حلقه گمشده نوآوری زیستی هند: نقش سازمانهای غیردولتی در پیوند فناوری به جامعه
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، هند در سالهای اخیر سرمایهگذاری بزرگی در زیستفناوری و نوآوری زیستی انجام داده است. «زیستفناوری» به کارگیری سیستمهای زنده، موجودات زنده یا اجزای آنها مانند سلولها، آنزیمها، ژنها و میکروارگانیسمها برای تولید محصولات، فرآیندها و خدمات مفید است و حوزهای میانرشتهای به شمار میرود که دانش زیستشناسی را با مهندسی، فناوری و علوم داده ترکیب میکند. کاربردهای آن از سلامت و پزشکی مانند واکسن، دارو، تشخیص و درمانهای ژنی تا کشاورزی، صنعت، سوختهای زیستی و محیطزیست گسترده است و هدف آن تبدیل یافتههای زیستی به راهحلهای عملی برای نیازهای واقعی جامعه است.
«نوآوری زیستی» فرایند و نتیجه تبدیل دانش و فناوری زیستی به راهحلهای تازه، قابل استفاده و دارای اثر اقتصادی یا اجتماعی است؛ از یک دستگاه تشخیصی جدید تا یک مدل درمانی یا کشاورزی. به بیان ساده، زیستفناوری «توان فنی» و ابزارها را فراهم میکند و نوآوری زیستی «مسیر رساندن آن توان به بازار و جامعه» را میسازد؛ بنابراین نوآوری زیستی بدون زیستفناوری پایه علمی ندارد و زیستفناوری بدون نوآوری زیستی در آزمایشگاه میماند و به اثر اجتماعی نمیرسد.
دولت هند در سالهای اخیر برنامههای حمایتی متعددی را در این دو حوزه راهاندازی کرده است و استارتاپهای زیادی در حوزه سلامت و زیستفناوری شکل گرفتهاند و صندوقهای مالی قابلتوجهی به این حوزه اختصاص یافته است. اما این سرمایهگذاریها عمدتاً در شهرهای بزرگ و مراکز صنعتی متمرکز شدهاند و به نیازهای جوامع حاشیهای و مناطق کمتر توسعهیافته کمتر توجه کردهاند.
در سوی دیگر، سازمانهای غیردولتی فعال در حوزه سلامت در هند در خط مقدم مواجهه با نیازهای واقعی جوامع قرار دارند. آنها میدانند که یک فناوری تشخیصی جدید در منطقهای که برق پایدار ندارد یا زنجیره سرد در آن وجود ندارد، چگونه شکست میخورد. اما بسیاری از آنها در حاشیه این سرمایهگذاریها باقی ماندهاند و دسترسی محدودی به سرمایه، زیرساخت فنی و شبکههای صنعتی دارند.
این شکاف نشان میدهد که مسئله اصلی، فقدان ایده یا استعداد نیست؛ نبود پیوند میان استارتاپها، سرمایهگذاران و بازیگران زیستبوم است. استارتاپها فناوری تولید میکنند، سرمایهگذاران منابع مالی دارند و بازیگران زیستبوم از جمله سازمانهای غیردولتی، مراکز درمانی و نهادهای محلی به جامعه واقعی دسترسی دارند، اما این سه حلقه معمولاً به هم وصل نیستند. نتیجه این جدایی آن است که ایدهها در آزمایشگاه میمانند، سرمایه به بازارهای شهری میرود و نیازهای جوامع محروم بیپاسخ میماند.
فناوریای که به دست نیازمند واقعی نرسد، نوآوری نیست؛ یک طرح ناتمام است
در زیستفناوری، سرنوشت یک نوآوری به اتصال سه بازیگر اصلی بستگی دارد: استارتاپهایی که ایده و فناوری تولید میکنند؛ سرمایهگذارانی که منابع مالی در اختیار دارند؛ و بازیگران زیستبوم از جمله سازمانهای غیردولتی، مراکز درمانی و نهادهای محلی که به جامعه واقعی دسترسی دارند. مشکل این است که این سه، معمولاً به هم وصل نیستند. استارتاپ ایده دارد اما مدرکی ندارد که فناوریاش در دنیای واقعی کار میکند. سرمایهگذار پول دارد اما نمیداند کدام ایده واقعاً به دست مردم میرسد. بازیگر میدانی نیاز واقعی را میشناسد اما صدایش به اتاقی که در آن درباره فناوری و پول تصمیم گرفته میشود، نمیرسد.
وقتی این پیوند نباشد، هر سه طرف بازندهاند. استارتاپ نمیتواند مدل خود را اثبات کند و سرمایه جذب کند؛ سرمایهگذار ریسک میکند، چون دادهای از عملکرد واقعی فناوری در میدان ندارد؛ و جامعه فناوریای را که برای شرایطش طراحی نشده، نمیپذیرد و نیازش بیپاسخ میماند. به بیان ساده، فناوریای که به دست نیازمند واقعی نرسد، نوآوری نیست؛ یک طرح ناتمام است. بنابراین تقویت این پیوند نه یک کار جانبی، بلکه شرط اصلی تبدیل نوآوری به اثر اجتماعی است.
این مشکل به شکلهای مشخصی ظاهر میشود. فناوریهای تشخیصی و درمانی که در آزمایشگاههای دانشگاهی و استارتاپهای شهری توسعه مییابند، اغلب برای شرایط جوامع حاشیهای از جمله دسترسی محدود به برق پایدار، زنجیره سرد، نیروی انسانی متخصص و توان پرداخت، طراحی یا اعتبارسنجی نشدهاند. در نتیجه، نوآوریها در مرحله آزمایشگاه متوقف میمانند یا در بازارهای شهری باقی میمانند، در حالی که نیازهای درمانی مناطق کمتر توسعهیافته بیپاسخ میماند.
علت اصلی این مشکل، نبود کانالی است که نیاز میدانی را به فرایند طراحی و اعتبارسنجی میدانی فناوری پیوند دهد؛ همان نقشی که سازمانهای غیردولتی بهطور طبیعی میتوانند ایفا کنند، اما در زیستبوم نوآوری و سازوکارهای تأمین مالی کمتر به رسمیت شناخته شدهاند.
در این راستا، برخی از مهمترین صندوقهای نوآوری زیستی هند، سازمانهای غیردولتی را بهعنوان متقاضی واجد شرایط پذیرفتهاند. برای نمونه، فراخوان مشترک وزارت زیستفناوری هند (DBT) و شورای کمک به تحقیقات صنعت زیستفناوری (BIRAC) در حوزه هوش مصنوعی زیستی (Bio-AI) و صندوق تجاریسازی محصول (PCP Fund) در سال ۲۰۲۶، نهادهای غیردولتی ثبتشده را در فهرست واجدین شرایط قرار داده است. طرحهایی مانند چالشهای بزرگ هند (Grand Challenges India) نیز بنیادهای غیرانتفاعی و سازمانهای غیردولتی را هدف گرفتهاند.
بایوبریج ۲۰۲۶: تقویت پیوند میان استارتاپهای زیستفناوری، سرمایهگذاران و بازیگران زیستبوم

به همین دلیل، گروهی از نهادهای دانشگاهی، دولتی و صنعتی فعال در این حوزه در هند، با انگیزه توسعه زیستبوم و در چارچوبی که میتوان آن را تلاشی در راستای مسئولیت اجتماعی دانست، رویدادی استارتاپی با نام بایوبریج ۲۰۲۶ ترتیب دادهاند. هدف این رویداد روشن است: تقویت پیوند میان استارتاپهای زیستفناوری، سرمایهگذاران و بازیگران زیستبوم، و تبدیل ایدههای آزمایشگاهی به راهحلهایی که به دست نیازمندان واقعی میرسد.
بایوبریج ۲۰۲۶ با هدف گردهم آوردن بنیانگذاران استارتاپ، سرمایهگذاران خطرپذیر، پژوهشگران، رهبران صنعت و شرکای زیستبوم طراحی شده است. برنامه رویداد شامل سخنرانی بیش از ۲۰ چهره برجسته، نشست اختصاصی سرمایهگذاران (Investors Connect)، کلاسهای تخصصی درباره روندهای نوظهور و تجاریسازی، و شبکهسازی غیررسمی با بازیگران زیستبوم است. منطق طراحی این رویداد بر این فرض بنا شده است که شکاف اصلی در زیستبوم زیستفناوری، شکاف «اتصال» است، نه فقدان ایده یا استعداد. دانشگاهها و مراکز پژوهشی ایده تولید میکنند، استارتاپها در مراحل اولیه شکل میگیرند و سرمایهگذاران به دنبال فرصتاند؛ اما پیوند میان این حلقهها شکننده است.
سه ویژگی نشان میدهد که این رویداد پیوند را جدی گرفته است:
- ویژگی اول، یک بخش اختصاصی برای مواجهه با سرمایهگذار است. رویداد بخشی با عنوان «سرمایهگذاران کانکت» دارد که بهصراحت برای تعامل مستقیم استارتاپها با سرمایهگذاران، صندوقهای خطرپذیر و شرکای تأمین مالی طراحی شده است. اهمیت این نکته در آن است که برگزارکنندگان پذیرفتهاند صرفِ حضور استارتاپ و سرمایهگذار در یک سالن کافی نیست؛ بلکه به قالبی از پیش طراحیشده برای گفتگوی هدفمند نیاز است.
- ویژگی دوم، حضور یک نهاد دولتی بهعنوان شریک رسمی است. رویداد با همکاری یک نهاد دولتی توسعه زیستبوم استارتاپی (استارتاپتیان) برگزار میشود که مأموریت آن اتصال کارآفرینان به فرصتهای آموزشی، منتورها و سرمایهگذاران است. بنابراین بایوبریج صرفاً یک رویداد خصوصی نیست؛ کانالی است که به شبکه منتورینگ و سرمایه دولتی متصل است. این یعنی دغدغههای میدانی میتوانند از همین مسیر به سطح سیاستگذاری منتقل شوند، چیزی که در رویدادهای صرفاً خصوصی دشوار است.
- ویژگی سوم، آموزش مهارتهای تجاریسازی است. رویداد شامل کلاسهای تخصصی و پنلهای بحث درباره روندهای نوظهور، رشد استارتاپ و آینده کسبوکارهای زیستی است و بر آموزش مهارتهایی مانند مالکیت فکری، ساخت ارائه جذب سرمایه، مدلسازی مالی و تحقیق و توسعه تأکید شده است. اینها همان مهارتهایی است که بازیگران میدانی برای ورود به گفتگوی سرمایهگذاری به آن نیاز دارند و معمولاً در چارچوبهای بشردوستانه آموزش نمیبینند.
سازمانهای غیردولتی: «حلقه گمشده» و تسهیلگر پیوند
اینجا نقطهای است که سازمانهای غیردولتی میتوانند نقش «حلقه گمشده» و «تسهیلگر پیوند» را بازی کنند. این نقش را میتوان در پنج قدم ساده خلاصه کرد:
قدم اول: استارتاپ به یک جامعه هدف نیاز دارد. استارتاپی که یک دستگاه یا فناوری سلامت ساخته، برای جذب پول باید ثابت کند که فناوریاش فقط در آزمایشگاه خوب کار نمیکند، بلکه در دنیای واقعی هم جواب میدهد و مردم از آن استفاده میکنند.
قدم دوم: سازمان غیردولتی در همان منطقهای کار میکند که استارتاپ به آن دسترسی ندارد. مردم آنجا را میشناسد، میداند چه چیزی در عمل کار میکند و چه چیزی نه، و میتواند با شواهد نشان دهد که نیاز واقعی چیست. استارتاپ دقیقاً به همین «شاهد میدانی» نیاز دارد.
قدم سوم: سازمان غیردولتی میتواند در بخش «سرمایهگذاران کانکت» و در تعامل با سرمایهگذاران، نه بهعنوان کسی که کمک مالی میخواهد، بلکه بهعنوان «شریک میدانی» استارتاپ معرفی شود؛ کسی که میتواند به استارتاپ کمک کند فناوریاش را در دنیای واقعی آزمایش کند. همین تغییر جایگاه، کلید ورود است.
قدم چهارم: وقتی سازمان غیردولتی و استارتاپ با هم کار میکنند و یک نتیجه واقعی به دست میآید، همین نتیجه میتواند مدرکی شود برای درخواست بودجه از صندوقهایی که سازمانهای غیردولتی را قبول دارند، مانند فراخوانهای وزارت زیستفناوری و بیراک. به زبان ساده، استارتاپ شریک فنی میشود، سازمان غیردولتی شریک میدانی، و هر دو با هم درخواست پول میدهند.
قدم پنجم: سازمان غیردولتی دیگر فقط «مجری برنامه» نیست؛ بهعنوان بازیگر اصلی زنجیره نوآوری، با دسترسی به پول، شریک فنی و صدایی در سیاستگذاری، شناخته میشود.
تقویت پیوند سهضلعی استارتاپ، سرمایهگذار و بازیگر زیستبوم، شرط اصلی تبدیل نوآوری زیستی به اثر اجتماعی
فرض کنید استارتاپی یک دستگاه تشخیص سریع ساخته که در آزمایشگاه عالی کار میکند. سرمایهگذار میپرسد: «اگر این دستگاه را به درمانگاهی ببریم که برق پایدار ندارد، چه میشود؟» استارتاپ جواب ندارد. یک سازمان غیردولتی که همان درمانگاه را اداره میکند، دستگاه را در سه مرکز آزمایش میکند، مشکلات را یادداشت میکند و میگوید چطور میشود آن را بهتر کرد. نتیجه این است: استارتاپ دادهای دارد که با آن سرمایهگذار را قانع میکند؛ سازمان غیردولتی بهعنوان «شریک میدانی» در درخواست بودجه و ارائه استارتاپ نام برده میشود.
تقویت پیوند سهضلعی استارتاپ، سرمایهگذار و بازیگر زیستبوم، شرط اصلی تبدیل نوآوری زیستی به اثر اجتماعی است. در این میان، سازمانهای غیردولتی میتوانند بهعنوان تسهیلگر این پیوند عمل کنند، نه فقط دریافتکننده کمک، بلکه شریک میدانی استارتاپها و صدای نیازهای جامعه در فرایند طراحی، اعتبارسنجی و تأمین مالی فناوری. سیاستگذاران و صندوقهای نوآوری نیز باید این نقش را به رسمیت بشناسند و مسیرهای مالی و نهادی برای آن ایجاد کنند. فناوریای که به دست نیازمند واقعی نرسد، نوآوری نیست؛ یک طرح ناتمام است.
منابع:
AVPN Health Impact Leadership Forum
Biocon