کد خبر:۶۵۵۸
مروری بر نشست «مسائل سالمندی امروز، آینده سالمندی و چالش‌ها»؛

آیا آمادۀ ایرانِ سالمند هستیم؟

ایران در آستانه یکی از مهم‌ترین تغییرات جمعیتی دهه‌های پیش رو قرار دارد. افزایش سهم سالمندان از جمعیت کشور؛ تغییری که اگر برای پیامد‌های اقتصادی، اجتماعی، رفاهی و مراقبتی آن از امروز برنامه‌ریزی نشود، می‌تواند خود به بحرانی جدی در آینده تبدیل شود. اما ایران تا چه اندازه برای ورود به دوران سالمندی جمعیت آماده است و چه اقداماتی باید به منظور آمادگی برای ایران سالمند انجام شود؟ این پرسش‌ها محور نشست «مسائل سالمندی امروز، آینده سالمندی و چالش‌ها» بود که ۷ مهر ۱۴۰۵ برگزار شد.
سالمندی

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، نشست «مسائل سالمندی امروز، آینده سالمندی و چالش‌ها» روز هفتم مهرماه با حضور دکتر ملیحه عرشی، عضو هیئت علمی گروه مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی؛ دکتر نگین مشاور، نایب‌رئیس هیئت‌مدیره سازمان تأمین اجتماعی؛ دکتر مجید فولادیان، رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور و دکتر سید مالک حسینی، معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برگزار شد.

عرشی: سالمندی را نباید فقط مسئله فرد سالمند دید

 دکتر ملیحه عرشی، نخستین سخنران این نشست در سخنانش بر ضرورت تغییر نگاه به سالمندی تأکید کرد و گفت سالمندی بیش از آنکه صرفاً تجربه‌ای فردی باشد، یک تجربه خانوادگی و اجتماعی است. عرشی با اشاره به تجربه کشور‌های مختلف توضیح داد که حتی در جوامع فردگرا، بخش مهمی از خدمات رفاهی بر مبنای خانواده طراحی می‌شود. او افزود: «در حوزه سالمندی نیز باید این پرسش را مطرح کنیم که آیا فقط فرد سالمند باید مورد توجه باشد یا خانواده و سیاست‌های حمایتی مبتنی بر خانواده نیز باید وارد نظام رفاه شوند؟» او یکی از چالش‌های مهم را کمبود اطلاعات درباره خانواده‌های مراقب سالمندان دانست و گفت معمولاً آمار‌ها بر تعداد سالمندان و مشکلات آنان متمرکز است، اما کمتر مشخص است چه تعداد خانواده درگیر مراقبت هستند و چه حمایت‌هایی نیاز دارند.

 به گفته عرشی، کوچک شدن خانواده‌ها، کاهش تعداد فرزندان، مهاجرت و اشتغال آنان، فاصله جغرافیایی میان والدین و فرزندان و افزایش طول عمر، ظرفیت خانواده برای مراقبت از سالمندان را کاهش داده است. در گذشته شبکه گسترده خویشاوندی بخشی از این مسئولیت را برعهده داشت، اما امروز این ظرفیت محدودتر شده و نظام رفاه باید نقش جبرانی بیشتری ایفا کند. عرشی تأکید کرد که آینده سالمندی از پیش تعیین‌شده نیست و چهار سناریو را برای آن مطرح کرد: «سالمندی مخاطره‌آمیز»، «تاریک و روشن سالمندی»، «سپیده‌دم سالمندی» و «سالمندی سعادتمند». در مطلوب‌ترین سناریو، سالمند تنها دریافت‌کننده خدمات نیست و امکان مشارکت اقتصادی و اجتماعی نیز دارد. او تحقق چنین شرایطی را نیازمند حکمرانی هوشمند و آینده‌نگر، توزیع عادلانه‌تر رفاه، اصلاح صندوق‌های بازنشستگی و حمایت از خانواده‌های مراقب دانست. به گفته او، سیاست‌هایی مانند مرخصی شغلی، حمایت‌های بیمه‌ای و کمک‌هزینه نگهداری برای افرادی که از والد سالمند مراقبت می‌کنند، باید مورد توجه قرار گیرد.

 عرشی در پایان تأکید کرد که سیاست‌گذاری سالمندی باید به تفاوت‌های شهری و روستایی، شرایط اقتصادی و اجتماعی سالمندان و تغییرات ساختار خانواده توجه کند و به سمت خدمات یکپارچه، همه‌جانبه و خانواده‌محور حرکت کند.

نگین: برای عمر صدساله، الگوی سنتی بازنشستگی جوابگو نیست

 وحیده نگین، دومین سخنران این نشست، مسئله سالمندی را از زاویه افزایش طول عمر و تأثیر آن بر نظام‌های بازنشستگی بررسی کرد. او با اشاره به ایده «زندگی صدساله» این پرسش را مطرح کرد که اگر زندگی تا صدسالگی در آینده عادی‌تر شود، چگونه می‌توان کیفیت این عمر طولانی را حفظ کرد؟

به گفته نگین، الگوی سنتی «تحصیل، اشتغال و بازنشستگی» برای جامعه‌ای با طول عمر بیشتر دیگر پاسخگو نیست. بسیاری از ساختار‌های بازنشستگی برای دوره‌ای کوتاه پس از پایان اشتغال طراحی شده‌اند، در حالی که افزایش طول عمر می‌تواند دوران بازنشستگی را به چند دهه برساند و تأمین مالی آن را به یکی از مسائل اصلی نظام رفاه تبدیل کند.

 او با اشاره به مفهوم «زندگی چندمرحله‌ای» گفت در آینده مرز میان آموزش، کار و بازنشستگی کمرنگ‌تر خواهد شد و افراد ممکن است در میانسالی یا سنین بالاتر دوباره آموزش ببینند، شغل تازه‌ای را تجربه کنند یا به فعالیت‌های حرفه‌ای منعطف‌تر روی بیاورند. در چنین الگویی، سلامت، مهارت، خودشناسی، انعطاف‌پذیری و روابط خانوادگی و دوستانه نیز در کنار دارایی مالی، بخشی از سرمایه فرد برای یک زندگی طولانی محسوب می‌شوند.

 نگین سپس به فشار افزایش طول عمر بر صندوق‌های بازنشستگی اشاره کرد و گفت دولت‌ها و صندوق‌ها به‌تنهایی نمی‌توانند همه هزینه‌های این دوره طولانی را تأمین کنند و افراد نیز باید سهم بیشتری در برنامه‌ریزی مالی آینده خود داشته باشند.

او در همین زمینه از ضرورت حرکت از الگوی صرفاً «مزایای معین» یا DB به سمت استفاده بیشتر از سازوکار‌های «مشارکت معین» یا DC و ابزار‌های مکمل بازنشستگی سخن گفت. در مدل DB میزان مستمری بر اساس فرمولی از پیش تعیین می‌شود، اما در مدل DC میزان پس‌انداز فرد و بازده آن نقش بیشتری در درآمد دوران بازنشستگی دارد.

مروری بر نشست «مسائل سالمندی امروز، آینده سالمندی و چالش‌ها»؛ آیا آمادۀ ایرانِ سالمند هستیم؟

 نگین همچنین به ابزار‌هایی مانند «رهن معکوس» و بیمه‌های مراقبت بلندمدت اشاره کرد. در رهن معکوس، سالمند می‌تواند با اتکا به ارزش ملک خود، بدون فروش آن در زمان حیات، درآمد دوره‌ای دریافت کند و تسویه نهایی پس از فوت انجام شود. او تأکید کرد که با افزایش جمعیت سالمند، هزینه مراقبت‌های بلندمدت نیز افزایش خواهد یافت و توسعه بیمه‌های مرتبط با این حوزه می‌تواند هم امنیت بیشتری برای سالمند ایجاد کند و هم بخشی از فشار واردشده بر خانواده و نظام رفاه را کاهش دهد.

 نگین در پایان گفت مواجهه با افزایش طول عمر تنها با افزایش مستمری یا اصلاح یک صندوق ممکن نیست و نظام بازنشستگی، ابزار‌های مالی، مراقبت‌های بلندمدت و برنامه‌ریزی فردی باید همزمان دیده شوند.

فولادیان: بحران سالمندی نزدیک‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد

 دکتر مجید فولادیان، رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور، با اشاره به تغییرات سریع جمعیتی گفت: ایران در آستانه تحولی بنیادی قرار دارد؛ از یک سو تعداد موالید کاهش یافته و از سوی دیگر جمعیت سالمند با سرعت در حال افزایش است. به گفته او، میزان سالمندی از سال ۱۳۹۰ تاکنون حدود ۵۴ درصد افزایش یافته و تا سال ۱۴۳۰ جمعیت سالمند کشور بیش از سه برابر خواهد شد، در حالی که سهم جمعیت کودکان کاهش می‌یابد.

 فولادیان تأکید کرد این تغییر همزمان با دگرگونی ساختار خانواده رخ می‌دهد. خانواده گسترده و چندنسلی به سمت خانواده‌های کوچک‌تر و در مواردی تنهازیستی حرکت کرده و ظرفیت سنتی خانواده برای مراقبت از سالمندان کاهش یافته است. او از نسل میانی جامعه با عنوان «نسل ساندویچی» یاد کرد؛ نسلی که همزمان مسئولیت مراقبت از والدین سالمند و فرزندان را بر دوش دارد. به گفته او، متولدین پرشمار دهه ۶۰ در سال‌های آینده وارد دوره سالمندی می‌شوند، در حالی که زیرساخت موجود برای پاسخگویی به این جمعیت کافی نیست.

 فولادیان فقر و ناامنی درآمدی، مشکلات صندوق‌های بازنشستگی، افزایش هزینه‌های درمان، کمبود نیروی آموزش‌دیده برای مراقبت، نامناسب بودن مسکن، محیط شهری و تنهایی سالمندان را از مهم‌ترین چالش‌های پیش رو دانست. او در ادامه از مجموعه اقداماتی در شورای ملی سالمندان خبر داد که از جمله آنها راه‌اندازی «داشبورد ملی سالمندی» است. این سامانه قرار است با تجمیع اطلاعات دستگاه‌های مختلف، تصویر دقیق‌تری از وضعیت اقتصادی، معیشتی و سلامت سالمندان ارائه دهد و امکان شناسایی افراد نیازمند حمایت را فراهم کند.

 بازطراحی سند ملی سالمندان، تدوین پیش‌نویس قانون جامع حمایت از سالمندان و ساماندهی مراکز و مراقبان سالمند از دیگر محور‌های مورد اشاره او بود. فولادیان همچنین بر ظرفیت «اقتصاد نقره‌ای» تأکید کرد و گفت افزایش جمعیت سالمند فقط تهدید نیست و می‌تواند به ایجاد بازارها، خدمات و فرصت‌های شغلی تازه منجر شود. به اعتقاد او، مواجهه با سالمندی نیازمند بازاندیشی در سیاست‌های رفاهی، اقتصادی، شهری و اجتماعی کشور است.

حسینی: اگر امروز برنامه‌ریزی نکنیم، سالمندی به مسئله امنیت ملی تبدیل می‌شود

دکتر سید مالک حسینی، معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، آخرین سخنران نشست بود. او نسبت به جدی نگرفتن پیامد‌های سالمندی هشدار داد و گفت: «ما با پدیده‌ای بسیار جدی مواجهیم، اما مواجهه ما با آن جدی نیست. معمولاً باید وارد بحران شویم و بعد به این فکر کنیم که چه کاری باید انجام دهیم.» حسینی تأکید کرد که آثار سالمندی فقط مربوط به آینده نیست و از امروز نیز در برخی حوزه‌ها قابل مشاهده است. به گفته او، اگر برنامه‌ریزی به تعویق بیفتد، کاهش جمعیت در سن کار می‌تواند بازار کار، نظام تأمین اجتماعی و حتی ظرفیت‌های امنیتی و دفاعی کشور را تحت تأثیر قرار دهد. او افزود ایران برخلاف برخی کشورها، ظرفیت گسترده و فرهنگ مهاجرپذیری برای جبران کاهش نیروی کار ندارد و به همین دلیل باید از هم‌اکنون برای حفظ مشارکت افراد در سنین بالاتر و تأمین نیروی انسانی آینده برنامه‌ریزی کرد.

 حسینی در عین حال سالمندی را صرفاً یک تهدید ندانست. به گفته او، حوزه‌هایی مانند سلامت، تغذیه، مراقبت، گردشگری، سرگرمی، مسکن و خدمات سالمندان می‌توانند فرصت‌های مهمی برای اشتغال و کارآفرینی ایجاد کنند.

 او همچنین به کاهش «نسبت حمایت بالقوه» اشاره کرد و گفت هرچه تعداد افراد در سن فعالیت اقتصادی نسبت به جمعیت سالمند کمتر شود، فشار بر بازار کار، صندوق‌های بازنشستگی و نظام حمایتی افزایش خواهد یافت. به گفته او، ایران هنوز به نقطه اوج بحران سالمندی نرسیده و همین فاصله فرصتی برای سیاست‌گذاری است.

 یکی از راهکارها، حفظ مشارکت اقتصادی سالمندان است؛ زیرا ادامه فعالیت شغلی علاوه بر کمک به درآمد، می‌تواند در کاهش انزوا و حفظ سلامت روان و ارتباطات اجتماعی آنان نیز مؤثر باشد.

 او در ادامه به تجربه کره‌جنوبی و ژاپن اشاره کرد؛ کشور‌هایی که سیاست‌هایی مانند افزایش سن بازنشستگی، ایجاد فرصت شغلی دوم، توسعه مهارت، استخدام مجدد بازنشستگان و حفظ حضور سالمندان در بازار کار را دنبال کرده‌اند.

 حسینی در پایان تأکید کرد که فرصت ایران برای آماده‌سازی ساختار‌های اقتصادی و اجتماعی محدود است و سیاست‌گذاری سالمندی باید از امروز با بازار کار، مهارت‌آموزی، اشتغال مجدد، اقتصاد نقره‌ای و مشارکت اجتماعی سالمندان پیوند بخورد.

 آنچه از مجموع مباحث این نشست برمی‌آید، این است که سالمندی جمعیت دیگر مسئله‌ای مربوط به آینده‌ای دور نیست. کاهش فرزندآوری، کوچک شدن خانواده‌ها، افزایش طول عمر، فشار بر صندوق‌های بازنشستگی، افزایش نیاز به مراقبت‌های بلندمدت و کاهش جمعیت در سن کار، همگی نشانه‌هایی هستند که ضرورت برنامه‌ریزی از امروز را آشکار می‌کنند. مواجهه با این تغییر نیز تنها با افزایش خدمات به سالمندان ممکن نیست و نیازمند بازنگری همزمان در سیاست‌های خانواده، نظام رفاه، بازار کار، بازنشستگی، سلامت، مسکن و شهرسازی است.

 با این حال، سالمندی جمعیت الزاماً نباید به بحران تبدیل شود. توسعه اقتصاد نقره‌ای، ایجاد فرصت‌های شغلی متناسب با سالمندان، حمایت از خانواده‌های مراقب، تربیت نیروی متخصص، توسعه بیمه‌های مراقبت بلندمدت و استفاده از ظرفیت مشارکت اجتماعی و اقتصادی سالمندان می‌تواند بخشی از تهدید‌های پیش رو را به فرصت تبدیل کند. مسئله اصلی این است که فرصت آماده‌شدن برای ایران سالمند محدود است و تصمیم‌هایی که امروز گرفته می‌شود، کیفیت زندگی میلیون‌ها سالمند در دهه‌های آینده را تعیین خواهد کرد.

 از منظر سیاست‌گذاری، مسئله اصلی شاید نه خود سالمندی، بلکه ناهماهنگی میان سرعت تغییر جمعیت و سرعت اصلاح نهاد‌ها باشد. جمعیت می‌تواند در چند دهه به‌سرعت پیر شود، اما اصلاح صندوق‌های بازنشستگی، بازطراحی نظام مراقبت، مناسب‌سازی شهرها، تغییر الگوی اشتغال و تقویت حمایت‌های خانوادگی معمولاً فرایند‌هایی زمان‌بر هستند. همین شکاف زمانی است که خطر بحران را افزایش می‌دهد. اگر سیاست‌گذاری همچنان واکنشی و پس از بروز مشکل باشد، هزینه تطبیق بسیار سنگین‌تر خواهد شد؛ اما اگر سالمندی از امروز به‌عنوان یک مسئله میان بخشی و نه صرفاً موضوعی در حوزه رفاه دیده شود، هنوز امکان مدیریت این گذار جمعیتی و کاهش پیامد‌های اجتماعی و اقتصادی آن وجود دارد.
گزارش از حکیمه صنیع‌فر


ارسال دیدگاه
captcha