پوششی به نام خیریه، کیسهای برای خشونت و کلاهبرداریِ طرفداران ترامپ
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، تحقیقات وبسایت افشاگر «پروپابلیکا» پرده از یک رسوایی مالی بزرگ در حلقهٔ نزدیکان دونالد ترامپ برداشته است. نیک آدامز، از چهرههای شناختهشدهٔ حامیان سرسخت ترامپ و از سرکردگان جنبش تندروی «ماگا» (بگذارید آمریکا دوباره بزرگ شود)، با تأسیس یک بنیاد خیریهٔ آموزشی، میلیونها دلار از هواداران خوشباور خود جمعآوری کرده؛ اما به جای کمک به مدارس و معلمان، بخش اعظم این پول را صرف حقوق شخصی خود و مادرش، هزینههای سفرهای لوکس و تبلیغات چهرهاش کرده است. این پرونده که اکنون به یکی از جنجالیترین تخلفات مالی در میان نهادهای نزدیک به جریان راست افراطی آمریکا تبدیل شده، چهرهٔ واقعی «بنیاد خیریهٔ فلاگ» (FLAG) به رهبری آدامز را در هالهای از ابهام و فساد نشانده است.
بنیادی به نام آموزش، کیسهای برای جیب مؤسس
بنیاد خیریهٔ وابسته به این طرفدار پر و پا قرص ترامپ با عنوان «آزادی و عظمت آمریکا» (Foundation for Liberty and American Greatness - FLAG) در سال ۲۰۱۶ تأسیس شد و طی یک دهه، بیش از ۷.۷ میلیون دلار از طریق قرعهکشیهای پستی و کمکهای مردمی جذب کرده است. اما بررسی دقیق اظهارنامههای مالیاتی فدرال نشان میدهد که عمدهٔ این پول، نه تنها به جیب مدارس و معلمان نرفته، بلکه به منبعی برای تأمین سبک زندگی پرخرج آدامز و خانوادهاش تبدیل شده است.
مهمترین افشای پروپابلیکا، به رقم نجومی دریافتی آدامز و مادرش، آنجلیکا آداموپولوس، بازمیگردد. در سال ۲۰۲۴، این دو نفر در مجموع ۵۸۷،۲۷۹ دلار بهعنوان حقوق و مزایا از فلاگ دریافت کردهاند؛ رقمی که معادل ۵۳ درصد از کل درآمد سالانهٔ بنیاد است. مادر آدامز که بهعنوان دبیر بنیاد فعالیت میکند، بهتنهایی حقوقی معادل ۲۰۱،۸۶۱ دلار دریافت کرده است. جالب اینکه آدامز در سالهای ابتدایی هیچ حقوقی برای خود در نظر نگرفته بود، اما از سال ۲۰۱۹ به بعد، روند افزایش حقوق او شتاب گرفت و در سال ۲۰۲۳ به اوج ۴۱۱,۲۰۹ دلار رسید. در تمام این سالها، هیچ کارمند دیگری در این بنیاد حقوقی بیش از ۵,۰۰۰ دلار دریافت نکرده است – یعنی اختلافی ۸۰ برابری که خود گویای همه چیز است.
لوید مایر، استاد حقوق سازمانهای غیرانتفاعی در دانشگاه نوتردام، در گفتوگو با پروپابلیکا این ارقام را «بسیار بالا» ارزیابی کرده و به فقدان بررسی مستقل حقوقها بهعنوان یک «نقطه ضعف قانونی» هشدار داده است. فیلیپ هکنی، استاد حقوق دانشگاه پیتسبورگ و مقام سابق سازمان امور مالیاتی آمریکا (IRS)، نیز تأکید کرده که نبود چنین بررسیهایی میتواند بهتنهایی مصداق «معامله منفعت مازاد» (excess benefit transaction) باشد و مشمول مالیاتهای سنگین شود.

وعده یک میلیون دلاری که هرگز محقق نشد
بخش اعظم درآمد ۷.۷ میلیون دلاری خیریهٔ فلاگ، از طریق قرعهکشیهای پستی تأمین شده است؛ جایی که به حامیان مالی وعدهٔ جایزهٔ یک میلیون دلاری داده میشود. اما بررسی ۹ سالهٔ اظهارنامههای مالیاتی این بنیاد نشان میدهد که هیچگاه مبلغی تحت عنوان پرداخت جایزهٔ یک میلیون دلاری ثبت نشده است. نه تنها اثری از برندهٔ این جایزه وجود ندارد، بلکه خود بنیاد نیز هرگز قرعهکشی خود را در ایالت فلوریدا (محل ثبت سازمان) بهثبت نرسانده است؛ این امر نقض آشکار مقررات ایالتی محسوب میشود.
یکی از شاکیان این پرونده، در آوریل ۲۰۲۴ شکایتی ثبت کرده و اعلام داشته که مهلتهای قرعهکشی بارها به تعویق افتاده است؛ بهگونهای که از «ژانویه ۲۰۲۲ تا دسامبر ۲۰۲۴» به «دسامبر ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۵» تغییر یافته است. این شاکی که خود را «بازنشستهای سالمند و عاشق این کشور» معرفی کرده، خواستار بازپرداخت پول خود شده است. پروفسور مایر در واکنش به این موضوع صراحتاً اعلام کرده: «اگر به مردم بگویید یک میلیون دلار برنده میشوند، اما هیچکس هرگز برنده نشود، این کلاهبرداری است. این دروغ گفتن برای ترغیب مردم به حمایت مالی است.»
سوءاستفادههای شخصی در پوشش خیریه
یکی دیگر از زوایای تاریک این پرونده، به فروش کتابهای شخصی نیک آدامز در فروشگاه آنلاین بنیاد بازمیگردد. در صفحهٔ فروش این کتابها نوشته شده که «عواید حاصل از تمام فروشها مستقیماً به مأموریت ما اختصاص مییابد». اما بررسیها نشان میدهد که تبلیغات این کتابها در صفحهٔ فیسبوک فلاگ، کاربران را مستقیماً به وبسایت شخصی آدامز هدایت میکند. پروفسور مایر در این باره هشدار داده که اگر یک سازمان خیریه به بازاریابی کتابهای شخصی مؤسس خود بپردازد، «دیگر واقعاً یک سازمان خیریه نیست؛ زیرا منفعت خصوصی بر منفعت عمومی غلبه میکند.»
بنیاد فلاگ ادعا کرده که ۶۶ درصد از درآمد خود را صرف «هزینههای خدمات برنامهای» کرده است. اما تحقیقات نشان داده که از ۸۷۸،۲۰۸ دلار اختصاصیافته به این بخش، سهم عظیم ۷۵۵،۵۴۱ دلار (یعنی ۸۶ درصد) صرف حقوق آدامز و مادرش، هزینههای رسانههای اجتماعی و سفرهای شخصی شده است. به عبارت دیگر، تنها ۱۴ درصد از هزینههای ادعاییِ برنامهای، واقعاً به کار خیریه مرتبط بوده است.
شگفتانگیزتر اینکه در طول ۱۰ سال فعالیت این بنیاد، هیچ قلم هزینهای در اظهارنامههای مالیاتی فدرال برای پرداخت به مدارس، معلمان یا توزیعکنندگان آموزشی ثبت نشده است. تنها در سال ۲۰۱۷، مبالغ ۲۶،۹۲۵ دلار برای چاپ و ۵،۶۷۰ دلار برای ارسال کتاب به چشم میخورد. با وجود ادعای بنیاد مبنی بر دسترسی به ۲ میلیون دانشآموز، تقریباً هیچ مدرک مستندی برای فعالیتهای آموزشی آن پس از سال ۲۰۱۷ وجود ندارد. به نظر میرسد چرخهٔ جذب سرمایه، کاملاً جایگزین چرخهٔ آموزش شده است.
سابقهدار در استرالیا و ارتباط با کاخ سفید
این نخستین بار نیست که نام نیک آدامز با اتهامات مالی گره میخورد. در سال ۲۰۰۶، زمانی که او ۲۲ ساله و عضو شورای شهر اشفیلد در استرالیا بود، بهاتهام هزینهکردن هزاران دلار از بودجهٔ عمومی برای تماسهای تلفنی و تاکسیهای شخصی، مورد سرزنش رسمی همکارانش قرار گرفت و ناچار به بازپرداخت هزینهها شد.
با اینحال، این سابقهٔ سیاه نه تنها مانعی برای او ایجاد نکرد، بلکه در مارس ۲۰۲۵، ترامپ او را بهعنوان «فرستادهٔ ویژهٔ رئیسجمهور برای گردشگری، استثناگرایی و ارزشهای آمریکایی» منصوب کرد. ترامپ در مقدمهٔ کتاب آدامز، او را کسی خوانده که «اخلاق کاری او با مسئولیت اخلاقی و ایمان به خدا برابر است». این انتصاب همزمان با افشاگری پروپابلیکا، پرسشهای جدی دربارهٔ فرآیندهای نظارتی دولت آمریکا در قبال متحدان سیاسی ایجاد کرده است.
کلاهبرداری خیریه و خشونت و افراطگرایی حاصل جنبش ماگا و طرفداران ترامپ
این پرونده در حالی افشا شد که همزمان، گزارش اختصاصی نشریهٔ تایم (Time) از تحقیقات مرکز افراطگرایی «اتحادیه ضدافترا» (ADL) پرده برداشت که گروههای افراطی راستگرا بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۲، بیش از ۶.۲ میلیون دلار، جمعآوری کردهاند. بر اساس این گزارش که به تحلیل ۳۲۴ کمپین مالی پرداخته، بخش اعظم این مبلغ یعنی ۵.۴ میلیون دلار (۸۶ درصد)، از طریق یک سکوی مسیحی وابسته به ترامپ، تأمین شده است. این سکو که خود را «عاری از سانسور» میداند، به پناهگاهی برای ۲۳۰ کمپین افراطی تبدیل شده که در سکوهای اصلیتر مسدود میشوند. مارک دوایر، محقق مرکز افراطگرایی، به تایم گفته است: «یافتههای ما بسیار مهم است، اما احتمالاً فقط نوک کوه یخ را نشان میدهیم. افراطگرایان به سرعت خود را با پلتفرمها و فناوریهای مالی جدید تطبیق میدهند.»
هر دو پرونده در کنار هم، تصویر شفافی از جنبش ماگا و طرفداران ترامپ ارائه میدهند؛ جریانی که با پوشش شعارهای ترامپگونه، نه تنها به کیسهٔ هواداران خوشباور دستبرد میزند، بلکه با بیتوجهی به نظارتهای قانونی، به تأمین مالی خشونت و افراطگرایی دامن میزند و در عمل، به پوششی برای کلاهبرداری، بیقانونی و خشونت بدل شده است.
منابع: