مدیرعامل خیریۀ «نور دل»: کمبینایی را نباید با نابینایی یکی دانست / توانبخشی تخصصی باید به استقلال و اشتغال پایدار منتهی شود
به گزارش پایگاه خبری خیر ایران ساختمان خزانه یک بنای سه طبقه با فضایی وسیع در محله باغ خزانه تهران است که سالهاست در خدمت به نابینایان فعالیت میکند. این ساختمان که اکنون مؤسسه خیریه «نور دل» در آن واقع شده، به دلیل فرسودگی با کمک خیرین در حال بازسازی و نوسازی است اما به دلیل اتمام منابع مالی، ادامه این کار متوقف مانده است و نور دل از ۲۰ درصد فضای خود برای خدمات دهی به نابینایان استفاده میکند. با توجه به جامعه ۱۹ هزار نفری نابینایان تهران، تکمیل بازسازی این بنا میتواند امکان استفاده از ظرفیتهای این مجموعه برای ارائه خدمات آموزشی، توانبخشی و مهارتآموزی به افراد نابینا و کمبینای بیشتری را فراهم کند. به خصوص که در طرح بازسازی، قرار است فضاهای مختلفی برای خدمات تخصصی در نظر گرفته شود؛ از جمله بخش بیناییسنجی کودکان کمبینا، کتابخانه، استودیوی ضبط صدا و فضای آموزش مهارتهای روزمره زندگی. برای گفتوگو با محمدباقر شهیدی، در یک روز گرم و پرکار شهریورماه مهمان خیریه «نور دل» شدیم؛ زمانی که مادربزرگ و پدربزرگهای نابینا با مربی نابینای خود مشغول قرآنخوانی بودند و کودکان و نوجوانان کلاسهای خصوصی آموزشی و توانبخشی شان را میگذراندند. گفتوگوی خیر ایران را با مدیرعامل این موسسه که حدود ۳۰ سال است در حوزه آموزش و توانبخشی نابینایان و کمبینایان فعالیت دارد، بخوانید.
آقای شهیدی، مؤسسه خیریه «نور دل» در ساختمانی فعالیت میکند که سابقه طولانی در خدمت به افراد نابینا دارد. درباره پیشینه این ساختمان توضیح میدهید؟
این ساختمان حدود سه هزار مترمربع وسعت دارد و در سال ۱۳۵۲ از سوی مرحوم محمد خزانه با نیت آموزش افراد نابینا وقف شده است. براساس نیت واقف، این مکان برای آموزش، توانبخشی و رشد افراد نابینا در نظر گرفته شده و برای مثال کاربری آن خوابگاهی یا نگهداری شبانهروزی نبوده و نیست. پیش از انقلاب، این مرکز زیر نظر سازمان ملی نابینایان فعالیت میکرد و پس از انقلاب نیز سازمان بهزیستی مسئولیت آن را برعهده داشت. من در دهه ۱۳۷۰ در همین مرکز مشغول به کار شدم. در آن زمان، روزانه حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ فرد نابینا از نقاط مختلف تهران به مرکز مراجعه میکردند. برای رفتوآمد آنان از چهار نقطه تهران سرویس در نظر گرفته شده بود. افراد پس از حضور در مرکز، آموزشهای لازم را دریافت میکردند، یک وعده غذای گرم برایشان فراهم میشد و بعدازظهر به خانههای خود بازمیگشتند.
این مرکز آن زمان فقط یک ساختمان نبود؛ برای بسیاری از افراد نابینا، بخشی از زندگی، هویت اجتماعی و مسیر رشد آنان بود. بسیاری از کسانی که در اینجا آموزش دیدند، بعدها توانستند تحصیل کنند، وارد بازار کار شوند و زندگی مستقلتری داشته باشند. امروز نیز تلاش ما این است که مرکز خزانه دوباره به جایگاه شایسته خود بازگردد؛ نه فقط بهعنوان یک ساختمان آموزشی، بلکه بهعنوان خانه، مأمن و پایگاه اجتماعی نابینایان و کمبینایان استان تهران.
عکس با هوش مصنوعی بازسازی شده است
ظاهرا این ساختمان قبلا کارگاه بوده درست است؟ آیا این موضوع مشکلی در ارائه خدمات شما ایجاد نمی کند؟
بله. این بنا در گذشته احتمالاً کاربری کارگاهی داشته و به همین دلیل دارای انشعاب برق سهفاز ۴۵۰ آمپر است. این موضوع سبب می شود با وجود اینکه مصرف واقعی برق مرکز نسبتاً پایین است، اما به دلیل ظرفیت بالای انشعاب و هزینههایی مانند دیماند و انرژی راکتیو، مبلغ قبض به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کند. برای مثال در برخی قبوض مربوط به دو سال قبل، در حالی که مبلغ مصرف واقعی برق حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بود، مبلغ نهایی قبض به بیش از ۶۰ میلیون تومان میرسید. در حال حاضر نیز مبلغ قبض برق ماهانه حدود ۶۸ میلیون تومان است. برای یک مؤسسه خیریه که خدمات خود را کاملاً رایگان ارائه میدهد، چنین هزینهای فشار بسیار سنگینی ایجاد میکند.
البته هزینههای ماهانه مؤسسه فقط به قبض برق محدود نمیشود. پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان، حقالزحمه مربیان و متخصصان، هزینههای نگهداری ساختمان، نظافت، حفاظت، آب و گاز، تعمیرات، تجهیزات آموزشی و توانبخشی، مواد مصرفی، خدمات حمایتی و هزینههای اداری و پشتیبانی، همگی از هزینههای مستمر مرکز هستند. در کنار این موارد، برای حفظ کیفیت خدمات تخصصی باید بتوانیم متخصصانی مانند کاردرمانگر، روانشناس، گفتاردرمانگر، بیناییسنج و... را به تعداد مناسب و بهصورت تماموقت جذب و حفظ کنیم. این امر بدون تأمین منابع مالی پایدار امکانپذیر نیست. از متخصصان حوزه برق و مسئولان شرکت توزیع نیروی برق درخواست داریم این موضوع را بهصورت فنی بررسی کنند. شاید با اصلاح ظرفیت انشعاب، بررسی تعرفه، اصلاح ضریب توان، نصب تجهیزات مناسب و بانک خازنی یا ارائه راهکارهای فنی دیگر، بتوان این هزینه را کاهش داد. هر مبلغی که از هزینههای غیرضروری مرکز کم شود، میتواند مستقیماً برای آموزش یک کودک، پرداخت دستمزد یک مربی، خرید تجهیزات یا توسعه یک خدمت تخصصی مصرف شود.
مؤسسه نور دل در چه حوزه هایی فعالیت دارد و به چند نفر خدمت رسانی می کند؟
مؤسسه ما در حال حاضر تنها مرکز فنی، تخصصی و آموزشی ـ توانبخشی ویژه افراد نابینا و کمبینا در سطح استان تهران است و خدمات آموزشی، توانبخشی و حمایتی به مددجویان ارائه میدهد. فعالیت ما صرفاً به آموزش یک مهارت محدود نمیشود. چون توانبخشی موفق زمانی شکل میگیرد که فرد از ابعاد مختلف مورد ارزیابی و حمایت قرار گیرد. سه محور اصلی توانبخشی افراد نابینا در مرکز ما عبارتاند از: ۱. آموزش خط بریل ۲. جهتیابی و تحرک ۳. آموزش مهارتهای روزمره زندگی
در کنار این سه محور، این خدمات نیز ارائه میشود: کاردرمانی جسمی و ذهنی، روانشناسی و مشاوره، بازیدرمانی، گفتاردرمانی، بیناییسنجی و توانبخشی کمبینایی، آموزش رایانه و فناوریهای کمکی، آموزش مهارتهای ارتباطی و اجتماعی، خدمات مددکاری و حمایتهای اجتماعی. تمام این خدمات در چارچوب امکانات مؤسسه، بهصورت کاملاً رایگان ارائه میشود و مؤسسه هیچگونه وجهی بابت آنها از مددجویان و خانوادههای آنان دریافت نمیکند. با این حال، به دلیل محدودیت بودجه و مشکلات ساختمان، در شرایط فعلی بخشی از خدمات بهصورت پارهوقت و در حداقل ظرفیت ارائه میشود.
در مورد بخش دوم سوال شما باید عرض کنم که در استان تهران، بیش از ۱۹ هزار نفر دارای پرونده معلولیت بینایی هستند. این جمعیت شامل افراد نابینا و کمبینایی است که بسیاری از آنان نیازمند دریافت خدمات تخصصی آموزشی، توانبخشی، حرفهای و حمایتی هستند و چشم امیدشان به مراکزی مانند مرکز خزانه است. اما مرکز خزانه فعلا با توجه به محدودیت فضا و منابع مالی، فقط به حدود ۱۰۰ نفر بهطور مستقیم خدمات میدهد اما تعداد متقاضیان بسیار بیشتر از ظرفیت موجود است و خانوادههای زیادی در انتظار دریافت خدمات هستند.
ساختمان مرکز شما این روزها در حال بازسازی است. از پیشرفت کار بفرمایید. آیا در این بازسازی، «مناسبسازی» را هم مد نظر دارید؟
بله. این بنا ساختمانی سهطبقه با فضای وسیع، سقفهای بلند و سازهای مستحکم است. ارتفاع سقف طبقه بالایی حدود شش متر است و عملیات نوسازی و مناسبسازی مؤسسه از همین طبقه آغاز شده است. با توجه به قدمت ساختمان، بازسازی و نوسازی آن ضروری بود. بخشی از عملیات بازسازی، بهویژه در طبقه بالایی، با کمک خیرین و با هزینهای بالغ بر ۱۶ میلیارد تومان انجام شده و عملیات به مرحله نازککاری رسیده است؛ اما به دلیل پایانیافتن منابع مالی، ادامه کار با وقفه مواجه شده است. یکی از موضوعات مهم در این بازسازی، مناسبسازی ساختمان برای افراد نابینا، کمبینا و سایر افراد دارای معلولیت است. مناسبسازی برای ما فقط به معنای ایجاد رمپ یا آسانسور نیست؛ بلکه باید تمام مسیر حرکت و دریافت خدمت برای کودک و بزرگسال نابینا و کمبینا، ایمن، قابل تشخیص و قابل استفاده باشد.
در طراحیهای انجامشده، موضوعاتی مانند مسیرهای دسترسی ایمن و بدون مانع، تابلوها و علائم قابل تشخیص، استفاده از تضاد رنگی برای افراد کمبینا، مسیرهای هدایت لمسی و قابل شناسایی، سرویسهای بهداشتی مناسبسازیشده، نورپردازی استاندارد و کنترل خیرگی، سامانه اعلام حریق، تجهیزات کشف و اطفای حریق، پیشبینی مسیرهای خروج اضطراری و ... مورد توجه قرار گرفته است.
مرکز آموزشی و توانبخشی نابینایان باید در شرایط عادی برای آموزش ایمن باشد و در شرایط بحرانی نیز امکان خروج و امدادرسانی مناسب را فراهم کند. اجرای کامل این بخشها نیازمند بودجهریزی مستقل و تأمین اعتبار تخصصی است. اما چون این اتفاق نیفتاده، در حال حاضر، مؤسسه با حدود ۲۰ درصد ظرفیت ساختمان، خدمات آموزشی و توانبخشی را ارائه میکند. هدف ما این است که پس از تکمیل بازسازی، ساختمان فقط محل برگزاری چند کلاس نباشد؛ بلکه به یک مرکز جامع آموزشی، توانبخشی، فرهنگی و حرفهآموزی تبدیل شود.

جشن نور دل به مناسبت روز عصای سفید سال ۱۴۰۵
در طرح توسعه، چه خدماتی را پیشبینی کرده اید؟
به دنبال ارائه خدمات مختلفی مثل تاسیس کلینیک ارزیابی و توانبخشی کمبینایی کودکان، واحد رشد و مداخله زودهنگام کودک نابینا و کمبینا، کتابخانه و منابع مطالعاتی، استودیوی ضبط کتاب و محتوای صوتی، فضای آموزش مهارتهای روزمره زندگی، کلاسهای آموزش رایانه و فناوریهای کمکی، فضاهای مناسب برای آموزش بریل، فضای بازیدرمانی، فضاهای آموزش مهارتهای حرفهای و اشتغال و اتاق مادر و کودک هستیم.
در کلینیک کمبینایی دقیقا چه اتفاقی می افتد؟
کمبینایی به این معنا نیست که فرد هیچ توانایی دیداری ندارد. بسیاری از کودکان کمبینا میتوانند با استفاده از بینایی باقیمانده خود، آموزش ببینند، حرکت کنند، با دیگران ارتباط برقرار کنند و در آینده زندگی مستقلی داشته باشند؛ اما این امر نیازمند تشخیص و مداخله تخصصی است. کلینیک کمبینایی یا Low Vision باید علاوه بر اندازهگیری حدت بینایی، کارکرد واقعی بینایی کودک را در محیطهای مختلف بررسی کند. ممکن است کودکی در یک محیط روشن بتواند اشیا را تشخیص دهد، اما در نور نامناسب یا هنگام مطالعه دچار مشکل شود. ممکن است بتواند حروف درشت را بخواند، اما برای دیدن تخته یا تشخیص چهرهها به ابزار کمکی نیاز داشته باشد.
در این کلینیک باید مواردی مثل میزان بینایی باقیمانده، میدان بینایی، توانایی دیدن در نورهای مختلف، حساسیت به کنتراست، توانایی تشخیص اشیا و چهرهها و... ارزیابی شود.
مداخله زودهنگام نیز برای کودکان اهمیت زیادی دارد. تشخیص بهموقع و تجویز مناسب میتواند مسیر رشد کودک را تغییر دهد. اگر کودک در ماهها و سالهای نخست زندگی، ابزار و برنامه مناسب دریافت کند، امکان استفاده مؤثرتر از تواناییهای باقیمانده، رشد حرکتی و شناختی بهتر و آمادگی بیشتر برای ورود به مدرسه فراهم میشود. بنابراین، یکی از برنامههای اساسی ما ایجاد کلینیک تخصصی کمبینایی کودکان در مؤسسه نور دل است؛ کلینیکی که بتواند ارزیابی، تشخیص عملکردی، تجویز وسایل کمکبینایی، آموزش خانواده و هدایت آموزشی کودک را در یک مسیر منسجم دنبال کند.
تفاوت کمبینایی و نابینایی چرا اهمیت دارد؟
کمبینایی و نابینایی دو وضعیت متفاوت هستند و نمیتوان برای هر دو گروه، یک برنامه آموزشی و توانبخشی یکسان در نظر گرفت. فرد کمبینا معمولاً بخشی از بینایی خود را حفظ کرده است و ممکن است بتواند با استفاده از عینک، وسایل کمکبینایی، بزرگنماها، نور مناسب، چاپ درشت، کنتراست مناسب و فناوریهای دیجیتال، از توانایی بینایی خود استفاده کند. در مقابل، فردی که بینایی مؤثر ندارد، ممکن است به آموزش بریل، جهتیابی با عصای سفید و آموزش گستردهتر مهارتهای مستقل زندگی نیاز داشته باشد. مشکل اینجاست که گاهی به دلیل نبود ارزیابی دقیق، فرد کمبینا در گروه نابینایان قرار میگیرد و بدون آنکه تواناییها و ظرفیت بینایی باقیمانده او بررسی شود، برنامهای مشابه افراد نابینا برای او در نظر گرفته میشود.
برای مثال، ممکن است کودکی که با نور مناسب، چاپ درشت، بزرگنما یا ابزار دیجیتال قادر به خواندن است، بدون ارزیابی تخصصی به سمت استفاده از روشی هدایت شود که با توانایی واقعی او تناسب ندارد. البته تأکید میکنم که مسئله، مخالفت با آموزش بریل به افراد کمبینا نیست. برخی افراد کمبینا نیز ممکن است به بریل نیاز داشته باشند یا لازم باشد بریل را در کنار چاپ درشت و فناوریهای کمکی بیاموزند. مسئله اصلی این است که هیچ روش آموزشی نباید بدون ارزیابی فردی و تشخیص تخصصی به همه افراد تحمیل شود.
یکی از ویژگی های موسسه شما ارائه خدمات تیمی به مددجویان است. چرا کار تیمی در توانبخشی افراد نابینا و کمبینا اهمیت دارد؟
بسیاری از افراد دارای آسیب بینایی، علاوه بر مشکل بینایی، با مسائل حرکتی، جسمی، ارتباطی، روانی یا یادگیری نیز مواجه هستند؛ بنابراین یک مربی بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی همه نیازهای آنان باشد. توانبخشی باید تیمی باشد؛ یعنی پس از پذیرش و ارزیابی اولیه، وضعیت فرد از سوی متخصصان مختلف بررسی شود و برای او برنامهای متناسب با شرایطش تنظیم گردد. در واقع، تلاش ما این است که فرد فقط به یک کلاس معرفی نشود؛ بلکه مسیر رشد او از مرحله پذیرش تا آموزش، توانبخشی، استقلال و در نهایت هدایت شغلی، بهصورت علمی و پیوسته دنبال شود. آسیب بینایی فقط یک مسئله بینایی نیست. این آسیب میتواند بر حرکت، یادگیری، ارتباط، اعتمادبهنفس، روابط اجتماعی و آینده شغلی فرد اثر بگذارد.
برای مثال، ممکن است یک کودک کمبینا همزمان به ارزیابی بینایی، کاردرمانی، آموزش مهارتهای حرکتی، گفتاردرمانی، آموزش خانواده و برنامه آموزشی مناسب نیاز داشته باشد. یا یک فرد نابینا برای رسیدن به اشتغال، ابتدا باید مهارتهای جهتیابی، تحرک، امور شخصی، ارتباط اجتماعی و کار با فناوری را بیاموزد و سپس در مسیر آموزش حرفهای قرار گیرد. به همین دلیل، حضور یک متخصص بهتنهایی کافی نیست. مربی بریل، مربی جهتیابی و تحرک، کاردرمانگر، روانشناس، گفتاردرمانگر، بیناییسنج، مددکار اجتماعی و مربی مهارتهای شغلی باید در تعامل با یکدیگر فعالیت کنند. کار تیمی باعث میشود آموزشها پراکنده و تکراری نباشند و تمام متخصصان در یک مسیر مشترک حرکت کنند. هدف نهایی نیز باید روشن باشد: افزایش استقلال و کیفیت زندگی فرد.
آیا در مرکز شما مربیان نابینا و کمبینا نیز فعالیت می کنند؟
ما باور داریم که افراد نابینا و کمبینا فقط دریافتکننده خدمات نیستند؛ آنان میتوانند مربی، کارشناس، مشاور، مدیر و الگوی موفقیت برای دیگران باشند. در مرکز ما نیز از توانایی مربیان نابینا و کمبینا استفاده میشود. آنان در آموزش بریل، فعالیتهای فرهنگی، آموزش مهارتهای فردی و انتقال تجربه به مددجویان نقش مهمی دارند. وقتی یک کودک نابینا از یک مربی نابینا آموزش میگیرد، فقط یک مهارت یاد نمیگیرد؛ بلکه با یک الگوی واقعی از زندگی مستقل روبهرو میشود. او میبیند که نابینایی پایان راه نیست و میتوان با آموزش، پشتکار و حمایت مناسب، در جامعه نقشآفرین بود. یکی از ظرفیتهای مهم مؤسسه خیریه نور دل، تربیت مربی نابینا و کمبینا است. ما میخواهیم افراد توانمند دارای آسیب بینایی را شناسایی و برای فعالیت تخصصی آماده کنیم.
مؤسسه در طول سال چه فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی انجام میدهد؟
مؤسسه خیریه نور دل برای بسیاری از افراد نابینا فقط محل دریافت خدمات آموزشی نیست؛ بلکه مرکز خزانه محیطی برای دیدار، ارتباط، مشارکت اجتماعی و احساس تعلق است. برای بسیاری از مراجعان، این مرکز همانند خانه و مأمنی اجتماعی است؛ جایی که میتوانند دوستان خود را ببینند، در فعالیتهای گروهی شرکت کنند، توانمندیهایشان را نشان دهند و احساس کنند که دیده و پذیرفته میشوند. برای مثال، روزهای دوشنبه ما در اینجا کلاس قرآن برگزار میکنیم. مرکز از ساعت هفتونیم صبح باز میشود، اما گاهی افراد از ساعت شش صبح پشت در منتظر میمانند. برخی از این افراد، سالمندان نابینایی هستند که در خانههای خود کمتر دیده میشوند و فرصت چندانی برای حضور در جمع و برقراری ارتباط اجتماعی ندارند. آنها به بهانه شرکت در کلاس قرآن یا برنامههای سالمندان به مرکز میآیند و دور هم جمع میشوند. ما امکانات زیادی نداریم؛ گاهی فقط چای و کیک در اختیارشان میگذاریم. وعده غذایی یا برنامه پرهزینهای در کار نیست. بااینحال، همین که کنار یکدیگر باشند، دیده شوند و احساس کنند عضو یک مجموعه هستند، برایشان اهمیت زیادی دارد.
در طول سه سال گذشته، برنامههای فرهنگی، آموزشی، هنری و مناسبتی متعددی در مرکز برگزار شده است. هر یک از این مراسم با حضور صدها نفر از افراد نابینا، کمبینا و خانوادههای آنان همراه بوده است. بخش مهمی از این برنامهها توسط خود افراد نابینا اجرا میشود؛ از جمله برنامههای هنری، قرآنی، شعرخوانی، اجرای موسیقی، سخنرانی، برنامههای آموزشی و فعالیتهای گروهی. این موضوع نشان میدهد افراد نابینا فقط مخاطب برنامه نیستند، بلکه خودشان طراح، مجری و تولیدکننده برنامههای فرهنگی هستند. همچنین برنامههای کودکمحور برای کودکان نابینا و کمبینا برگزار میشود تا کودکان در فضایی شاد، امن و متناسب با نیازهای خود، با بازی، آموزش و فعالیتهای گروهی ارتباط برقرار کنند.

آیا شما در موسسه نور دل افراد را برای ورود به بازار کار آماده می کنید؟
بله. ۱فرد نابینا برای ورود به بازار کار، ابتدا باید بتواند بهصورت مستقل یا با حداقل حمایت در محیط رفتوآمد کنند، امور شخصی خود را انجام دهند، با تلفن همراه و رایانه کار کنند، ارتباط مؤثر برقرار کنند و برای حضور در محیط کار آمادگی داشته باشند. صرفاً برگزاری کلاس کافی نیست، آنها باید در بعضی امور مثل مهارتهای روزمره زندگی، جهتیابی و تحرک، تقویت مهارتهای ارتباطی و اجتماعی و... توانمند شوند و ما اینجا روی همه این موضوعات فعالیت داریم.
از مسئولان و خیرین چه انتظاری دارید؟
واقعیت این است که مرکز ما نیاز به حمایت مستمر، برنامهمحور و هدفمند دارد. در مرحله نخست، تکمیل بازسازی و مناسبسازی ساختمان اهمیت زیادی دارد. همانطور که گفتم در حال حاضر، مؤسسه با حدود ۲۰ درصد ظرفیت ساختمان فعالیت میکند و بخش قابل توجهی از فضا هنوز به دلیل ناتمامبودن عملیات نوسازی و مناسبسازی، قابل بهرهبرداری کامل نیست و برای استفاده از این بخش ها ما به همراهی خیرین نیازمندیم. پس از آن، تجهیز مرکز و تأمین هزینههای جاری اهمیت دارد. ساختمان بدون مربی، متخصص، تجهیزات و برنامه آموزشی نمیتواند پاسخگوی نیاز افراد نابینا و کمبینا باشد.
از مسئولان هم درخواست داریم برای کاهش هزینه برق مرکز همکاری کنند؛ از تکمیل بازسازی و مناسبسازی ساختمان حمایت کنند؛ اجرای کامل سامانه اعلام و اطفای حریق را در اولویت قرار دهند؛ از توسعه خدمات تخصصی نابینایی و کمبینایی حمایت کنند؛ زمینه ارتباط مؤسسه با دستگاههای اجرایی و بنگاههای اقتصادی را فراهم کنند؛ در توسعه کلینیک کمبینایی و واحد رشد کودکان مشارکت داشته باشند.
از خیرین دعوت میکنیم علاوه بر کمک به هزینههای جاری، در طرحهای ماندگار مؤسسه مشارکت کنند. تکمیل یک بخش از ساختمان، خرید تجهیزات، تأمین حقوق یک مربی، راهاندازی کلینیک کمبینایی یا ایجاد ظرفیت اشتغال، میتواند تأثیری ماندگار بر زندگی دهها و صدها نفر داشته باشد.
آرزو و هدف شما برای آینده نور دل چیست؟
افراد دارای آسیب بینایی بیش از آنکه نیازمند ترحم باشند، نیازمند فرصت هستند؛ فرصت آموزش، توانبخشی، اشتغال، حضور اجتماعی، دسترسی به فناوری و زندگی مستقل. ما در مؤسسه خیریه نور دل تلاش میکنیم این باور را در عمل نشان دهیم که نابینایی پایان توانمندی نیست. اگر آموزش مناسب، توانبخشی تخصصی، حمایت خانواده، دسترسی به ابزارهای کمکی و فرصت اشتغال فراهم شود، افراد نابینا میتوانند زندگی مستقل و مؤثری داشته باشند.
مرکز خزانه تنها یک ساختمان نیست؛ بخشی از تاریخ آموزش و توانبخشی نابینایان در استان تهران و خانهای اجتماعی برای افراد نابینا و کمبیناست. این بنا با نیت خِیر یک واقف ایجاد شده و امروز مسئولیت ماست که آن را حفظ، تکمیل و برای نسلهای آینده آماده کنیم. امیدواریم با همراهی مسئولان، خیرین، متخصصان و مردم نیکاندیش، این مرکز دوباره به جایگاهی برسد که بتواند پاسخگوی نیاز شمار بیشتری از کودکان، جوانان و بزرگسالان نابینا و کمبینا باشد.
ما باور داریم هر فرد نابینا و کمبینا، اگر فرصت مناسب در اختیارش قرار گیرد، میتواند از دریافتکننده خدمت به ارائهدهنده خدمت، از نیازمند حمایت به فردی توانمند و از مخاطب آموزش به مربی و الگوی دیگران تبدیل شود. این همان آیندهای است که برای مرکز خزانه و جامعه نابینایان و کمبینایان آرزو داریم: آیندهای که در آن هیچ کودکی به دلیل کمبود تشخیص و آموزش تخصصی، فرصتهای رشد خود را از دست ندهد؛ هیچ فرد نابینایی به دلیل نبود فرصت، از اشتغال محروم نماند و هیچ خانوادهای در مسیر آموزش و توانبخشی فرزند خود احساس تنهایی نکند.