چارچوب همکاری و آموزش جهانی از سال ۲۰۱۵ در تایوان فعالیت میکند و آمریکا، استرالیا، ژاپن و تایوان به طور مشترک آن را اداره میکنند. بر اساس این طرح، تایوان قرار است با برگزاری دورههای مختلف برای سازمانهای غیردولتی جنوب آسیا در زمینههای متنوعی از جمله بهداشت عمومی، اجرای قانون، امدادرسانی در بلایا، همکاری در زمینه انرژی، توانمندسازی زنان، اقتصاد دیجیتال و امنیت سایبری، سواد رسانهای و حکمرانی خوب، عمل کند و به عنوان همپیمانی برای طرحهای توسعهای آمریکا در جنوب آسیا و یک «هاب منطقهای»(1) برای سایر سازمانهای غیردولتی منطقه، مطرح شود.
یکی از دلایل بهرهگیری آمریکا از تایوان در عرصه مشارکت غیردولتیها، اجتناب سایر کشورها و سازمانهای بینالمللی (از جمله سازمان ملل متحد) از مشارکت دادن تایوان در رویههای بینالمللی غیردولتی است. طرح «چارچوب همکاری و آموزش جهانی» با دور زدن رویههای معمول جهانی سازمان ملل متحد در زمینه آموزش و توانمندسازی، متخصصان سازمانهای غیردولتی را از سراسر جهان گردهم میآورد تا به تبدیل شدن تایوان به یک کانون تمرکز غیردولتیها، علیرغم عدم شناسایی از سوی سازمان ملل متحد، کمک نمایند.
اجرای «چارچوب همکاری و آموزش جهانی» (GCTF)، حرکتی هوشمندانه برای مشروعیتبخشی به استراتژی آمریکا در منطقه برای آینده محسوب میشود. از سوی دیگر چندجانبه کردن این ابتکار با حضور سایر همپیمانان، به آمریکا امکان میدهد از اتهام «دخالت یکجانبه» در امور داخلی کشورها فاصله گرفته و این رویکرد را به یک تلاش بینالمللی برای ترویج حکمرانی مورد نظر خود تبدیل کند. در واقع این برنامه عملاً به تایوان اجازه میدهد محدودیتهای ناشی از عدم عضویت در سازمانهای بینالمللی مانند «سازمان بهداشت جهانی» (WHO) را دور بزند.
در راستای چارچوب همکاری و آموزش جهانی، برنامه بورسیه سازمانهای مردمنهاد تایوان، شرکتکنندگانی را از میان بیش از ۱۳۰۰ متقاضی از ۵۷ کشور برای شرکت دردورههای یکماهه توانمندسازی و مدیریت سازمانهای غیردولتی، انتخاب کرده که شامل بورسیه و حمایت مالی کامل است. منتخبین، دورهها را در میان سازمانهای غیردولتی محلی در سراسر تایوان میگذرانند و در مورد موضوعاتی چون پاسخگویی، جمعآوری کمکهای مالی و توسعه سازمانی آموزش میبینند. این افراد که با سابقه کاری در حوزههایی مانند بهداشت، محیط زیست، آموزش کودکان، توانمندسازی زنان و توسعه روستایی، نمایندگان سازمانهای محلی کشور خود به حساب آمده و از حمایت مالی موسسه آمریکایی «AIT» در تایوان و وزارت امور خارجه این کشور برخوردار میشوند.
بورسیه مزبور در سه سال گذشته نزدیک به ۳۰۰۰ متقاضی جذب کرده است و تاکنون ۳۷ فارغالتحصیل در ۱۵ کشور آسیایی با استناد به آن مشغول به کار هستند. در ژوئن ۲۰۲۵ میزبان «مجمع سازمانهای مردمنهاد آسیا در توسعه بینالمللی» با حضور بیش از ۲۵۰ متخصص از ۱۱ کشور بود. این افراد و سازمانهای غیردولتی متبوعشان برای حفظ ارتباطات ایجادشده، با حمایت موسسه «Taiwan AID» که مستقیماً از آمریکا تأمین مالی میشود، یک شبکه فعال فارغالتحصیلان برای تسهیل همکاریهای بلندمدت ایجاد مینمایند.
برنامه آمریکا برای تبدیل تایوان به هاب منطقهای غیردولتیها در جنوب آسیا : ابعاد پنهان یک سرمایهگذاری به ظاهر خیرخواهانه
در عصر کنونی که رقابتهای ژئوپلیتیک شکلهای نوین و پیچیدهای به خود گرفتهاند، ابزارهای قدرت نرم و دیپلماسی عمومی بهطور فزایندهای در تعاملات بینالمللی نقشی محوری ایفا میکنند. برنامههایی که در ظاهر با اهدافی بشردوستانه و توسعهای طراحی میشوند، اغلب لایههای عمیقتری از اهداف استراتژیک و رقابتی را در خود پنهان دارند. «برنامه بورسیه سازمانهای مردمنهاد تایوان»، که با حمایت مالی و تسهیلگری مستقیم نهادهای آمریکایی و همپیمانانش در حال اجراست، نمونهای بارز از این پدیده بهشمار میرود.
این برنامه که ادعا میکند به توانمندسازی جامعه مدنی و تبادل تجربیات در منطقه آسیا میپردازد، در بستری وسیعتر از رقابت آمریکا و چین برای نفوذ و شکلدهی به نظم منطقهای قابل تحلیل است و نگاهی انتقادی، ابعاد پنهان این سرمایهگذاری به ظاهر خیرخواهانه را واکاوی میکند و در حقیقت ابزاری استراتژیک برای پیشبرد چند هدف کلیدی همزمان آمریکا است و آن تبدیل تایوان به هاب(کانون) منطقهای برای غیردولتیها با بهرهگیری از «مدل دموکراتیک» در تقابل با روایت توسعهای چین، میباشد.
این طرح با ایجاد شبکهای از نخبگان مدنی همسو در کشورهای هدف برای نفوذ بلندمدت، و شکستن انزوای دیپلماتیک تایوان از طریق دیپلماسی غیررسمی و مردممحور عمل میکند. قرارگیری این برنامه تحت «چارچوب همکاری و آموزش جهانی» (GCTF) و گسترش حمایت به متحدانی مانند ژاپن و استرالیا، نه تنها بر پیچیدگی و چندجانبهگرایی آن میافزاید، بلکه بر اراده واشنگتن برای نهادینهسازی و مشروعیتبخشی به این رویکرد دلالت دارد.
از آنجا که بر اساس معیارهای شناسایی یک کشور در حقوق بینالملل، تایوان جزئی جداییناپذیر از خاک چین است، کالبدشکافی اهدافی که پشت پوشش فعالیتهای توسعهای و آموزشی نهفته است، نشان میدهد که چگونه رقابتهای بزرگمقیاس قدرت، امروزه عرصههای به ظاهر خنثی مانند همکاریهای جامعه مدنی و آموزش سازمانهای مردمنهاد را نیز به میدان نبرد روایتها و نفوذ تبدیل کردهاند.
سرمایهگذاری بر جامعه مدنی در شرایطی که ترامپ معتقد بر قطع کمکهای توسعهای بینالمللی است
در نگاه اول، خبر موفقیت سومین دوره این برنامه و میزبانی از فعالان جامعه مدنی از ۱۱ کشور آسیایی، روایتی دلگرمکننده از همکاریهای بینالمللی و توانمندسازی مدنی است. این برنامه که با حمایت مالی «موسسه آمریکایی در تایوان» (AIT) و وزارت امور خارجه تایوان اجرا میشود، ظاهراً تلاشی انساندوستانه برای به اشتراکگذاری تجربیات تایوان در حوزه دموکراسی و فعالیتهای مدنی است. حمایت مالی از سوی آمریکا در شرایطی صورت میگیرد که دولت ترامپ پیشتر بیش از هفتاد درصد از کمکهای توسعهای آمریکا را در جهان متوقف کرده بود. از این رو، با نگاهی عمیقتر به لایههای ژئوپلیتیک و چارچوبهای حمایتی این طرح، مشخص میشود که این سرمایهگذاری گسترده، فراتر از اهداف بشردوستانه، بخشی از یک استراتژی کلان و چندوجهی ایالات متحده برای مهار نفوذ چین و تقویت جایگاه تایوان به عنوان یک ابزار برای حفاظت از منافعش در منطقه است.
تایوان هاب غیردولتیها یا واسطه ابزار قدرت نرم آمریکا
استراتژی اصلی واشنگتن در این برنامه، تبدیل تایوان به یک «مرکز صدور الگوی آمریکایی» برای کشورهای جنوب و جنوب شرق آسیا است. در شرایطی که چین با «طرح کمربند و جاده» (BRI) و سرمایهگذاریهای عظیم زیرساختی، مدل توسعه اقتدارگرایانه خود را تبلیغ میکند، آمریکا نیازمند یک روایت جایگزین و جذاب است. تایوان، با داشتن یک جامعه مدنی پویا، رسانههای آزاد و گذار به دموکراسی، بهترین نمونه عملی برای این روایت به شمار میرود.
برنامه بورسیه سازمانهای مردمنهاد تایوان، فعالان مدنی از کشورهای منطقه (مانند ویتنام و کامبوج) که اغلب با محدودیتهای سیاسی دست و پنجه نرم میکنند را به قلب این اکوسیستم میآورد. این افراد به مدت یک ماه نه تنها دانش فنی در زمینه مدیریت سازمان غیردولتی (NGO) کسب میکنند، بلکه به صورت مستقیم «رویکردهای آمریکایی اداره سازمانهای غیردولتی» را تجربه مینمایند. در واقع، آمریکا با تأمین مالی این برنامهها، تایوان را به یک «ویترین استراتژیک» تبدیل کرده است که در آن، برتریهای مدل حکمرانی غربی به نمایش گذاشته میشود.
این اقدام، یک سرمایهگذاری بلندمدت بر روی نخبگان آینده این کشورهاست تا در بازگشت به وطن، حاملان و مروجان ارزشهای همراستا با رویکردهای غربی باشند. یکی از بزرگترین چالشهای تایوان، انزوای دیپلماتیک تحمیلشده از سوی پکن است. اکثر کشورهای جهان به دلیل فشار چین، از برقراری روابط رسمی با تایپه خودداری میکنند. در این بنبست، سازمانهای مردمنهاد به یک ابزار حیاتی برای «دیپلماسی مسیر دوم» (Track II Diplomacy) یا «دیپلماسی عمومی»، تبدیل شدهاند. آمریکا با حمایت از این برنامهها، به تایوان کمک میکند تا شبکهای از ارتباطات غیردولتی اما تأثیرگذار در سراسر آسیا ایجاد کند. فارغالتحصیلان این بورسیه، که در حوزههایی چون محیط زیست، حقوق زنان و آموزش فعال هستند، به سفیران غیررسمی تایوان در کشورهای خود تبدیل میشوند.
این شبکه انسانی، پیوندهایی عمیق و پایدار ایجاد میکنند که از روابط شکننده سیاسی میان دولتها مستقل است. ایجاد «شبکه فعال فارغالتحصیلان» نشان میدهد که هدف، فراتر از یک دوره آموزشی یکماهه و در راستای ایجاد یک ائتلاف منطقهای از فعالان مدنی همسو با ارزشهای دموکراتیک است. این شبکه میتواند در بزنگاههای سیاسی، افکار عمومی را به نفع تایوان بسیج کرده و فشار مردمی بر دولتهایشان برای تعامل با تایپه را افزایش دهد.
در نهایت، در حالی که چین روایت «توسعه اقتصادی در ازای ثبات سیاسی» را ترویج میکند، آمریکا و متحدانش از طریق تایوان، روایت «توسعه پایدار در بستر دموکراسی و جامعه باز» را ارائه میدهند. انتخاب موضوعاتی مانند «رسانههای آزاد» و «توانمندسازی زنان» در این بورسیه تصادفی نیست. با این حال، این استراتژی بدون ریسک نیست. اولاً، این برنامهها میتوانند از سوی دولتهای میزبان و به ویژه چین به عنوان ابزاری برای «انقلاب رنگی» و دخالت در امور داخلی تلقی شوند که این امر میتواند امنیت فعالان شرکتکننده را در بازگشت به کشورهایشان به خطر اندازد. ثانیاً، وابستگی این برنامهها به بودجه کنگره آمریکا، آنها را در برابر تغییرات سیاسی در واشنگتن آسیبپذیر میکند و هرگونه تغییر در اولویتهای سیاست خارجی آمریکا میتواند تداوم این سرمایهگذاری را در بلندمدت با چالش مواجه کند.
نتیجهگیری:
بررسی «برنامه بورسیه سازمانهای مردمنهاد تایوان» نشان میدهد که این ابتکار، صرفاً یک اقدام بشردوستانه یا توسعهای نیست، بلکه حلقهای از یک زنجیره استراتژیک گستردهتر است. آمریکا با استفاده از ظرفیتهای به ظاهر غیرسیاسی جامعه مدنی و در پوشش آموزش و توانمندسازی، در پی تحقق اهدافی ژئوپلتیک چون تبدیل تایوان به یک قطب جذابکننده قدرت نرم در تقابل با الگوی چینی، ایجاد شبکههای پایدار نفوذ در میان نخبگان کشورهای هدف، و گشودن روزنههایی برای شکستن انزوای بینالمللی تایوان است.
چندجانبهسازی این طرح با مشارکت کشورهای همپیمان آمریکا نیز تلاشی برای افزایش مشروعیت و پوشش دادن به ماهیت کنشگرایانه آن است. با این حال، موفقیت این استراتژی در گروی عوامل متعددی از جمله واکنش کشورهای منطقه، تحولات سیاسی داخلی آمریکا و توانایی چین در خنثیسازی اینگونه اقدامات است. آنچه مسلم است، در رقابت ژئوپلیتیک معاصر، حتی عرصههایی مانند همکاریهای غیردولتی و آموزشی نیز به میدانی برای جنگ قدرت، نظمبندی نظام نوین جهانی و گسترش نفوذ تبدیل شدهاند.