غذا دادن به حیوانات خیابانی؛ مهربانی یا تشدید یک بحران زیستمحیطی؟
افزایش جمعیت سگها و گربههای آزادگرد در سالهای اخیر به یکی از موضوعات مهم و بحثبرانگیز در حوزه محیط زیست، مدیریت شهری و رفاه حیوانات تبدیل شده است. در حالی که بسیاری از شهروندان غذا دادن به این حیوانات را اقدامی انسانی و اخلاقی میدانند، کارشناسان نسبت به پیامدهای اکولوژیک، بهداشتی و مدیریتی این روند هشدار میدهند. دسترسی مداوم حیوانات بدون صاحب به منابع غذایی میتواند به افزایش جمعیت آنها، گسترش حضورشان در حاشیه شهرها و زیستگاههای طبیعی و در نهایت تشدید فشار بر حیاتوحش منجر شود.
در گفتوگوی پیش رو با پوریا قلیچخانی، به بررسی ابعاد مختلف این چالش، تأثیر سگهای آزادگرد بر تنوع زیستی و حیاتوحش، پیامدهای تغذیه بیضابطه حیوانات خیابانی و همچنین راهکارهای علمی و پایدار برای مدیریت جمعیت آنها پرداختهایم؛ موضوعی که حل آن نیازمند نگاهی واقعبینانه، مبتنی بر شواهد علمی و همکاری نهادهای مسئول و شهروندان است.
- چرا کارشناسان محیط زیست با غذا دادن بیضابطه به سگها و گربههای خیابانی مخالف هستند و این اقدام چه تاثیری بر افزایش جمعیت آنها و برهم خوردن تعادل اکولوژیک شهرها و حاشیه شهرها دارد؟
در مدیریت جمعیت حیوانات آزادگرد، یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده اندازه و پایداری جمعیت، دسترسی به منابع غذایی است. هرچه سگها و گربههای بدون صاحب به منابع غذایی پایدارتر و در دسترستری دسترسی داشته باشند، نرخ بقا، سلامت و موفقیت تولیدمثل آنها افزایش مییابد و در نتیجه جمعیت این حیوانات در یک منطقه تثبیت شده یا رشد میکند. به همین دلیل، در بسیاری از دستورالعملها و برنامههای بینالمللی مدیریت حیوانات آزادگرد، مدیریت پسماند شهری و کاهش دسترسی حیوانات به منابع غذایی رهاشده، یکی از ارکان اصلی کنترل جمعیت محسوب میشود. زمانی که در نقطهای از شهر بهطور مستمر و بدون برنامه به سگها یا گربههای خیابانی غذا داده میشود، آن محل بهتدریج به کانون تجمع حیوانات تبدیل میشود. این وضعیت میتواند به افزایش تراکم جمعیت، جابهجایی حیوانات از مناطق دیگر، افزایش رقابت و درگیری میان آنها و در نهایت گسترش جمعیت در سطح شهر منجر شود.
از منظر اکولوژیک نیز پیامدهای این موضوع تنها به محیطهای شهری محدود نمیشود. جمعیتهای متراکم جانوران آزادگرد معمولاً به حاشیه شهرها و زیستگاههای طبیعی گسترش پیدا میکنند. در چنین شرایطی احتمال تعارض با حیاتوحش، انتقال بیماریها، رقابت با گونههای بومی و شکار پستانداران، پرندگان و خزندگان وحشی افزایش مییابد؛ موضوعی که میتواند بر تعادل اکولوژیک مناطق طبیعی پیرامون شهرها تأثیر منفی بگذارد.
البته باید تأکید کرد که حل این مسئله صرفاً با توصیه به شهروندان برای غذا ندادن به حیوانات امکانپذیر نیست. مدیریت مؤثر نیازمند مجموعهای از اقدامات مکمل از جمله مدیریت اصولی پسماند، جلوگیری از رهاسازی حیوانات خانگی، آموزش عمومی و اجرای برنامههای علمی و بلندمدت کنترل جمعیت است. بدون چنین رویکرد جامعی، نمیتوان انتظار داشت که مشکل بهصورت پایدار و ریشهای حل شود.
- سگهای رها شده چه تاثیری بر حیات وحش بومی میگذارند و آیا تغذیه مداوم آنها توسط انسان باعث تغییر رفتار طبیعی آنها میشود؟
سگهای آزادگرد در بسیاری از کشورها به عنوان یکی از عوامل مهم فشار بر تنوع زیستی و حیاتوحش شناخته میشوند. این تأثیرات میتواند به اشکال مختلفی از جمله شکار مستقیم گونههای جانوری، تعقیب و ایجاد استرس برای حیاتوحش، تخریب لانهها و زیستگاهها، رقابت بر سر منابع غذایی و همچنین انتقال بیماریها بروز پیدا کند. در ایران نیز شواهد و گزارشهای متعددی از تعقیب یا شکار گونههای وحشی توسط سگهای آزادگرد وجود دارد. این موضوع بهویژه در مناطق حاشیهای شهرها، روستاها و زیستگاههای طبیعی که تماس میان سگها و حیاتوحش بیشتر است، اهمیت دوچندان پیدا میکند.
در جریان یکی از پروژههای پژوهشی که سال گذشته در تالاب هورالعظیم انجام میدادم، بارها مواردی از شکار لاکپشت فراتی را توسط سگ های رها در تالاب مشاهده کردم؛ گونهای ارزشمند و شاخص که جمعیت آن با تهدیدهای متعددی مواجه است.
از سوی دیگر، تغذیه مستمر این حیوانات توسط انسان(بصورت مستقیم یا غیرمستقیم) میتواند رفتار طبیعی آنها را نیز تغییر دهد. زمانی که منابع غذایی بهصورت منظم و قابل پیشبینی در اختیار سگها قرار میگیرد، وابستگی آنها به منابع انسانی افزایش مییابد و الگوهای طبیعی جستوجوی غذا دستخوش تغییر میشود. در نتیجه، این حیوانات تمایل بیشتری به تجمع در اطراف سکونتگاههای انسانی پیدا میکنند و در برخی موارد نیز ترس طبیعی آنها از انسان کاهش مییابد. این تغییرات رفتاری نهتنها میتواند احتمال تعارض میان انسان و حیوان را افزایش دهد، بلکه زمینه گسترش جمعیت سگهای آزادگرد به مناطق پیرامونی و افزایش فشار بر اکوسیستمهای طبیعی را نیز فراهم میکند.
- بسیاری از شهروندان غذا دادن به حیوانات خیابانی را عملی انسانی میدانند. چگونه میتوان میان حمایت از این حیوانات و حفظ تعادل شهری موازنه ایجاد کرد؟
احساس دلسوزی نسبت به سگ ها و گربه های خیابانی کاملاً قابل درک است. در بسیاری از موارد، شهروندان با نیت کمک به کاهش رنج این حیوانات به آنها غذا میدهند. با این حال، مدیریت این مسئله تنها از منظر فردی و احساسی قابل بررسی نیست و باید پیامدهای آن در سطح جمعیت حیوانات، سلامت عمومی و اکوسیستم شهری نیز مورد توجه قرار گیرد.
تجربه و مطالعات جهانی نشان میدهد که تأمین مستمر منابع غذایی میتواند ظرفیت زیستگاه را برای حیوانات بدون صاحب افزایش دهد و در برخی شرایط به رشد یا تثبیت جمعیت آنها منجر شود. به همین دلیل، غذا دادن به تنهایی راهکار پایداری برای حل این مسئله محسوب نمیشود و باید در چارچوب برنامههای جامع مدیریت جمعیت انجام گیرد. در بسیاری از کشورها تلاش شده میان رفاه حیوانات و الزامات مدیریت شهری تعادل برقرار شود. این تعادل معمولاً از طریق مجموعهای از اقدامات از جمله عقیمسازی و واکسیناسیون گسترده، مدیریت صحیح پسماندهای شهری، جلوگیری از رهاسازی حیوانات خانگی، ایجاد نظام شناسایی و ثبت حیوانات صاحبدار و اجرای برنامههای علمی کنترل و ساماندهی جمعیت حیوانات بدون صاحب حاصل میشود.
نکته مهم این است که مسئولیت مدیریت این چالش صرفاً بر عهده شهروندان نیست. بدون وجود سیاستهای شفاف، برنامهریزی علمی و تأمین منابع کافی از سوی نهادهای مسئول، نمیتوان انتظار داشت که توصیههای فردی یا اقدامات پراکنده به نتایج پایدار منجر شوند. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد موفقترین برنامهها زمانی شکل گرفتهاند که مدیریت شهری، نهادهای مدنی و شهروندان در قالب یک رویکرد هماهنگ، مستمر و مبتنی بر اصول علمی با یکدیگر همکاری کردهاند.
- راهکار اصولی و علمی برای مدیریت سگها و گربههای بیسرپرست چیست و نهادهای مسئول چه وظایفی دارند؟
تجربههای جهانی نشان میدهد که مدیریت جمعیت سگها و گربههای بدون صاحب با یک اقدام واحد امکانپذیر نیست و نیازمند مجموعهای از راهکارهای هماهنگ و بلندمدت است. مهمترین این اقدامات شامل مدیریت اصولی پسماندهای شهری، عقیمسازی و واکسیناسیون، جلوگیری از رهاسازی حیوانات خانگی، شناسایی و ثبت حیوانات صاحبدار و آموزش نگهداری مسئولانه از حیوانات است. مدیریت این مسئله نیازمند همکاری چند نهاد است. شهرداریها در حوزه ساماندهی و مدیریت شهری نقش محوری دارند و نهادهای دامپزشکی نیز می توانند از منظر سلامت حیوانات، کنترل بیماریها و ارائه خدمات و مشاورههای تخصصی در این فرایند مشارکت کنند. همچنین نهادهای متولی محیط زیست باید آثار حضور حیوانات آزادگرد بر حیات وحش و تنوع زیستی را مدنظر قرار دهند.
در مجموع، کنترل پایدار جمعیت حیوانات بدون صاحب تنها در سایه یک برنامه منسجم، مبتنی بر شواهد علمی و با همکاری چندجانبه نهادهای مسئول و مشارکت شهروندان امکانپذیر است.
- ورود سگهای بدون صاحب به مناطق حفاظت شده چه تهدیدهایی برای حیات وحش ایجاد میکند؟
ورود سگهای بدون صاحب به مناطق طبیعی و حفاظتشده یکی از چالشهای جدی در حوزه حفاظت از حیات وحش محسوب میشود. این حیوانات میتوانند از چند طریق بر گونههای بومی اثر بگذارند؛ از جمله شکار مستقیم، تعقیب و ایجاد استرس، رقابت با گوشتخواران وحشی و انتقال بیماریها.
گونههایی مانند آهو، جبیر، برخی از جوندگان و همچنین پرندگانی که عموما بر روی زمین لانهسازی میکنند، در برابر این فشارها آسیبپذیرتر هستند. حتی در مواردی که شکار مستقیمی رخ نمیدهد، تعقیب مکرر میتواند باعث افزایش استرس، کاهش موفقیت تولیدمثل و برهم خوردن الگوهای طبیعی رفتار در گونه های حیات وحش شود. در نتیجه کنترل و مدیریت سگهای آزادگرد در مناطق طبیعی یکی از مؤلفههای مهم حفاظت از گونههای بومی و صیانت از تنوع زیستی کشور است.
- آیا سگهای ولگرد میتوانند با گوشتخواران بومی رقابت کنند و موضوعی مانند «گرگاس» از نظر علمی چه معنایی دارد؟
سگهای آزادگرد میتوانند از طریق استفاده از منابع غذایی مشترک و همچنین حضور در زیستگاههای طبیعی، بر برخی گوشتخواران بومی تأثیر بگذارند. در برخی مناطق، این موضوع ممکن است به رقابت بر سر منابع غذایی یا تغییر الگوی استفاده از زیستگاه توسط گونههای وحشی منجر شود.
در مورد آنچه در افکار عمومی با عنوان «گرگاس» شناخته میشود، باید با احتیاط صحبت کرد. گرگاس به حیوانی گفته میشود که حاصل آمیزش گرگ و سگ باشد. از نظر زیستی، چنین آمیزشی امکانپذیر است و در نقاط مختلف جهان نیز گزارش شده است، اما تشخیص قطعی آن نیازمند بررسیهای تخصصی و در بسیاری موارد آزمایشهای ژنتیکی است. بنابراین نمیتوان صرفاً بر اساس ظاهر یا رفتار یک حیوان درباره هیبرید بودن آن قضاوت کرد.
آنچه از منظر حفاظت از حیات وحش اهمیت بیشتری دارد، کاهش تماس و تداخل میان سگهای آزادگرد و گونههای وحشی است؛ زیرا این تماسها میتوانند پیامدهایی مانند رقابت، انتقال بیماری و در برخی موارد اختلاط ژنتیکی را به همراه داشته باشند.
- مهمترین چالشهای محیطبانان و جوامع محلی در مواجهه با سگهای ولگرد چیست؟
یکی از مهمترین چالشها برای محیطبانان و جوامع محلی، ورود سگهای آزادگرد از حاشیه شهرها، روستاها و دامداریها به زیستگاههای طبیعی است. این موضوع میتواند به افزایش تعارض با حیات وحش، آسیب به برخی گونههای جانوری، انتقال بیماری و دشوارتر شدن مدیریت مناطق حفاظتشده منجر شود. در برخی مناطق، تردد کنترلنشده سگهای گله نیز این چالش را تشدید میکند. از سوی دیگر، محیطبانان و مدیران محلی معمولاً با محدودیت منابع، امکانات و نیروی انسانی برای پایش و مدیریت این مسئله مواجه هستند. کاهش این چالش نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ از جمله مدیریت مناسب پسماند، کنترل جمعیت سگهای بدون صاحب در سکونتگاههای مجاور، مدیریت مسئولانه سگهای گله و افزایش آگاهی جوامع محلی درباره پیامدهای حضور سگهای آزادگرد در زیستگاههای طبیعی است.
- رسانهها و جامعه مدنی چه نقشی در کاهش این معضل دارند؟
مدیریت پایدار در خصوص چنین چالشی بدون مشارکت جامعه و افزایش آگاهی عمومی امکانپذیر نیست. رسانهها میتوانند با انتشار اطلاعات دقیق و مبتنی بر شواهد، به شکلگیری درکی واقعبینانه از این مسئله و پیامدهای آن برای انسان، جانوران و محیط زیست کمک کنند. همچنین پرهیز از دوقطبیسازی و تقویت گفتوگوی مبتنی بر واقعیت، از مهمترین نقشهای رسانهها در این زمینه است. در کنار رسانهها، سازمانهای مردمنهاد و فعالان اجتماعی نیز میتوانند در آموزش عمومی، ترویج نگهداری مسئولانه از حیوانات خانگی، پیشگیری از رهاسازی حیوانات و حمایت از راهکارهای علمی مدیریت جمعیت حیوانات بدون صاحب نقش مؤثری ایفا کنند.
در نهایت باز هم ذکر می کنم که حل این مسئله صرفاً با توصیه به شهروندان برای غذا ندادن به حیوانات بدون صاحب امکانپذیر نیست. مشارکت و همراهی مردم زمانی شکل میگیرد که نهادهای مسئول نیز برنامهای شفاف، علمی و قابل ارزیابی برای مدیریت این موضوع ارائه کنند و اعتماد عمومی را جلب کنند. انتظار تغییر رفتار از جامعه، بدون اقدام عملی موثر، امری دور از انتظار است. تجربههای موفق نشان میدهد که مدیریت پایدار این چالش تنها در سایه مسئولیتپذیری نهادهای متولی و مشارکت آگاهانه شهروندان امکانپذیر است. در مناطق طبیعی نیز حفاظت از حیات وحش مستلزم کاهش ورود و تردد حیوانات آزادگرد و مدیریت عوامل جذبکننده آنها در حاشیه زیستگاههای حساس است.