ضرورت ایجاد نظام «خیر و احسان»؛ از پراکندگی مجوزها تا حکمرانی یکپارچه در حوزه خیر عمومی
با وجود تعدد دستگاههای صادرکننده مجوز، حوزه خیر و نیکوکاری در ایران با پراکندگی، موازیکاری و کاهش اثربخشی مواجه است. پیشنهاد تأسیس «سازمان خیر و احسان» توسط "مجمع خیرین کشور" با هدف ایجاد مرجع ملی تنظیمگر، یکپارچهسازی صدور مجوز، ارتقای شفافیت و هدایت هدفمند منابع خیر مطرح شده است.
در دهههای اخیر، توسعه فعالیتهای خیرخواهانه و گسترش نهادهای مردمی در ایران نشان داده است که ظرفیت اجتماعی خیر و احسان، یکی از مهمترین سرمایههای ملی کشور است. با این حال، برخلاف اهمیت این حوزه، ساختار حکمرانی و تنظیمگری امور خیریه همچنان پراکنده، چندمرجعی و فاقد نظام حرفهای یکپارچه است؛ وضعیتی که موجب افزایش هزینههای اداری، تداخل مأموریتها، ضعف نظارت، تعدد مجوزها و در نهایت کاهش اثربخشی اقدامات خیرخواهانه شده است.
امروز صدور مجوز، نظارت و ساماندهی مؤسسات خیریه و سازمانهای مردمنهاد فعال در حوزههای اجتماعی میان نهادهای مختلفی از جمله سازمان بهزیستی، کمیته امداد، وزارت ورزش و جوانان، سازمان اوقاف و امور خیریه، استانداریها و سایر دستگاههای ذیربط توزیع شده است. نتیجه این وضعیت، شکلگیری شبکهای متکثر از مؤسسات است که اگرچه از نظر تعداد توسعه یافتهاند، اما الزاماً به حل مسئلهمحور آسیبهای اجتماعی منجر نشدهاند.
در چنین شرایطی، پیشنهاد تشکیل «سازمان خیر و احسان» توسط مجمع خیرین کشور نه بهعنوان جایگزین دستگاهها، بلکه بهعنوان نهاد ملی تنظیمگر، هماهنگکننده و حرفهای حوزه خیر، میتواند راهکاری ساختاری برای اصلاح حکمرانی اجتماعی کشور باشد.
مقایسه با نهادهای حرفهای موجود
نظام حقوقی ایران پیشتر تجربه واگذاری بخشی از وظایف حاکمیتی به نهادهای حرفهای را داشته است. سازمان نظام مهندسی، سازمان نظام پزشکی، اتاق بازرگانی و کانون وکلا نمونههایی از این الگو هستند.
وجه مشترک این سازمانها آن است که دارای شخصیت حقوقی مستقلاند؛بخشی از اختیارات صدور مجوز و نظارت حرفهای را برعهده دارند،استانداردهای تخصصی را تدوین میکنند و بهعنوان بازوی تنظیمگر در کنار دولت فعالیت میکنند.
اما سازمان خیر و احسان یک تفاوت بنیادین با همه این نهادها دارد:
فعالیت در سازمانهای حرفهای موجود، ماهیتی تخصصی و غالباً دارای حق انتفاع برای اعضاست؛ یعنی عضویت و فعالیت حرفهای، نهایتاً منجر به منفعت اقتصادی یا شغلی اعضا میشود. در حالی که فلسفه وجودی سازمان خیر و احسان، غیرانتفاعی است؛ فعالیت در این سازمان نه برای انتفاع اعضا، بلکه برای انتقال منافع به گروه هدف یعنی نیازمندان، کودکان، زنان بیسرپرست، بیماران، افراد دارای معلولیت، بیکاران، دانشآموزان محروم و سایر اقشار نیازمند جامعه انجام میشود.
به همین دلیل، سازمان خیر و احسان باید نه بهعنوان یک صنف، بلکه بهعنوان «نظام حرفهای خدمت عمومی و خیر اجتماعی» طراحی شود.
ضرورت تشکیل سازمان خیر و احسان
یکی از مهمترین آسیبهای موجود، تعدد مراجع صدور مجوز است. در وضع موجود، دستگاههای مختلف بر اساس مأموریتهای بخشی خود اقدام به صدور مجوز میکنند؛ اما هیچ مرجع واحدی برای سیاستگذاری کلان، اولویتگذاری ملی، طبقهبندی نیازها، ارزیابی اثربخشی و هدایت منابع خیر وجود ندارد.
نتیجه این وضعیت آن است که تعداد زیادی مؤسسه ثبت و فعال شدهاند؛ منابع مالی و انسانی پراکنده شده است؛همپوشانی و موازیکاری افزایش یافته؛ و در مقابل، مسائل اصلی کشور در حوزه کودک، زنان سرپرست خانوار، آسیبهای اجتماعی، درمان، اشتغال و آموزش همچنان با شکاف جدی مواجهاند.
در چنین شرایطی، کشور بیش از آنکه نیازمند افزایش تعداد مؤسسات باشد، نیازمند نظام یکپارچه سیاستگذاری، سیاستسازی، صدور مجوز، هدایت منابع و نظارت مؤثر است.
تشکیل سازمان خیر و احسان میتواند این نقش را ایفا کند و با ایجاد بانک اطلاعاتی ملی، نظام رتبهبندی، ارزیابی عملکرد و هدایت هدفمند فعالیتهای خیر، منابع اجتماعی را به سمت حل مسئله سوق دهد.
در نهایت میتوان گفت تأسیس سازمان خیر و احسان، نه پروژهای برای تمرکزگرایی اداری، بلکه تلاشی برای ایجاد حکمرانی اجتماعی هوشمند، پاسخگو و مسئلهمحور است.
همانگونه که کشور در حوزههای مهندسی، پزشکی و تجارت به سمت نظامهای حرفهای حرکت کرده است، حوزه خیر نیز نیازمند نهادی واحد، مستقل، شفاف و غیرانتفاعی است تا سرمایه عظیم اجتماعی خیرخواهی را از پراکندگی خارج کرده و به سمت حل واقعی مسائل جامعه هدایت کند.
یادداشت از دکتر امید استادنوروزی
مدیر مجمع خیرین استان کردستان