به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، روز جهانی صلح ۲۰۲۶ در شرایطی برگزار میشود که صلح و امنیت بینالمللی با چالشهای جدی مواجه است. در سالهای اخیر، گزارشها و مواضع نهادهای بینالمللی و مدنی از افزایش نگرانیها درباره رعایت قواعد حقوق بینالملل و سازوکارهای صلح و امنیت حکایت داشته است. در این میان، تحولات خاورمیانه، توجه بسیاری از نهادهای حقوق بشری و مدنی را به مسئله حفاظت از غیرنظامیان، رعایت حقوق بینالملل و پیامدهای انسانی جنگ جلب کرده است. از سوی دیگر، بخشهایی از جامعه مدنی جهانی نیز در برابر این وضعیت سکوت نکردهاند و کنشگران صلح در سال گذشته کوشیدهاند صدای قربانیان جنگ و خشونت را به محافل عمومی و مدنی منتقل کنند.
مسئله تنها افزایش تعداد منازعات مسلحانه نیست؛ یکی از نگرانیهای مهم، تضعیف تدریجی هنجارهایی است که پس از جنگ جهانی دوم برای محدود کردن توسل به زور و جلوگیری از تبدیل جنگ به ابزار عادی سیاست خارجی دولتها شکل گرفتند. منشور سازمان ملل متحد در بند ۴ ماده ۲، دولتها را از تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی سایر دولتها منع میکند و در بند ۳ همین ماده، حل و فصل اختلافات بینالمللی از طریق شیوههای مسالمتآمیز را بهعنوان یکی از اصول بنیادین نظام ملل متحد به رسمیت میشناسد. اهمیت این قواعد در آن است که جامعه بینالمللی پس از تجربه دو جنگ جهانی تلاش کرد منطق «حق با قدرتمندتر است» را با نظمی حقوقی جایگزین کند. با این حال، تحولات سالهای اخیر نشان میدهد که این دستاورد هنجاری با چالشهای جدی روبروست.
در ادبیات سازمان ملل متحد، صلح صرفاً به معنای فقدان جنگ نیست؛ بلکه بنیانی برای امنیت، کرامت انسانی، توسعه و همکاری به شمار میرود. شعار روز جهانی صلح ۲۰۲۶ نیز «در صلح سرمایهگذاری کنید: برای همه، همهجا، هر روز» انتخاب شده و بر نقش «معماران روزمره صلح» تأکید دارد؛ یعنی افرادی که در سطح جامعه برای گفتوگو، کاهش شکافها و ایجاد ظرفیتهای اجتماعی صلح فعالیت میکنند. سازمانهای مردمنهاد صلح دهههاست تلاش میکنند در برابر گفتمان نظامیگرایانه، زبان دیگری از امنیت، همکاری و روابط بینالملل را مطرح کنند.
تلاش سازمانهای مردمنهاد برای ترویج صلح
سازمانهای مردمنهاد صلح میکوشند در برابر گفتمان یکجانبهگرا و توسل به زور، با ابزارهای ترویج، آموزش و مطالبهگری مستمر ایستادگی کنند. این سازمانها از آنجا که در بسیاری از موارد از نزدیک با جوامع محلی کار میکنند، پیامدهای جنگ بر زندگی، معیشت و آینده مردم را بهطور مستقیم میبینند و تلاش میکنند راهکارهایی متناسب با زمینههای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هر جامعه ارائه دهند.
آنان علیرغم افزایش هزینههای نظامی و دشواریهای موجود در مسیر حفظ صلح، اشکال نوآورانهای از کنشگری را نیز توسعه دادهاند. برخی از این سازمانها بر این باورند که حفاظت از غیرنظامیان و کاهش خشونت میتواند از مسیرهای غیرمسلحانه و با تکیه بر اعتماد، روابط انسانی و ظرفیتهای محلی دنبال شود. بخش دیگری نیز پیوند میان صلح و عدالت اقلیمی را مورد توجه قرار داده و نظامیگری و جنگ را از منظر پیامدهای زیستمحیطی و توسعه پایدار بررسی میکنند. در این رویکرد، هنر و روایت نیز ابزاری برای بازگرداندن زبان صلح به جوامعی است که تجربه خشونت، امکان شنیده شدن روایتهای متفاوت را محدود کرده است.
کنشگری هنری و روایتمحور: بازپسگیری زبان صلح

استفاده از هنر و روایت بهعنوان ابزارهایی برای ترویج صلح و گفتوگو، در سالهای اخیر نمونههای قابل توجهی پیدا کرده است. پروژه «خلع سلاح خلاق» (Creative Disarmament) که از سوی سازمان مردمنهاد مکزیکی مائرا (MAREA) ایجاد شده، در سال ۲۰۲۴ با حمایت دفتر امور خلع سلاح سازمان ملل متحد و در چارچوب ابتکار «قهرمانان جوان خلع سلاح» شکل گرفت. این پروژه از هنر و فرهنگ برای آموزش خلع سلاح، صلحسازی و عدالت اجتماعی استفاده میکند و بر مشارکت کودکان و جوانان، بهویژه در جوامع روستایی و بومی، تمرکز دارد. بر اساس گزارش ارائهشده از سوی این سازمان به سازمان ملل متحد، این برنامه با بیش از ۳۰۰ کودک و جوان در سه ایالت مکزیک کار کرده است. این پروژه نشان میدهد که هنر میتواند بهعنوان یک زیرساخت گفتوگو عمل کند؛ فضایی که در آن کودکان و نوجوانان، به جای دریافت صرف روایتهای جنگ و خشونت، فرصت پیدا میکنند روایتهای جایگزین خود را درباره صلح تولید کنند.
پروژه «ماسک صلح» در کیوتو ژاپن با قالبگیری چهره افراد روی کاغذ واشی دستساز، هنر را به ابزاری برای گفتوگو و صلحسازی تبدیل میکند. این پروژه با همکاری میونگ هی کیم و خانوادهاش و با همراهی «نیهون هیدانکیو»، از بازماندگان بمباران اتمی و نسلهای بعدی آنان ماسک تهیه کرده است. حاصل این تلاش، ساخت ۱۰۰ «ماسک صلح» و نمایش آن در مکانهایی مانند مرکز کنفرانس سازمان ملل متحد در بانکوک است. هدف اصلی، حفظ چهره و روایت بازماندگان برای نسلهای آینده و جلوگیری از فراموش شدن تجربه آنان است.
تجربههایی از این دست نشان میدهند که هنر در گفتمان صلح فقط ابزاری برای بیان زیباییشناختی یا ثبت یک رویداد نیست؛ بلکه میتواند چهره و روایت قربانیان خشونت را در مرکز توجه قرار دهد، حافظه جمعی را حفظ کند و تجربهای محلی را به زبانی قابل فهم برای افکار عمومی تبدیل سازد. در ایران نیز، پس از حمله به مدرسه میناب، هنر و روایت به بستری برای بازتاب رنج کودکان، حفظ یاد قربانیان، برانگیختن همدلی و طرح مطالبه عدالت تبدیل شد. از این منظر، تجربه میناب را میتوان در امتداد همان رویکردی دید که در نمونههای مختلف جهانی، از هنر برای مواجهه با پیامدهای جنگ و خشونت و تقویت فرهنگ صلح استفاده میشود.
در ژنو، نمایشگاه نقاشی کودکان میناب با عنوان «کودکان هنوز خورشید را نقاشی میکنند» در مقر سازمان ملل متحد برپا شد و نشستهایی در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد با حضور بازماندگان و شاهدان حمله به مدرسه میناب برگزار شد. در ژاپن، هنرمندان با تکیه بر حافظه تاریخی هیروشیما و ناگازاکی، کتاب دوزبانه «صداهایی که به دیوار رسیدند» را با محوریت «کودک، جنگ و صلح» منتشر کردند.
در ایتالیا نیز نمایشگاهی با تصاویر دانشآموزان قربانی برگزار شد، در مالزی نخستین کتاب انگلیسیزبان درباره این حمله با عنوان «میناب ۱۶۸: کودکانی که در آتش سوختند» رونمایی شد و در دوبلین، کمپین هنری «دستهای کوچک، امیدهای بزرگ» برای کودکان زیر ۱۵ سال با محوریت همدلی و امید برگزار شد. مجموعه این تجربهها نشان میدهد که هنر میتواند آسیبهای ناشی از خشونت و جنگ را از سطح یک حادثه محلی فراتر ببرد و به زبان مشترکی برای همدلی، حفظ حافظه، مطالبه عدالت و تقویت فرهنگ صلح تبدیل کند.
رویکردهای اجتماعمحور
در رویکردهای اجتماعمحور، صلح نه صرفاً محصول تصمیمهای از بالا به پایین، بلکه برآمده از مشارکت روزمره مردم در محلهها، مدارس، نهادهای محلی و شبکههای مدنی است. سازمانهای مردمنهاد در این چارچوب میکوشند با ایجاد فضاهای گفتوگو، میانجیگری محلی، عدالت ترمیمی و همکاری میان گروههای مختلف اجتماعی، از بازتولید خشونت و تشدید قطبیشدن جلوگیری کنند.
آنان با تکیه بر تجربه زیسته ساکنان، دادهها و روایتهای محلی را گردآوری میکنند تا سیاستهای عمومی و اولویتهای اجتماعی به سمت امنیت انسانی، خدمات اجتماعی و پیشگیری از درگیری هدایت شود. کمیتههای صلح محلی، کارگاههای گفتوگوی بیننسلی، کمپینهای محلی علیه خشونت مسلحانه، آموزش صلح در مدارس و ابتکارات زنان و جوانان برای میانجیگری، از جمله شکلهای این رویکرد هستند. این تلاشها نشان میدهند که امنیت پایدار تنها به ظرفیتهای نظامی وابسته نیست و عواملی مانند اعتماد عمومی، مشارکت اجتماعی و ظرفیتهای محلی نیز در پیشگیری از خشونت اهمیت دارند.
عدالت اقلیمی و مبارزه با جنگافروزی
در رویکردهای نوین فعالیت سازمانهای صلح، قلمرو عملیاتی جنبش صلح از حوزه سنتی خلع سلاح به حوزههایی مانند عدالت اقلیمی نیز گسترش یافته است. این پیوند بر این ایده استوار است که نظامیگری و فعالیتهای نظامی پیامدهای زیستمحیطی قابل توجهی دارند و هزینههای نظامی میتوانند بر ظرفیت دولتها و جوامع برای سرمایهگذاری در سازگاری اقلیمی، توسعه پایدار و گذار عادلانه تأثیر بگذارند.
«قایق صلح» (Peace Boat) بهعنوان یکی از سازمانهای فعال در این حوزه، در ژوئن ۲۰۲۶ در حاشیه نشست نهادهای فرعی کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل متحد (SB64) در بن، در برنامهای درباره پیوند میان نظامیگری، تغییر اقلیم، صلح و عدالت جهانی مشارکت کرد. در این برنامه، موضوعاتی مانند انتشار گازهای گلخانهای ناشی از فعالیتهای نظامی، شکاف میان هزینههای نظامی و تأمین مالی اقلیمی، ارتباط سوختهای فسیلی با منازعات و خطرات ناشی از تسلیحات هستهای مورد بحث قرار گرفت.
دفتر بینالمللی صلح (IPB) نیز از طریق «هفته جهانی اقدام برای صلح و عدالت اقلیمی» که امسال از ۲۱ تا ۲۷ سپتامبر برگزار میشود، بر پیوند میان صلح و عدالت اقلیمی تأکید کرده است. شعار این هفته، «از جنگ جدا شوید؛ در گذار عادلانه سرمایهگذاری کنید!» است و این سازمان بر پیوند میان جنگ، نظامیگری، نابرابری اجتماعی و اقتصادی و بحران اقلیمی تأکید میکند.
سازمان «خدمات عمرانی بینالمللی» (SCI) نیز با پروژههایی در حوزه صلح، جوانان و عدالت اقلیمی، تلاش کرده است ارتباط میان نظامیگری، بحران اقلیمی و کنشگری جوانان را مورد توجه قرار دهد. چنین رویکردهایی نشان میدهند که بخشی از جنبش صلح تلاش میکند مفهوم امنیت را از چارچوب صرفاً نظامی فراتر ببرد و آن را با مسائلی مانند امنیت انسانی، پایداری زیستمحیطی و عدالت اجتماعی پیوند دهد.
صلح؛ دفاع از یک هنجار جهانی
در نهایت، دفاع از صلح را نباید به معنای بیتفاوتی نسبت به منازعات سیاسی یا نادیده گرفتن نگرانیهای امنیتی دولتها تلقی کرد. مسئله اصلی این است که اگر اصل حل و فصل مسالمتآمیز اختلافات تضعیف شود و توسل به زور به یکی از ابزارهای عادی حل اختلافات تبدیل شود، نظام حقوقی و هنجاری شکلگرفته پس از جنگ جهانی دوم با چالش بیشتری مواجه خواهد شد. از این منظر، فعالیت سازمانهای مردمنهاد صلح اهمیت حقوقی و اجتماعی پیدا میکند. این سازمانها با آموزش، خلع سلاح، هنر، مطالبهگری، تولید داده و کنش غیرخشونتآمیز تلاش میکنند از هنجاری حمایت کنند که بر اساس آن، جنگ نباید نخستین یا عادیترین زبان حل اختلافات باشد.
صلح به معنای چشم بستن بر منازعه نیست؛ بلکه به معنای تلاش برای شناخت ریشههای خشونت و ایجاد مسیرهایی برای مواجهه مسالمتآمیز با اختلافات است. به همین دلیل، «سرمایهگذاری در صلح» تنها به معنای تأمین مالی پروژههای محلی یا برنامههای بشردوستانه نیست؛ بلکه میتواند شامل سرمایهگذاری در دیپلماسی، آموزش صلح، خلع سلاح، حقوق بینالملل، نهادهای چندجانبه و جامعه مدنی نیز باشد. در جهانی که منازعات مسلحانه همچنان بخش مهمی از سیاست بینالملل را شکل میدهند، نقش جنبشهای صلح تنها اعتراض به جنگ نیست؛ بخشی از این نقش، ایجاد زبان و روایتهای جایگزین است؛ زبانهایی که نشان میدهند اختلاف میتواند موضوع گفتوگو باشد، امنیت میتواند بر اعتماد و همکاری استوار شود و صلح نیز، همچون جنگ، حاصل تصمیمها و کنشهای روزمره انسانهاست.
منابع:
Peace Boat – SB64