تعاونیهای دانشآموزی، پلی میان آموزشهای فنیوحرفهای و کارآفرینی
در همین راستا، مهندس علی راد، مدیرعامل جامعه یاوری فرهنگی، در گفتوگو با خیر ایران به تشریح طرح «تعاونیهای دانشآموزی» پرداخت؛ طرحی که با هدف آموزش مهارتهای کارآفرینی، کار گروهی، مسئولیتپذیری و مشارکت اجتماعی، دانشآموزان را برای ایفای نقش مؤثر در توسعه پایدار جوامع محلی توانمند میکند.
جناب راد لطفا طرحی که شروع ایده شکل گیری در تعاونی دانش آموزان بود را برای خوانندگان ما معرفی بفرمایید؟
حدود ده تا یازده طرح آموزشی هست که در جامعه یاوری شکل گرفته و متولد شده است. قدیمیترین آنها حدودا نزدیک به ده سال و جوانترین آن هم حدودا سه سال است که اجرا میشود. قدیمیترین طرح " تولید حین آموزش " است که هنرستانهایی که رشته طراحی و دوخت لباس برای دختران و هنرستانهای پسرانای که رشته درودگری دارند، در اجرای این طرح مشارکت مینمایند. هنرستانها برای تجهیز کارگاههای خود سالهاست درگیر مشکلات مالی هستند و عموما، چون کارگاهها تجهیز نمیشوند، هنر آموزان نمیتوانند در این هنرستانها حوزههای مهارتی را به شکل درست و اثربخشی آموزش ببینند. ما سالهای سال در واقع برای دانش اموزان لباس تهیه و ارسال میکردیم در مهر ماه به مناسبت شروع سال تحصیلی و در نوروز برای سال جدید. این لباسها به دلیل این که بصورت انباری خریداری میشدند، طبیعتا ویژگی محلی را برای دانش آموزان نداشتند و بچهها با این لباسها احساس راحتی نمیکردند. امکان داشت عزت آنها حفظ نشود و در جامعهای که زندگی میکنند به عنوان لباس خیریهای از آن یاد شود. ما این طرح را به هنرستانها آوردیم و سال ۹۴ که این کار اجرایی شد. به هنرستانهایی که علاقهمند به مشارکت در این طرح بودند، فراخوان میدادیم بعد برای آنها پارچه تهیه میکردیم چنانچه هنرستانی نیازمند تجهیز و تکمیل لوازم مورد نیاز را داشت با کمک یاورانمان اقدامات لازمه را به انجام میرساندیم.

این مدل از تولید چه مشخصههای مهمی را دارد؟
این تولید چندین هدف مهم را دنبال میکند، که یکی از آنها کسب مهارت است. دوم اینکه هنرجویان حداقلهای یک فرایند و چرخه تولید را به لحاظ کسب و کار خانگی فرا میگیرند. دانش آموز، مربی و مدرسه به دلیل هزینه دوختی که به آنها پرداخت میکنیم، صاحب درآمد اقتصادی میشوند و در نهایت این لباسها به دانش آموزان نیازمند اهدا میشود. بچهها در این کار با مسئولیت اجتماعی آشنا و از این بابت فرهنگ این کار نیز هم توسعه، و در نهایت دانش آموزان احساس امید به زندگی پیدا میکنند. ما در سال گذشته یک تیم ارزیابی برای بررسی اثربخشی توسط دانشگاه فردوسی مشهد به این طرح اضافه کردیم. بچهها فرمهایی در ابتدای پروژه پرکرده و در آزمون سنجش مهارت در شروع و پایان پروژه شرکت نمودند. فرم ارزیابی نشان میدهد که طرح ما در طول یکسال چه میزان در فراگیری مهارت اثرگذار بوده است.
در حوزه پسران نیازهای جامعه یاوری ما را به این سمت برد که، چون مدرسهساز و خوابگاهساز هستیم نیاز به تولید در رشته درودگری برای ما وجود دارد و خیلی از پروژههای خوابگاهی را منوط به این کردیم که نیازشان را از هنرستانهای درودگری تامین کنند. وقتی بحث تعاونیهای دانش آموزی در معاونت تعاون پیش آمد، آقای مسکنی این گفتوگو را مطرح کرد. یکی از موثرترین کارهایی که میشود کرد آن حلقههای مفقودهای که در چرخه ارائه و تولید داریم. این طرح را اینگونه ارائه دادیم که چرخه تحقیق و توسعه بازار، طراحی، تولید، برندینگ و فروش بتواند در هنرستانها شکل بگیرد و همه این فرآیند در هنرستان تبدیل به یک پروژه شود و بچهها در مدل تعاونی، کسب و کار را یاد بگیرند و تمرین کنند. جلسات خوبی در معاونت تعاون برگزار شد و موضوعات پیش رفت و پیشتفاهمی هم پیشنویس شد که این دو پروژه در ده هنرستان دخترانه و ده هنرستان پسرانه با بودجه مشخص آغاز شود. راهبری آن توسط جامعه یاوری با وجود تجربیات و ارتباطی که با مدارس دارد از سوی اداره کل تعاون در استانها رقم میخورد و بدین ترتیب مدلهای کسب و کار تعاونی به هنرستانها ورود پیدا میکرد. همزمان مدل تولید محتوا برای پروژه با تمرکز بر تعاونیهای دانش آموزی شکل میگرفت. یک هیات علمی تشکیل و تجربیات به دایره المعارفی برای این مدل و الگویی از کسب وکار برای تعاونیهای دانش آموزی شکل میگرفت.
به نظر شما در ایجاد تعاونی موفق میان تجربه و تحصیلات دانشگاهی کدام یک کاربردیتر است؟
به واقع هر دو در کنار یکدیگر. ۲۰ هنرستانی را که در دو استان کشور انتخاب شد آنهایی بودند که این تجربه را در هشت سال اخیر کسب کرده بودند. این بخش تجربی طرح بود. فرآیندها و الگوهایی که آماده میکردیم، در کنار هیات علمی شکل گرفته از تجربیات علمی داخل و خارج کشور و دانشگاهها استفاده میکرد. ترکیب این دو، ضامن موفقیت طرح بود.
طرحی که فرمودید صرفا در این دو رشته امکانپذیر است؟
ما میخواستیم از تجربه زیستهای که در این دو رشته داشتیم، استفاده کنیم و میانبر بزنیم. مدل این تجربه را هشت سال است که داریم. پس به محض اجرا و تشکیل یک تعاونی، دانش آموزان به سرعت صاحب درآمد میشوند و شوق درآمد در این دو رشته جذب حداکثری را بدنبال خواهد داشت. ترکیب جامعه یاوری فرهنگی، کمیسیون مدرسه یاری جامعه خیرین مدرسهساز و معاونت تعاون وزارت کار در واقع یک پایلوت برای این ده هنرستان دخترانه در رشته طراحی و دوخت و در هنرستان پسرانه در رشته درودگری بود. قطعا میتوانیم این را بعد از اجرا به رشتههای دیگر تعمیم دهیم.
با توجه به این موضوع که بسیاری معتقد به این مسئله هستند که کودکان و نوجوانان نباید وارد بازار کار شوند و صرفا باید بر تحصیل تمرکز کنند، برخوردی هم در این حوزه با طرح شما صورت گرفته است؟
ما برخوردی با این معضل نداشتیم، چون متمرکز بر حوزه دانش آموزی بودیم. اگر این تفکر پیش میآید بیشتر از ناآگاهی موسسات است. زیرا شناختی از این موضوع ندارند. طرح حقوق کودک برای این پروژه بیشتر یک ژست روشنفکری است. اینها به دلیل عدم شناخت است. بند "ب" تبصره ۷۵ قانون بودجه مصوب هیات وزیران اجازه میدهد هنرستانهایی که میتوانند صاحب درآمد شوند از این بند استفاده نمایند. تولید در هنرستانها شکل آموزشی دارد. اگر بچهای کار نکند چطور میتواند مهارت پیدا کند و اصلا این یک تناقض آشکار است. در نتیجه در مسیر آموزش، تولید بوجود میآید. بزرگترین هنرستان کشاورزی ایران در دماوند صاحب زمین و سردخانه بزرگی است. برای چه در اختیار قرار دادهاند؟ اینکه بچهها فقط درخت بکارند و میوههایش روی زمین بیفتد و خراب شود. این با عقل جور در نمیآید. در نتیجه ماده قانونی برای این موضوع وجود دارد و قانون گذار با هدف کسب مهارت و درآمد به دنبال اثربخشی بیشتر هنرستانها میباشد. در حوزه تعاونی دانش آموزی هم بند قانونی این مساله هست. قوانین متشکله بر تعاونیها بخش مشخص شده دانش آموزی دارد.
طرح شما چه شباهت و تفاوتهایی با طرح کاد که دورهای در نظام آموزشی ما ارائه شده بود دارد؟
در حوزه مهارت آموزی ومهارت افزایی شاید بتواند یک وجه اشتراکی داشته باشد. طرح کاد که مخفف کار و دانش بود، اجرا شد و موفقیت چندانی نداشت. به عنوان مثال عدم کنترل دقیق حضور دانش آموزان در محل کار یکی از مشکلات بود. طرح دیگری در سالهای اخیر نیز دبیرستانها را به سمت مهارت برد تا در رشتههای نظری دانش آموزان صاحب مهارت شوند. این طرح با نام «ایران مهارت» شکل گرفت که آن هم در همین راستا بود. فقط شاید در کسب مهارت اشتراکاتی با ما داشته باشد.
نهادهای دولتی در حوزه تعاون نیز در عملی شدن این طرح کمک کننده هستند؟
تغییر سمت آقای مسکنی از معاونت اداره تعاون وزارت کار عملا روند را مختل کرد. از دو ماه گذشته هیچ جلسه دیگری نداشتیم و دلیلش این بود که دوستان در دفتر تعاونی دانش آموزی پیشنهاد دادند تا استقرار فرد جدید جلسات به تعویق بیفتد. عملا این طرح اجرا نشده و عدم ثبات مدیریتی این طرح را مغفول نگه داشته است؛ لذا اگر طرح جامع در سازمان جاری باشد موثر است نه به اتکای شخص مدیر.
تامین مالی این طرح چگونه خواهد بود؟
مثل تمام پروژههای جامعه یاوری فرهنگی توسط یاوران، اعضا و موسسات و شرکتهای تجاری که علاقمند هستند و حمایت مالی میکنند. یک رویدادی با عنوان «شبی با یاوری» در سال داریم که در آن دعوت از یاوران و شرکتها صورت میگیرد. این رویداد برای تامین مالی همین پروژه برگزار میگردد.
به نظر شما در تعاونیها سود اقتصادی بیشتر است یا سود اجتماعی؟
در نهایت سود مالی است که نصیب کشور میشود. وقتی اثرگذاری در سود اجتماعی هم حاصل شد در نهایت به چرخه اقتصاد کمک میکند. وقتی زیر ساختها درست و اثرگذار باشد نهایتا منجر به تولید ثروت میشود و دو سوی این سوالی که فرمودید به سمت تولید ثروت و هم افزایی اجتماعی.
فکر میکنید چرا با وجود صحبت از تعاونی طی این چهل سال در ایران، اما همچنان نهضت تعاون در ایران رشد بسیار زیادی نداشته است؟
میتواند یک دلیل مهم داشته باشد که آن هم فرهنگی است. از این منظر که ما تجربه این کار را به دلیل موضوعات روابط اجتماعی و عدم اعتماد به دیگران نداریم. وقتی در فضای عمومی یک شرکت تعاونی شکل میگیرد برخی از آنها به سواستفادههای مالی منتهی میشود. یکی از بزرگترین خسارتهای اجتماعی ما سواستفاده از تعاونیها بوده است. این بیاعتمادی عمومی سبب کم اقبالی از پروژههای مرتبط با تعاونیها در تمام اشکال آن است.
وقتی به عنوان عضو تعاونی وارد میشویم دنبال سود شخصی هستیم در صورتی که موضوع تعاونی، تامین سود جمعی است. چون که صد آید، نود هم پیش ماست. اگر سود جمعی حاصل شود، همگی از آن نفع خواهیم برد. راه حل در آموزش دانش آموزان است. در سنین پایین تجربه کردن باعث توسعه این فرهنگ میشود که منجر به نتیجه نهایی و رشد این تفکر خواهد شد.. تعاونیهای موفق هم داشتهایم که الگوی بسیار اثربخش و موفقی هستند. به عنوان مثال تعاونی «پیشگامان کویر» یکی از موفقترین نمونههای تعاونیهای کشور است. این تجربه میتواند الگو و تکثیر شود. امیدواریم با مدیریت جدید در معاونت تعاون، در کنار تجربه هشت ساله جامعه یاوری فرهنگی بتوانیم الگوی موثری در بخش تعاونی دانش آموزی باشیم.
به عنوان سخن آخر اگر صحبتی دارید که در این حوزه لازم به خوانندگان ما بگویید را بفرمایید؟
شاید اگر بخواهم درد و دلی کنم، این است که مدیران دولتی فرصت اجرای طرح تعاونیهای دانش آموزی و اجرایش را در مدارس فراهم کنند. ما ظرفیتهای قانونی، اجتماعی و سرمایههای انسانی کافی را داریم. فقط کافیست اینها کنار هم بیایند و شکل بگیرند. تجربهای برای تکمیل پاسخ سوال شما دارم. در تمام جوامع پیشرو مانند کشورهای اسکاندیناوی و کشورهای آسیای شرقی مانند ژاپن، چین و کره مهمترین موضوع برای فراگیری، آموزش در سنین پایین است یعنی میگویند موثرترین سن ۵ تا ۷ سال است. اگر میخواهیم فرهنگ تعاونی را رشد دهیم و به شکل کاملا اثربخش در جامعه ترویج دهیم، راه حل آموزش و پرورش است. حتی در پیش دبستانی میشود این کار را کرد. بزرگترین توصیه تسهیلگری در بخشهای تصمیمساز و تصمیمگیر کشور است. انتظاری که از معاونت تعاون داشتیم فقط تسهیلگری توصیه بود و هست.. نه پول میخواهیم نه امکانات دیگر. مدیرکل اداره تعاون هر استان کمک کند به تسهیل کارها که اتلاف انرژی و سرمایه نداشته باشیم، منابع را آماده کنیم و در اختیار بچهها قرار دهیم. آنها قدرت فراگیری بالایی دارند و این موضوع برای آنها دارای انگیزه است. این طرح ما نیست بلکه متعلق به جامعه است. در حقیقت ما بخشی از طرح هستیم، همه جامعه قرار است از این طرح منتفع شوند. این موضوع دغدغه همه هست و فقط کافیست در اولویتها باشد. با همین تجربیات میتوانیم فضا را تحت تاثیر قرار دهیم.