ارزیابی و سنجش، محور فعالیت «کرسی تأثیر اجتماعی» دانشگاه ایسد در اسپانیا
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در بخش غیرانتفاعی، هر پروژهای با حسننیت آغاز میشود، اما از میان آنها تنها پروژههایی برجسته میشوند و اعتماد پایدار مردم را جلب میکنند که بتوانند تأثیر خود را با دادههای قابل بررسی نشان دهند. سنجش و نمایش تأثیر اجتماعی با دادههای مستحکم آماری، به این نهادها در کسب اعتبار عمومی و جذب منابع مالی پایدار کمک میکند. این بدان معناست که امروزه باید به سنجش تأثیر یک پروژه نه بهعنوان یک گزینه، بلکه بهعنوان یک نیاز راهبردی نگریست. در نتیجه، انجام درست آن نیازمند روشهای دقیق، ابزارهای حرفهای و آموزشهای تخصصی است.
یکی از مؤسساتی که در این زمینه فعالیت میکند، دانشگاه «ایسد» (Esade) در بارسلونای اسپانیاست. این دانشگاه با تأسیس «کرسی تأثیر اجتماعی» تعهد خود را به تحول اجتماعی در فضای آکادمیک نهادینه کرده است. هدف این کرسی، قرار دادن تأثیر اجتماعی و زیستمحیطی در قلب تحقیقات دانشگاهی و استراتژیهای کسبوکار است و مسئله تحول اجتماعی و ارزیابی آن را به شکلی جدی پیگیری میکند. این ابتکار توسط «مرکز تأثیر اجتماعی دانشگاه ایسد » (Esade Center for Social Impact) و با حمایت بنیادهای معتبر بینالمللی از جمله «بنیاد رابرت بوش» (Robert Bosch Stiftung)، «بنیاد بانکداری بیبیکی» (Fundación Bancaria BBK) و «بنیاد برتلسمان» (Bertelsmann Stiftung) کلید خورده است. هدف آن ایجاد پلی میان تعالی آکادمیک و راهحلهای عملی برای چالشهای اجتماعی است.
«لیزا ههنبرگر»، استاد و مدیر مرکز تأثیر اجتماعی ایسد که ریاست این کرسی را بر عهده دارد، در این باره میگوید: «ما در حال ساخت یک مرکز آکادمیک هستیم که دانش پیشگامانهای را توسعه میدهد تا سازمانهای اجتماعی بتوانند راهحلهای مقیاسپذیر، قابل اندازهگیری و تأمینپذیر مالی برای فوریترین چالشهای اجتماعی زمان ما ایجاد کنند.» این کرسی جدید بر حوزههای کلیدی زیر متمرکز خواهد بود:
-
اندازهگیری و مدیریت تأثیر اجتماعی
-
سرمایهگذاری تأثیرگذار (Impact Investment)
-
کارآفرینی اجتماعی
-
بشردوستی با هدف تغییرات سیستمی
«نورا ساراسولا»، مدیر امور اجتماعی «بنیاد بانکداری بیبیکی»، در اهمیت این اقدام میگوید: اندازهگیری تأثیر یک مد نیست، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای تحول یک سرزمین است. این همکاری با دانشگاه ایسد به ما امکان میدهد در حرفهایسازی، دانش مشترک و آموزش رهبران آگاه و متعهد پیشرفت کنیم. کرسی تأثیر اجتماعی که در چارچوب ارزشهای دانشگاه ایسد و با الهام از دیدگاه انسانمحور و متعهد به عدالت و خیر عمومی شکل گرفته است، قرار است به یک مرجع بینالمللی در زمینه تأثیر اجتماعی تبدیل شود. برنامههای آموزشی این کرسی، دانش نظری را با یافتههای پژوهشی ترکیب کرده و رهبران آینده را برای طراحی استراتژیهای مؤثر و مسئولانه توانمند خواهد ساخت.
تحقیقات در زمینه چگونگی سنجش تأثیر اجتماعی یک سازمان مردمنهاد
نخستین پروژه تحقیقاتی این کرسی به چالشهای ارزیابی مالی برای تغییرات سیستمی میپردازد؛ رویکردی که هرچند مورد استقبال بنیادها و سرمایهگذاران بینالمللی قرار گرفته، اما اندازهگیری آن با روشهای سنتی دشوار است. یکی دیگر از تحقیقات جدید این مرکز با عنوان «چگونگی سنجش تأثیر اجتماعی یک سازمان مردمنهاد» به بخشهای کلیدی این فرآیند پرداخته است که در ادامه میآید.
تأثیر اجتماعی چیست؟
تأثیر اجتماعی به تغییراتی (مثبت، منفی، مستقیم یا غیرمستقیم) اشاره دارد که یک فعالیت یا سازمان در افراد، جوامع یا محیط ایجاد میکند. این تغییرات میتواند آنی باشد (نظیر دسترسی به یک خدمات خاص) یا بلندمدت (مانند بهبود پایدار کیفیت زندگی، همبستگی اجتماعی یا سلامت محیطزیست).
چگونه میتوان تأثیر اجتماعی مؤثر در پروژهها و سازمانهای غیرانتفاعی ایجاد کرد؟
با سنجش تأثیر اجتماعی میتوان از استفاده مؤثر از منابع اطمینان حاصل کرد و شفافیت پاسخگویی به شرکا و جامعه را تضمین نمود. در همین راستا، گزارشی از «سازمان همکاری و توسعه اقتصادی» (OECD) تأکید میکند که این کار برای اطمینان از شفافیت و مشروعیت نهادها در اقتصاد اجتماعی و تضامنی (SSE) ضروری است. به طور خلاصه، سنجش تأثیر اجتماعی به سازمانها امکان میدهد منابع خود را با اهدافشان هماهنگ کنند، اعتبار نهادی خود را تقویت کنند، به منابع مالی پایدار دست یابند و شراکتهای راهبردی و مهم ایجاد کنند.
حسننیت به تنهایی برای ایجاد تأثیر اجتماعی کافی نیست. آنچه اهمیت دارد، توانایی طراحی پروژهها به گونهای است که منطقی شفاف برای ایجاد تحول داشته باشند. اکثر چارچوبهای بینالمللی بر این نکته توافق دارند که نخستین گام، تعریف یک «نظریه تحول» روشن است: شناسایی مسئله اجتماعیای که باید حل شود، تعیین فعالیتهای لازم، مشخص کردن نتایج میانمدت مورد انتظار و در نهایت تعریف تغییر ساختاری بلندمدت.
پس از ترسیم این نقشه راه، نکته کلیدی انتخاب شاخصهای کمی و کیفی است. این شاخصها باید هم تأثیرات قابل اندازهگیری (مانند تعداد شغلهای ایجاد شده، دسترسی به خدمات، کاهش انتشار گازهای گلخانهای) و هم تأثیرات غیرقابل اندازهگیری (نظیر احساس اعتماد به نفس، استقلال و حس همبستگی اجتماعی در بهرهبرداران) را شامل شوند. نظر ذینفعان نیز باید در تعریف موفقیت لحاظ شود. همانطور که سازمانهای اجتماعی مختلف اشاره میکنند، آنچه مهم است سنجش عملکردهایی است که تغییرات واقعی مورد نظر جامعه را منعکس میکنند، نه صرفاً آنچه بهسادگی قابل اندازهگیری است.
منابع و ظرفیتهای داخلی باید با اهداف هماهنگ باشند. ایجاد تأثیر پایدار نیازمند تیمهای آموزشدیده و سیستمهای مدیریتی است که از استراتژی پشتیبانی کنند. در نهایت، دستیابی به تأثیر اجتماعی مؤثر به معنای حرکت از صرف «فعالیت» به سوی «ایجاد تحول» است؛ یعنی گذر از «چه کاری انجام میدهیم» به «چه تحولاتی در اثر فعالیتهای ما رخ میدهد». تنها در این صورت است که سازمانهای غیرانتفاعی میتوانند اطمینان یابند نتیجه فعالیتهایشان در کوتاهمدت کمرنگ نمیشود و به تغییرات اجتماعی پایدار و معنادار کمک میکند.
تصور کنید گروهی از افراد در فضای باز و در میان درختان سرسبز برای مشارکت در فعالیتی دستهجمعی گرد هم آمدهاند. در پیشزمینه، سه نفر در حال تعامل هستند؛ یکی از آنها دفترچهای در دست دارد که سازماندهی و برنامهریزی را تداعی میکند. این صحنه آشنا، فعالیتهای میدانی بسیاری از سازمانهای غیرانتفاعی را به یاد میآورد؛ جایی که سنجش تأثیر اجتماعی با مشاهده مستقیم، مشارکت فعال در جامعه هدف و جمعآوری دادههای کیفی برای ارزیابی تأثیر واقعی پویش آنها آغاز میشود.
راهنمای گامبهگام سنجش تأثیر اجتماعی سازمانهای غیرانتفاعی
سنجش تأثیر یعنی تمایز روشن میان «خروجیها» (فعالیتهای انجامشده)، «نتایج» (تأثیرات آنی بر دریافتکنندگان) و «تأثیر» (تغییرات ساختاری یا پایدار در طول زمان). بنابراین سنجش تأثیر صرفاً شمارش تعداد فعالیتها یا دریافتکنندگان نیست، بلکه شناسایی تحولات واقعی و قابل اندازهگیری است. اگرچه هر نهاد باید مدل ارزیابی خود را متناسب با مأموریت، اندازه و زمینه کاری تنظیم کند، اما اغلب فرآیندهایی که در بلندمدت دوام میآورند، مراحل مشترکی دارند:
۱. تعریف اهداف واضح و قابل اندازهگیری: تعیین یک هدف کلی (مثلاً «بهبود آموزش») کافی نیست. اهداف باید مشخص، قابل اندازهگیری، دستیافتنی، مرتبط با کارکرد سازمان، دارای بازه زمانی مشخص و همسو با مأموریت سازمان باشند.
۲. شناسایی ذینفعان اصلی: دریافتکنندگان خدمات، حامیان مالی، داوطلبان، نهادهای عمومی و جوامع محلی همگی باید در تعریف مفهوم تأثیر مشارکت داشته باشند.
۳. انتخاب شاخصهای مناسب: یک ارزیابی تأثیر خوب باید شاخصهای کمی (مانند تعداد شغلهای ایجاد شده، میزان کاهش انتشار گازها، دسترسی به خدمات) را با شاخصهای کیفی (نظیر احساس رفاه، توانمندسازی، ایجاد اعتماد در جامعه هدف) ترکیب کند.
۴. جمعآوری و تحلیل دادهها: یک تحلیل قابل اعتماد به روشهای نمونهگیری دقیق و پردازش سیستماتیک دادهها وابسته است. در سالهای اخیر، ابزارهای هوش مصنوعی جهش کیفی در مدیریت و تحلیل دادهها ایجاد کردهاند.
۵. تفسیر درست نتایج: تفسیر نتایج فراتر از ارائه آمار صرف است. یک تفسیر درست مشخص میکند که آیا تغییرات ایجاد شده با اهداف تعیینشده همخوانی دارد و این تغییرات چگونه بر زندگی افراد تأثیر میگذارند.
۶. انتقال و استفاده از اطلاعات: شفافیت در این مرحله حرف اول را میزند. به اشتراکگذاری نتایج با حامیان مالی و جامعه، اعتبار سازمان را تقویت میکند. همچنین استفاده از درسهای آموختهشده برای بازطراحی پروژهها در طول مسیر، اثربخشی آنها را افزایش میدهد.
روشهای پیشرفته برای ارزیابی و تحلیل تأثیر اجتماعی یک سازمان غیرانتفاعی
دانشگاه ایسد علاوه بر معرفی چند اپلیکیشن برای سنجش تأثیر، به چندین متدولوژی بینالمللی شناختهشده اشاره میکند:
-
بازده اجتماعی سرمایهگذاری (SROI): این متدولوژی ارزش اجتماعی ایجاد شده به ازای هر واحد سرمایهگذاری را محاسبه کرده و شاخصهای اقتصادی و اجتماعی را ادغام میکند.
-
نظریه تغییر: این روش زنجیره علّی میان فعالیتها، نتایج میانمدت و تأثیر نهایی را مشخص میسازد.
-
مدلسازی منطقی دادهها: بازنمایی جزئیات دادههای سازمانی که نشان میدهد منابع، فعالیتها و نتایج چگونه به هم متصل میشوند.
-
ارزیابیهای شبهآزمایشی: این ارزیابیها نتایج گروههای دریافتکننده خدمات را با گروههای مشابه اما غیردریافتکننده مقایسه میکند تا تأثیر واقعی پروژه مشخص شود.
اپلیکیشنهای کاربردی برای سنجش تأثیر در سازمانهای مردمنهاد
-
آیآرآیاس (IRIS+): این اپلیکیشن که مخفف «استانداردهای سرمایهگذاری و گزارش تأثیر» است، یکی از پرکاربردترین استانداردهای بینالمللی برای سنجش، مدیریت و مقایسه نتایج تأثیر اجتماعی محسوب میشود. شاخصهای آن با اهداف توسعه پایدار سازمان ملل (SDGs) همراستا هستند و به سازمانهای غیرانتفاعی امکان تولید گزارشهای قابل مقایسه برای حامیان مالی، اهداکنندگان و نهادها را میدهد.
-
آکو (Akvo): یک پلتفرم دیجیتال که به سازمانهای غیرانتفاعی و دولتها کمک میکند دادهها را بهصورت لحظهای جمعآوری و تحلیل کنند.
-
سوشیال ولیو تولکیت یوکی (Social Value UK Toolkit): بسته نرمافزاری ارزش اجتماعی که توسط مؤسسه بریتانیایی توسعه یافته است. این بسته مجموعهای از منابع و راهنماها برای بهکارگیری متدولوژی بازده اجتماعی سرمایهگذاری و ارزیابی تغییرات اجتماعی از دیدگاه ذینفعان ارائه میدهد.
-
کامگو (Comgo): یک پلتفرم اسپانیایی که امکان سنجش مشارکتی و لحظهای تأثیرات اجتماعی و محیطی را فراهم میکند.
-
کلاریتی (CLARITY): ابزاری که در اسپانیا و از طریق برنامههای نوآوری اروپایی توسعه یافته است. این ابزار به ارزیابی و بهینهسازی پروندههای سرمایهگذاری اجتماعی از طریق شاخصهای تأثیر کمک میکند.
معرفی ابزارها و آموزش برای مدیریت مؤثر تأثیر اجتماعی
دانشگاه ایسد تأکید میکند که فناوری سنجش را آسانتر میکند، اما این رهبران مؤثر هستند که میتوانند واقعاً تفاوت ایجاد کنند. داشتن تیمهایی که بتوانند دادهها را تفسیر، در استراتژی ادغام و نتایج را بهدقت منتقل کنند، نیازمند آموزش اجرایی تخصصی است. به همین دلیل، دانشگاه ایسد دورههای آموزشی به زبان اسپانیایی مانند «دوره مدیریت سازمانهای غیرانتفاعی» و همچنین دوره کارشناسی در «رهبری تحولآفرین و تأثیر اجتماعی» ارائه میدهد. این دورهها متخصصان را برای طراحی سیستمهای ارزیابی مستحکم آماده کرده و سنجش تأثیر را به یک مزیت راهبردی واقعی تبدیل میکنند.
تصور کنید فردی با پیراهن آبی که کلمه «داوطلب» روی آن نوشته شده، یک جعبه مقوایی در دست دارد و توسط دیگر شرکتکنندگان در یک فعالیت اجتماعی در فضای باز احاطه شده است. این صحنه، فعالیت داوطلبانه را بهعنوان یکی از ملموسترین و ارزشمندترین فعالیتها در یک سازمان غیرانتفاعی به نمایش میگذارد و اهمیت سنجش تأثیر اجتماعی را نه فقط از طریق نتایج ملموس، بلکه از طریق مشارکت مدنی، مشارکت فعال و تقویت پیوندهای اجتماعی برجسته میکند.
مثالهایی از سنجش تأثیر اجتماعی
دانشگاه ایسد برای درک بهتر پروژههای تأثیر اجتماعی، سه مثال عینی ارائه میدهد که تفاوت میان شمارش فعالیتها و نشان دادن تغییرات پایدار را نشان میدهند:
۱. برنامه اشتغالزایی برای جوانان در معرض خطر: یک سازمان غیرانتفاعی نباید تنها به شمارش جلسات آموزشی (خروجی) بسنده کند. تأثیر واقعی زمانی آشکار میشود که درصد قابل توجهی از شرکتکنندگان ظرف شش ماه شغل پایدار پیدا کنند (نتیجه) و در بلندمدت، این جوانان به استقلال مالی بیشتری دست یابند و وابستگی آنها به خدمات اجتماعی کاهش یابد (تأثیر).
۲. کمپین احیای جنگلها: یک سازمان زیستمحیطی نباید فقط تعداد درختان کاشتهشده را اندازهگیری کند. تأثیر واقعی این کمپین در جذب مؤثر دیاکسیدکربن، بازسازی تنوع زیستی و مشارکت پایدار جامعه محلی نمایان میشود که نتایج بلندمدت را تضمین خواهد کرد.
۳. برنامه بورسیه تحصیلی: یک بنیاد ممکن است با ارائه آمار تعداد دریافتکنندگان بورسیه شروع کند. اما تأثیر واقعی زمانی مشخص میشود که دانشآموزان نرخ ماندگاری خود در مدرسه را بهبود بخشند (نتیجه) و در نهایت به فرصتهای شغلی بهتر دسترسی پیدا کنند که به شکستن چرخه فقر کمک میکند (تأثیر).
نتیجهگیری
سنجش تأثیر اجتماعی برای سازمانهای غیرانتفاعی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی در دنیای امروز است. این فرآیند با تبدیل فعالیتهای خیرخواهانه به تغییرات قابل اندازهگیری و پایدار، شفافیت، اعتبار و توانایی جذب منابع مالی را افزایش میدهد. استفاده از روشهای پیشرفته، ابزارهای دیجیتال و آموزشهای تخصصی، سازمانها را قادر میسازد تا از مرز فعالیتهای روزمره فراتر رفته و به خلق تحولات معنادار در جامعه بپردازند. در نهایت، تأثیر واقعی زمانی حاصل میشود که بتوانیم میان «آنچه انجام میدهیم» و «آنچه تغییر میدهیم» پیوندی روشن و مستند برقرار کنیم.