یک سازمان مردمنهاد کرهای پس از فاجعه هیمالیا طرحی پیشگیرانه برای امنیت اقلیمی آسیا معرفی کرد
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، در پی جدا شدن بخشی از یخچال طبیعی کوه لانگتانگ لیرونگ در نپال از ارتفاعی حدود ۵۲۰۰ متری، در چند ماه گذشته سیلابی ناگهانی و ویرانگر در امتداد مرز نپال و تبت به راه افتاد. سطح آب رودخانهها در برخی مناطق در عرض تنها ۳۰ دقیقه تا ۹ متر بالا آمد؛ صدها نفر جان باختند و هزاران نفر مفقود شدند. این فاجعه که در آن ۹ شهروند کرهای نیز جان باختند، برای بنیاد محیط زیست کره (Korea Green Foundation) به نقطه عطفی تبدیل شد که مسیر فعالیت این سازمان را برای سالهای آینده تغییر داد و به رونمایی از طرحی با نام «مرکز اقلیم آسیا» انجامید.
بنیاد محیط زیست کره که در سال ۲۰۰۲ به عنوان نخستین بنیاد عمومی تخصصی محیط زیست در کره تأسیس شد، پیش از این نیز در آسیا فعال بود. ساخت تأسیسات آب آشامیدنی در نپال، بنگلادش و ویتنام تا پروژههای انرژی خورشیدی و کارزار کاشت یک میلیون درخت حرا، از مهمترین اقدامات این سازمان در سال گذشته بوده است. این بنیاد که تاکنون با حدود ۷.۹۶ میلیون رهبر سبز و بیش از ۲۱۰۰ نهاد دولتی، شرکتی و مدنی همکاری کرده و در ۱۵ کشور آسیایی حدود ۶۰ پروژه اجرا کرده است، اکنون میخواهد این شبکه را به یک زیستبوم پیشگیری تبدیل کند. هدف اعلامشده، رساندن شمار رهبران سبز به ۱۰ میلیون نفر تا سال ۲۰۳۰ است.
اما با وقوع فاجعه اوت ۲۰۲۶، مدیرعامل بنیاد در مراسم سالگرد تأسیس اذعان کرد که در سال ۲۰۰۸ درخواست کمک یک فعال محیط زیست نپالی بیپاسخ مانده بود، زیرا بنیاد در آن زمان با دشواریهای درونی دستوپنجه نرم میکرد. این ناکامی بعدها به یکی از محرکهای بازنگری در راهبرد بنیاد تبدیل شد.
«مرکز اقلیم آسیا»: حرکت از «کمک پس از فاجعه» به «سرمایهگذاری بر پیشگیری»

نتیجه این بازنگری، طرحی است با نام «مرکز اقلیم آسیا» (Asia Climate Hub)، که در ۳ نوامبر ۲۰۲۶ رونمایی شد و قرار است در ۲۲ آوریل ۲۰۲۷، روز زمین، رسماً آغاز به کار کند. نوآوری این طرح نه در یک فناوری خاص، بلکه در جابهجایی بنیادین منطق مداخله نهفته است: حرکت از «کمک پس از فاجعه» به «سرمایهگذاری بر پیشگیری». این طرح بر سه راهبرد کلیدی استوار است که هر یک لایهای از یک زیرساخت پیشگیرانه را میسازد.
نخست، «نقشه خطر اقلیمی آسیا»: برخلاف روشهای متعارف که بر دادههای ماهوارهای و الگوهای کلان تکیه میکنند، این نقشه بر پایه اطلاعاتی ساخته میشود که خود ساکنان محلی جمعآوری میکنند. این انتخاب، تصمیم مهمی درباره منبع دانش است: بنیاد استدلال میکند که خطرهای مشخص در درههای دورافتاده هیمالیا یا دلتای مکونگ را «کسانی که آنجا زندگی میکنند، بهتر از هر کسی میشناسند و آن را با تمام وجود تجربه میکنند». نقشه، بنابراین، نه یک سند فنی از بالا به پایین، بلکه یک ابزار مردمی است که دانش محلی را به نشانههای قابل اقدام برای برنامهریزی تبدیل میکند.
دوم، «همکاری متناسب با هر منطقه»: این طرح قصد دارد میزهای گفتوگویی میان جامعه مدنی، کارشناسان و نهادهای محلی تشکیل دهد تا اولویتها و راهحلها را نه بر اساس نسخههای وارداتی، بلکه بر اساس ویژگیهای هر منطقه تعیین کنند. این رویکرد، الگوی «یک نسخه برای همه» را رد میکند و اذعان دارد که آسیبپذیری اقلیمی در آسیا—از یخچالهای هیمالیا تا جنگلهای اندونزی—به شکلهای بسیار متفاوتی بروز میکند.
سوم، «صندوق اقلیم آسیا»: این صندوق پیش از وقوع فاجعه، منابع مالی را برای تقویت ظرفیت جوامع محلی بسیج میکند، نه اینکه پس از فاجعه به کارزارهای اضطراری متوسل شود. منطق اقتصادی پشت این انتخاب صریح است: بنیاد تأکید میکند که هر یک دلار سرمایهگذاری در سامانه هشدار زودهنگام میتواند تا ۱۵ دلار خسارت را جلوگیری کند. این محاسبه، پیشگیری را نه یک «هزینه اخلاقی»، بلکه یک سرمایهگذاری کارآمد معرفی میکند.
چرا این طرح از یک پروژه فراتر میرود؟
اهمیت این طرح را باید در بافت بزرگتر خطر اقلیمی آسیا سنجید. گزارشهای مرکز بینالمللی توسعه یکپارچه کوهستانی در مارس ۲۰۲۶ هشدار داده بودند که نرخ از دست رفتن یخچالهای هندوکش و هیمالیا از سال ۲۰۰۰ دو برابر شده است و حتی در سناریوی گرمایش ۱.۵ درجهای، این یخچالها ممکن است تا یکسوم حجم خود را تا سال ۲۱۰۰ از دست بدهند. فاجعه اوت ۲۰۲۶ دقیقاً در همان منطقهای رخ داد که این گزارشها از پیش درباره آن هشدار داده بودند. با این حال، این هشدارها به اقدام عملی متناسب تبدیل نشدند و شکاف میان هشدار علمی و توان اجرایی، هزینهای انسانی به بار آورد. طرح «مرکز اقلیم آسیا» در واقع برای پر کردن همین شکاف طراحی شده است.
در آسیایی که نزدیک به نیمی از بلایای اقلیمی جهان را تجربه میکند، این طرح یک انتخاب استراتژیک را پیش روی نهادهای بشردوستانه قرار میدهد: ادامه رقابت برای واکنش سریعتر پس از هر فاجعه، یا سرمایهگذاری بر دانش محلی، صندوقهای پیشرویدادی و نقشههایی که خطر را پیش از تبدیل شدن به تیتر خبری شناسایی میکنند. نکته متمایزکننده این طرح، جایگاهدهی به جامعه مدنی به عنوان تولیدکننده دانش، نه فقط دریافتکننده کمک، است.
منابع: