کد خبر:۴۶۲۷

روایت شعر فارسی از علوی‌زیستن

در اشعار علوی بسیاری از شاعران، یک خط مشترک دیده می‌شود؛ این‌که نیکوکاری، اگر با عدالت و مسئولیت اجتماعی همراه نباشد، معنایی جز ریا ندارد. در این آثار، شاعران در عین ستایش ممدوح، مخاطب را به درنگ و سنجش رفتار حضرت علی (ع) فرا می‌خوانند.
روایت شعر فارسی از علوی‌زیستن

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در سنت شعر فارسی، مدح‌های ماندگار به‌ندرت در دام ستایش‌های تهی و اغراق‌آمیز می‌افتند؛ چراکه شاعران بزرگ، از نخستین قرون تا دوران معاصر به‌جای انباشتن صفات در شعر خود کوشیده‌اند نیکوکاری را به‌مثابهٔ شیوه‌ای از زیستن در بزنگاه‌ها نشان دهند. در چنین ساحتی، قدرت با اخلاق‌مداری مهار می‌شود و عدالت، چهره‌ای انسانی پیدا می‌کند. در این آثار، علی (ع) نه‌ فقط موضوع مدح است، بلکه معیار رفتار انسان کامل به‌شمار می‌آید. در این چشم‌انداز، مدیحه‌سرایی دیگر اثری تزئینی یا صرفاً عاطفی نیست، بلکه تأثیرگذار و الهام‌بخش مخاطبان ادبیات است. 

 

روایت شعر فارسی از سیرت علوی

 

روایت شعر فارسی از سیرت علوی 

 در این‌گونه اشعار، با شخصیتی آشنا می‌شویم که در عین آن‌که می‌تواند انتقام بگیرد، بخشش را برمی‌گزیند. چنان‌که به‌جای به‌رخ‌کشیدن کار نیک خود، پنهانی به دیگران یاری می‌رساند و با آن‌که توانایی حکم‌کردن دارد، همدلی و بخشش را واجب‌تر می‌داند.

 درمجموع، در اشعار علوی بسیاری از شاعران، یک خط مشترک دیده می‌شود؛ این‌که نیکوکاری، اگر با عدالت و مسئولیت اجتماعی همراه نباشد، معنایی ندارد. در این آثار شاعر در عین ستایش ممدوح، مخاطب را به درنگ و سنجش رفتار علی (ع) فرا می‌خواند.

کسایی مروزی و حق‌طلبی آگاهانه

 کسایی مروزی، از نخستین شاعران بزرگ شیعی، مدح علی امام (ع) را فراتر از سطح عادت و تعارف می‌برد و آن را به نوعی موضع‌گیری اخلاقی و فکری تبدیل می‌کند. در شعر او، ستایش چیزی بیش از بیان صفات و نتیجهٔ انتخابی آگاهانه است:

«مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر

بستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار

آن کیست بدین حال و که بوده‌ست و که باشد؟

جز شیر خداوند جهان، حیدر کرّار»

 در نگاه کسایی، رفتار نیک حضرت علی (ع) در امتداد ارادهٔ نبوی و به‌عنوان نشانه‌ای از ایستادن در سوی حق فهم می‌شود.

 

روایت شعر فارسی از سیرت علوی

 

روشن‌دلی فردوسی در دوستداری مولا علی

 فردوسی در ابیاتی که منسوب به اوست، از افق حماسه و تاریخ به علی(ع) می‌نگرد. برای او، مهر علی سبب روشن‌دلی و گواه حقانیت تاریخی مولاست و این مهر را با اطمینان و بدون ترس اعلام می‌کند:

«مرا غمز کردند کان پر سخن

به مهر نبی و علی شد کهن»

«نترسم که دارم ز روشن‌دلی

به دل مهر جان نبی و علی»

 در نگاه فردوسی، پیوند با علی(ع) به معنای ایستادن در سویهٔ درست تاریخ است؛ جایی که قدرت و موقعیت اجتماعی با اخلاق و عدالت همراه می‌شود.

مولوی و اخلاص ناب علی

 مولوی نیکوکاری را به ژرف‌ترین لایهٔ کنش انسانی، یعنی نیت و تصمیم درونی می‌برد.به باور او، در نزد علی(ع)، حتی خشم مشروع، اگر پالایش نیافته باشد، نارواست. او این‌گونه مرز میان حق و هوی را به روشنی نشان می‌دهد:

«گفت من تیغ از پی حق می‌زنم

بندهٔ حقم نه مأمور تنم

شیر حقم نیستم شیر هوا

فعل من بر دین من باشد گوا»

 در این نگاه، نیکوکاری صاحبِ حق با فراموشی «خود» معنا می‌یابد؛ عملی که از هرگونه خودخواهی تهی شده و تنها بر اخلاق خالصانه متکی است:

«از علی آموز اخلاص عمل

شیر حق را دان مطهر از دغل» 

 

روایت شعر فارسی از سیرت علوی

 

سعدی و نقش نیکوکاری در مهار قدرت

 سعدی نیکوکاری امام علی (ع) را در توان مهار قهر و گسترش لطف می‌بیند؛ جایی که قدرت بدنی در خدمت مصلحت جمعی قرار می‌گیرد:

«کس را چه زور و زهره که وصف علی کند؟

جبّار در مناقب او گفته: هل اتی»

«زورآزمای قلعهٔ خیبر که بند او

در یکدگر شکست به بازوی لافتی»

 در این ابیات، نیکی با توانِ انتخاب نکردن خشونت گره خورده و اوج قدرت، جایی است که وجدان اخلاقی فرمان می‌دهد.

حافظ و همت شحنهٔ نجف

 حافظ، علی(ع) را نه صرفاً اسوه‌ای تاریخی، بلکه پناه انسان سرگشته در راه پرفرازونشیب زندگی می‌بیند و با صدق و صفا محبت این خاندان را به دل دارد: 

«حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق

بدرقهٔ رهت شود همت شحنهٔ نجف»

 

روایت شعر فارسی از سیرت علوی

 

شهریار و ستایش نیکوکاری پنهان امیر

 شهریار، نیکوکاری علی(ع) را از عرصهٔ خطابه به زندگی روزمره می‌آورد؛ جایی که عمل خیر دیده نمی‌شود، اما اثر پایدار خود را می‌گذارد؛ چراکه امیرالمؤمنین آگاهانه از هرگونه نمایش فاصله می‌گیرد:

«ناشناسی که به تاریکی شب

می‌برد شام یتیمان عرب

پادشاهی که به شب برقع‌پوش

می‌کشد بار گدایان بر دوش»

 در این دیدگاه، عدالت در سکوت جریان دارد و صاحب قدرت حتی نسبت به دشمن خود آگاهانه و با مدارا رفتار می‌کند:

«به‌جز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا»

 بنابراین، نیکی در حق نوع انسان به ساده‌ترین شکل متجلی می‌شود:

«برو ای گدای مسکین در خانهٔ علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را»

 

مدیحه‌سرایی؛  فرصتی برای بازاندیشی اخلاقی

 آن‌چه مدیحه‌سرایی علوی را از کلیشه دور نگه می‌دارد، تمرکز آن بر کنش اخلاقی در موقعیت‌های واقعی و نه فضیلت‌گویی مطلق است. 

 از «کسایی» که مدح را به فرصتی برای تعقل بدل می‌کند، تا «مولوی» که نیکویی را در اخلاص می‌جوید و «حافظ» که آن را راه زیستن می‌داند، حرف مشترکی آشکار است؛ این‌که نیکوکاری بدون عدالت و مسئولیت انسانی، معنایی ندارد. به بیان دیگر، شخصیت امام نخستین شیعیان در این شعرها معرف انسانی است که در اوج قدرت، به هنگام خشم و در بزنگاه‌های گوناگون، آگاهانه رفتاری سنجیده و متفاوت با تصور غالب دارد و به ما فرصتی برای درنگ و بازاندیشی در شیوهٔ زیستن‌مان می‌بخشد.

 


ارسال دیدگاه
captcha