کد خبر:۶۵۲۶

۳ هزار فرصت استخدامی تازه؛ مسیر اشتغال افراد دارای معلولیت هموارتر می‌شود؟

بیش از سه هزار فرصت استخدامی تازه برای افراد دارای معلولیت، گامی امیدوارکننده از سوی بهزیستی و دستگاه‌های دولتی است؛ اما برای جامعه‌ای که اشتغال هنوز یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های افراد دارای معلولیت و خانواده‌هایشان است، این فقط بخشی از پاسخ محسوب می‌شود. حل این مسئله زمانی جدی‌تر پیش می‌رود که در کنار دولت، شرکت‌ها و کارفرمایان بخش خصوصی نیز سهم بیشتری در ایجاد شغل‌های پایدار و متناسب برعهده بگیرند.
اشتغال افراد دارای معلولیت

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، سیدجواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی کشور از آغاز ثبت‌نام دومین آزمون استخدامی اختصاصی افراد دارای معلولیت خبر داده است؛ آزمونی که برای آن بیش از سه هزار فرصت شغلی در ۳۲ دستگاه اجرایی پیش‌بینی شده است. ثبت‌نام این آزمون از چهارم مهرماه آغاز شده و تا ۱۳ مهر ادامه دارد و آزمون کتبی نیز ۲۹ آبان برگزار می‌شود. فرصت‌های استخدامی در همه استان‌های کشور توزیع شده‌اند و تهران، خراسان رضوی و فارس بیشترین تعداد مجوز‌ها را در اختیار دارند. 

 خبر ایجاد این تعداد فرصت شغلی بدون تردید برای بخشی از جامعه افراد دارای معلولیت خبر امیدوارکننده‌ای است؛ اما در عین حال یک واقعیت مهم را دوباره یادآوری می‌کند: تقاضا برای کار بسیار گسترده‌تر از ظرفیت‌هایی است که دولت به تنهایی می‌تواند ایجاد کند. حقیقت این است که داشتن شغل برای بسیاری از افراد دارای معلولیت هنوز بیش از آنکه یک انتخاب میان چند فرصت کاری باشد، به یک دغدغه برای پیدا کردن «اولین فرصت» تبدیل شده است؛ دغدغه‌ای که خانواده‌ها نیز بار آن را به دوش می‌کشند و بار‌ها در گفت‌و‌گو‌های خیر ایران با خانواده‌های دارای فرزند معلولیت شنیده شده است.

۳ هزار شغل، یک نیاز بزرگ؛ بخش خصوصی هم باید به میدان بیاید

شغل؛ دغدغه‌ای فراتر از درآمد

 وقتی با خانواده‌های فرزندان دارای معلولیت درباره آینده صحبت می‌شود، یکی از پرسش‌های تکرارشونده این است که فرزندشان چگونه می‌تواند به استقلال برسد. خیر ایران نیز در گفت‌و‌گو با خانواده‌ها بار‌ها این نگرانی را شنیده است؛ به‌ویژه از سوی پدران و مادرانی که سال‌ها از فرزند خود حمایت کرده‌اند و حالا نگران سال‌هایی هستند که ممکن است خودشان دیگر توان حمایت گذشته را نداشته باشند. برای همین، اشتغال را نمی‌توان فقط مسئله دریافت حقوق در پایان ماه دانست. کار می‌تواند برای فرد دارای معلولیت به معنای استقلال بیشتر، حضور فعال‌تر در جامعه، افزایش ارتباطات اجتماعی و کاهش وابستگی اقتصادی به خانواده باشد. از سوی دیگر، بسیاری از افراد دارای معلولیت نیز مانند سایر شهروندان تحصیل می‌کنند، مهارت می‌آموزند و برای ورود به بازار کار آماده می‌شوند؛ اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که فرصت متناسب با مهارت و شرایط آنها به اندازه کافی وجود ندارد.

 آمارهای منتشرشده از سوی مسئولان سازمان بهزیستی نیز ابعاد این نیاز را نشان می‌دهد. محسن ایروانی، رئیس دبیرخانه اشتغال و کارآفرینی سازمان بهزیستی کشور، پیشتر در گفت‌وگو با ایسنا اعلام کرده بود که در سامانه موقت «ثبت‌نام افراد بیکار و جویای کار تحت پوشش بهزیستی»، اطلاعات ۳۵ هزار فرد دارای معلولیت فاقد شغل ثبت شده است. او تأکید کرده بود که این سامانه موقت بوده و این رقم نیز تنها مربوط به افرادی است که اطلاعاتشان در آن ثبت شده است، نه همه افراد دارای معلولیت بیکار کشور.

 همچنین در آذرماه ۱۴۰۴، مدیرکل نیروی انسانی و تشکیلات سازمان بهزیستی در گفت‌وگو با ایسنا از وجود حدود ۲۰ هزار فرد دارای معلولیت دارای مدرک دانشگاهی و بیکار خبر داد.

 این دو آمار، هرچند ناظر به دو گروه با تعریف متفاوت هستند و نباید با یکدیگر جمع شوند، نشان می‌دهند که تقاضا برای اشتغال در میان افراد دارای معلولیت بسیار فراتر از چند هزار فرصت استخدامی دولتی است.

 بنابراین برگزاری دومین آزمون اختصاصی استخدام افراد دارای معلولیت گرچه اهمیت زیادی دارد ولی کافی نیست. ایجاد بیش از سه هزار فرصت در دستگاه‌های اجرایی می‌تواند زندگی هزاران نفر را مستقیماً تحت تأثیر قرار دهد و برای خانواده‌های آنان نیز بخشی از نگرانی درباره آینده را کاهش دهد. این نوع اقدامات، اگر به‌صورت مستمر ادامه پیدا کند، یکی از مسیر‌های مؤثر برای ورود افراد دارای معلولیت به بازار کار است؛ به‌خصوص برای افرادی که تحصیلات و شرایط لازم برای مشاغل اداری و تخصصی را دارند. اما باید توجه داشت که ظرفیت دستگاه‌های دولتی محدود است. حتی اگر آزمون‌های اختصاصی استخدام به‌صورت منظم برگزار شوند، باز هم دولت نمی‌تواند برای همه افراد دارای معلولیت جویای کار، شغل دولتی ایجاد کند. اینجاست که نقش بخش خصوصی اهمیت پیدا می‌کند.

بدون بخش خصوصی، مسئله اشتغال حل نمی‌شود

 شرکت‌ها، کارخانه‌ها، مجموعه‌های خدماتی، استارتاپ‌ها، مؤسسات غیردولتی و کسب‌وکار‌های کوچک و متوسط بخش مهمی از بازار کار کشور را تشکیل می‌دهند؛ بنابراین اگر حضور افراد دارای معلولیت در این بخش از بازار کار جدی گرفته نشود، بخش بزرگی از ظرفیت اشتغال آنان بلااستفاده خواهد ماند. مسئله نیز صرفاً این نیست که کارفرما «از سر حمایت» فرد دارای معلولیت را استخدام کند. بسیاری از این افراد دارای تحصیلات، تخصص یا مهارت‌هایی هستند که می‌توانند درست مانند سایر نیرو‌های انسانی در یک مجموعه فعالیت کنند. آنچه ضرورت دارد، فراهم شدن فرصت برابر برای دیده‌شدن این توانایی‌هاست. 

 گاهی یک فرد دارای معلولیت پیش از آنکه مهارت و تجربه کاری‌اش سنجیده شود، بر اساس معلولیتش قضاوت می‌شود. تغییر چنین نگرشی یکی از مهم‌ترین قدم‌ها برای گسترش اشتغال است. شرکت‌ها نیز می‌توانند به‌جای نگاه خیریه‌ای به استخدام افراد دارای معلولیت، آن را در چارچوب «جذب نیروی انسانی توانمند و مسئولیت اجتماعی سازمانی» تعریف کنند. دولت می‌تواند بخش خصوصی را به میدان بیاورد البته انتظار از بخش خصوصی نیز نباید بدون فراهم‌کردن زمینه‌های لازم باشد. در قوانین و سیاست‌های حمایتی، ابزار‌هایی برای تشویق کارفرمایان به استخدام افراد دارای معلولیت پیش‌بینی شده است.

 حمایت‌های بیمه‌ای، تسهیلات اشتغال و کمک به ایجاد یا مناسب‌سازی فرصت‌های کاری از جمله ابزار‌هایی هستند که می‌توانند هزینه و ریسک اولیه استخدام را برای کارفرمایان کاهش دهند. این حمایت‌ها زمانی اثربخش‌تر خواهند بود که ساده، قابل دسترس و برای کارفرمایان شناخته‌شده باشند. ممکن است یک شرکت آمادگی استخدام فرد دارای معلولیت را داشته باشد، اما نداند چه حمایت‌هایی وجود دارد، از چه مسیری باید نیروی مناسب پیدا کند یا برای مناسب‌سازی محیط کار از کجا کمک بگیرد. اینجا سازمان بهزیستی می‌تواند علاوه بر نقش حمایتی، نقش «واسطه میان جوینده کار و کارفرما» را نیز تقویت کند.

 ایجاد بانک اطلاعاتی مهارت‌های افراد دارای معلولیت، معرفی مستقیم نیرو‌های واجد شرایط به شرکت‌ها و پیگیری وضعیت اشتغال آنان می‌تواند فاصله میان کارفرما و نیروی کار را کمتر کند.

 آموزش‌هایی که باید به شغل ختم شوند

 مهارت‌آموزی نیز بخش دیگری از این زنجیره است. برگزاری دوره آموزشی زمانی ارزشمند است که فرد پس از پایان دوره، چشم‌اندازی برای ورود به بازار کار داشته باشد. به همین دلیل، دوره‌های مهارتی افراد دارای معلولیت باید بیش از گذشته بر اساس نیاز واقعی بازار طراحی شوند. برای مثال، توسعه مشاغل دیجیتال و امکان دورکاری می‌تواند فرصت تازه‌ای برای بخشی از افراد دارای معلولیت ایجاد کند؛ به‌ویژه برای کسانی که رفت‌وآمد روزانه برایشان دشوارتر است.

۳ هزار شغل، یک نیاز بزرگ؛ بخش خصوصی هم باید به میدان بیاید

 برنامه‌نویسی، طراحی، تولید محتوا، حسابداری، برخی خدمات اداری و پشتیبانی آنلاین نمونه‌هایی از مشاغلی هستند که در بخشی از آنها امکان فعالیت از راه دور وجود دارد. البته دورکاری نباید به تنها گزینه افراد دارای معلولیت تبدیل شود. اصل باید فراهم‌شدن حق انتخاب باشد؛ فرد بتواند متناسب با توانایی، تخصص و شرایط خود میان حضور در محیط کار، دورکاری یا اشکال دیگر اشتغال انتخاب کند.

محیط کار هم باید آماده باشد

 دعوت یک فرد دارای معلولیت به بازار کار زمانی کامل می‌شود که محیط کار نیز امکان حضور او را فراهم کند. مناسب‌سازی ورودی ساختمان، آسانسور، سرویس‌های بهداشتی، تجهیزات کاری و حتی نرم‌افزار‌های مورد استفاده برای برخی افراد ضروری است.

 بعضی از این تغییرات پرهزینه نیستند، اما می‌توانند تعیین کنند که فرد بتواند مستقل کار کند یا نه. به همین دلیل، حمایت از اشتغال باید از مرحله پیدا کردن شغل فراتر رود و تا حفظ شغل و مناسب بودن محیط کاری ادامه داشته باشد.

چه باید کرد؟

 اقدام جدید بهزیستی را می‌توان فرصتی برای آغاز یک مسیر گسترده‌تر دانست؛ مسیری که دولت یک بازیگر مهم آن است، اما تنها بازیگر نیست. در کنار تداوم آزمون‌های استخدامی، می‌توان چند مسیر را جدی‌تر دنبال کرد. نخست اینکه ارتباط سازمان بهزیستی با شرکت‌ها و مجموعه‌های خصوصی تقویت شود و سازوکاری دائمی برای معرفی افراد دارای معلولیت جویای کار به کارفرمایان شکل بگیرد.

 دوم اینکه حمایت‌های بیمه‌ای و مالی موجود برای کارفرمایان ساده‌تر و شفاف‌تر معرفی شود تا شرکت‌ها واقعاً برای استفاده از این افراد انگیزه داشته باشند.

 سوم، می‌توان مجموعه‌های خصوصی موفق در استخدام افراد دارای معلولیت را معرفی کرد تا تجربه آنها برای سایر کارفرمایان نیز قابل استفاده باشد.

 چهارم، آموزش‌های مهارتی باید بر اساس نیاز واقعی شرکت‌ها طراحی شود؛ حتی بهتر است برخی دوره‌ها با مشارکت خود کارفرمایان برگزار شود تا فرد پس از آموزش شانس مشخصی برای استخدام داشته باشد.

 پنجم، وضعیت افرادی که از طریق برنامه‌های حمایتی وارد بازار کار می‌شوند پیگیری شود. ایجاد یک شغل موقت کافی نیست؛ هدف باید «اشتغال پایدار» باشد؛ و در نهایت، سیاست‌گذاران و کارفرمایان باید مستقیماً صدای افراد دارای معلولیت و خانواده‌هایشان را بشنوند. بخشی از موانع بازار کار شاید از پشت میز‌های اداری دیده نشود، اما فردی که بار‌ها برای پیدا کردن شغل اقدام کرده، به‌خوبی می‌تواند این موانع را توضیح دهد.

سه هزار فرصت، بخشی از پاسخ است

 ایجاد بیش از سه هزار فرصت استخدامی برای افراد دارای معلولیت اتفاقی مثبت است و تداوم چنین اقداماتی می‌تواند به استقلال اقتصادی و اجتماعی هزاران نفر کمک کند. اما نیاز موجود بسیار بزرگ‌تر از ظرفیت استخدامی دولت است. اگر قرار است اشتغال افراد دارای معلولیت از یک دغدغه همیشگی خانواده‌ها به یک امکان واقعی تبدیل شود، در کنار بهزیستی و دستگاه‌های دولتی، شرکت‌ها و کارفرمایان بخش خصوصی نیز باید وارد میدان شوند. دولت می‌تواند با سیاست‌های حمایتی، تسهیلات، آموزش و تسهیل ارتباط میان کارفرما و جوینده کار زمینه را فراهم کند؛ اما در نهایت، بازار کاری فراگیر زمانی شکل می‌گیرد که استخدام فرد دارای معلولیت در یک شرکت، کارخانه یا مؤسسه اتفاقی استثنایی تلقی نشود و توانایی فرد، نه معلولیت او، معیار اصلی ورود به بازار کار باشد. 

ارسال دیدگاه
captcha