مراکز اقامت موقت اتیسم؛ گامی مثبت که بدون عدالت در دسترسی ناتمام میماند
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، «مراکز اقامت موقت اتیسم» با هدف حمایت تخصصی از کودکان و افراد دارای اختلال طیف اوتیسم و کاهش فشار مراقبتی بر خانوادهها راهاندازی شدهاند. این مراکز اکنون در ۱۰ استان آذربایجان شرقی، اصفهان، کرمان، کرمانشاه، تهران، خراسان رضوی، خراسان شمالی، لرستان، یزد و مرکزی فعال هستند.
بر اساس خبری که ایسنا به نقل از فاطمه عباسی، معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور منتشر کرده است، اقامت در این مراکز به معنای جدایی دائم کودک از خانواده نیست و خدمات آنها ماهیتی موقت و حمایتی دارد. استفاده از خدمات نیز بر اساس نیاز خانواده، وضعیت کودک و تأیید کمیته توانبخشی انجام میشود و خانوادهها در شرایطی مانند سفر، درمان، بازتوانی یا نیاز به حمایت تخصصی کوتاهمدت میتوانند از آنها استفاده کنند. مدت اقامت نیز ثابت نیست و طبق ضوابط موجود، از یک روز تا چند ماه متغیر است.
عباسی همچنین درباره احتمال تأخیر خانواده در مراجعه برای تحویل کودک گفته است در موارد معدود ممکن است چنین اتفاقی رخ دهد و سازمان بهزیستی در این شرایط، پیگیری مستمر، بررسی وضعیت خانواده و صیانت از حقوق کودک را دنبال میکند.
اقامت موقت؛ فرصتی برای حمایت از خانواده
راهاندازی مراکز اقامت موقت اتیسم در ۱۰ استان، با امکان نگهداری از کودک از یک روز تا چند ماه، میتواند بخشی از فشار سنگین مراقبتی خانوادههای دارای فرزند اتیسم را کاهش دهد؛ اما پرسش مهم این است که آیا خانوادهها واقعاً به این مراکز دسترسی دارند؟ در شهری مانند تهران، آیا پراکندگی این مراکز با نیاز خانوادهها تناسب دارد؟
البته اهمیت این خبر را نمیتوان فقط در تعداد مراکز خلاصه کرد؛ پشت راهاندازی چنین مراکزی، یک مسئله اجتماعی مهم قرار دارد: خانوادهای که از کودک دارای اتیسم مراقبت میکند، خود نیز به حمایت نیاز دارد. مراقبت مستمر، پیگیری خدمات توانبخشی و آموزشی و مدیریت نیازهای روزمره کودک میتواند بخش قابل توجهی از زمان و انرژی والدین را درگیر کند. در چنین شرایطی، امکان سپردن موقت کودک به یک مرکز تخصصی و امن میتواند به والدین فرصت دهد برای درمان، سفر، رسیدگی به امور ضروری یا حتی بازیابی توان جسمی و روانی خود زمانی در اختیار داشته باشند.
از این منظر، مراکز اقامت موقت را باید بخشی از نظام حمایت از خانواده دانست، نه صرفاً محلی برای نگهداری کودک. خانوادهای که میداند در شرایط خاص میتواند برای مدتی محدود از مراقبت تخصصی استفاده کند، توان بیشتری برای مدیریت فشارهای روزمره خواهد داشت. بنابراین، این خدمات میتوانند به حفظ پایداری خانواده و تداوم مراقبت خانوادگی کمک کنند. بااینحال دسترسی جغرافیایی یکی از چالشهای جدی این سیاست است.
داشتن مرکز، لزوماً به معنای دسترسی نیست
فعال بودن یک مرکز در تهران به این معنا نیست که همه خانوادههای این شهر بهطور برابر به آن دسترسی دارند. گستردگی تهران، فاصله میان مناطق و زمان و هزینه رفتوآمد میتواند خود به مانعی برای استفاده از خدمات تبدیل شود. اگر خانوادهای برای استفاده از مرکزی که قرار است فشار مراقبتی را کاهش دهد، مجبور به طی مسافت طولانی و صرف زمان و هزینه زیاد باشد، بخشی از کارکرد حمایتی این خدمت عملاً کاهش پیدا میکند.
از این رو، در کلانشهرهایی مانند تهران، توسعه مراکز نباید فقط با افزایش عددی ظرفیت سنجیده شود؛ پراکندگی مناسب مراکز در مناطق مختلف شهر نیز باید در سیاستگذاری مورد توجه قرار گیرد. عدالت در دسترسی زمانی معنا پیدا میکند که خانواده بتواند در زمان و با هزینهای منطقی به خدمت برسد. این موضوع برای خانوادههایی که محدودیت اقتصادی یا امکان جابهجایی کمتری دارند، اهمیت بیشتری دارد.
مراکز روزانه؛ حلقه مفقوده حمایت از خانواده
در کنار اقامت موقت، توسعه مراکز روزانه و مدارس ویژه کودکان اتیسم نیز میتواند بخش مهمی از فشار خانوادهها را کاهش دهد. همه خانوادهها به نگهداری چندروزه یا چندماهه نیاز ندارند. بسیاری از آنها به مرکزی نیاز دارند که کودک صبح به آن مراجعه کند، خدمات آموزشی، توانبخشی و مراقبتی دریافت کند و در پایان روز به خانه بازگردد. افزایش چنین مراکزی هم فرصت دریافت خدمات تخصصی برای کودک را بیشتر میکند و هم چند ساعت از بار مراقبتی روزانه خانواده میکاهد.
این خدمات روزانه میتوانند حلقهای میان مراقبت خانوادگی و اقامت شبانهروزی ایجاد کنند. هرچه مراکز روزانه در دسترستر و کافیتر باشند، خانوادهها برای رفع نیازهای روزمره کمتر به خدمات اقامت طولانی متکی خواهند بود و کودک نیز بخش بیشتری از زندگی خود را در کنار خانواده سپری خواهد کرد.
حمایت مؤثر، فراتر از افزایش تعداد مراکز
در نهایت، حمایت مؤثر از خانوادههای دارای کودک اتیسم به یک بستر چندلایه نیاز دارد: مراکز اقامت موقت برای زمانهای ضروری، مراکز روزانه و مدارس اتیسم برای حمایت مستمر، پراکندگی جغرافیایی برای دسترسی واقعی. صرف افزایش تعداد مراکز، بدون توجه به این مؤلفهها، الزاماً به معنای افزایش دسترسی نیست.
مسئله اصلی این است که خانواده نباید برای مراقبت از کودک خود میان «فرسودگی» و «تنها ماندن» انتخاب کند. اگر خدمات حمایتی نزدیک، تخصصی و قابل پرداخت باشند، میتوانند به خانواده فرصت نفسکشیدن بدهند و همزمان کودک را در مسیر توانبخشی و زندگی خانوادگی نگه دارند. در این نگاه، حمایت از کودک دارای اتیسم فقط ارائه خدمت به یک فرد نیست؛ بلکه حمایت از خانوادهای است که پایداری آن، بخشی از کیفیت زندگی و آینده اجتماعی کودک را تعیین میکند.