کار خیر، یک اعتیاد شیرین است / برای حل مشکل کودک، از خانواده حمایت «مشروط» میکنیم
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، فرهاد خسروی، مدیرعامل مؤسسه خیریه لبخند، از جوانانی است که فعالیت در عرصه نیکوکاری را از سالهای نوجوانی آغاز کرده و همچنان با انگیزه در این مسیر قدم برمیدارد. او متولد سال ۱۳۷۳، دانشآموخته کارشناسی ارشد مدیریت با گرایش توسعه منابع انسانی است و در کنار فعالیتهای داوطلبانه و مدیریت خیریه، در حوزه دامداری نیز اشتغال دارد. خسروی معتقد است فعالیت داوطلبانه و نیکوکاری، افزون بر تأثیری که بر زندگی نیازمندان میگذارد، برای فرد نیکوکار نیز سرشار از رضایت و احساس خوشایند است. او باور دارد کسانی که قدم در این مسیر میگذارند، بهتدریج چنان به آن علاقهمند و وابسته میشوند که کنارگذاشتنش برایشان دشوار میشود. به تعبیر او، کار خیر نوعی «اعتیاد شیرین» است که انسان را به ادامه مسیر ترغیب میکند. گفتگوی خیر ایران را با او بخوانید:
آقای خسروی شما در ۱۸ سالگی زمینههای تاسیس موسسه خیریه لبخند را فراهم کردید. چه عاملی باعث شد در آن سنوسال به فکر انجام کار خیر بیفتید؟
واقعیتش من از کودکی در فضای نیکوکاری بودم و توفیق حضور در مؤسسه خیریه اثر را داشتم. به یاد دارم که در آنجا فعالیتهای خیرخواهانه مختلفی انجام میشد؛ از برگزاری کلاسهای قرآن تا تهیه و توزیع مواد غذایی میان نیازمندان یا فراهمکردن امکان سفرهای زیارتی برای آنها. مشاهده این فعالیتها از آن دوران، تأثیر عمیقی بر ذهن من گذاشت و زمینه علاقهمندیام به کار خیر را فراهم کرد. بعداً که بزرگتر شدم، موضوع را با دوستانم مطرح کردم که خوشبختانه آنها هم موافقت کردند و پای کار آمدند.
پس لبخند از یک رابطه دوستی شروع شد...
بله. ما چهار دوست ۱۸،۱۹ ساله بودیم که تصمیم گرفتیم هر هفته هزار تومان برای کار خیر کنار بگذاریم. در مجموع ماهی حدود ۱۶ تا ۲۰ هزار تومان جمع میکردیم و با آن برای کارتن خوابها کاری انجام میدادیم. این آغاز کار ما بود. بعد از مدتی دوستان و اطرافیان و خانوادهها را هم دعوت کردیم تا به این حرکت اضافه شوند، اما وقتی کمی جلوتر رفتیم، متوجه شدیم افرادی که مستقیم با ما در ارتباط هستند، اعتماد میکنند، اما دایره دوم ارتباطات چنین اعتمادی ندارد. مثلاً دوست من به من اعتماد میکرد، اما دوستِ دوستم ممکن بود به من اعتماد نکند. به همین دلیل، ما از سال ۱۳۹۴ به سمت ثبت رسمی خیریه حرکت کردیم و در نهایت، ششم خردادماه ۱۳۹۵ مؤسسه خیریه لبخند ثبت شد.
اکنون مؤسسه خیریه لبخند در چه حوزههایی فعالیت میکند و چه گروهی از کودکان را تحت حمایت قرار میدهد؟
حوزه فعالیت تخصصی لبخند، حمایت از ایتام است؛ یا کسانی که از نعمت پدر و مادر محرومند یا کسانی که مادر را در کنار خود دارند. ما در سه شاخه تحصیل، درمان و معیشت به کودکان خدماترسانی میکنیم. کودکان دو تا ۱۸ سال تحت پوشش خیریه هستند و خدمات تحصیلی، درمانی و معیشتی دریافت میکنند.
رویکرد لبخند در خدمترسانی چیست؟ موسسه به چه شیوهای کار میکند؟
رویکرد لبخند، توانمندسازی است. یعنی خدمات ما صرفاً بر این اساس نیست که فردی کمک دریافت کند و کار تمام شود. ما به خانوادهها خدمات مشروط ارائه میکنیم تا یکی از مشکلات اساسی آن خانواده برطرف شود. برای مثال، اگر در خانوادهای کودکی ترک تحصیل کرده باشد، به خانواده میگوییم ما از نظر معیشتی و درمانی از شما حمایت میکنیم، به شرط اینکه این کودک به کلاس درس برگردد و تحصیلش را ادامه دهد. به طور کلی ساختار لبخند کاملاً داوطلبانه است؛ یعنی تمام افرادی که در این مؤسسه فعالیت میکنند، متناسب با زمان و تخصص خود برای کودکان یتیم تحت پوشش خیریه که عمدتاً در مناطق حاشیهنشین اراک زندگی میکنند، وقت میگذارند و خدمات ارائه میدهند.
پس فقط «کودکان» تحت حمایت نیستند، خانواده هایشان هم تحت پوشش قرار دارند... امروز ۹۲ دانشآموز یتیم تحت حمایت خیریه لبخند هستند. ما در لبخند ورودی و خروجی هم داریم. برای مثال، از ابتدای امسال تاکنون برای مادران پنج خانواده شغل پایدار در شرکتهای مختلف ایجاد شده و فرزندان این خانوادهها از پوشش خیریه خارج شدهاند. اگر هر خانواده به طور میانگین دو فرزند داشته باشد، حدود ۱۰ کودک از پوشش خیریه خارج شدهاند؛ به جای این بچه ها، ما کودکان دیگری را جایگزین کرده یا خواهیم کرد.
امروز ۹۲ دانشآموز یتیم تحت حمایت خیریه لبخند هستند. ما در لبخند ورودی و خروجی هم داریم. برای مثال، از ابتدای امسال تاکنون برای مادران پنج خانواده شغل پایدار در شرکتهای مختلف ایجاد شده و فرزندان این خانوادهها از پوشش خیریه خارج شدهاند. البته به جای این بچه ها، ما کودکان دیگری را جایگزین کرده یا خواهیم کرد
بله. ازآنجاکه این کودکان با خانوادههایشان زندگی میکنند، به شکلی خانوادههای آنها نیز از خدمات لبخند استفاده میکنند. برخی از این کودکان با مادرشان هستند، برخی نزد پدربزرگ و مادربزرگ زندگی میکنند و بعضی نیز مادر خود را از دست دادهاند یا مادر بنا به دلایلی آنها را ترک کرده است.
در حال حاضر چند کودک از خیریه شما خدمات حمایتی دریافت میکنند؟
امروز ۹۲ دانشآموز یتیم تحت حمایت خیریه لبخند هستند. ما در لبخند ورودی و خروجی هم داریم. برای مثال، از ابتدای امسال تاکنون برای مادران پنج خانواده شغل پایدار در شرکتهای مختلف ایجاد شده و فرزندان این خانوادهها از پوشش خیریه خارج شدهاند. اگر هر خانواده به طور میانگین دو فرزند داشته باشد، حدود ۱۰ کودک از پوشش خیریه خارج شدهاند؛ به جای این بچه ها، ما کودکان دیگری را جایگزین کرده یا خواهیم کرد.
فرایند شناسایی و پذیرش کودکان در خیریه شما چگونه است؟
ما فرایند تشکیل پرونده سختگیرانهای داریم، اما سختگیری به معنای ایجاد زحمت یا تحمیل هزینه به خانوادهها نیست. این سختگیری برای آن است که تحقیقات بهطور کامل توسط مددکاران داوطلب انجام شود و هم داوطلبان و هم خیرینی که کمک میکنند، اطمینان داشته باشند که حمایتها به دست افراد واقعاً نیازمند میرسد. فرایند تشکیل پرونده سه مرحله دارد. مرحله اول، خوداظهاری است؛ یعنی فرد مراجعه میکند و اعلام میکند که به حمایت نیاز دارد یا سرپرست یک کودک یتیم است. مرحله دوم، بازدید میدانی است که با حفظ کرامت خانواده انجام میشود. مرحله سوم، تشکیل پرونده و انجام استعلامهاست. در این مرحله، از برخی نهادها مانند سازمان تأمین اجتماعی و کمیته امداد استعلام میگیریم و وضعیت دهک اقتصادی خانواده نیز بررسی میشود. پس از انجام این مراحل، پرونده تکمیل میشود. تمام پیگیریها و هزینههای این فرایند، هم بر عهده خود مؤسسه است.
به نظر شما مهمترین آسیبهایی که کودکان بی سرپرست یا بدسرپرست، فراتر از مشکلات اقتصادی، با آن مواجه هستند چیست؟ خیریه برای پاسخ به این نیازها چه برنامههایی دارد؟
یکی از دلایلی که ما فعلاً در مناطق حاشیهنشین اراک فعالیت میکنیم، این است که یکی از اصلیترین آسیبهایی که این کودکان با آن مواجه هستند، به محل زندگیشان مربوط میشود. حاشیهنشینی تأثیرات منفی زیادی بر رشد و روند زندگی کودکان دارد. به همین دلیل، ما تلاش کردیم تمام کارگاههای آموزشی خود را به محل زندگی این کودکان نزدیک کنیم و مرکزی راهاندازی کردیم که بتوانند در آن حضور پیدا کنند و مهارتهای مختلف را بیاموزند. بهجز فقر، یکی از مشکلات اصلی، مسئله تحصیل است. بعضی از این کودکان ترک تحصیل میکنند و بعضی دیگر تحصیل نامنظمی دارند. به همین دلیل، ما تمرکز ویژهای بر ادامه تحصیل آنها گذاشتهایم.
موضوع دوم، مهارتهای زندگی است. با توجه به شرایط و محیط زندگی این کودکان، آموزش مهارتهایی مانند «نه گفتن» اهمیت زیادی دارد. بعضی از کودکان در محیط زندگی خود با مسائلی مانند خریدوفروش مواد مخدر یا سایر آسیبهای اجتماعی مواجه میشوند و ممکن است مهارت نه گفتن را بلد نباشند. به همین دلیل، در لبخند روی آموزش مهارتهای زندگی تمرکز کردهایم. این آموزشها از آشنایی با مواد مخدر و کلاسهای تخصصی پیشگیری برای مادران آغاز میشود و تا آموزش مهارتهای زندگی، مشاوره فردی و گروهی برای کودکان ادامه پیدا میکند.
برای ارزیابی اثربخشی حمایتها چه سازوکاری دارید؟ چگونه بررسی میکنید که کمکهای خیریه واقعاً به بهبود وضعیت تحصیلی، سلامت روان یا کیفیت زندگی کودکان منجر شده است؟
ما به لطف سیستم مددکاری فعال و پویای مؤسسه خیریه لبخند، از همان زمان تشکیل پرونده، رصد دقیقی را آغاز میکنیم. تعداد پایین مددجویان، نقطه قوت مؤسسه ماست، چون مددکاران داوطلب ما فرصت دارند وضعیت کودکان را بهصورت دقیق، تخصصی و موشکافانه بررسی کنند. اگر قرار باشد وضعیت تحصیلی کودکی پیگیری شود، این کار انجام میشود. اگر یکی از اعضای خانواده، مثلاً مادر، دچار اعتیاد باشد، روند درمان و ترک اعتیاد او تا رسیدن به پاکی و حتی آزمایشهای بعد از ترک توسط لبخند پیگیری میشود.
علاوه بر بازدیدهای دورهای، ارتباط مستمری با کودکان داریم. هر کودک در طول ماه حداقل دو یا سه بار به مؤسسه مراجعه میکند. همین ارتباط مداوم با مددکار و خیریه باعث میشود بتوانیم وضعیت تحصیلی، پیشرفت مهارتها، نوع پوشش، شیوه صحبت کردن و رفتار کودکان را بررسی کنیم. در واقع، این ارتباط چندباره در طول ماه امکان رصد مستمر وضعیت هر کودک را فراهم میکند.
بچهها به چه دلیلی به موسسه مراجعه میکنند؟
این مراجعات ممکن است برای شرکت در کلاسهای کمکدرسی، کلاسهای مهارتهای زندگی، اردو، بازدید از کارخانه، خرید لباس همراه مددکار یا انجام یک کار اداری باشد. برای مثال، تابستان امسال به کمک خیرین، یک اردوی آموزشی همراه با شهربازی برای بچهها برگزار کردیم؛ سپس ناهار صرف شد و بچهها به خانه برگشتند. سعی میکنیم مدت هر بخش آموزشی حدود یک تا یکونیم ساعت باشد. برای ما مهم است که کودکان علاوه بر آموزش، بتوانند از محیط زندگی روزمره خود خارج شوند، انرژی بگیرند و فضاهای تازهای را تجربه کنند. در این اردوها همه کودکان بیمه میشوند و به ازای هر پنج کودک، یک داوطلب همراه آنهاست. فکر میکنم در اردویی که اشاره کردم، ۱۵ تا ۲۰ نفر از داوطلبان حضور داشتند. این همراهی هم باعث میشود کودکان تنها نمانند و هم مددکاران بتوانند وضعیت آنها را بررسی کنند.
موضوع مهم دیگر، حفظ کرامت کودکان است. در آن برنامه، زمان مشخصی را بهصورت اختصاصی در شهربازی رزرو کرده بودیم و بهجز اعضای گروه ما شخص دیگری حضور نداشت. اراک شهر کوچکی است و ممکن است افراد یکدیگر را بشناسند؛ به همین دلیل حفظ کرامت کودکان و خانوادههایشان برای ما اولویت دارد. علاوه بر اردوها، دورههای آموزشی منظمی نیز در دفتر خیریه برگزار میکنیم. بعضی از این دورهها تخصصی هستند و متناسب با مشکلات خانوادهها طراحی میشوند. برای مثال، اگر خانوادهای با یک مشکل رفتاری یا اجتماعی مواجه باشد، از متخصصان مربوط کمک میگیریم. اگر موضوع حقوقی باشد، از وکلای داوطلب استفاده میکنیم و...
با توجه به اینکه نیازهای کودکان مستمر است، اما کمکهای مردمی ممکن است مقطعی و ناپایدار باشد، برای تأمین منابع مالی پایدار و مدیریت بحرانهای اقتصادی چه راهبردهایی دارید؟
ما به لطف خدا تاکنون برای هر کاری که قصد انجام آن را داشتهایم، از کار یکمیلیونی تا کار ۱۰ میلیاردی، خیر و حامی پیدا کردهایم. من گاهی به دوستان و خیرین میگویم هر وقت برای رسیدن به چیزی موفق نشدیم، شاید بهاندازه کافی برای آن تلاش نکردهایم. تجربه ما این بوده که هر زمان نیت کردیم و تلاش کردیم، کار انجام شده است اما درباره تأمین درآمد پایدار، چند فعالیت داریم. از نظر استقرار صندوقهای صدقات، دومین خیریه در سطح شهر اراک هستیم؛ یعنی بعد از یک مؤسسه دیگر، بیشترین صندوق صدقات را در سطح شهر داریم. از نظر توزیع قلک هم فکر میکنم سومین یا چهارمین مؤسسه در اراک باشیم. این صندوقها و قلکها بهصورت مستمر جمعآوری و تخلیه میشوند و بخشی از منابع مالی پایدار ما را تأمین میکنند. حوزه دیگری که روی آن کار میکنیم، کمکهای مناسبتی مربوط به مراسم تسلیت است. بهتدریج تلاش میکنیم این شیوه مشارکت را هم جا بیندازیم. هنوز در این زمینه خیلی قوی نیستیم، اما فکر میکنم تا پایان سال اوضاع بهتر شود.
خیریه لبخند به چه نیروهای داوطلبی و با چه تخصصهایی نیاز دارد؟ افرادی که علاقهمند به همکاری هستند، چگونه میتوانند در فعالیتهای مؤسسه مشارکت کنند؟
واقعیتش نیاز اصلی ما داوطلب «متخصص» نیست، ما به نیروی داوطلب پای کار نیاز داریم؛ حتی اگر هیچ تخصصی نداشته باشد. وقتی یک نیروی داوطلب باانگیزه به مجموعه اضافه شود، میتواند متناسب با فعالیت خود، افراد متخصص دیگری را هم جذب کند. برای مثال، کسی که در بخش مددکاری فعالیت میکند، به دنبال جذب مددکاران متخصص میرود. فردی که مسئول جذب مشارکتهاست، میتواند برای یک نیاز مشخص، پزشک یا گرافیست داوطلب جذب کند. بنابراین، ما به نیروهای داوطلبی نیاز داریم که انگیزه داشته باشند و پای کار بایستند؛ حتی اگر در ابتدای ورود به مؤسسه تخصص مشخصی نداشته باشند.
خیریه شما در سه حوزه اصلی فعالیتش چه خدماتی به کودکان ارائه میدهد؟ رویکرد شما چه تفاوتی با رویکرد های معمول حمایتی دارد؟
نیاز اصلی ما داوطلب «متخصص» نیست، ما به نیروی داوطلب پای کار نیاز داریم؛ حتی اگر هیچ تخصصی نداشته باشد. وقتی یک نیروی داوطلب باانگیزه به مجموعه اضافه شود، میتواند متناسب با فعالیت خود، افراد متخصص دیگری را هم جذب کند
در بحث تحصیل، ما خدمات مختلفی برای بچهها انجام میدهیم. بعضی فکر میکنند اگر به یک کودک لوازمالتحریر بدهند، حمایت تحصیلی از او انجام شده است، درحالیکه ما حمایت تحصیلی را بسیار گستردهتر میبینیم. پشتیبانی تحصیلی یعنی پیگیری روند درس خواندن کودک، ارتباط مستمر با مدرسه، بررسی میزان پیشرفت تحصیلی، تأمین لوازم موردنیاز و توجه به نیازهای آموزشی او. مددکار ما بهصورت مستمر کارنامه کودک را بررسی میکند، با مدیر مدرسه ارتباط دارد و روند رشد تحصیلی او را پیگیری میکند. در نیمسال تحصیلی نیز بررسی میکنیم که چه اقدام تشویقی میتواند به پیشرفت کودک کمک کند. ممکن است یک کودک به گوشی تلفن همراه نیاز داشته باشد، دیگری به لپتاپ و یک دختر دانشجو به حمایتی دیگر. گاهی هم برای جلوگیری از آسیبهای محیط زندگی، لازم است کودک در مدرسهای خارج از محله خود تحصیل کند و ما باید سرویس رفتوآمد او را تأمین کنیم. بسیاری از کودکانی که در فقر زندگی میکنند، به دلیل شرایط اقتصادی، نزدیکترین مدرسه به خانه را انتخاب میکنند. اما اگر ما تشخیص دهیم کودکی استعداد خوبی دارد، با آموزشوپرورش هماهنگ میکنیم تا در مدرسهای با کیفیت آموزشی و محیط مناسبتر ثبتنام شود. در این شرایط، هزینه سرویس، رفتوآمد و حتی پوشش متناسب با مدرسه را هم در نظر میگیریم. بنابراین، تحصیل برای ما فقط تهیه لوازمالتحریر نیست؛ بلکه پیگیری صفر تا صد رشد تحصیلی کودک است.
در بحث درمان هم ما فقط به دنبال معالجه نیستیم. ما به دنبال پیشگیری هم هستیم. در حال حاضر حدود ۱۵ تا ۱۶ دندانپزشک داوطلب با خیریه لبخند همکاری میکنند که باعث افتخار ماست. ما هر ماه تعدادی از کودکان را نزد این پزشکان میفرستیم. تا برخی کار درمانی انجام دهند و برخی معاینه و بررسی شوند. هدف این است که پیش از خراب شدن دندان، اقدامات پیشگیرانه انجام شود. در حوزههای دیگر درمان نیز آزمایشها و بررسیهای لازم برای کودکان انجام میشود.
در بحث معیشت هم ما صرفاً به دنبال توزیع بستههای مواد غذایی نیستیم. ما موضوع پوشاک، وسایل منزل و نیازهای ضروری زندگی خانوادهها را نیز پیگیری میکنیم. برای مثال، سال گذشته از ماه نهم تا دوازدهم، یعنی در حدود چهار ماه، نزدیک به ۴۰ تا ۴۵ وسیله ضروری زندگی برای خانوادهها تأمین کردیم. اگر اشتباه نکنم، حدود ۱۷ دستگاه ماشین لباسشویی، هشت بخاری و هفت یخچال در میان این وسایل بود. ما بررسی میکنیم که خانواده چه وسیله ضروری ای نیاز دارد و آن را تهیه می کنیم. بنابراین، معیشت از نگاه ما فقط توزیع بسته غذایی نیست، بلکه تأمین نیازهای ضروری زندگی خانوادهها را هم شامل میشود.
آقای خسروی خیریه شما یکی از فعالترین خیریه های اراک است. به عنوان سوال آخر لطفا بفرمایید که چطور اینقدر با انگیزه کار خیرتان را پیش میبرید؟ این کار چه احساسی در شما ایجاد میکند؟
بخش مهمی از انگیزه من برای انجام کار خیر، حال خوبی است که از آن میگیرم. در میان مشغلهها و دغدغههای زندگی روزمره، نیکوکاری احساس رضایت و آرامش خاصی به انسان میدهد. اما اگر بخواهم صادقانه بگویم، کار خیر بهنوعی اعتیادآور است؛ البته از نوع شیرین و لذتبخش آن! این احساس فقط به فعالیتهای خیریه محدود نمیشود. فعالان حوزههای مختلف اجتماعی، مانند محیط زیست، میراث فرهنگی و... نیز چنین تجربهای دارند. گاهی به دوستانم که در این حوزهها فعال هستند، میگویم چرا از صبح تا شب درگیر پیگیری مسائل مختلف و مراجعه به نهادها و سازمانها هستید؟ و آنها همین پاسخ را میدهند. اینکه وقتی وارد چنین کارهایی شدید دیگر نمیتوانید از آن فاصله بگیرید. برای من هم همینطور است. به این فعالیتها علاقه و وابستگی عمیقی پیدا کردهام. به نظرم یکی از جذابیتهای کار خیر هم همین است که هرچه بیشتر در آن قدم برمیدارید، انگیزه بیشتری برای ادامهدادنش پیدا میکنید.