) می‌فرماید: «وَ سُئِلَ عَنِ الْخَیْرِ مَا هُوَ؟» مردم از «خیر» سوال می‌کنند؛ می‌گویند «خیر» چیست؟ «فَقَالَ لَیْسَ الْخَیْرُ أَنْ یَکْثُرَ مَالُکَ وَ وَلَدُکَ» پس گفت اینکه مال و فرزندت را زیاد کنی این «خیر» نیست. «لَکِنَّ الْخَیْرَ أَنْ یَکْثُرَ عِلْمُکَ» شما اگر علم و دانشتان را تکثیر کنید این «خیر» است. دانش شما به جامعه سود می‌رساند. ما الان در یک سری مسائل محتاج عده‌ای شده‌ایم که آنها دانششان را به ما نمی‌دهند. مثلا برای بیماران پروانه‌ای ما به یک پانسمان ویژه نیاز داشتیم ولی آن را به ما نمی‌دادند، اما الان ظاهرا خدا را شکر جوانان خیر ما به این دانش هم رسیده‌اند و ما را بی‌نیاز کرده‌اند. به گفته امیرالمومنین (ع) این خود خیر است. عرض من این است که خیلی‌ها دوست دارند نیکوکاری داشته باشند ولی ممکن است در تعریف کار خیر دچار ابهام باشند. به نظر من اول باید ببینیم کار خیر چی هست که بعد برویم دنبال آن.

-ما ایرانی‌ها در زندگی روزمره با کلمه «خیر» خیلی سروکار داریم و خیلی از آن استفاده می‌کنیم، اما این واژه در مفاهیم اسلامی چه معنایی دارد؟

در سوره قصص از قول حضرت موسی (ع) می‌فرماید: «رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ». یعنی خدایا آنچه از «خیر» به من نازل کنی، من محتاج آنم. این را مرتب حضرت موسی (ع) می‌گفت. هر چه خیر به من نازل کنی، من فقیر آنم.

 بله. کلمه «خیر» در فرهنگ ما نقش پررنگی دارد. ما بدون اینکه حواسمان باشد از این کلمه خیلی استفاده می‌کنیم. مثلا پدر و مادر‌ها به بچه‌ها می‌گویند: الهی «خیر» ببینی پسرم یا «خیر» ببینی دخترم. یا بعضی از افراد سالمند می‌گویند «خیر ببینی جوان». یا مثلا ما صبح به صبح که از خواب بلند می‌شویم با لفظ «صبح بخیر» همدیگر را تحیت می‌گوییم و به هم احترام می‌گذاریم. یا در طول روز به دیگران می‌گوییم «روز شما بخیر». ما از این کلمه «خیر» خیلی در کلام‌مان استفاده می‌کنیم. قرآن می‌فرماید که انسان‌ها شدیدا طالب خیر هستند. در سوره عادیات می‌فرماید «وَإِنَّهُۥ لِحُبِّ ٱلۡخَیۡرِ لَشَدِید». حالا منظور از این خیر چی هست؟ بعضی‌ها فکر می‌کنند خیر مثلا یعنی خانه خوب داشتن. شنیده‌اید بعضی می‌گویند خیر دنیا به ما نرسید. منظورشان همین است که من اتوموبیل خوب یا خانه خوبی ندارم. یا شغل و همسر و فرزندان خوبی ندارم.

در قرآن می‌فرماید وقتی حضرت موسی شدیدا گرفتار و مجبور شد با قومش از دست فرعونیان فرار بکند، مرتب ورد زبانش طلب خیر از خداوند بود. در سوره قصص از قول حضرت موسی (ع) می‌فرماید: «رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ». یعنی خدایا آنچه از خیر به من نازل کنی، من محتاج آنم. این را مرتب حضرت موسی می‌گفت. هر چه خیر به من نازل کنی، من فقیر آنم. اما واقعا این خیر چی هست که یک کسی آن را در شغل خوب می‌بیند و یک کسی در مادیات می‌بیند و ...

 به نظر من برای دانستن معنی خیر برگردیم سراغ خود قرآن؛ فرمایش خداوند. این آیه شریفه را ما بار‌ها گفتیم و شنیدیم و در سردر مساجد و کتیبه‌های مکان‌های مذهبی دیدیم. آیه این است: «بَقِیت اللَّهِ خَیرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ». این جواب خداوند است.‌ ای بندگان من اگر به دنبال «خیر» هستید بهترین خیر حضرت بقیه الله (عج) هستند. گرچه متاسفانه این خیری است که خیلی‌ها رهایش کردند. من خودم را عرض می‌کنم. دچار روزمرگی‌های زندگی شدیم و حواسمان به آن نیست و خیر واقعی که اهل بیت (ع) هستند را فراموش کردیم. در زیارت «جامعه کبیره» ما درباره اهل بیت این‌طور می‌خوانیم: «إِنْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاه». می‌فرماید اگر هر جا حرف از خیر باشد. شما بزرگواران شما اهل بیت، اول خیر هستید و اصل خیر هستید و فرع خیر و معدن و جایگاه اصلیش و ماوا و منتهایش. انشالله اگر ما به این واقعیت دقت کنیم جزو خیرین واقعی می‌شویم و خیر می‌رسانیم. 

-ما در این دوره چطور می‌توانیم از خیر امام زمان (عج) استفاده کنیم؟

 یک روایت هست که مردم پرسیدند بزرگترین خیر دنیا الان از ما پنهان شده است ما چطور از این خیر بهره ببریم؟ در آن روایت می‌فرماید که مگر می‌شود خورشید

رسول‌الله فرمودند: من بعد از خودم بر امتم از هیچ‌چیز بیشتر از رعایت «مواسات» نگران نیستم. مواسات یعنی اگر من خیلی ثروتمندم و دستم به دهنم می‌رسد و اهل انفاق هم هستم... مثل بقیه مردم زندگی کنم. مثلا می‌توانم ماشین خیلی خوب داشته باشم، می‌توانم خانه عالی داشته باشم، اما از سطح عموم مردم فراتر نروم. دل کسی را نسوزانم.

آن عطایا و خوبی‌هایش را به اهل زمین نرساند؟ ما خورشید را نمی‌بینیم، اما آن ذرات مفید خورشید ولو اگر پشت ابر باشد دارد به «اهل» ش می‌رسد؛ بنابراین ما باید قابلیت خودمان را بیشتر کنیم. باید «اهل»ش باشیم. بطلبیم. بخواهیم و ببینیم اهل بیت از ما چه خواسته‌اند. انشالله زمینه جذب اینها در ما بیشتر شود.

-اگر امروز کسی بخواهد به روش پیامبر نیکوکاری کند، مثلا بگوید از امروز می‌خواهم مثل پیامبر زندگی کنم به عقیده شما باید از چه کاری شروع کند؟

 استاد ما حضرت آیت‌الله‌العظمی آقاشیخ حسین مظاهری (حفظه الله) که انشالله خدا به ایشان طول عمر بابرکت بدهد، در درس اخلاقشان عموما روایتی را نقل می‌کردند که می‌خواهم اینجا از آن استفاده کنم. ایشان می‌فرمودند آقارسول‌الله فرمودند: من بعد از خودم بر امتم از هیچ چیز بیشتر از رعایت «مواسات» نگران نیستم. حالا مواسات یعنی چه؟ مواسات یعنی اگر من خیلی ثروتمندم و دستم به دهنم می‌رسد و اهل انفاق هم هستم... مثل بقیه مردم زندگی کنم. مثلا می‌توانم ماشین خیلی خوب داشته باشم، می‌توانم خانه عالی داشته باشم اما از سطح عموم مردم فراتر نروم.

  شما ببینید اهل بیت (ع) از سطح عموم جامعه بالاتر زندگی نمی‌کردند. امیرالمومنین (ع) رهبر جامعه بود و می‌توانست بالاتر از همه زندگی کند. می‌توانست کاخ داشته باشد. اما اینطور زندگی نمی‌کرد. پیامبر می‌گفتند در رفتار‌های دینی‌تان علاوه بر اینکه صدقه می‌دهید، اهل مواسات هم باشید. ما در زیارت شعبانیه که بهش نزدیک هم هستیم، این را مرتب می‌خوانیم که خدایا به اندازه‌ای که به ما پول دادی ما را اهل مواسات کن. یعنی طوری نباشد که کسی میخکوب خانه و زندگی ما باشد. دل فقرا را نسوزانیم. آقا رسول الله هم همینطور زندگی می‌کردند. می‌فرمایند وقتی غریبه‌ای در جلسه ایشان وارد می‌شد تشخیص نمی‌داد کدام یک از افراد رسول‌الله است. این چیزی است که پیامبر در کنار بخشش و انفاق روی آن تاکید داشتند. اینکه آه از نهاد کسی بلند نکنیم.

 

گفت‌وگو از زهرا صالحی‌زاده

 

ارسال دیدگاه
captcha