کد خبر:۶۷۸۱
گشایش نمایشگاه «مشق‌های ناتمام»؛

مشق‌هایی که جنگ ناتمامشان گذاشت

حدود ۹۰ هنرمند کودک و بزرگسال از نقاط مختلف ایران، در نمایشگاه «مشق‌های ناتمام» پیامدهای جنگ بر زندگی غیرنظامیان را با هنرهای تجسمی و صنایع دستی به تصویر کشیده‌اند؛ نمایشگاهی که با محوریت کودکان میناب در موزهٔ صلح تهران برپا شده و هم‌زمان با آن، کتاب دوزبانه آثار هنرمندان برای ثبت و معرفی این تجربه‌ها منتشر شده است. این نمایشگاه تا ۱۴ آبان، هر روز از ساعت ۱۲ تا ۱۶ در این موزه میزبان علاقه‌مندان است.
مشق‌هایی که جنگ ناتمام گذاشت

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، نمایشگاه گروهی «مشق‌های ناتمام» با محوریت بازتاب پیامدهای جنگ بر زندگی کودکان، خانواده‌ها و زیست روزمره، از ۱۰ تا ۱۴ آبان در موزهٔ صلح تهران برپاست.

هم‌زمان با افتتاح این نمایشگاه در روز یکشنبه دهم آبان، کتاب آثار این مجموعه نیز با همکاری پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری منتشر شد؛ مجموعه‌ای که بخشی از آن به کودکان میناب و مشق‌هایی اختصاص دارد که فرصت تمام کردنشان را پیدا نکردند.

 این نمایشگاه حاصل مشارکت هنرمندان کودک و بزرگسال از نقاط مختلف ایران است. آن‌ها در قالب نقاشی، پته‌دوزی، گلدوزی، کلاژ و آثار ترکیبی، صنایع چوبی، عروسک، عکس و... دریافت و تجربه خود را از جنگ به تصویر کشیده‌اند.

 این رویداد به همت پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، کانون فرهنگی هنری دایا و مؤسسهٔ فرهنگی هنری آوای نصر ایرانیان برگزار شده است.

صلح ایرانی چگونه بود؟

  دکتر محمدابراهیم زارعی؛ رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری گفت: در هر نقاشی هر بار چیزی تازه پیدا می‌کنم که بیانگر احساس درونی این عزیزان هنرمند دربارهٔ جنگ و کودکان بی‌گناه است. 

 او افزود: بعد از این اتفاق هیئت دولت وظیفهٔ ساخت موزه و کارهای مرتبط با کودکان میناب را به وزارت میراث فرهنگی،  گردشگری و صنایع دستی محول کرد. 

  زارعی گفت: از روی آثار واصله به نمایشگاه کتابی دوزبانه منتشر کردیم تا بتوانیم بیان کنیم چه اتفاقی حادث شده است. ما امیدواریم که صلح در سرزمین ما حادث شود و کسانی که در پی جنگ‌اند، جنگ به خودشان برگردد و مردم کشور ما در صلح و آرامش زندگی کنند.

 رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری ادامه داد: صلح ما ایرانی‌ها خیلی متفاوت بوده است، ما ایرانی‌ها همیشه با دشمنان خود برابر می‌نشستیم و با آن‌ها گفت‌وگو می‌کردیم، صلحی که دشمنان  ما می‌خواهد صلح نیست، تسلیم است. 

 او ادامه داد: ما حدود ۶۰۰ الی ۷۰۰ سال با رومی‌ها در جنگ بودیم. ۵۰۰ سال آن‌ها را شکست دادیم. در دورهٔ ساسانی وقتی شاپور، امپراتور روم را به اسارت گرفت،  یک کاخ در کنار خودش برای این اسیر ساخت که نشانهٔ توجه ایرانی به طرف مقابل است. ما حرمت اسیر را نگه می‌داشتیم. ما حداقل بیش از ۶ هزار سال سابقه تمدنی داریم، حالا بماند که سابقهٔ فرهنگی ما بیش از این است. ما در دورانی که مردم دنیا ویژگی‌های دیگری داشتند، تمدنی ویژه داشتیم.

مشق‌هایی که جنگ ناتمامشان گذاشت

 زارعی در گفت‌وگو با خبرنگار خیر ایران افزود: ما به‌عنوان مردم‌شناسی فاجعه با همکاری مرکز معرفی فرهنگی‌مان و کانون فرهنگی هنری دایا به نتیجه رسیدیم که فراخوانی بین هنرمندان بزرگسال و کودک برگزار کنیم تا نگاهشان را به تصویر بکشند و ببینیم جنگ از نظر بچه‌ها چگونه بوده است.

 وی تصریح کرد: ما دوست داریم این‌کتاب را به خارجی‌ها و سفارت‌خانه‌ها بدهیم تا بدانند در ایران چه رخ داده است،  همچنین هدف از این رویداد آگاهی مردم از اتفاقی است که برای کودکان میناب رخ داده است و ما نامش را مشق‌های ناتمام گذاشتیم؛ چون مشق‌هایشان تمام نشد (با اشک و بغض).

  رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری اضافه کرد: ما از کسی برای شرکت در نمایشگاه دعوت نکردیم، فراخوان شرکت دادیم و هر کسی براساس میل و رغبت خود پا به عرصه گذاشت.

 در ادامه این رویداد، مدیر موزهٔ صلح تهران؛ تقی‌پور گفت: واقعیت امر این است که بعد از جنگ جهانی اول و دوم بعید است که در یک مرحله از جنگ ۱۶۸ دانش‌آموز کشته شوند. متأسفانه این اتفاق در میناب رخ داد، بعد به لامرد حمله شد، در لامرد در یک مرحله، با ۴ بمب چیزی حدود ۷۲۰ هزار ترکش در منطقه پاشیده شد.

مشق‌هایی که جنگ ناتمامشان گذاشت

 این جانباز جنگ تحمیلی افزود: در جنگ ۱۲ روزه نامه‌ای به گوترش نوشتیم که به‌خاطر انسانیت جنگ را متوقف کند، در جنگ ۴۰ روزه وقتی دیدیم امیدی به سازمان ملل متحد نیست، بیانیه‌ای نوشتیم و آن را برای شبکهٔ بین المللی موزه‌های صلح فرستادیم. بسیاری از مدیران موزه‌ها پاسخ بیانیه ما را دادند و همدلی کردند

 مدیر موزهٔ صلح ادامه داد: ما حدود ۲۳ الی ۲۴ سال است که با یک سازمان مردم‌نهاد ژاپنی که قربانیان بمب اتم هستند در ارتباطیم، امسال گروهی ۱۵ نفره را به ژاپن فرستادیم که از آن‌ جمع سه‌نفرشان را می‌شناسید؛ جواد موگویی و والدین ماکان نصیری. از زمانی که گروه ما پایشان به فرودگاه ناریتای ژاپن رسید، شبکه‌های معروف ژاپن بدون هماهنگی با ما مستندی ساختند که در برنامهٔ پرمخاطب مورنینگ شو پخش شد و بعد از اتمام برنامه، سفیر اسرائیل در توکیو از آن شبکه و برنامه و مجریانش شکایت کرد. امیدواریم دیگر جنگ رخ ندهد و اگر قرار است رخ دهد، مناطق غیرنظامی، مدارس و بیمارستان‌ها مصون باشند‌.

افتتاحیه 

 در این رویداد  گواهی حضور به هنرمندان حاضر در جمع؛ ایلیا نوروزی (نوجوان ۱۲ ساله)، زهرا کاظمی، هنگامه همتی، آزیتا اسداللهی، سپیده اوسطی، فاطمه کریمی (مادر ایلیا)، آتنا محمودسلطانی، صبا صباغ‌ها و فرزانه منتظران اعطا شد و سپس از پوستر نمایشگاه و کتاب مشق‌های ناتمام رونمایی شد.

مشق‌هایی که جنگ ناتمامشان گذاشت

از تنکابن تا ژاپن؛ سرنوشت این نقاشی‌ها چه می‌شود؟

 مژده مصحفی توانا؛ دبیر کانون فرهنگی هنری دایا که یکی از بانیان این نمایشگاه است در گفت‌وگو با خیر ایران گفت: من و خانواده‌ام ساکن مهرشهر کرجیم. روزهای جنگ موج انفجار به‌قدری شدید بود که با موجی در خانه‌ام پرتاب شدم. این شد که به تنکابن؛ زادگاهم رفتیم. در آن ایام آلزایمر مادرم عود کرد. فرصت خوبی پیش آمد که هم شمال باشم و هم به اتفاق خواهرم مراقب مادرم. آنجا در فراغت و آرامشی که دست داد، به هنرمندانی که می‌شناختم‌شان _از خوزستان گرفته تا مازندران و خراسان_زنگ زدم و گفتم حالا که حالمان خوب نیست، نقاشی بکشیم، ما گروهی داریم که ۳۰۰۰ نفر در آن عضواند، با حدود ۴۰، ۵۰ نفر از آن‌ها در ارتباط بودم، ۴۴ اثر دریافت کردم. بعد به ادارهٔ فرهنگ و ارشاد تنکابن مراجعه کردم و ایده‌ام را مطرح کردم، خوششان آمد، پذیرفتند و نمایشگاه برگزار شد.

 توانا گفت: وقتی آمدم تهران یک روز در پژوهشگاه داشتیم دربارهٔ جنگ صحبت می‌کردیم، فهمیدم قرار است کاری مشابه آنچه انجام شده بود، تکرار شود گفتم من همهٔ این کارها را کرده‌ام. دوباره فراخوان دادیم. ۴۰ نفر دیگر هم شرکت کردند و حدودا ۹۰ نفر شدند. بنابر توصیه دکتر زارعی آثار به کوشش انتشارات پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری به شکل کتاب منتشر شد.

 او افزود: بهترین گزینهٔ ما این بود که در موزهٔ صلح دربارهٔ جنگ بگوییم، آقای تقی‌پور؛ مدیر موزه صبح کار را قبول کردند. بعضی از کارها واقعا برای بچه های میناب و برخی برای جنگ است.

 توانا گفت: به خرید نقاشی‌ها فکر نکردیم، اما شاید بلافاصله بعد از این رویداد، فراخوان را گسترده‌تر و بین‌المللی ارائه کردیم. دایره هنرمندان خارجی که می‌شناسم بسیار است، مثلا سری قبل که نمایشگاه صلح را برگزار کردیم یکی از هنرمندان ژاپن، بچه‌های میناب را کشیده بود. می‌خواهیم صدای ما به همه برسد و شاید با همکاری موزه‌ صلح، مقصد بعدی ما ژاپن باشد.

مشق‌هایی که جنگ ناتمامشان گذاشت

 قرار است این نمایشگاه ادامه‌دار باشد، نه این‌که حالا فقط یک کتاب از آثار هنرمندان منتشر شده و تمام شود.

شرح برخی از آثار

 در شمال کشور تقریباً از جنگ خبری نبود؛ از این رو، تابلوهایی که کودکان مازندرانی کشیدند از دود و بمب و آتش فاصله دارد. اما نقاشی کودکان تهران و استان‌های دیگری که در معرض جدی جنگ بودند با رنگ‌های تیره‌تر کشیده شده است. با این همه، در این نمایشگاه، نقاشی کودکی تهرانی را هم می‌بینیم که بادبادکی با رنگ‌های گرم و روشن در آسمانش حرکت می‌کند، بانی نمایشگاه گفت، خانواده این هنرمند کوچک، او را درگیر جنگ نکرده بودند.

مشق‌هایی که جنگ ناتمامشان گذاشت

 در یکی از تابلوهای نقاشی که اثر یک هنرمند بزرگسال است، چهره کودکی را می‌بینیم که بیشتر به بزرگسالان شباهت دارد. این نقاشی بیانگر آسیب‌هایی است که جنگ بر روان و جسم‌ کودکان برجا می‌گذارد.

مشق‌هایی که جنگ ناتمامشان گذاشت

 روی میزی که در نمایشگاه چیده شده عروسک جُلی را می‌بینیم که عروسک بومی یزد است، داخلش با ارزن پر شده است، این کار فلسفه خودش را دارد؛  وقتی بچه‌ها به اندازهٔ کافی با عروسک بازی کردند و عروسک مندرس شد، ارزن را بیرون می‌ریزند و به این نحو، پرنده‌ها از آن تغذیه می‌کنند.

مشق‌هایی که جنگ ناتمامشان گذاشت

 روی همان میز عروسک، زنی با روسری بلند سیاه (نماد زنی که همسرش را از دست داده است) دیده می‌شود که از درخت باغش، ازگیل چیده و توی سبد ریخته بود، او خواهش می‌کرد مردم از میوه‌اش بخرند تا در روزگار کم‌رونق جنگ پولی داشته باشد. 

مشق‌هایی که جنگ ناتمامشان گذاشت

 زهرا کاظمی؛ زنی که مثل جوانی مادرش در زمان جنگ به گلدوزی پناه برد

 پوستر این رویداد برگرفته از یک اثر پته‌دوزی است که نقشه ایران با نقش‌های سراسرگل روی آن کار شده است. اثری که زهرا کاظمی آن را سوزن زده است. نقشه‌ای بدون پستی و بلندی که حاکی از ایرانی یکدست است. چه کنم که وطن همه رویا باشد اسم این پته‌دوزی است.

مشق‌هایی که جنگ ناتمامشان گذاشت

 از این هنرمند اثر دیگری هم در نمایشگاه بود که تا مخاطب وارد می‌شود آن را می‌بیند؛ یک کار هنری روی پارچه که تلفیقی از گلدوزی، ستاره‌دوزی و آینه‌دوزی است.

 کاظمی گفت: کار من از ساعت ده دقیقه به ۱۱ صبح در نهم اسفند شروع شد؛ زمانی که همسرم رفت دنبال بچه‌ها تا بیاوردشان خانه. من پای تلویزیون بودم و خبر می‌دیدم. میان اضطراب شروع کردم به دوختن. روزهای بعد از ۹ اسفند یکی‌یکی نقش خانه‌ها را زدم‌. هر خبری که می‌شنیدیم، خانه‌ها را می‌دوختیم. خانهٔ ما در لواسان پشت کوه است و روبه‌روی منطقهٔ نظامی. 

 ما ابرهای صورتی و حرکت جنگنده‌ها را می‌دیدیم، صداهای تهران را می‌شنیدیم، حرکت جنگنده‌ها از بالای سر خانهٔ ما بود و گوشی‌به‌دست بودیم.

 انبار نفت را که زدند تا دو روز تهران سیاه بود، طرحی متناسب با این اتفاق روی پارچه زدم.

 طبقه بالای بیمارستان گاندی پر از گل و بادکنک بود. با تخلیه اتاق زایمان بیمارستان گاندی این بادکنک‌ها را دوختم؛ تصورم این بود که شب انفجار بادکنک‌ها پخش شد و تا بالا رفت.

مشق‌هایی که جنگ ناتمامشان گذاشت

 هر ساختمانی که خراب می‌شد، از کنارش که رد می‌شدی پرچم را می‌دیدی، بخشی از کارم را با الهام از این دوختم.

 بچه‌ها در گلدوزی من، همان زنجیره‌های انسانی‌اند که به‌جای صورتشان آینه گذاشته‌ام که یعنی ما خودمان را در آینه‌ها می‌بینیم.

مشق‌هایی که جنگ ناتمامشان گذاشت

 این کار هنوز تمام نشده است. شاید نقش‌های بعدی برود بالای پارچه، شمال و جنوب ایران مهم نیست، شاید من این جغرافیا را جابه‌جا کنم؛ به‌هر حال ایران، ایران است. در کل جنگ هشت‌ساله مادرم گلدوزی می‌کرد؛ شاید برای همین است که در جنگ به گلدوزی پناه بردم.

پل‌های کاغذی یا پیوندهای زرین

 سپیده اوسطی؛ نوجوان ۱۹ ساله شرکت‌کننده در رویداد گفت: نقاشی من یعنی خیلی از آدم‌ها در تمام دنیا آن حسی را که در جنگ تجربه کرده‌ایم تجربه کرده‌اند، ما در شهرهای مختلف بوده‌ایم و این صخره‌ها آدم‌های مختلفی را نشان می‌دهند که در جاهای مختلف فاصله‌‌ای بین‌شان هست، ولی آن فاصله‌ها از طریق نور قلبشان و پیوندهای درون‌شان باعث می‌شود به هم نزدیک‌تر باشند، با یکدیگر همدلی کنند و هوای هم را داشته باشند. در بالای نقاشی من، پرنده، نشانهٔ صلح و آرامش و رنگ آبی، نشانهٔ آرامش و تسکین است.

مشق‌هایی که جنگ ناتمامشان گذاشت

یک مربی نقاشی با ۷  نقاشی از شاگردان کوچک تنکابنی اش

 آتنا محمودسلطانی که فقط ۲۵ سال داشت با نقاشی آبرنگ و کولاژ خود به نمایشگاه آمده بود و علاوه‌براین ۷ نقاشی شاگردانش را آورده بود.

 او گفت: اسم کارم پنجره رؤیا میان ترک‌های زرد دیوار است که دربارهٔ کودکانی است که زیر سایهٔ جنگ، بازی، نقاشی‌ و فعالیت‌های موردعلاقه‌شان ناگهان نیمه‌کاره و متوقف می‌ماند، کودکانی که همچنان پنجره رویاها، امیدها و آرزوهایشان وجود دارد و آنجا جایی است که با خیالاتشان برای خودشان پناهگاه امن می‌سازند.

 نقاشی، اتاق کودک را به تصویر می‌کشد، اما کودک به‌خاطر جنگ در اتاق حضور ندارد، نقاشی‌هایش را کامل رنگ نکرده است و دفترش پاره شده است. روی دیوار اتاق این کودک کاغذی چسبانده شده با دست خط کودکانه که روی آن دوست دارم نوشته شده است.

مشق‌هایی که جنگ ناتمامشان گذاشت

 این نقاش و مدرس نقاشی گفت: به بچه‌ها گفتم اگر دنیا ناراحت و غمگین باشد چطور می‌شود؟ و شما برای رسیدن به آرزوهایتان چه می‌کنید و چطور آرام می‌شوید. بیشترشان با آبرنگ و ماژیک و یکی با رنگ اکریلیک کار را کشیده است.

 مثلا در یکی از این نقاشی‌ها یک قطار رنگین‌کمانی کشیده است که کودکان با آن به سمت آرزوهایشان حرکت می‌کنند آن‌ها ناراحتی را جزئی دیده‌اند.

 تارای ۷ ساله روی رنگین‌کمان نشسته و با ماه و خورشید صحبت می‌کند و دنیا را به بدی و خوبی تقسیم کرده است.

 به رنگ امید

 آزیتا اسداللهی؛ نقاش و عکاس دیگر گفت: این ماهی‌ها دارند می‌روند که خودشان را به جای امن برسانند، حتی در غروب خورشید درخت‌ها رشد می‌کنند و طلوع در غروب دیده می‌شود. نشانه‌های امید تماما هست؛ یعنی رنگ‌‌های قرمز غروب و مشکی نفتی در دریاست، با این همه نشانه‌های امید هم هست.

 اثر دیگرم میکس‌مدیایی است با عنوان چو ایران نباشد تن من مباد که کلاژ اکریلیک و فرش است.

مشق‌هایی که جنگ ناتمامشان گذاشت

 

ارسال دیدگاه
captcha