بانوی عکاسباشی قاجار؛ هویتبخشِ زنانِ پشتِ پرده
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، عکسهای سیاه و سفید دوران قاجار پر است از آدمهایی با چهرههای عصاقورتداده که مثل یک اثر تاریخیِ باستانی جلوی دوربین ژست گرفتهاند. انگار میدانستند روزی این عکسها به میراث تاریخ عکاسی ایران خواهد پیوست. شاید این همان اتفاقی بود که ناصرالدینشاه قاجار آرزویش را در سر میپروراند. درحقیقت، میان شاهان قاجاری تأثیر او در گسترش صنعت عکاسی چشمگیر است و عکسهایی که از او، مردان دربار و زنان حرمسرا بهیادگار مانده، علاوهبر اطلاعات ارزشمند فرهنگی و اجتماعی، به تابوشکنی عکاسی در جامعهٔ سنتی ایران کمک کردهاند و از این منظر سرنوشتسازاند، اما جالبتر از این، حضور زنان عکاسباشی در آن روزگار است که با توجه به فضای بستهٔ فرهنگی و محدودیتهای اجتماعی زنان اندکی دور از انتظار به نظر میرسد.
نخستین قدمها را در این راه، زنان خارجی مقیم ایران برداشتند؛ زنانی، چون مادام دیولافوا، مادام عباسی و کولیور رایس که عکاسی در دربار و احتمالاً مسئولیت خطیر گرفتن عکسهای پرتره و جمعی از زنان حرمسرا را بر عهده داشتند. این زنان بهدلیل امکان حشر و نشر با اندرونی، بهراحتی از زنان عکاسی میکردند؛ مزیتی که عکاسان مرد از آن محروم بودند؛ چراکه زنان سنتی و مذهبی آن دوران اغلب چهرهٔ خود را از نامحرمان میپوشاندند و حاضر نبودند جلوی دوربین عکاسباشیهای مرد قرار بگیرند.

در روزهایی که زنان ایرانی اجازهٔ قرارگرفتن مقابل دوربینهای عکاسی را نداشتند، یکی از زنان پرنفوذ قاجار موفق شد این هنر را فرابگیرد؛ او کسی نبود جز عزتملکخانم؛ دختر امامقلیمیرزا عمادالدوله (نوهٔ فتحعلیشاه قاجار).
شیوههای عکاسی سنتی و سیر پذیرش اجتماعی آن
در آن دوران عکاسی به دو شیوه انجام میشد: یکی عکاسی از زنان حرمسرا به دست محارمشان و دیگری عکاسی زنان خارجی یا ایرانی از زنان دربار یا کوچهوبازار. مراحل پذیرش زنان عکاس از سوی جامعه نیز روندی خواندنی دارد؛ ابتدا این هنر از سوی شاه و دربار پذیرفته شد، سپس بهمرور، اشراف و دیگررجال نیز آن را پذیرفتند و در نهایت، عکاسی بهعنوان هنری قابل آموزش در مدارس دخترانه رسمیت پیدا کرد؛ تاآنجاکه عکاسخانهها روزبهروز در سراسر ایران طرفداران بیشتری یافتند. در حقیقت، افزایش آگاهی زنان، نیازهای جدید جامعه و تغییر تدریجی ساختار قدرت، دستبهدست هم داد تا پیشرفت زنان در هنرهایی، چون عکاسی و روزنامهنگاری سرعت بگیرد؛ بهویژه آنکه از منظر مذهبی نیز حکمی مبنی بر حرمت این هنرها صادر نشده بود و همین امر، گسترش تدریجی آن را هموارتر میکرد.
درخشش اشرفالسلطنه بهعنوان عکاسباشی
در چنین بستری، نقش اشرفالسلطنه بهعنوان یک زن اشرافزادهٔ قاجاری جلوهای دیگر دارد. در روزهایی که زنان ایرانی اجازهٔ قرارگرفتن مقابل دوربینهای عکاسی را نداشتند، یکی از زنان پرنفوذ قاجار موفق شد این هنر را فرابگیرد؛ او کسی نبود جز عزتملکخانم؛ دختر امامقلیمیرزا عمادالدوله (نوهٔ فتحعلیشاه قاجار). او حدود سال ۱۲۴۲ شمسی در کرمانشاه به دنیا آمد و پس از ازدواج با محمدحسنخان اعتمادالسلطنه؛ از رجال سیاسی دوران قاجار از او با لقب اشرفالسلطنه یاد کردند.
در بعضی منابع، اشرفالسلطنه را زنی جدی، قدرتطلب و دارای ویژگیهای مردانه توصیف کردهاند. او هرگز فرزندی نداشت و شاید به همین سبب، برخلاف زنان دیگر برای آموختن زبان فرانسه و مطالعهٔ متون تاریخی و پزشکی فراغت بیشتری داشت و به یادگاری این مباحث دلبستگی نشان میداد. شاید همین اشتیاق یادگیری سبب شد اشرفالسلطنه از برادرش سلطانمحمدمیرزا هنر عکاسی را نیز فرابگیرد؛ جالب اینکه برخی عکاسیِ پرترهٔ معروفی از ناصرالدینشاه را به او نسبت میدهند. او پس از تسلط بر این هنر، عکاسی را به خواهرانش؛ عذرا و فاطمه نیز آموزش داد و حتی برخی از عکسهای ثبتشدهاش در کتاب خاطرات اعتمادالسلطنه موجود است.

فعالیتهای اشرفالسلطنه تنها به پشت دوربین عکاسی محدود نماند؛ چنانکه سید فرید قاسمی معتقد است او را باید نخستین زن روزنامهنگار ایران نیز دانست. او در تدوین و آمادهسازی نشریات اعتمادالسلطنه نقشی فعال داشت و بخش مهمی از خاطرات روزانه همسرش را با املای او به رشته تحریر درمیآورد و مسئولیت جمعآوری و محافظت از این یادداشتها را نیز برعهده داشت.
چالشهای فنی عکاسی در دوران قاجار
ارزش و دشواری کار اشرفالسلطنه و دیگر بانوان عکاس آن عصر، زمانی آشکارتر میشود که نگاهی به روشهای فنی عکاسی در دورهٔ قاجار بیندازیم. در آن دوره، عکسها عمدتاً به سه شیوه «داگروتیپ»، «کلودیون تر» و «آلبومین» ثبت میشدند. در روش داگروتیپ، عکاسی روی صفحات مسیِ نقرهاندود انجام میگرفت و گویا ناصرالدینشاه اولین ایرانی بوده که تصویرش با این روش ثبت شده است. در روش کالودیون تر نیز سطح صفحهای شیشهای را با مواد شیمیایی حساس به نور میپوشاندند و عکاس ناچار بود پیش از خشکشدن مواد، تصویر را ثبت کند؛ فرایند این نوع عکاسی به تجهیزات بسیار سنگین، مواد شیمیایی خاص و مهارت بالا نیاز داشت. در روش آلبومین هم از سفیدهٔ تخممرغ و نمک طعام برای ظهور عکس استفاده میشد. ضمن اینکه دوربینهای عکاسی آن زمان بسیار بزرگ و وابسته به سهپایه بودند و تمام مراحل —از آمادهکردن تجهیزات تا نوردهی و ظهور— باید در لحظه انجام میگرفت. بنابراین، عکاسی در آن زمان بیش از آنکه صرفاً ذوقی هنری باشد، نیازمند دانش دقیق فنی بود و بهعنوان یک صنعت آموخته میشد.

اشرفالسلطنه؛ نخستین زن روزنامهنگار ایران
فعالیتهای اشرفالسلطنه تنها به پشت دوربین عکاسی محدود نماند؛ چنانکه سید فرید قاسمی معتقد است او را باید نخستین زن روزنامهنگار ایران نیز دانست. او در تدوین و آمادهسازی نشریات اعتمادالسلطنه نقشی فعال داشت و بخش مهمی از خاطرات روزانه همسرش را به رشتهٔ تحریر درمیآورد و مسئولیت جمعآوری و محافظت از این یادداشتها را نیز برعهده داشت. وقتی نسخهٔ خطی و ارزشمند خاطرات اعتمادالسلطنه پس از اهدا به ناصرالدینشاه، با ترور و قتل شاه در معرض فراموشی واقع شد؛ اشرفالسلطنه با درایت و پیگیریهای سرسختانه توانست این دستنوشتهها را از دربار بازپس بگیرد و تا پایان عمر نزد خود حفظ کند. سرانجام نیز متن گرانبهای این خاطرات سالها بعد به چاپ رسید و امروز یکی از مهمترین اسناد تاریخ قاجار است.
میراث ماندگار بانوی عکاسباشی
با همهٔ موانع و محدودیتهای سنتی، اشرفالسلطنه توانست بهعنوان یکی از نخستین عکاسان و شاید اولین زن عکاس دربار جایگاه خود را تثبیت کند. او با تکیه بر هوش اجتماعی و پشتکارش، راه ورود زنان به عرصههای تخصصی پس از خود را نیز هموار کرد. بهعلاوه در نگهداری اسناد دستاول تاریخی و شکستن تابوهای جامعهٔ سنتی نیز نقش او انکارنشدنی است. اشرفالسلطنه سرانجام در سال ۱۲۹۲ شمسی دیده از جهان فروبست و در مشهد، در جوار حرم امام رضا (ع) آرام گرفت.
منابع
- آریانفر، حمیدرضا (۱۴۰۳).«زمینههای اجتماعی و فرهنگی حضور زنان عکاس در دوره قاجار (۱۳۴۶-۱۲۶۵)». تاریخنامه ایران بعد از اسلام، ۱۵(۴۱)، ۱-۲۶.
- مصطفایی بیغم، سارا (۱۴٠۲). مقاله «اشرفالسلطنه». مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
- قاسمی، سید فرید.«نخستین روزنامهنگار زن ایرانی». روزنامهٔ دنیای اقتصاد، ش ۳۲۸۶.
یادداشت از نیلوفر بختیاری