کد خبر:۵۸۴۵
گزارش تحقیقی خیر ایران؛

چرا برخی خانواده‌ها به اهدای عضو عزیزشان پس از وقوع مرگ مغزی، راضی نمی‌شوند؟

بسیاری از خانواده‌ها راضی نمی‌شوند که اعضای بدن متوفی پس از وقوع مرگ مغزی، به افراد نیازمند اهدا شود و بدین ترتیب، سالانه حدود ۷ هزار عضوِ قابل‌ پیوند به زیر خاک می‌رود. دربارۀ این موضوع که ابعاد جامعه‌شناختی و فرهنگی مهمی دارد، خیر ایران سراغ متخصصان اهدای عضو و خانواده‌هایی رفته است که اهدای عضو کرده‌ یا عضو دریافت کرده‌اند.
اهدای عضو

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، ۹۹ درصد افراد بر اثر مرگ قلبی فوت می‌کنند. تنها یک درصد از جامعه دچار مرگ مغزی می‌شود. این یعنی تنها یک درصد، فرصت دارند تا نجات بخش نیازمندان به عضو سالم باشند. هر چند که آمار و ارقام دقیقی در دسترس نیست، اما برآورد می‌شود هر سال حداقل ۵ تا ۸ هزار نفر در کشور مرگ مغزی می‌شوند. این در حالی است که تنها حدود هزار نفر از این تعداد اهدای عضو می‌شوند. به بیان دیگر، سالانه حداقل حدود ۷ هزار عضوِ قابل پیوند به زیر خاک می‌رود.

 در همین رابطه خیر ایران به سراغ دکتر کتایون نجفی زاده، مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایرانیان، دکتر امید قبادی، نایب‌رییس انجمن اهدای عضو ایرانیان و دکتر احسان علی‌بیگی، مدیر امور فرهنگی و روابط عمومی شبکه فراهم‌آوری اعضای پیوندی دانشگاه علوم پزشکی تهران رفته تا از ریز و درشت اهدای اعضا در ایران اطلاعاتی حاصل کند. در این گزارش همچنین روایتِ مادر سید محمدجواد حسینی از اهدای اعضای فرزندش و خدیجه سهلی، گیرنده کبد را می‌خوانید.

۹۹ درصد افراد بر اثر مرگ قلبی فوت می‌کنند. تنها یک درصد از جامعه دچار مرگ مغزی می‌شوند و فرصت دارند تا نجات‌بخش نیازمندان به عضو سالم باشند. آمار دقیقی در دسترس نیست اما برآورد می‌شود هر سال حداقل ۵ تا ۸ هزار نفر در کشور مرگ مغزی می‌شوند. این در حالی است که تنها حدود هزار نفر از این تعداد اهدای عضو می‌شوند و حداقل ۷ هزار عضوِ قابل‌پیوند به زیر خاک می‌رود

 «وقتی به سفر حج رفتم، به قدری حالم بد بود که مسئول کاروان برای من تدارک تابوت دید.» اینها را خدیجه، زنی ۶۲ ساله و بازنشسته آموزش پرورش از ۱۸ سال پیش یعنی سال ۱۳۸۷ می‌گوید. زمانی که زندگی‌اش به دلیل نارسایی کبد، می‌رفت که به ایستگاه پایانی برسد. این خلاصه‌ترین و واقعی‌ترین تعریف اهدای اعضا از عزیزان مرگ مغزی است. اهدای اعضا را باید از ایستگاه مرگ حتمی تعریف کرد. جایی که یک زندگی می‌رود که تمام شود، اما اهدا و پیوند اعضا، این قدرت را دارد که سرنوشت یک انسان را عوض کند. اسمش هر چه باشد مهم نیست؛ نبض دوباره زندگی، تولدی دوباره، شانسی تازه و یا .... ماجرا این است که اهدای اعضا، زنده می‌کند و زندگی می‌دهد. مثل زندگی خدیجه که ۱۸ سال است با کبد اهدایی، در سلامت کامل زندگی می‌کند. کبدی از یک جوان سرباز که دچار مرگ مغزی شده بود و دیگر مجالی برای زندگی نداشت. اما مرگ مغزی چیست؟

مرگ مغزی با کُما و زندگی نباتی فرق دارد

فهم معنای «مرگ مغزی»، ارتباط مستقیمی با رضایت خانواده برای اهدای اعضای عزیزشان دارد. دکتر احسان علی‌بیگی می‌گوید: «خانواده می‌بیند که فرزندش در بیمارستان و در اتاق مراقبت‌های ویژه بستری شده، در حالی که با دستگاه تنفس مصنوعی، سرم‌ها و دارو‌ها تحت حمایت قلبی ریوی قرار دارد و قفسه سینه او بالا و پایین می‌رود و نمایشگر ضربان قلب، کار می‌کند. اما هیچ کدام از این‌ها دلیلی بر شانس ادامه حیات نیست و بیمار مرگ مغزی شده که در علوم پزشکی مساوی با مرگ پزشکی است و از منظر مرگ تفاوتی با مرگ قلبی ندارد». مادر اهداکننده سید محمدجواد حسینی، زنی که فرزند ۱۸ ساله‌اش، دچار مرگ مغزی شد، می‌گوید: «در بیمارستان به من گفتند که محمدجواد مرگ مغزی شده. اما سطح هوشیاری پسرم ۳ بود. تصور می‌کردم وقتی سطح هوشیاری ۳ هست، یعنی حالش خوب می‌شود. بعد‌ها فهمیدم حتی معیار سطح هوشیاری در مرگ مغزی با کما فرق دارد.»

پاسخ به ابهامات یک دغدغه حیاتی: چرا راضی به اهدای اعضایم در زمان وقوع مرگ مغزی نیستم؟

 دکتر کتایون نجفی‌زاده در توضیح معنی مرگ مغزی می‌گوید: جمجمه، توپی استخوانی است که محتویات داخل آن نمی‌تواند از بیرون گسترش یابد. پس هر حادثه‌ای که سبب افزایش فشار داخل جمجمه شود، مشکل‌ساز است. از جمله یک ضربه که باعث ورم مغز و نرسیدن اکسیژن می‌شود. در این حالت، فشار جمجمه افزایش می‌یابد و چهار رگی که از داخل گردن به جمجمه رفته‌اند و خون‌رسانی انجام می‌دهند، میان این فشار بسته می‌شوند؛ بنابراین تمام سلول‌های مغز می‌میرند و طی سه روز، متلاشی می‌شوند. اگر جمجمه فرد مرگ مغزی را سه روز بعد باز کنیم، با جسمی متعفن، لزج و بی‌شکل مواجه می‌شویم که به هیچ وجه امکان برگشت ندارد. وی ادامه می‌دهد خداوند در قلب انسان، یک باتری اتوماتیک قرار داده است که مادامی که به آن اکسیژن می‌رسد می‌تواند ضربان قلب را ادامه دهد.

مرگ مغزی مثل گلی است که آن را از ساقه چیده باشند. این گل به‌زودی پژمرده شده و از بین می‌رود و امکان برگشت ندارد. اما در حالت کما و زندگی نباتی، ساختمان مغز متلاشی نشده ولی فعالیت نمی‌کند و ممکن است فرد در این دو حالت، دهه‌ها زنده بماند و امکان دارد روزی فعالیت مغز وی دوباره آغاز شود. در حالیکه در مرگ مغزی این امکان به هیچ وجه وجود ندارد

در مرگ مغزی به دلیل از بین رفتن مغز و مرکز تنفس که در ساقه مغز قرار دارد نفس قطع می‌شود. اگر به شکل مصنوعی به باتری قلب، اکسیژن داده شود، تپش را ادامه می‌دهد. در حالیکه فرد مرده و مغز، متلاشی شده است و به دلیل سموم ترشح شده از مغز، هر لحظه امکان دارد قلب هم دچار ایست شود. مرگ مغزی مثل گلی است که آن را از ساقه چیده باشند. این گل به‌زودی پژمرده شده و از بین می‌رود و امکان برگشت ندارد. اما در حالت کما و زندگی نباتی، ساختمان مغز متلاشی نشده ولی فعالیت نمی‌کند و ممکن است فرد در این دو حالت، دهه‌ها زنده بماند و امکان دارد روزی فعالیت مغز وی دوباره آغاز شود. در حالیکه در مرگ مغزی این امکان به هیچ وجه وجود ندارد.

 تأیید مرگ مغزی، نیازمند یک پروتکل دقیق است

 مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایرانیان، درباره شناسایی موارد مرگ مغزی می‌گوید: زمانی‌که با یک مورد مشکوک به مرگ مغزی مواجه می‌شویم، پزشک بر بالین فرد حاضر و نوار مغزی و معاینات مربوطه انجام می‌شود و با توجه به نتیجه، تأیید اولیه مرگ مغزی صادر می‌گردد. سپس تیم اهدای عضو، مطلع و بر بالین بیمار حاضر می‌شود. 

 دکتر علی‌بیگی معتقد است قوی‌ترین پروتکل‌های تشخیص و تأیید مرگ مغزی دنیا در کشور ایران وجود دارد. چون ۴ پزشک متخصص و متعهد با تخصص‌های داخلی، بیهوشی، داخلی مغز و اعصاب و جراحی مغز و اعصاب به عنوان ۴ نماینده مورد وثوق وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (که متولی امر اهدا و پیوند اعضا است)؛ پیگیری فرایند را انجام می‌دهند. او در ادامه می‌گوید: «نماینده پزشکی قانونی نیز بر این فرآیند نظارت دقیق دارد. از طرفی برای تشخیص و تایید مرگ مغزی به معاینات بالینی بسنده نمی‌شود و تست‌ها و بررسی‌های پاراکلینکی تخصصی مانند نوار مغزی، آنژیوگرافی، سونوگرافی، اسکن رادیوایزوتوپی و تست آپنه، از جمله مواردی است که در قطعیت وقوع مرگ مغزی به تیم تشخیص و تایید کمک می‌کند.» 

 فرصت برای رضایت به اهدای اعضا بسیار کم است

 «پدر محمد جواد، تصمیم رضایت برای اهدای اعضا را به من سپرد. تصمیم خیلی سختی بود. از یک طرف از خودم می‌پرسیدم اگر برگردد چه؟ و از طرف دیگر نگران بودم، زمان طلایی برای اهدای اعضا، از دست برود. از همه خواستم که با محمدجواد در اتاق ICU تنها باشم. کنار تختش نشستم. پلکش را باز کردم. دیدم محمدجواد نیست. خیلی وقت است که رفته و مرده است. دلم قرص شد که برنمی‌گردد.»

 اینها را مادر محمدجواد از دوراهی سرنوشت‌ساز پیش رویش می‌گوید. دوراهی‌ای که سرانجام از آن سربلند بیرون آمد و قبل از آنکه زمان طلایی سپری شود، اعضای پسر جوانش را اهدا کرد. اما همیشه این اتفاق نمی‌افتد. اهمیت زمان آنجایی معلوم می‌شود که بدانیم بعد از تایید مرگ مغزی، زمان به شدت علیه بیماران نیازمند پیوند، عمل می‌کند. به بیان دیگر از لحظه بروز مرگ مغزی اعضا به دلیل سموم ترشح شده از مغز متلاشی شده و ساعت به ساعت کیفیت خود را از دست می‌دهند. به طوریکه ممکن است اگر در لحظه اول ۸ عضو قابل اهدا بوده، روز چهارم فقط ۳ عضو قابل اهدا باشند. در نتیجه بسیاری از اعضای قابل اهدا، در هر سال به زیر خاک می‌رود که این فاجعه است.

 مادر سیدمحمد جواد می‌گوید بعد از اهدای اعضا، با بعضی از خانواده‌هایی که عضو فرزندشان را اهدا کرده‌اند در تماس بوده است: «یک مادری به من گفت که رضایت ندادم قرنیه فرزندم اهدا شود. چون فرزندم چشمان زیبایی داشت. دلم نیامد. به او جواب دادم این چشم زیر خاک می‌رود و نابود می‌شود. اما اگر اهدا کنی، دوباره بخشی از فرزندت در جسم انسان دیگری، زنده و باقی می‌ماند.»

رضایت گیری از خانواده متوفی نیازمند تخصص و آموزش است

 زمانی که خبر مرگ مغزی به مادر محمدجواد داده شد، تیم فراهم آوری اعضای پیوندی در بیمارستان سینا راجع به اهدای اعضا با او شروع به گفت‌و‌گو کردند: «اولش متقاعد نمی‌شدم. فکر می‌کردم که محمد جواد به کما رفته و امکان برگشت دارد. دکتر ظاهری در بیمارستان سینا تمام تلاشش را کرد که به من توضیح بدهد کما با مرگ مغزی فرق دارد. انواع و اقسام آزمایش‌ها را انجام داده بودند و در نهایت اعلام کردند مرگ مغزی قطعی است.» همراهی تیم فراهم‌آوری اعضای پیوندی از پزشکان، پرستاران و کادر اداری بیمارستان سینا در تصمیم او بسیار موثر بود. دکتر نجفی‌زاده در ارتباط با فرایند رضایت‌گیری از خانواده می‌گوید کلیه دانشگاه‌ها و دانشکده‌های علوم پزشکی کشور، واحد اهدای عضو دارند. این واحد اهدا، یک رئیس، یک هماهنگ کننده ارشد و چند کوردینیتور دارد. با توجه به شرایط بغرنج و سخت خانواده‌ها، هر کسی اجازه ندارد با آن‌ها صحبت کند. کوردینیتور به همراه پزشک ICU با خانواده صحبت می‌کند. 

پاسخ به ابهامات یک دغدغه حیاتی: چرا راضی به اهدای اعضایم در زمان وقوع مرگ مغزی نیستم؟

 پزشک ICU وضعیت مرگ مغزی را برای خانواده شرح می‌دهد و کوردینیتور، درخواست اهدای عضو را مطرح می‌کند. دکتر امید قبادی، نویسنده کتاب «۸۵ تکنیک شیوه‌های اصولی و نوین رویارویی با خانواده‌های افراد مرگ مغزی» می‌گوید کوردینیتور باید برونگرا بوده، ویژگی‌هایی شامل روابط عمومی قوی و توانایی درک احساسات را داشته باشد. در حال حاضر ۲۵۰ کوردینتور آموزش‌دیده در کل کشور داریم.

چرا خانواده‌ها با اهدای اعضا مخالفت می‌کنند؟

 «مردم در قبال شنیدن کلمه مرگ، می‌دانند باید چه کنند. اما در قبال شنیدن مرگ مغزی نمی‌دانند. چون مرگ در دل جامعه رخ می‌دهد. اما مرگ مغزی در محیط درمان اتفاق می‌افتد. در حالیکه عزیزشان تحت درمان است و مراقبت‌های درمانی دریافت می‌کند.» این را دکتر علی‌بیگی می‌گوید و معتقد است اولین و مهم‌ترین دلیل مخالفت خانواده‌ها با اهدای اعضا، عدم دریافت مفهوم مرگ مغزی است.  اینجاست که اهمیت فرهنگ‌سازی خودش را نشان می‌دهد. دکتر کتایون نجفی‌زاده نیز می‌گوید: در شرایط بحرانی و لحظه بحرانی تازه می‌خواهیم به خانواده اطلاع‌رسانی کنیم که مرگ مغزی چیست و او ممکن است نپذیرد. در حالیکه این موضوع را باید از قبل فرهنگ سازی می‌کردیم.

 دکتر قبادی می‌افزاید: عدم رضایت خانواده‌ها، در تمام دنیا ۲۰ دلیل دارد که به دو قسمت تقسیم می‌شود. عدم باور مرگ مغزی و دوم عدم تمایل به اهدای عضو. در بخش اول، خانواده‌ها، ضربان قلب را می‌بینند و فکر می‌کنند بیمارشان امکان حیات دارد که این نیاز به فرهنگ‌سازی دارد. در بخش دوم خانواده‌ها می‌گویند نمی‌دانیم فرد متوفی راضی به این کار هست یا نه. اینجاست که اهمیت کارت اهدای عضو روشن می‌شود. یک دلیل دیگر را هم می‌توان به دلایل بالا اضافه کرد؛ و آن اینکه فرد مصاحبه‌کننده یا کوردینیتور به اندازه کافی حرفه‌ای نبوده است. به جز این موارد، دکتر علی‌بیگی، موارد دیگری را در عدم رضایت خانواده‌ها دخیل می‌داند. از جمله عدم اعتماد به سیستم اهدای اعضا: «آن‌ها با نگرانی می‌پرسند این اعضا به چه کسی می‌رسد؟ در جواب تلاش می‌کنیم به آن‌ها اطمینان دهیم که این اعضا در نهایتِ امانت‌داری و کاملا رایگان به دست بیمارانی می‌رسد که جانشان در لبه مرگ و زندگی است». 

 دکتر علی‌بیگی در ادامه می‌افزاید ترس از مثله شدن پیکر، از مواردی است که مانع رضایت به اهدای اعضا است. در حالیکه با پیکر فرد مرگ مغزی در اتاق عمل در نهایت احترام برخورد می‌شود و به جای اعضای مشخصی که برداشته می‌شود، پروتز معادل قرار می‌دهیم به نحوی که جای خالی آن در ظاهر پیکر مشخص نباشد. در انتها پیکر تحویل خانواده داده می‌شود.

پاسخ به ابهامات یک دغدغه حیاتی: چرا به اهدای اعضایم در زمان وقوع مرگ مغزی راضی نیستم؟

 علی‌بیگی اینطور ادامه می‌دهد که عده دیگری از خانواده‌ها نگران جایگاه اجتماعی خود هستند. آنها می‌گویند اگر من این کار را بکنم، ممکن است مردم بگویند اینها رفتند و اعضای بدن عزیزشان را فروختند. وقتی خانواده چنین نگرانی‌ای را مطرح می‌کند، به او اطمینان می‌دهیم که نماینده‌ای از تیم فراهم‌آوری اعضا در تمام مراسم‌های خانواده حضور می‌یابد و درباره بزرگی کار خانواده و فرد متوفی صحبت می‌کند. حضور فعالانه تیم ما در مراسم‌ها به خصوص در قطعات اختصاصی اهداکنندگان زندگی که در بهشت زهرا (قطعات ۲۵۵، ۳۰۵ و ۳۰۷) واقع شده کمک شایانی جهت بهبود حال روحی و پیگیری مطالبات و پاسخ به ابهامات خانواده، بستگان و آشنایان فراهم می‌کند.

 مورد دیگر، ماجرای انجام مراسم‌ها است. از آنجایی که مراسم کفن و دفن در کشور ما بسیار حیاتی و مهم است، خانواده نگران است که پیکر را دیر تحویل بگیرد. در حالیکه برداشتن اعضا از پیکر متوفی حداکثر ممکن است یک روز، مراسم کفن و دفن را به عقب بیندازد.

اغلب مراجع اهدای اعضا از عزیزان مرگ مغزی را مشروع می‌دانند

 سال ۱۳۶۸، فرمان تاریخی و پیشرو امام خمینی (ره) مبنی بر مشروع دانستن اهدای اعضا از بیمارانی که مرگ مغزی آنان مسلم شده، کمک بزرگی به مسیر اهدا و پیوند اعضا در ایران کرد. همچنین اکثر مراجع از جمله رهبر شهید آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله نوری همدانی، آیت‌الله مکارم شیرازی و آیت‌الله شبیری زنجانی اهدای اعضا را جایز دانسته‌اند. تقریبا تمامی این مراجع بر موضوع اطمینان از مرگ مغزی و ضرورت اهدا تاکید کرده‌اند. اینکه «حیات مسلمانی بر قطع عضو از میت مسلمان دیگر بستگی داشته باشد». با توجه به مرگ روزانه ۱۵ نفر از نیازمندان به عضو سالم، بیشتر از هر ادله دیگری این ضرورت آشکار می‌گردد.

۷) کارت اهدای عضو، مثل یک وصیتنامه، تصمیم بازماندگان را ساده می‌کند

 «سال ۱۴۰۳، یک ماه قبل از اینکه محمدجواد دچار مرگ مغزی شود، یک روز صبح به من گفت مامان برویم و کارت اهدای عضو بگیریم. برای خودم عجیب بود که چرا یکدفعه این را می‌گوید. محمدجواد پر از شور زندگی و امید و فعالیت بود.» همین یک جمله سید محمدجواد حسینی به مادرش و بازماندگان کمک کرد تا در هنگام رضایت برای اهدای اعضا، یقین داشته باشند که محمد جواد هم همین را می‌خواهد. طبق آمار‌های منتشر شده، تنها ۱۰ درصد از ایرانیان، کارت اهدای عضو دارند. در حالیکه مثلاً در کشور آمریکا، ۷۴ درصد مردم کارت اهدای عضو دارند.

 علت این آمار کم را از دکتر علی‌بیگی می‌پرسیم. او پاسخ می‌دهد که آمار در ایران بیش از ۱۰ درصد است. چون ابتدا بخشی از ثبت‌نام‌ها به صورت دستی ثبت شدند و سپس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی سایت ثبت نام کارت اهدا به نشانی Ehda.ir را راه‌اندازی کرد. اخیرا از سال ۱۳۹۴ به بعد هم، انجمن اهدای عضو، یک دیتا سنتر تشکیل داده و دانشگاه‌های علوم پزشکی مشهد و برخی دیگر نیز اقدامات متفاوتی در خصوص کارت اهدای عضو انجام داده‌اند: «اگر همه اینها جمع شود، آمار‌ها کمی بیشتر از ۱۰ درصد می‌شود. از طرفی بخشی از جامعه ما خردسال است که انتظار مشارکت نداریم. قشری هم میانسال به بالا هستند. در این زمینه نیازمند فرهنگ‌سازی هستیم. چون افراد میانسال تصور می‌کنند اعضای بدنشان، دیگر مناسب اهدا و پیوند اعضا نیست. در حالیکه کیفیت زندگی و سلامت اعضا نقش تعیین‌کننده‌تری دارند. در دنیا، از فرد ۸۳ ساله، اهدای قلب و از فرد ۱۰۳ ساله، اهدای قرنیه داشته‌ایم. در واقع کیفیت اعضای بدن است که تعیین می‌کند اهدا انجام شود یا نه.»

در دنیا، از فرد ۸۳ ساله، اهدای قلب و از فرد ۱۰۳ ساله، اهدای قرنیه داشته‌ایم. کیفیت اعضای بدن است که تعیین می‌کند اهدا انجام شود یا نه

 علی بیگی در ادامه می‌افزاید مشکل دیگر، باور‌های غلط است. برخی می‌گویند اگر کارت اهدای عضو بگیریم، نکند که حتما مرگ مغزی شویم. در حالیکه اینها خرافات است. در نهایت اینکه وقتی موضوع، موضوع شادی باشد، مردم مشارکت می‌کنند. اما در ثبت نام کارت اهدای عضو، به جهت موضوع مرگ مغزی، این مشارکت پایین می‌آید. همچنین از اواخر دولت دوازدهم، ثبت نشان قلب قرمز روی کارت گواهینامه مصوب شد. هر چند که اجرایی شدن آن طول کشید. به این معنی که از متقاضیان گواهینامه می‌پرسند که تمایل به اهدای عضو دارند یا نه. اگر جواب مثبت بود، یک نشان قلب قرمز روی گواهینامه آنها نقش می‌بندد. 

 منیره، مادر سید محمدجواد حسینی می‌گوید وقتی به اهدای اعضا پسرم رضایت دادم، بلافاصله به شکل سیستمی در همان بیمارستان برای خودم هم درخواست کارت اهدای عضو کردم.

 همچنین ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که داشتن کارت اهدای عضو به معنای نادیده گرفتن حق خانواده نیست. در نظام سلامت ایران، تصمیم گیرنده نهایی، همچنان خانواده متوفی است. این کارت فقط نقش یک وصیتنامه را بازی می‌کند.

شرایط اجتماعی مانند جنگ و کرونا، باعث کاهش پیوند اعضا می‌شود

 بهانه این گزارش، کاهش آمار پیوند اعضا در کشور و لاجرم افزایش مرگ و میر ناشی از عدم دریافت اعضای پیوندی سالم است. اما دکتر علی بیگی می‌گوید این موضوع ارتباط تنگاتنگی با شرایط اجتماعی در کشور دارد. هر رویدادی که اولویت‌ها را تغییر دهد، به روند اهدای اعضا صدمه می‌زند. کتایون نجفی زاده در تأیید این مطب می‌گوید قبل از کرونا روزی ۷ تا ۱۰ نفر بر اثر عدم پیوند اعضا در کشور فوت می‌کردند. در جریان کرونا این آمار به روزی ۱۰ تا ۱۲ نفر رسید. هم اکنون بعد از جنگ رمضان، این آمار به شکل تقریبی به بالای ۱۵ نفر رسیده است.

 از او درباره میزان رضایت به اهدا پرسیدیم. نجفی‌زاده پاسخ داد اتفاقاً موارد رضایت کم نبوده و این نشانه فهم مردم ماست که حتی در شرایط سخت و جنگ هم می‌دانند انتخاب درست چیست. اما دلیل افزایش مرگ و میر ناشی از عدم دریافت عضو به خاطر شرایط جنگی و اولویت کادر درمان در خصوص رسیدگی به مجروحین و سایر تبعات جنگ بوده است. با این وجود باز هم در این شرایط و در این ایام، ۸۰ اهدای عضو داشته‌ایم. یعنی اقلا ۲۴۰ نفر از نیازمندان به عضو، توانسته‌اند عضو سالم دریافت کنند. که این نشان از فداکاری تیم‌های اهدا و پیوند اعضا است.

 دکتر کتایون نجفی زاده، مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایرانیان ادامه می‌دهد: اگر فقط یک نمونه از مشکلات پیوند در دوران جنگ را بگویم، باید مثلا به موضوع پیوند کبد اشاره کنم. یکی از مراکز بسیار فعال پیوند کبد شیراز است که کبد اهدایی را از تمام نقاط کشور از طریق هوایی و زمینی برای پیوند به شیراز منتقل می‌کند. شما در نظر بگیرید در شرایط جنگی و عدم ترابری و پرواز به شیراز، امکان رساندن کبد در زمان مشخص و پیوند آن با مشکلات بسیار رو‌به‌رو بوده است.» به دنبال این مطالب خوب است این مورد را هم اضافه کنیم که ایران در آسیا، مقام اول اهدای عضو و پیوند اعضا را دارد. همچنین ایران، از معدود کشور‌های خاورمیانه است که تمام عمل‌های پیوند را انجام می‌دهد. اگرچه که این نکات، نمی‌تواند از مسئولیت فرهنگ‌سازی و آگاهی‌بخشی روزافزون در زمینه اهدای عضو کم کند.

پیگیری‌ها بعد از پیوند ادامه دارد

 خانواده‌هایی که با مرگ مغزی عزیزشان رو‌به‌رو بوده‌اند، بعد از فوت او، رها نمی‌شوند این موضوع یکی از رسالت‌های مهمی است که شبکه فراهم‌آوری اعضا و نسوج پیوندی دانشگاه علوم پزشکی با جدیت به آن پرداخته و اقدامات متعدد و متنوعی جهت بهبود حال روحی خانواده‌ها به صورت منسجم و مداوم انجام داده است. دکتر قبادی در خصوص آن‌هایی که رضایت دادند و آن‌هایی که رضایت ندادند، می‌گوید طی مطالعه‌ای که انجام دادیم بعد از ۶ ماه با خانواده‌هایی که رضایت نداده بودند تماس گرفتیم.

 خانواده‌ها تا ۸۵ درصد گفته‌اند عدم رضایتشان به خاطر اطرافیان بوده است. جالب اینجاست که ۶۰ درصد از همین خانواده‌ها، طبق گفته‌های خودشان، با اطرافیانی که نظر آنها را به سمت مخالفت برده‌اند، قطع رابطه کرده‌اند. این یعنی اغلب خانواده‌ها از اینکه رضایت نداده‌اند، پشیمان هستند. از منیره، مادری که رضایت داد تا اعضای تنها فرزندش را اهدا کند پرسیدیم می‌داند این اعضا به چه کسانی رسیده است؟ او پاسخ داد: «هدیه‌ای را که داده باشم، پیگیری نمی‌کنم. اما یک بار از طریقی متوجه شدم که قلب محمدجواد به یک بیمار نیازمند در ارومیه رسیده است. صدای این فرد را در یک برنامه تلویزیونی برای من پخش کردند.»

 از خدیجه سهلی، کسی که کبد دریافت کرده است پرسیدیم آیا تا به حال رد و نشانی از خانواده آن سرباز جوان مرگ مغزی شده داشته است؟ او پاسخ داد در جشن نفس که یکی دو سال بعد از پیوند برگزار شد، دعوت شدم. در آنجا، من و چند نفر دیگر که عضو پیوندی دریافت کرده‌ایم، روی سِن رفتیم. در ادامه چند خانواده که عضو عزیزشان را اهدا کرده‌اند، بالا آمدند. خدیجه که به اینجای کلام می‌رسد، با بغض ادامه می‌دهد: «اهل دروغ و اغراق نیستم. اما از بین خانواده‌هایی که بالا آمدند، وقتی دو خانم جوان را دیدم، تمام بدنم شروع به لرزیدن کرد. به دلم افتاد این دو خانم، از اقوام آن سرباز هستند. همینطور هم بود. آنها، خواهر‌های آن جوان بودند.» ارتباط اهدا کننده و گیرنده تا همینجا است. خدیجه هم می‌گوید اجازه نداشتیم شماره‌ای رد و بدل کنیم. این تصمیم برای آرامش هر دو خانواده است.

 خدیجه سهلی که روزی برایش تابوت آماده کرده بودند، تنها یک نفر از هزاران بیماری است که با اهدای اعضا، فرصتی دوباره برای زندگی یافته‌اند؛ بیماری که امروز نه‌تنها زنده است، بلکه سال‌هاست در کنار فرزندان و نوه‌هایش زندگی می‌کند. در سوی دیگر این ماجرا، خانواده‌هایی ایستاده‌اند که در سخت‌ترین لحظه عمرشان، میان غم از دست دادن عزیزشان و امید بخشیدن به زندگی دیگران، انتخابی بزرگ کرده‌اند. انتخابی که اگرچه درد فقدان را از میان نمی‌برد، اما آن را به معنایی ماندگار پیوند می‌زند.

 خداوند در قرآن می‌فرماید: «هر کس انسانی را از مرگ نجات دهد، چنان است که گویی همه انسان‌ها را نجات داده است.» شاید هیچ توصیفی رساتر از این آیه برای اهدای اعضا وجود نداشته باشد.

 

گزارش از حکیمه صنیع‌فر

 

ارسال دیدگاه
captcha