با کمک مراکز «نفس» ۱۵۰۰ خانواده یزدی از سقط جنین منصرف شدند / حمایت، مکمل فرهنگسازی
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، آن طور که مهر گزارش داده است: رئیس بسیج جامعه پزشکی استان یزد در نخستین رویداد فرهنگی اجتماعی «همیاران نَفَس» اعلام کرد که تاکنون حدود یک هزار و ۵۰۰ خانواده در استان با دریافت مشاوره و حمایت از تصمیم خود برای سقط منصرف شدهاند و ۷۰ درصد این موارد، معادل یک هزار و ۵۰ نوزاد، در استان یزد متولد شدهاند. او همچنین گفت حدود ۲۰ درصد موارد سقط به مسائل اقتصادی و ۸۰ درصد به سایر عوامل، بهویژه مسائل فرهنگی، مرتبط است و برای پیشگیری از این موضوع باید برنامههای مستمر فرهنگی و آموزشی، حضور همیاران «نَفَس» در محلات و گفتوگو با خانوادهها دنبال شود.
همچنین به نقل از ایرنا، فرمانده سپاه الغدیر استان یزد نیز بر تبیین دقیق و اقناعی پیامدهای سقط جنین برای بانوان و تقویت برنامههای فرهنگی و اجتماعی در کنار اقدامات پزشکی تأکید کرد. مسئول بسیج جامعه زنان سپاه الغدیر یزد هم ارتباط مستقیم شبکه همیاران «نَفَس» با خانوادهها را از اقدامات مؤثر در افزایش آگاهی و پیشگیری از سقط دانست.
حمایت، بخش مهم ماجراست
تجربه یزد را میتوان از یک منظر مهم بررسی کرد. اگر خانوادهای پس از دریافت مشاوره تصمیم میگیرد بارداری را ادامه دهد، طبیعی است که حمایت از او نباید در همان نقطه پایان پیدا کند. خانواده در دوره بارداری و پس از تولد فرزند نیز با نیازها و گاهی دشواریهای مختلفی روبهروست و هرچه این حمایتها منسجمتر باشد، تصمیم خانواده برای فرزندآوری نیز میتواند با اطمینان و آرامش بیشتری همراه شود.
در همین خبر، مسائل اقتصادی به عنوان یکی از عوامل مؤثر در بخشی از موارد سقط مطرح شده است؛ بنابراین در کنار اقدامات فرهنگی، باید برای خانوادههایی که با مشکلات اقتصادی مواجهاند نیز مسیرهای حمایتی مشخصی وجود داشته باشد. مشاوره میتواند نگرانیها را شناسایی و به خانواده برای تصمیمگیری کمک کند، اما حل مسائل اقتصادی نیازمند حضور مجموعهای از نهادهای حمایتی، خیرین و دستگاههای مسئول است.
«نَفَس» میتواند آغاز یک زنجیره حمایتی باشد
از این منظر، شاید مهمترین ظرفیت مراکز «نَفَس» تنها مشاوره دادن نباشد؛ بلکه شناسایی نیاز خانواده و ایجاد ارتباط میان آن خانواده و سایر ظرفیتهای حمایتی است. همیار محلی میتواند متوجه شود یک خانواده با چه مسئلهای روبهروست و سپس او را به نهادی که امکان کمک دارد، معرفی کند.
این موضوع بهویژه در حوزه فعالیت خیرین اهمیت پیدا میکند. بسیاری از خانوادهها ممکن است به حمایتهای محدود، اما مؤثر نیاز داشته باشند؛ از تأمین برخی هزینههای ضروری دوران بارداری و نوزادی گرفته تا خدمات درمانی، مشاورهای یا حمایتهای معیشتی. اگر مراکز «نَفَس» بتوانند چنین شبکهای را در کنار فعالیت مشاورهای خود شکل دهند، نقش آنها از یک فعالیت مقطعی به یک زنجیره واقعی حمایت از خانواده نزدیکتر خواهد شد.
موفقیت را باید تا بعد از تولد دنبال کرد
تولد هزار و ۵۰ نوزاد در نتیجه انصراف خانوادهها از سقط، بخش مهمی از این تجربه است؛ اما برای سنجش کامل اثربخشی یک برنامه حمایتی، توجه به مرحله بعد از تولد نیز اهمیت دارد. خانوادهای که با مشاوره تصمیم به ادامه بارداری گرفته، در ادامه نیز به خدمات سلامت، حمایتهای اجتماعی و گاهی پشتیبانی اقتصادی نیاز دارد.
به همین دلیل، میتوان برای چنین طرحهایی شاخصهای گستردهتری در نظر گرفت: چند خانواده پس از مشاوره از خدمات حمایتی استفاده کردهاند؟ چه تعداد از آنها به خدمات مورد نیازشان دسترسی پیدا کردهاند؟ و آیا حمایت از مادر و کودک پس از تولد نیز ادامه داشته است؟ پاسخ به این پرسشها میتواند تصویر روشنتری از میزان موفقیت یک طرح ارائه دهد.
از افزایش تولد تا تقویت توان خانواده
طبیعی است که افزایش فرزندآوری بدون توجه به توان خانواده برای نگهداری و تربیت فرزند، نمیتواند سیاستی کامل باشد. از سوی دیگر، حمایت از خانواده نیز نباید صرفاً به دورهای محدود شود که خانواده در حال تصمیمگیری درباره ادامه بارداری است.
تجربه یزد این فرصت را ایجاد میکند که میان فرهنگسازی، مشاوره و حمایت عملی پیوند بیشتری برقرار شود. مراکز مردمی میتوانند در خط مقدم ارتباط با خانوادهها باشند، اما برای حل مشکلاتی که از توان آنها خارج است، باید شبکهای از دستگاههای دولتی، نهادهای حمایتی و خیرین در کنارشان قرار گیرد.
در نهایت، اهمیت این تجربه فقط در این نیست که ۱۵۰۰ خانواده از تصمیم به سقط منصرف شدهاند؛ اهمیت آن در این است که میتوان این نقطه را به آغاز یک مسیر حمایتی تبدیل کرد. اگر خانواده بداند پس از تصمیم به فرزندآوری نیز در دسترسی به خدمات، عبور از دشواریهای اقتصادی و مراقبت از مادر و کودک تنها نخواهد بود، مشاوره و فرهنگسازی میتواند در کنار حمایت واقعی، زمینه را برای فرزندآوری آگاهانه و پایدارتر فراهم کند.