اسطورههای دریایی جنوب؛ از «اریتره» تا «داماهی»
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، برخلاف باورهای رایج، اسطورهها نقوشی محو در پسِ غبار فراموشی نیستند. وقتی به سیر تکاملی انسانها دقیق میشویم، آنها پدیدههایی زنده و سیالاند که در هر دوره، متناسب با نیاز تبارها و اقوام گوناگون، جامهٔ نو بر تن میکنند. این روزها که سایهٔ جنگ بر پهنهٔ آبی جنوب ایران سنگینی میکند، بازخوانی این اساطیر بیش از هر زمان دیگری به شناخت عمیق و واکاوی هویت ملی و تاریخی ایران مدد میرساند.
مردم این سرزمین در طول اعصار گوناگون آموختهاند که هراسها و امیدهای خویش را در تاروپود اسطورهها بازنمایی کنند و با آگاهی از ریشههای تاریخی خویش، به آرامش و ثبات ذهنی بیشتری دست یابند؛ ازاینرو، هر نماد و اسطوره برگی از تاریخ و حماسهٔ مردمی است که آموختهاند در برابر طوفانهای سهمگین سربلند بمانند و قد خم نکنند.

اسطوره «اریتره» موجودی نیمهانسان و نیمهماهی است که از ژرفای آبها سر برمیآورد تا آبادگر و سامانبخش منطقه باشد. در کهنترین لایههای این اسطوره اریتره موجودی آسمانی است که به زمین تبعید شده و پس از دگردیسی شگفتانگیزش از بعد آبزی به انسانی و از قلمرو دریا به خشکی قدم میگذارد.
کهنالگوی دریا؛ از «نیستان» مولانا تا روزگار ما
دریا در جنوب ایران، چهرهای هویتبخش و قدرتمند دارد که همواره دارای ماهیتی جادویی، رازآلود و مقدس است؛ شبیه به تقدسِ آب در آیینهای هندوستان که آن را به سرچشمهٔ رزق، محرم رازهای مگو و مقصد نهایی انسان تبدیل کرده است. در باور عامه، دریا تجسم عینی همان «نیستان»ی است که مولانا در مثنوی بهعنوان مبدأ نخستین و خاستگاه غایی هر موجود از آن یاد میکند. اگرچه در نگاه مدرن و صنعتی، دریا به منبع درآمدی عاری از روح زندگی تقلیل داده میشود، اما در اساطیر محلی، دریا همچنان در ناخودآگاهِ ساحلنشینان، پویا، امیدبخش و بستر ظهور افسانهها و اسطورههاست.
«اریتره»؛ کهنترین روایتِ اسطورهای خلیج فارس
اسطوره «اریتره» (Erythras) موجودی نیمهانسان و نیمهماهی است که از ژرفای آبها سر برمیآورد تا آبادگر و سامانبخش منطقه باشد. در کهنترین لایههای این اسطوره اریتره موجودی آسمانی است که به زمین تبعید شده و پس از دگردیسی شگفتانگیزش از بعد آبزی به انسانی و از قلمرو دریا به خشکی قدم میگذارد. در روایات یونانی نیز او دامداری متمول است که در پی رمهٔ مادیانهای رمیده از چنگال شیرها، به دریای پارس میزند و با رسیدن به جزیرهٔ قشم، دژی استوار را بنا میکند.
اریتره نمادی دو ساحتی است؛ در یک معنا «دژ»ی است که مظهر اقتدار سیاسی و تاریخی بر تنگهٔ هرمز است و در معنای دیگر «نیایشگاه خربس»؛ تجلیگاه هویت دینی این اسطوره به شمار میرود. امروزه نیز «رقص شمشیر» در جزیرهٔ لارک، حیات حماسی و رزمی این اسطوره را در حافظهٔ تاریخی مردم جنوب زنده نگه میدارد.

«داماهی»؛ فداکاری در بطنِ آرمانشهر
داماهی، اَبّرماهیِ مهربان و اساطیری؛ زیباترین نماد بخشندگی، ایثار و ایستادگی در جنوب است که در قامت یک منجی تجلی مییابد. داماهی در گرماگرم طوفانها به یاری جاشوان میشتابد، برای تهیدستان از اعماق آب صدف و مروارید سپید به ساحل میآورد و آغوشِ امن او، پناهگاهِ دلدادگان راندهشده است. باشکوهترین بخش زندگی داماهی، شیوهٔ زوال اوست. هنگامی که گردابی هولناک زندگی مردم را نشانه میگیرد، داماهی که آرمانشهری از شور و شوق، ترانه و موسیقی در بطن دارد، جانِ خود را فدا میکند تا تلاطم امواج فروبنشیند. سرانجام پیکر بیجان او به ساحل میآید و تا سالها، دهان گشودهاش دروازهٔ امن بندرگاه میماند.

سایههای تاریک اسطورهٔ «بوسلمه» و «بابای دریا»
در نظام آفرینش، همپای نور، سایه نیز حضور دارد؛ بنابراین، در کنار اسطورههای حیاتبخش، شناخت اسطورههای ویرانگر نیز اهمیت مییابد. ازآنجاکه جهان اساطیری، عرصهٔ کارزار مداوم میان نیروهای خیر و شر است، بوسلمه و بابای دریا، جلوهٔ نیروهای اهریمنیِ مستقر در آبها هستند.
بوسلمه دیوی کریه و بدسیرت است که برخی آن را همتای «لویاتان» در اساطیر بابلی میدانند. او با فریب دریانوردان و بازسازی تقلیدی صدای یارانشان، آنان را به اعماق آب میکشد تا پریان زیباروی دریا را تصاحب کند. در حقیقت بوسلمه نماد غرایز سرکش و تاریکیهای نفسانی است که انسان تنها بهمدد اراده و ایمان بر آن چیره میشود.
بوسلمه؛ مظهر شرارت
بوسلمه دیوی کریه و بدسیرت است که برخی آن را همتای «لویاتان» در اساطیر بابلی میدانند. او با فریب دریانوردان و بازسازی تقلیدی صدای یارانشان، آنان را به اعماق آب میکشد تا پریان زیباروی دریا را تصاحب کند. در حقیقت بوسلمه نماد غرایز سرکش و تاریکیهای نفسانی است که انسان تنها بهمدد اراده و ایمان بر آن چیره میشود.
بابای دریا نیز هیولایی پوشیده از صدفهای ستبر است که نقطه ضعف شگفتانگیزی دارد؛ او از صدای فلز میهراسد. این موضوع نشان میدهد حتی مهیبترین مظاهر طبیعت نیز در برابر اراده و تدبیر انسان آسیبپذیرند.
«امگاره» و «زن آواره دریا»: زنانگی و سکوتِ مرموز دریا
این دو چهرهٔ اساطیری با معیشت دشوار و پرمخاطرهٔ غواصان مروارید پیوند خوردهاند. امگاره زنی است که در سکوت مرموز اعماق دریا لالایی میخواند و نماد آرامش مرگبار و درعینحال تسکیندهندهٔ دنیای زیر آب است.
زن آوارهٔ دریا نیز مادری است با فرزندی در آغوش که از غواصان میخواهد برای کودکش گهوارهای بیاورند. این افسانه با رنج فقدان و عواطف مادری ارتباطی عمیق دارد؛ بهگونهای که هنوز هم بومیان، گهوارهٔ کودکانِ درگذشته خود را به دریا میسپارند و امید دارند دریا در ازای این پیشکش، درشتترین مروارید خود را سهم آنان کند.

تولد اسطورههای امید و تابآوری...
در نهایت، اساطیر جنوب ایران؛ از اریتره تا داماهی، مجموعهای از پاسخهای فرهنگی و بومی به دغدغهها و چالشهای جغرافیایی، تاریخی و هویتی مردم جنوباند. بهویژه در این روزها که طبلهای جنگ در نزدیکی آبهای ایران نواخته میشود، پیام این اسطورهها شنیدنیتر است؛ چراکه ریشههای مقاومت معنوی و تاریخی این آب و خاک تا ژرفای اساطیر به چشم میخورد.
افزونبراین، اسطوره برای مردم اقلیم جنوب، پناهگاه و سنگری روانی است که در آن، هراس از بوسلمههای زمانه، با یادآوری فداکاری بیدریغِ داماهی و شجاعتِ اریتره فرومینشیند. در غایتِ این واکاوی، جنوب همچون دریا وسیع و گسترده است و دریا مانند زهدانی که از ازل زندگی و مرگ را با هم در بطن خود دارد. با وجود این، همواره امیدواری و غلبهٔ جنبههای حیاتبخش بر باور و زیست مردم جنوب چیرگی دارد.
منابع
- علیتوکلی، سودابه، غلامرضابیگی، مریم. قنبری ننیز، خورشیدی (۱۴۰۳). تحلیل دگرگونی و باززایی نمادها، کهنالگوها و اساطیر بومی و منطقهای (جنوب ایران) در رمان «اهل غرق» منیرو روانیپور. سبکشناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)، ۱۷(۲)، ۲۴۹-۲۶۸.
- آبدانی، سمانه. (۱۴۰۴). بازنمایی نمادهای اساطیری در هویت بومی جنوب ایران. نشریه علوم انسانی و اسلامی در هزاره سوم، ۹(۳)، ۴۸۱-۴۹۰.
یادداشت از نیلوفر بختیاری