در پایان راه باید بتوانیم بگوییم: هرچه در توانم بود انجام دادم
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، نشست مجازی «تجربهکاوی نهادهای مدنی در توسعه عدالت آموزشی» روز دوشنبه ۱۱ خردادماه به همت خانه اندیشمندان علوم انسانی و مدرسه معلمی الفب برگزار شد. در این نشست زهرا گیتینژاد از موسسه خیریه مهر گیتی، صادق کشاورزیان از مدرسه معلمی الفب و محمدکاظم متولی از بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان، تجربههای موسسهشان را در راستای تحقق عدالت آموزشی عنوان کردند و سپس دکتر مقصود فراستخواه به عنوان جامعهشناس سخنانی را مطرح کرد و به تکریم عمل این افراد پرداخت. همچنین دکتر محمود مهرمحمدی به دلیل ضیق وقت از سخنرانی انصراف داده و ارائه مباحثش را به جلسات دیگر موکول کرد.
صد در صد کمک خیرین برای اهداف آنها هزینه میشود
آغازگر این نشست زهرا گیتینژاد بود. او ابتدا موسسه خود را مختصر معرفی کرد و بعد به بیان تجربهها و اقدامات مهر گیتی در جهت توسعه عدالت اجتماعی و عدالت آموزشی پرداخت. او گفت: اگر بعضی کشورها پیشرفته، بعضی دیگر در حال توسعه و بعضی توسعه نیافته هستند، این بر میگردد به مقوله آموزش و پرورش در آن کشورها. به گفته او، مهر گیتی در توسعه عدالت احتماعی و عدالت آموزشی چند ماموریت برای خود تعریف کرده که فراهم نمودن دسترسی دانشآموزان و دانشجویان مناطق کمبرخوردار به تجهیزات استاندارد آموزشی و ارائه خدمات آموزشی با کیفیت از طریق توسعه زیرساختهای سختافزاری (ساخت مدارس) و نرمافزاری آموزشی (آموزش با کیفیت) از این قرارند. گیتینژاد همچنین از ارزشهای مهر گیتی صحبت کرد و مهرورزی، یکدلی، رازداری در انجام وظایف و ماموریتها، حفظ کرامت انسانی جامعه هدف و... را جزو ارزشهای موسسهاش برشمرد. به گفته او صد در صد کمک نیکوکاران به موسسهاش در جهت تحقق هدف آنها هزینه میشود. به این معنی که اگر خیری مبلغی برای حمایت تحصیلی فردی اهدا میکند تمام این مبلغ برای آن فرد هزینه میشود و ریالی از آن در جهت دیگری خرج نمیشود.

به گفته مدیرعامل موسسه مهر گیتی دو طرح «کتاب برای همه» و «رایانه برای همه» ایدههایی برای تحقق عدالت آموزشی هستند که مدتهاست توسط موسسه او در حال پیگیری و انجاماند. در این طرحها هدف اهدای کتاب و کامپیوتر به مدارس و کودکان و نوجوانان مناطق کمبرخوردار است. این طرحها با اهدای کتاب و کامپیوتر دستدوم که توسط خیرین به موسسه میرسید آغاز شد و در ادامه به اهدای کالای نو به مناطق کمبرخوردار رسید. تا جایی که تاکنون بیش از ۴ میلیون جلد کتاب و ۴۲۰۰ کامپیوتر از طرف مهر گیتی به مناطق کمبرخوردار اهدا شده است.
معلم منطقهای کمبرخوردار که در آن مدرسهای توسط «مهر گیتی» ساخته شده بود، میگفت: پیش از ساخت این مدرسه، من هر روز که به کلاس درس میآمدم باید حدود ۲۰ مار و عقرب را میکشتم تا بچهها بتوانند وارد کلاس شوند. اگر شرایط تحصیل غیراستاندارد و استرسزا باشد نه معلم و نه کودک نمیتوانند آموزش با کیفیتی را تجربه کنند.
دانشآموزان در مدارس استاندارد احساس ارزشمندی میکنند
زهرا گیتینژاد در ادامه به ۴۲ سال معلمی خود در دوره ابتدایی اشاره کرد و با کمکگرفتن از این تجربه گفت: اگر شرایط تحصیل غیراستاندارد و استرسزا باشد نه معلم و نه کودک نمیتوانند آموزش با کیفیتی را تجربه کنند. او برای مثال به معلمی اشاره کرد که در یکی از مناطق کمبرخوردار که در آن مدرسهای توسط مهر گیتی ساخته شده بود، تعریف میکرد که پیش از ساخت این مدرسه، هر روز که به کلاس درس میآمد باید حدود ۲۰ مار و عقرب را میکشت تا بچهها بتوانند وارد کلاس شوند. به عقیده گیتینژاد وقتی معلم دغدغه حیوانات، گرما، سرما، طوفان و... داشته باشد نمیتواند کیفیت اموزش را بالا ببرد و اگر بچه با استرس درس بخواند نمیتواند از نظر ذهنی رشد کند. در مقابل بچهها اگر در مدرسه استاندارد درس بخوانند احساس ارزشمندی میکنند. وقتی بستر مناسب برای بچهها ایجاد شود بچهها از لحاظ عاطفی هم رشد میکنند.
این معلم بازنشسته همچنین به موضوعات فرهنگی و اقتصادی اشاره کرد که مانع تحصیل کودکان در مناطق کمبرخوردارند. او گفت: ما در بعضی مناطق مدرسه استاندارد میساختیم و بچهها شروع به تحصیل میکردند، اما بعد از مدتی میدیدیم که بچهها ترک تحصیل میکنند. تحقیق کردیم و دیدیم بچهها یا کفش و لوازمالتحریر درست ندارند یا والدین حمایت نمیکنند و برایشان مهم نیست که بچههایشان درس بخوانند. به دنبال این اتفاق ما ماهی ۵۰۰ تومان برای واریز به این بچهها در نظر گرفتیم. برای ۱۳ ماه در سال؛ که ماه سیزدهم عیدی بچههاست.

طرح لایوبوک، به ارتقای آموزش کمک میکند
گیتینژاد در ادامه به مبحث «مدرسهیاری» و طرح «لایوبوک» اشاره کرد و از تلاشهای مهر گیتی برای ارتقای آموزش سخن گفت. او همچنین از تجهیز ۱۲ هنرستان و ۲۲ خوابگاه شبانه روزی در مناطق کمبرخوردار صحبت کرد که با مبلغی بالغ بر ۹۱ میلیارد تومان از سال ۱۴۰۴ تا کنون توسط موسسهاش انجام شده است: «تجهیز یک هنرستان از ساخت مدرسه گرانتر است.» او گفت، چون در برخی مناطق مدرسههای باکیفیت ساخته شد، اما آموزش به بچهها بی کیفیت بود ایده طرح لایوبوک داده و آموزش رایگان با کیفیت به معلمان آغاز شد: «یک سال برنامهریزی کردیم و ۱.۵ سال هم طول کشید که برنامه لایوبوک آماده شود. این آموزشها در سایت مهر گیتی رایگان در اختیار همه است.»
گیتینژاد در تلاش برای ایجاد توسعه عدالت آموزشی و اجتماعی از طرح «رویش مهر» در سیستان و بلوچستان هم نام برد که با هدف برنامهریزی کنکور برای دانشآموزان جنوب این استان در حال انجام است و با کمک معلمان کاربلد محلی پیش میرود. او گفت که این طرح نتایج درخشانی داشته و قبولی کنکور این استان را بسیار بالاتر برده است.
این معلم بازنشسته در نهایت به کمپینهای مهر گیتی اشاره کرد و از کمپین «دختران فردا» نام برد که در آن «سحر طوسی» دوچرخهسوار و جهانگرد، چون دوست داشت در کارهای خیر مهر گیتی سهیم شود برای جمعاوری هزینه ساخت مدرسه، پیشنهاد داد از دریای خزر تا خلیجفارس را رکاب برند. این اتفاق با همراهی موسسه شروع و باعث شد حین رکابزنی، هزینه ساخت ۴ مدرسه از طرف خیرین اهدا شود. این مدارس امروز ساخته شده و دو مدرسه به نام خود خانم طوسی است.
گیتینژاد در پایان سخنرانی خود به جملاتی انگیزهبخش از «لویی پاستور» اشاره کرد: «در هر حرفهای که هستید نه اجازه دهید که به بدبینیهای بیحاصل آلوده شوید و نه بگذارید که بعضی لحظات تاسف بار که برای هر ملتی پیش میآید شما را به یاس و ناامیدی بکشاند. در آرامش حاکم بر آزمایشگاهها و کتابخانههایتان زندگی کنید و نخست از خود بپرسید برای یادگیری و خودآموزی چه کردهام؟ سپس بپرسید برای کشورم چه کردهام؟ و این پرسش را آنقدر ادامه دهید تا به این احساس هیجانانگیز برسید که شاید سهم کوچکی در اعتلای بشریت داشتهاید. اما هر پاداشی که زندگی به تلاشهایمان بدهد یا ندهد، هنگامی که به پایان راه نزدیک میشویم هر کدام از ما باید حق آن را داشته باشیم که با صدای بلند بگوییم: من هر آنچه که در توان داشتهام انجام دادهام.» او به دنبال این جملات گفت: من فکر میکنم آنچه در توانم بود انجام دادهام. امیدوارم که جامعه هم از فعالیتهای ما راضی باشد.
۷۰ درصد دانشآموزان مناطق کمبرخوردار سواد پایه خواندن و نوشتن ندارند
صادق کشاورزیان سخنران دوم نشست، صحبتش را با بیتی از غزلیات شمس که به گفته او یادآور فعالیت انجمنهای مردمنهاد است، شروع کرد:
چو رسول آفتابم/ به خرابهها بتابم/ بگریزم از عمارت/ سخن خراب گویم
او سپس به توصیف فعالیت و نقش این سازمانها در جامعه پرداخت و گفت: ما سازمانهای مردمنهاد از طریق ساخت مدرسه، برگزاری دوره، تربیت تسهیلگر و ... راه و مسیری برای «ما» شدن رقم میزنیم.
به عقیده کشاورزیان دولت توان رسیدن به ماموریت خودش که آموزش رایگان و باکیفیت است را ندارد و
بیش از ۷۰ درصد معلمها در ۱۴ سال اخیر تقریبا بدون هیچ آموزشی سر کلاس رفتهاند و در کنار آن، ۷۰ درصد از دانشآموزان عشایر، روستایی و شهرهای حاشیهای سواد پایه خواندن و نوشتن را ندارند و در آزمونهای بینالمللی (تیمز و پرلز) عملکرد بسیار ضعیفی از خود نشان دادهاند
در این شرایط نهادهای مدنی واسطه بین جامعه و حاکمیت هستند. او درباره این ارتباط توضیح داد: ما وقتی به جامعه رو میکنیم رویکردمان مراقبت و مسئولیتپذیری است و وقتی میرویم سمت دولت، رویکرد ما باید مطالبهگری و نقد سیاستهای آموزشی باشد. ما در مدرسه معلمی الفب همیشه این دو وجه را مد نظر قرار دادهایم.
او در ادامه از بحران ۷۰، ۷۰ نام برد و از حقیقتی تکاندهنده در بحث آموزش پرده برداشت: بیش از ۷۰ درصد معلمها در ۱۴ سال اخیر تقریبا بدون هیچ آموزشی سر کلاس رفتهاند و در کنار آن، ۷۰ درصد از دانشآموزان عشایر، روستایی و شهرهای حاشیهای سواد پایه خواندن و نوشتن را ندارند و در آزمونهای بینالمللی (تیمز و پرلز) عملکرد بسیار ضعیفی از خود نشان دادهاند.
کشاورزیان در ادامه از مدرسه معلمی الف ب و از معلمهایی که در دورهها شرکت میکنند نکاتی ارائه و به این موضوع اشاره کرد که بعضی از معلمها در مناطق دوردست احساس تنهایی و رهاشدگی دارند و حضور در این کلاسها و حال خوبی که در آن هست و پیگیریهای این نهاد مدنی حال آنها را بهبود میبخشد.
کشاورزیان در انتها از «عدالت»، «کیفیت» و «منزلت» به عنوان شعارهای بنیادین الفب نام برد و توضیح داد: ما عدالت را با تخصیص بورسیههای حمایتی به دورترین روستاها میبریم تا حق آموزش هیچ کودکی پایمال نشود. کیفیت را از طریق خلق یک اکوسیستم آموزشی مدرن با حضور بهترین استادان و مدل ارزیابی همهجانبه تضمین میکنیم و از همه مهمتر بازگرداندن منزلت است. ایستادن در کنار معلمی که در نقطه صفر مرزی در برف مانده یا معلمی که با بیماری سرطان میجنگد، اما دغدغه زیباسازی کلاس کانکسیاش را دارد.
ادامه توضیحات مدرسه معلمی الفب توسط محمدحسین حیدری، از مدیران موسسه انجام شد و او توضیحات و آمارهایی درباره عملکرد مدرسه ارائه داد. به گفته او این نهاد مدنی که در سال ۱۴۰۴ پروانه فعالیتش را به عنوان سازمان مردمنهاد ملی دریافت کرد، در سه سطح برای معلمان دوره برگزار میکند. معلمانی در این دورهها امکان حضور دارند که به لحاظ علاقه، صلاحیت و انگیزه سنجیده و برای حضور در دورهها انتخاب شده باشند. در سطح اول این آموزشها با عنوان «معلم ماهر»، معلمین باید ۸۰ ساعت آموزش برخط و تعاملی ببینند. سطح دوم با نام «معلم حرفهای»، آموزشی ۱۶۰ ساعتی دارد و در سطح سه با نام «معلم راهبر»، افراد ۲۸۰ ساعت آموزش برخط و پروژه میدانی دارند: تا کنون معلمان ۲۴ استان در این دورهها شرکت کردهاند، اما تمرکز ویژه بر استانهای سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی، خوزستان، جنوب کرمان و آذربایجان غربی است.
حیدری دستاوردهای الفب را برگزاری ۱۰۶۰ ساعت کلاس آنلاین، خدمت به افزایش کیفیت تحصیل ۲۵۰۰۰ دانشآموز، توانافزایی بیش از ۱۰۰۰ آموزگار در چهار سال تحصیلی و... عنوان کرد.
بزرگترین سرمایه اجتماعی بنیاد، تسهیلگران محلی آن هستند
سخنران سوم، محمدکاظم متولی به نمایندگی از «بنیاد توسعه و کارآفرینی زنان و جوانان» در نشست حضور داشت. او در شروع سخن، به زمان آغاز به کار موسسه خود اشاره کرد و گفت: «پیدایش آن در سال ۱۳۸۴ از دل پایاننامه کارشناسی ارشد بنیانگذار آن در حوزه توسعه کارآفرینی زنان اتفاق افتاد و به دنبال آن دو نهاد تاسیس شد. انجمن ملی زنان کارآفرین و بنیاد توسعه و کارآفرینی زنان و جوانان.» به گفته او بنیاد تا سال ۱۳۹۹، بر محور کارآفرینی فعالیت کرد و از سال ۹۹ تمرکز بر توانافزایی زنان مناطق کمبرخوردار در ابعاد فردی، اجتماعی و اقتصادی است که در راستای توسعه محلی از طریق توانمندسازی اجتماع محور انجام میشود.
بنیاد توسعه و کارآفرینی زنان و جوانان در سه بخش اجتماعی اقتصادی و مطالبهگری فعالیت دارد: در بخش اول به سراغ تثبیت گروههای خودیار زنان و تثبیت نهادهای محلی محلهمحور رفتیم که بتوانند عملکرد شبکهای را بین خودشان تقویت کنند. در بخش اقتصادی از شکلگیری کسبوکارهای خرد محلی برای زنان حمایت کردیم و توانستیم در سراسر استان سیستانوبلوچستان در ۲۸ محله، ۶۰ گروه خودیار محلی پایدار به وجود بیاوریم که با ۱۲۰۰ عضو، فعالیت کسبوکار جمعی را پیش میبرند. در بخش مطالبهگری نیز این ۶۰ گروه داوطلب زنان خودیار در توسعه محلی توانستند اقدامات مهمی جهت مطالبات خودشان از دولت و دیگر نهادهای مدنی انجام دهند.
متولی در ادامه به یک گروه تسهیلگری ۲۰ نفره محلی که زیر نظر بنیاد، آموزشهای علمی و دقیقی دیدهاند اشاره کرد و گفت آنها در کنار گروههای خودیار زنان در سیستانوبلوچستان فعالیت میکنند و بزرگترین سرمایه اجتماعی بنیاد در این پروژهاند. چون جغرافیای خودشان را میشناسند، به زبان جامعه محلی گفتوگو میکنند و خیلی از دشواریهایی که برای افراد غیربومی میتواند رخ دهد را آنها به سادگی حل میکنند.
متولی در ادامه به دیدگاهها و خط مشی موسسه خود اشاره کرد و توضیح داد که «توسعه» را میشود آموزش داد، اما مسیر آن مهم است. او گفت: «ما تجربه سالها آموزش را داشتیم، اما در پروژههای میدانی با یک خلائی مواجه بودیم. به خصوص در رویکرد توسعه جامعه محلی که تسهیلگران ما عمر ماندگاری نداشتند.» آنها به دنیال این اتفاق به فکر توانمندسازی و آموزش تسهیلگری به افراد محلی افتادند و همچنین روی ایده یادگیری مشارکتی تمرکز کردند: آموزش نباید فقط انتقال دانش باشد. یعنی به صورت یک یاددهنده و تعدادی یادگیرنده. بلکه به نظر ما باید بستر یادگیری مشارکتی به وجود بیاید. مدل ما مدل آموزش رهاییبخش است که بیانگذارش «پائولو فریره» است.» به گفته متولی آموزش رهاییبخش ویژگیهایی دارد از جمله اینکه گفتگومحور است، بر تجربه زیسته هر اقلیمی متمرکز است. هر یاددهندهای را تسهیلگر میداند و... و بنیاد روی تمام این ویژگیها در حال کار و فعالیت است.
در نهایت کاظم متولی از ضرورت «گذار از خدماتدهی به تسهیلگری» سخن گفت و افزود: تسهیلگران ما در یک سال گذشته به دلیل شرایط جامعه تابآور تر شدهاند و همین تابآوری را در ارتباط با گروههایشان به کار بستهاند. این افراد توانستهاند ارتباطات موثری را در درون استان با همه بازیگران برای مطالبات جامعه محلی رقم بزنند. آنها از الگوی مشارکت خیلی خوب بهره گرفتهاند و بین خودشان جلسات پایداری را برای اشتراک درسآموختهها و چالشهایشان برگزار میکنند. آنها همچنین تلاش میکنند تا جامعه محلی را به جای توجه به نیازهایشان به سمت توجه به داراییها و توانمندیهایشان سوق دهند تا بدانند که چطور می توانند مسائل خودشان را از طریق توانمندیهایشان حل کنند.
گیتینژاد یک ندرت است، باید انبوه شود
بخش پایانی رویداد به صحبتهای مقصود فراستخواه، جامعهشناس و استاد دانشگاه اختصاص داشت. او در سخنانش به تحلیل تجربههای سخنرانان و تکریم آنها پرداخت و با اشاره به جهان سرد و آغشته به شرارت امروز، دو راه را پیش روی جامعه ترسیم کرد: انفعال، یا تبدیل شدن به یک «سوژه فعال». او گفت که سالها پیش کتابی به نام «ما ایرانیان» نوشته و در آن به شکوه و گلایه از خودمان پرداخته است: «در پایان این کتاب به دو کلمه رسیدم. اول یادگیری و دوم کنش. نوشتم که با تمام نگونبختی و موانع و دشواریها ما دو افق داریم. یکی اینکه یاد بگیریم و دیگری اینکه عمل کنیم. یعنی سوژه باشیم. ابژه نباشیم. سوژه از شرایطی که او را احاطه کرده میتواند فاصله بگیرد و مقاومت کند.» او یادگیری و کنش را راهحل مسائل دنیای امروز هم دانست و از نمایندگان سه موسسه مردمنهاد حاضر در جلسه به عنوان سوژههایی فعال یاد کرد و در انتها گفت: ما در ایران باید افراد پیشرویی مثل خانم گیتینژاد را شناسایی کنیم. گیتینژاد یک ندرت است. باید انبوه شود.
گزارش از: زهرا صالحیزاده