کد خبر:۶۰۳۹

هر فحشی که بلدی، نگو! بیایید چالش را عوض کنیم

این روز‌ها چالشی در فضای مجازی فراگیر شده است؛ والدین دوربین را روشن می‌کنند و به کودکشان می‌گویند: «هر فحشی که بلدی، یک‌بار برای همیشه بگو. من هم از اتاق بیرون می‌روم تا نشنوم.» این چالش اگر در فضای خصوصی خانواده رخ دهد و به گفت‌وگویی آموزشی منجر شود، شاید نتایج مثبتی به همراه داشته باشد اما انتشار علنی آن، منجر به ایجاد معیارهای دوگانه در تربیت کودکان و نقض حریم خصوصی کودک است.
یادداشت

 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، این روز‌ها چالشی در فضای مجازی فراگیر شده است؛ والدین دوربین را روشن می‌کنند و به کودکشان می‌گویند: «هر فحشی که بلدی، یک‌بار برای همیشه بگو. من هم از اتاق بیرون می‌روم تا نشنوم.» نتیجه، ویدئو‌هایی است که در برخی کودکان با کلمات کودکانه و بامزه مخاطبان را می‌خندانند و در برخی دیگر، با فهرستی از رکیک‌ترین الفاظ که آن را با اعتمادبه‌نفس تکرار می‌کنند. اما پشت این خنده‌ها، پرسش‌های مهمی درباره تربیت، حریم خصوصی کودک و تأثیر شبکه‌های اجتماعی وجود دارد.

 از نگاه روان‌شناسی، این چالش بیش از آنکه درباره «فحش دادن» باشد، درباره پیام‌هایی است که کودک از رفتار والدین دریافت می‌کند. کودکی که بار‌ها شنیده است فحاشی رفتاری ناپسند است، ناگهان با تشویق والدین برای انجام همان رفتار روبه‌رو می‌شود. این پیام متناقض می‌تواند مرز میان رفتار درست و نادرست را برای او مبهم کند؛ به‌ویژه در سال‌های نخست زندگی که معیار‌های اخلاقی و اجتماعی هنوز در حال شکل‌گیری هستند.

 از سوی دیگر، این ویدئو‌ها گاهی پنجره‌ای به دنیای واقعی کودک باز می‌کنند. وقتی کودکی واژه‌های بسیار رکیک را با تسلط بیان می‌کند، این سؤال مطرح می‌شود که این کلمات را از کجا آموخته است؟ پاسخ همیشه خانواده نیست؛ همسالان، فضای مجازی، بازی‌های آنلاین، مدرسه یا محیط اطراف نیز می‌توانند منبع یادگیری باشند. اما واکنش مسئولانه والد، خندیدن و انتشار ویدئو نیست؛ بلکه تلاش برای شناخت محیطی است که کودک در آن رشد می‌کند.

کودک نباید ابزاری برای جذب بازدید و افزایش تعامل باشد

 مسئله مهم‌تر، حق کودک بر حریم خصوصی است. کودکان توانایی تصمیم‌گیری آگاهانه درباره انتشار تصویر و سخنان خود در فضای مجازی را ندارند. ویدئویی که امروز هزاران نفر را می‌خنداند، ممکن است چند سال بعد برای همان کودک به منبع شرمندگی، تمسخر یا آسیب روانی تبدیل شود. اینترنت هم فراموش‌کار نیست؛ محتوایی که یک‌بار منتشر شود، ممکن است سال‌ها باقی بماند.

 این چالش، جنبه دیگری از زندگی در عصر شبکه‌های اجتماعی را نیز نشان می‌دهد؛ جایی که گاهی مرز میان والد بودن و تولیدکننده محتوا بودن از بین می‌رود. در چنین شرایطی، ممکن است واکنش طبیعی کودک به ابزاری برای جذب بازدید و افزایش تعامل تبدیل شود؛ بی‌آنکه به پیامد‌های بلندمدت آن برای شخصیت و آینده او توجه شود.

 کودکان، بیش از آنکه به نصیحت‌های والدین گوش دهند، از رفتار آنها الگو می‌گیرند. وقتی رفتاری که همیشه ممنوع بوده، ناگهان مقابل دوربین تشویق می‌شود و هزاران نفر نیز به آن می‌خندند، کودک ممکن است نتیجه بگیرد که ارزش یک رفتار، نه به درست یا نادرست بودن آن، بلکه به میزان توجهی است که جلب می‌کند.

 شاید این چالش در نگاه اول تنها یک شوخی ساده باشد، اما پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا هر محتوایی که مخاطب را می‌خنداند، ارزش ثبت و انتشار دارد؟ پاسخ بسیاری از روان‌شناسان منفی است. آنها معتقدند کودک نباید بهای سرگرمی بزرگسالان را با از دست دادن بخشی از حریم خصوصی و امنیت روانی خود بپردازد.

کاهش تابو و ایجاد فضای گفت‌وگو

 در کنار نکاتی که گفته شد، این چالش البته جنبه‌های مثبتی هم دارد؛ به شرطی که در فضای خصوصی خانواده رخ دهد و به گفت‌وگویی آموزشی منجر شود و انتشار علنی نیابد. 

 یکی از این جنبه‌ها شناخت دنیای زبانی کودک است. والدین گاهی تازه متوجه می‌شوند فرزندشان چه کلماتی را بلد است و این واژه‌ها را از کجا ممکن است یاد گرفته باشد. این می‌تواند زنگ هشداری برای توجه بیشتر به محیط کودک باشد. دیگری کاهش تابو و ایجاد فضای گفت‌و‌گو است. 

 برخی روان‌شناسان معتقدند اگر کودک احساس کند می‌تواند بدون ترس درباره کلمات بد یا موضوعات ممنوعه صحبت کند، احتمال پنهان‌کاری کمتر می‌شود. البته این با تشویق به فحاشی تفاوت دارد.

این چالش همچنین فرصتی برای آموزش پدید می آورد. اگر بعد از شوخی، والد با آرامش درباره این صحبت کند که چرا بعضی کلمات باعث ناراحتی دیگران می‌شوند و چه زمانی نباید از آنها استفاده کرد، کودک مهارت بیشتری در کنترل رفتار اجتماعی پیدا می‌کند.

 اما این فواید همه می توانند از بین بروند اگر هدف اصلی از ساخت این ویدیوها، تولید محتوای پربازدید باشد. در این صورت، کودک به جای اینکه موضوع آموزش باشد، به سوژه سرگرمی تبدیل شده است. اتفاقی که این روزها در شبکه های اجتماعی در حال رخ دادن است.

 در مجموع، از دیدگاه روان‌شناسی، اگر این اتفاق در فضای خصوصی خانواده رخ دهد و به گفت‌وگویی آموزشی منجر شود و می‌تواند نکات مثبتی داشته باشد. اما انتشار عمومی ویدئو، به‌ویژه وقتی کودک با الفاظ رکیک شناخته می‌شود، معمولاً سود آن را تحت‌الشعاع آسیب‌های احتمالی قرار می‌دهد.

بیایید چالش را عوض کنیم!

ای کاش می‌شد این چالش را به این شکل تغییر دهیم که از کودکانمان بخواهیم، زیباترین و «مهربونانه‌ترین» جملاتی را که بلد هستند، به زبان بیاورند. آنگاه شاید می‌توانستیم بی هیچ نگرانی به انتشار عمومی و ترویج این چالش اقدام کنیم.

 

یادداشت از زهرا صالحی‌زاده

دبیر گروه «جامعۀ بهتر» پایگاه خبری خیر ایران

 

ارسال دیدگاه
captcha