قلعه الموت؛ میراثی که با تلاش حمیده چوبک جهانی شد
ثبت جهانی قلعه الموت و مجموعه دژهای وابسته به آن در فهرست میراث جهانی یونسکو، تنها ثبت یک بنای تاریخی نیست؛ بلکه به رسمیت شناخته شدن بخشی از تاریخ، اندیشه، معماری و هویت فرهنگی ایران در سطح جهانی است. این مجموعه شامل قلعه الموت و چندین دژ وابسته در منطقه البرز استان قزوین است که حدود یکهزار سال پیش، به یکی از مهمترین مراکز سیاسی، نظامی و فکری اسماعیلیان نزاری تبدیل شد. یونسکو این مجموعه را نمونهای از یک شبکه دفاعی و فرهنگی میداند که علاوه بر نقش نظامی، محل شکلگیری فعالیتهای علمی و فکری بوده است.
میراث جهانی یونسکو به آثاری تعلق میگیرد که ارزش آنها فراتر از مرزهای یک کشور باشد و برای تاریخ بشر اهمیت داشته باشند. ثبت قلعه الموت یعنی جامعه جهانی پذیرفته است که این دژها فقط بقایای سنگی یک دوره تاریخی نیستند، بلکه سندی از تجربه انسان در زمینه معماری دفاعی، سازمان اجتماعی، مدیریت منابع و تولید اندیشه هستند. پرونده «دژ الموت و سنگربندیهای پدافندی وابسته به آن» ۴ امرداد ۱۴۰۵ در نشست چهل و هشتم کمیته میراث جهانی یونسکو در شهر بوسان کره جنوبی بهعنوان سیامین اثر فرهنگی ملموس ایران، با رأی همه اعضای یونسکو ثبت شد.
قلعههای الموت نشان میدهند که در ایران، دژها تنها مکانهایی برای جنگ و دفاع نبودند. این قلعهها در دل کوهستان ساخته میشدند و گاه به مراکز حکمرانی، کتابخانه، محل آموزش و پایگاههای فرهنگی تبدیل میشدند. قلعه الموت در دوران حسن صباح، رهبر اسماعیلیان نزاری، نقشی فراتر از یک پادگان نظامی داشت و به مرکزی برای مدیریت سیاسی و فعالیتهای علمی تبدیل شده بود.
در تاریخ ایران، قلعهها نقش مهمی در حفظ امنیت سرزمین، کنترل مسیرهای ارتباطی و شکلگیری قدرتهای محلی داشتهاند. از دژهای پیش از اسلام تا قلعههای دوره اسلامی، این بناها نشاندهنده دانش مهندسی ایرانیان در شناخت جغرافیا، آبرسانی، ذخیره مواد غذایی و ساخت سازههای مقاوم بودهاند.
قلعه الموت نمونهای برجسته از این سنت معماری است. انتخاب محل ساخت آن بر فراز صخرهای بلند، نشاندهنده شناخت دقیق سازندگان از اصول دفاعی است. اما اهمیت آن فقط در استحکامات نظامی خلاصه نمیشود. این قلعه بخشی از تاریخ اندیشه در ایران است؛ جایی که در آن کتاب، دانش و سیاست در کنار قدرت نظامی حضور داشتند.
ثبت جهانی این مجموعه باعث میشود نگاه جهانیان به تاریخ ایران از روایتهای محدود و کلیشهای فاصله بگیرد. بسیاری از مردم جهان قلعه الموت را تنها با داستانهای مربوط به «حشاشین» میشناسند، در حالی که پشت این نام، تاریخی پیچیده از اندیشه، سیاست، دانش و معماری ایرانی قرار دارد.
اما نخستین دستاورد، افزایش اعتبار فرهنگی ایران در جهان است. هر اثر ثبتشده در یونسکو تبدیل به بخشی از حافظه مشترک بشری میشود و میتواند جایگاه ایران را در گفتوگوهای فرهنگی بینالمللی تقویت کند.
دومین اثر مهم، رونق گردشگری فرهنگی است. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که ثبت جهانی آثار تاریخی میتواند موجب افزایش بازدیدکنندگان، ایجاد فرصتهای شغلی برای جوامع محلی، توسعه زیرساختهای گردشگری و توجه بیشتر به حفاظت از میراث فرهنگی شود.
برای منطقه الموت، این موضوع اهمیت ویژهای دارد. این منطقه علاوه بر قلعهها، دارای طبیعت کوهستانی، روستاهای تاریخی و فرهنگ محلی ارزشمند است. ثبت جهانی میتواند باعث شود گردشگری در این منطقه تنها به بازدید کوتاه از یک قلعه محدود نشود، بلکه به شناخت یک چشمانداز فرهنگی گستردهتر منجر شود.
همچنین ثبت در یونسکو تعهدات جدیدی برای حفاظت علمی از اثر ایجاد میکند. این موضوع میتواند به جذب دانش تخصصی، همکاریهای بینالمللی و استفاده از روشهای نوین مرمت و مدیریت میراث کمک کند.
نقش حمیده چوبک در شناخت و معرفی الموت
در مسیر شناخت علمی قلعه الموت، تلاشهای پژوهشی دکتر حمیده چوبک اهمیت ویژهای دارد. او باستانشناس و پژوهشگری است که بخش مهمی از فعالیت حرفهای خود را به مطالعه، کاوش و معرفی محوطههای تاریخی ایران، بهویژه منطقه الموت، اختصاص داده است.
تلاشهای او در طول بیش از دو دهه، تنها به انجام کاوشهای باستانشناسی محدود نبوده است؛ بلکه شامل مستندسازی، پژوهش تاریخی، معرفی ارزشهای فرهنگی منطقه و تلاش برای قرار گرفتن الموت در جایگاه شایسته خود در مطالعات جهانی بوده است.
یکی از مهمترین دستاوردهای این مسیر، تغییر نگاه به الموت است؛ یعنی عبور از تصویری که این منطقه را فقط با افسانهها و روایتهای عامهپسند میشناخت و بازگرداندن آن به جایگاه واقعیاش به عنوان یک مرکز تمدنی، سیاسی و فکری.
ایراندوستی در کار پژوهشگرانی مانند حمیده چوبک، بیش از آنکه در شعار دیده شود، در سالها کار علمی، حضور میدانی، تحمل دشواریهای پژوهش در مناطق سختگذر و تلاش برای حفظ میراث تاریخی کشور معنا پیدا میکند. حفاظت از میراث فرهنگی، در واقع دفاع از حافظه تاریخی یک ملت است.
او نه تنها کار پژوهشی خود را در قلعه الموت ادامه داد بلکه نقش مهمی در فرهنگسازی روستاییان ساکن منطقه الموت برای حفظ و حراست از این اثر تاریخی داشتند. به راستی اگر او نبود، قلعه الموت نیز مانند بسیاری از قلعهها و دژهای دیگر ایران تخریب و فراموش میشد.
پژوهش درباره الموت کاری ساده نیست. منطقهای کوهستانی، مسیرهای دشوار، نیاز به بررسیهای دقیق باستانشناسی و ضرورت همکاری میان متخصصان رشتههای مختلف، همگی این پروژه را به کاری طولانی و پیچیده تبدیل کردهاند.
در چنین شرایطی، استمرار فعالیت پژوهشگرانی مانند حمیده چوبک طی سالهای طولانی اهمیت پیدا میکند. نتیجه این تلاشها فقط ثبت یک نام در فهرست یونسکو نیست؛ بلکه ایجاد شناختی عمیقتر از بخشی از تاریخ ایران است که برای مدتها کمتر دیده شده بود.
ثبت جهانی قلعه الموت را میتوان فرصتی دانست تا ایران نه فقط با بناهای مشهور مانند تخت جمشید و میدان نقش جهان، بلکه با تاریخ متنوع قلعهها، اندیشهها و جوامع تاریخی خود نیز در جهان شناخته شود.
الموت امروز میتواند روایتی تازه از ایران ارائه دهد؛ روایتی که در آن کوهها، سنگها و دیوارهای یک قلعه، داستان انسانهایی را بازگو میکنند که در طول قرنها برای ساختن، اندیشیدن و حفظ هویت خود تلاش کردهاند.