کد خبر:۶۴۰۸

به یکدیگر فرصت بدهیم و همدلی کنیم؛ تجربیات مهوش صابری از ۲۵ سال کشنگری

مهوش صابری، فعال اجتماعی و مدیر چند مؤسسه و مرکز نیکوکاری، میهمان صد‌و‌سی‌و‌هفتمین نشست از سلسله‌نشست‌های «یک چای، یک تجربه» در آکادمی خیر ایران بود. وی با تشریح تجربیات بیش از دو دهه فعالیت خود در حوزه مسائل اجتماعی، از اجرای طرح «رأی باز» برای مادران زندانی، تلاش برای اشتغال و جامعه‌پذیری زنان زندانی و همچنین فعالیت در زمینه حمایت از دختران در معرض آسیب در ترمینال جنوب تهران روایت کرد و گفت: «برای آدم‌ها باید وقت و فرصت بگذاریم. برای انسان‌ها جای بازگشت وجود دارد». صابری، با وجود سختی‌های کنشگری میدانی، احساس خود درباره فعالیت‌های را اینگونه توصیف کرد: « من الان ۲۰ تا ۲۵ سال است که در این حوزه کار می‌کنم و هر روز بیشتر از روز قبل به کارم علاقه‌مند، مشتاق و عاشق‌تر می‌شوم؛ چون می‌دانم آن آدم‌ها برایم دعا می‌کنند و اگر جایی در زندگی‌ام گره یا مشکلی پیش بیاید، شاید دعای آنها باعث شود آن مشکل برطرف شود».
مهوش صابری

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، یکصدوسی‌وهفتمین نشست از سلسله‌نشست‌های «یک چای، یک تجربه» میزبان مهوش صابری، مدیرعامل «مؤسسه خیریه حامیان اندیشه رشاد» بود. رویدادی که به میزبانی آکادمی خیر ایران و با حضور فعالان حوزه خیریه برگزار شد. صابری در این نشست به ارائه تجربیات خود طی سه دهه فعالیت داوطلبانه و میدانی پرداخت. تجربه‌ای که با همه چالش‌ها، مملو از عشق و علاقه و لذت است. وی درباره آغاز فعالیت‌های اجتماعی خود توضیح داد که فعالیت قانونی‌اش را از سال ۱۳۹۱ آغاز کرده، اما پیش از آن و در سال ۱۳۷۹، نخستین «کانون جهاندیدگان استان تهران» را ثبت کرده و در حوزه سالمندان فعالیت داشته است. او پس از آن نیز کانون جوانان و کانون بانوان را راه‌اندازی کرده و اکنون «مؤسسه خیریه حامیان اندیشه رشاد» و «مرکز نیکوکاری حامیان اندیشه رشاد» را با مجوز‌های جداگانه اداره می‌کند.

 ایشان درباره چگونگی ورودش به فعالیت خیریه گفت این مسیر از یک اتفاق ساده آغاز شد. او یک روز همراه دخترش در منطقه ۱۶ و محله نازی‌آباد با یک مرکز نگهداری مواجه شد که برای کمک به آن آش می‌فروختند. صابری که در آن زمان مجوز فعالیت نداشت، با پیشنهاد دخترش یک کاسه آش خرید و پس از آن برای حمایت از مرکز، فرم همکاری را تکمیل کرد. به گفته او، یک هفته بعد به‌عنوان خیر به آن مرکز دعوت شد و همین اتفاق سرآغاز فعالیت‌های بعدی او شد.

 صابری در ادامه به راه‌اندازی پایگاه خدمات اجتماعی در ترمینال جنوب تهران اشاره کرد؛ اقدامی که به گفته او با هدف شناسایی و حمایت از دخترانی انجام شد که از شهرستان به تهران می‌آمدند و در معرض آسیب قرار می‌گرفتند. او توضیح داد که دفتر مؤسسه در منطقه ۱۶ و محله خزانه قرار داشت و رفت و آمد به ترمینال جنوب، او را با دخترانی مواجه کرده بود که به دلیل نداشتن محل زندگی یا فریب خوردن، در معرض سوءاستفاده قرار می‌گرفتند.

 او درباره روند فعالیت این پایگاه گفت: «تیم مددکاران و اعضای مؤسسه از صبح تا ساعت ۱۰ شب در ترمینال حضور داشتند و پس از شناسایی دختران، آنها را به دفتر منتقل و با آنان گفت‌و‌گو می‌کردند. اگر فرد هنوز دچار آسیب نشده بود، با خانواده‌اش تماس می‌گرفتند و در مواردی که آسیب اتفاق افتاده بود، او را به مراکز نگهداری معرفی می‌کردند.

 وی درباره بعضی تجربیات خود در آن سال‌ها گفت: «شاید باورتان نشود؛ در جمع آنها، خانواده‌ای بود که مثلاً پزشک یا مهندس بود. در مقابل، خانواده‌ای هم بود که خودش در شهرستان تحت پوشش بهزیستی قرار داشت. برخی از این دختران برای اینکه وضعیت خانواده‌شان را تغییر دهند و بتوانند از منابع مالی و فرصت‌های اشتغال تهران استفاده کنند، تصور می‌کردند تهران دروازه‌های رویاهایشان را باز می‌کند؛ فکر می‌کردند می‌آیند تهران، شغلی پیدا می‌کنند، جایی برای زندگی پیدا می‌کنند و می‌توانند به خانواده کمک کنند. بعضی دیگر هم از طریق ارتباطاتی که در شهرستان با تهران پیدا کرده بودند، اغفال شده و به تهران می‌آمدند و متأسفانه دچار آسیب می‌شدند».

 صابری با تأکید بر اهمیت همدلی در فعالیت‌های اجتماعی اظهار کرد: «اگر همه چیز را با مکاتبه، نامه‌نگاری، دستورالعمل و فرایند‌های اداری پیش ببریم، فکر نمی‌کنم همیشه به نتیجه برسیم. همه اینها از نظر علمی خوب است، اما بعضی جا‌ها حس همدلی و همراهی لازم است». او در ادامه افزود: «با این اتفاقات، ناخواسته احساس می‌کردم فرزند خودم دچار این آسیب شده یا ممکن است در آینده دچار چنین آسیبی شود».

 او درباره جنبه عاطفی فعالیت‌هایش می‌گوید: «این برای من خیلی زیباست. واقعاً می‌گویم! یک آدم نمی‌تواند یک یا دو روز در این مسیر باشد و بعد کنار بکشد. من الان ۲۰ تا ۲۵ سال است که در این حوزه کار می‌کنم و هر روز بیشتر از روز قبل به کارم علاقه‌مند، مشتاق و عاشق‌تر می‌شوم؛ چون می‌دانم آن آدم‌ها برایم دعا می‌کنند و اگر جایی در زندگی‌ام گره یا مشکلی پیش بیاید، شاید دعای آنها باعث شود آن مشکل برطرف شود».

 این فعال اجتماعی در بخش دیگری از روایت خود به تجربه حضور در زندان زنان تهران پرداخت. او گفت در جریان بازدید از بخش مادر و کودک زندان، با مادری مواجه شده که نگران جدایی از فرزند خردسالش بود. این زن به صابری گفته بود پس از دو سالگی کودک، فرزندش به بهزیستی منتقل خواهد شد و آرزو داشت بتواند در کنار فرزندش بماند و در فضایی مشغول به کار شود.

 به گفته صابری، این دیدار زمینه شکل‌گیری طرح «رأی باز» برای مادران زندانی را فراهم کرد. او گفت: «همان موقع نشستیم و با رئیس زندان صحبت کردیم. برای نخستین بار در کشور، طرح «رأی باز» برای این مادران اجرا شد». صابری توضیح داد که هدفش فراهم کردن شرایطی بود تا زنان زندانیِ مادر بتوانند ضمن اشتغال، ارتباط خود را با فرزندانشان حفظ کنند.

 وی درباره دشواری‌های اجرای این طرح گفت مسئولان زندان پیش‌تر، تجربه‌ای مشابه در اصفهان داشتند که به گفته آنها بیش از یک ماه دوام نیاورده بود. این فعال اجتماعی سپس از نخستین تجربه عملی اجرای این طرح در یک کارگاه در نارمک سخن گفت. به گفته او، در اسفند سال ۱۳۹۲ یا ۱۳۹۳، تعدادی از زنان زندانی برای اشتغال به کارگاهی در حدود ۸۰۰ مترمربع منتقل شدند؛ کارگاهی که پیش از آن زنان سرپرست خانوار در آن مشغول به کار بودند. با ورود زندانیان، تعدادی از کارگران قبلی استعفا دادند و در نهایت تنها چهار یا پنج نفر در کارگاه باقی ماندند. صابری گفت در پی این اتفاق، تولید متوقف شد و کارگاه حدود دو سال تعطیل بود.

 او درباره مسئولیت‌هایی که در جریان اجرای طرح بر عهده گرفته بود، توضیح داد که برخلاف تصور اولیه‌اش، حضور زنان در «رأی باز» به معنای پایان مسئولیت او نبود و در موارد مختلف باید درباره رفتار و محل حضور آنها به مأموران پاسخ می‌داد. صابری گفت این وضعیت به اندازه‌ای گسترده شد که «کل زندگی من شده بود همین» و زندگی خانوادگی و شغلی‌اش نیز تحت تأثیر این فعالیت قرار گرفت.  

 با وجود این مشکلات، تجربه ارتباط مادران زندانی با فرزندانشان از مهم‌ترین انگیزه‌های ادامه کار برای صابری بوده. او روایت کرد که برخی زنان پس از سال‌ها توانستند فرزندانشان را در روز نخست مدرسه همراهی کنند یا برای ساعتی در کنار آنها باشند. صابری درباره این لحظات گفت: «وقتی بچه را به مدرسه می‌بردند و برمی‌گشتند، با شوق می‌آمدند. من ذوق می‌کردم؛ انگار خودم آزاد شده بودم. بچه می‌آمد و می‌گفت: خاله، به خدا ممنونتم. حس خیلی خوبی بود؛ واقعاً عاشقانه و زیبا بود. بعد برای بچه‌ها همراه با مادرانشان جشن تولد می‌گرفتم و مراسم برگزار می‌کردم. خیلی عالی بود».

می‌گویم به آدم‌ها فرصت بدهیم و نگوییم نمی‌شود. واقعاً می‌شود


 به گفته او، این طرح در مواردی به کارآفرینی برخی زندانیان نیز منجر شد، هرچند حدود ۱۰ تا ۱۵ نفر از آنها به دلیل ادامه رفتار‌های غیرقانونی، دوباره به زندان بازگردانده شدند. صابری در عین حال تأکید کرد که تجربه او نشان داده است برخی افراد امکان بازگشت به زندگی اجتماعی را دارند و می‌توان با اختصاص زمان و فرصت، زمینه تغییر مسیر آنان را فراهم کرد. صابری همچنین گفت: «می‌گویم به آدم‌ها فرصت بدهیم و نگوییم نمی‌شود. واقعاً می‌شود. حتی یک یا دو نفر یا سه نفر از این افراد کارآفرین شدند. من آنها را به رادیو اقتصاد و سیمای خانواده بردم. وقتی صحبت می‌کردند، لذت می‌بردم. زحماتی که کشیده بودم با هیچ چیز مالی قابل جبران نبود. وقتی نتیجه کار را می‌دیدم، واقعاً لذت می‌بردم».

 وی یکی از این نمونه‌ها را زنی دانست که با استفاده از ضایعات پارچه، محصولی تولید کرد و پس از حمایت از او در زمینه تأمین مواد اولیه و بازاریابی، به تولیدکننده تبدیل شد. به گفته صابری، این زن بعد‌ها ۱۰ زندانی دیگر را نیز برای کار به مجموعه خود آورد.

 صابری درباره پایان این پروژه گفت پس از حدود شش سال، به دلیل مفاد قرارداد استفاده از فضای کارگاه، ایراد‌هایی نسبت به حضور زنان دارای جرایم عمد مطرح و فعالیت مجموعه متوقف شد. او گفت این کارگاه که در سال ۱۳۹۶ بیش از ۵۰۰ میلیون تومان برای آن هزینه کرده بود، تعطیل شد و تجهیزات آن نیز از محل خارج شد. این اتفاق به گفته او، از نظر روحی فشار زیادی ایجاد کرد؛ زیرا نگران بازگشت زنان به زندان بود؛ «همه‌چیز از دستم رفت. وسط کار، خیلی قشنگ و شیک، چرخ‌هایم را ریختند در خیابان. نیروی انتظامی آمد و پلیس وارد شد. بله، از این اتفاقات هم می‌افتد».

 پس از تعطیلی کارگاه، صابری فعالیت خود را در فضای کوچک‌تری در خزانه ادامه داد و حدود ۷۰ نفر را در آن مجموعه جای داد. او همچنین فضایی برای کودکان این زنان فراهم کرد؛ کودکانی که به گفته وی، برای مدتی از مادرانشان دور مانده بودند.

به یکدیگر فرصت بدهیم و همدلی کنیم؛ تجربیات مهوش صابری از ۲۵ سال کشنگری
 صابری سرمایه اجتماعی را یکی از مهم‌ترین عوامل پیشبرد فعالیت‌های اجتماعی خود دانست و گفت: «آن روابط عمومی و ارتباط برقرار کردن را بسیار مهم می‌دانستم و فکر می‌کنم داشتن سرمایه اجتماعی از هر سرمایه مالی بالاتر است». او توضیح داد که حتی در مواردی امکانات محدودی مانند لباس را در اختیار کلانتری‌ها قرار می‌داد تا در صورت مراجعه افراد نیازمند، از آنها استفاده شود.

به نظرم رمز موفقیت همه، همدلی و همراهی است؛ اینکه نگوییم من، من، من.


 او در پایان بر ضرورت همکاری میان مؤسسات برای حل مسائل اجتماعی تأکید کرد و گفت: «به نظرم رمز موفقیت همه، همدلی و همراهی است؛ اینکه نگوییم من، من، من». صابری توضیح داد که مؤسسات مختلف می‌توانند هرکدام بخشی از نیاز‌های افراد را پوشش دهند و در فعالیت‌های خود از ظرفیت مؤسسات دیگر در حوزه‌هایی مانند سلامت، پیشگیری، اعتیاد، نگهداری و معیشت استفاده کنند.

 

 این نشست با تشکر از خانم مهوش صابری برای فعالیت‌های خیرخواهانه ایشان به پایان رسید و به رسم همیشگی آکادمی خیر ایران، یادبودی از طرف این مجموعه به ایشان اهدا شد.

به یکدیگر فرصت بدهیم و همدلی کنیم؛ تجربیات مهوش صابری از ۲۵ سال کشنگری

ارسال دیدگاه
captcha